The King Dae Joyoung

The King Dae Joyoung (대조영)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

DAE JO YOUNG E059 KOR HDTV XViD
A Commentary by Rahpooyan
www.forum-irani.tk

Tags

HDTV
hdtv
XviD
HD
Published on: 2016-10-01
Downloads: 30
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 184 lines.

آقا

تجويونگ ... تجويونگ حمله کرد

بلاخره تجويونگ به معبد گوناک رفته؟_ نه او اينجا در آندونگ است_

چي ؟_ دوباره بگو_

گفتي که تجويونگ به آندونگ حمله کرده ؟_ بله درسته_

غيرممکنه او دنبال شاه بوجان به معبد رفته

آنها ما را گول زده اند آنها از همون اول هم دنبال ما بودن

چي داري ميگي؟_ ژنرال سورينگ کجاست ؟_

او در اتاقهاي مهمانانه_ بيا بريم_

من ميرم ژنرال سورينگ را خبر کنم_ صبر کن منم باهات ميام_

نه اينجا جاتون امن تره مخفي شويد و بيرون نيايد

صبر کن شين سونگ

ژنرال_ شما خيلي سختي و زنج کشيده ايد_

ممنونم که زنده ايد

بيايد از اينجا بريم بيايد_

پوکون و شين سونگ خائن کجاند ؟ کجاند ؟

پوکون و شين سونگ را پيدا کنيد_ چشم_

بيايد بيرون ما گرفتيمش

ديوانه اي ؟ اينجا آندونگه تجويونگ هرگز جرات نخواهد کرد به اينجا حمله کنه

تجويونگ هرگز جرات نخواهد کرد به اينجا حمله کنه_ آنها شين سونگ را هم گرفته اند_

آنها داشتن دنبال نماينده پوکون ميگشتن

چي ؟ فورا سربازا را جمع کنيد و شمشير منو بياريد من خودم سر تجويونگ را مي برم زود باشيد

زود باشيد_ چشم ژنرال_

باور نکردنيه

چطور او جرات کرده توي روز روشن به اينجا حمله کنه گوم ناني جات اينجا امنه نميخواهد نگران باشي و همينجا بمون

پوکون کجاست ؟

حرف بزن عوضي لعنتي

کارهاي شرارت بار تو باعث مرگ بيشماري از مردم شد

علاوه بر اين تو دروازه پيونگ يانگ را باز کردي و باعث نابودي گوگوريو شدي

اگر از کارهايت پشيماني به ما بگو پوکون کجاست

من مسئول نابودي گوگوريو نيستم خود گوگوريو جوري زمين خورد که ديگه نشه احيايش کرد

خفه شو .. تو گوگوريويي هستي تو خدمتکار تانگ شدي و به مردم خودت ستم کردي اصلا پشيمان نيستي ؟

باعث تاسفه اگر تو نبودي منو برادر با هم يه دنياي تازه ميساختيم

از زير خاک اينو تماشا کن .. اين سرزمين به صاحبان اصليش مردم گوگوريو برخواهد گشت

من شايد به دست تو کشته بشم اما برادرم شين سونگ تو را نمي بخشه

اينو يادت باشه برادرم حتما انتقام منو ازت ميگيره

ما بايد از اينجا بريم .. سورينگ و سربازاش دارن ميان

پوکون را پيدا کردي ؟_ ما همه جا را گشتيم اما نميدونيم اون موش کجا قايم شده_

بايد بريم وقت نيست

جدا شيد و وقتيکه از اينجا رفتيد بيرون پراکنده شويد ما بعد از تاريکي هميدگه رو ميبينيم فهميديد ؟

بله فرمانده_ بريد_

اون کيه ؟

شين سونگه_ او مرده ژنرال_

عوضي ها او بي سلاح بوده

پوکون ؟ پوکون را هم کشته اند ؟ پيداش کنيد پوکون را پيداش کنيد

پوکون را پيداش کنيد_ چشم ژنرال_

تجويونگ .. جرات ميکني به آندونگ حمله کني؟

ژنرال او اينجاست_ پوکونه ؟_

نه شما اشتباه ميکنيد من پوکون نيستم_ بياريدش_

بله ژنرال

نه .. نه .. نه من پوکون نيستم

شما اشتباه ميکنيد من پوکون نيستم_ به هوش بيا منم_

من پوکون نيستم

بيدار شو

ژنرال_ تو ديگه در اماني_

ژنرال

خوبه .. به خودت بيا

تاسف آوره

توي روز روشن ارازل و اوباش به آندونگ حمله ميکنن ؟ واقعا تاسف آوره

چيزي درست نيست _ چي شده ؟_

تا حالا بايد يه خبري از آنها ميشد_ ژنرال

ژنرال .. تجويونگ به آندونگ حمله کرده

چي ميگي ؟

براي استاد شين سونگ و نماينده پو چه اتفاقي افتاده ؟_ خب .. پوکون زنده است اما استاد شين .. کشته شده_

برادرم

پيمان دونگ مونگ چان ما را فريب داد_ آنها پيشاپيش از نقشه ما باخبر بوده اند_

وگرنه نميتوانستن اينکار را بکنن کي ميتونسته نقشه را لو داده باشه ؟

ژنرال سورينگ خواستن که ما برگرديم

جمع کنيد تا بريم_ بله ژنرال_

جمع کنيد تا بريم_ بله ژنرال_

ما بايد بريم بيايد بيرون

چي ميگي ؟ بايد بريد ؟_ تجويونگ به آندونگ حمله کرده_

لطفا بيشتر توضيح بده_ منم خودم جزيئاتو نميدونم_

آنها براي کشتن شما نمياند پس شما هم بايد برگرديد

ما مجبوريم همين حالا برگرديم بيايد بريم

ژنرال تجويونگ موفق شده_ بله بايد موفق شده باشه_

ممنونم ازتون .. ممنونم بوداي مهربان

برادرم؟_ برو داخل_

برادر

منم شين هونگ چطوري اين اتفاق براي شما افتاد ؟ شما نميتونيد بميريد

چطور تونستيد منو تنها بذاريد و بريد ؟ برادر همه اينها تقصير منه من نتونستم از شما محافظت کنم

ما نتونستم پوکون را بکشيم

حالا که سابوگو و شين سونگ مردن او کسي را در اطرافش نداره

علاوه بر اين شما نيروهامون را هم نجات داديد

تنها فوايد اين حمله کشتن شين سونگ و نجات سربازانمون نبود

ترس و وحشت آنها مبني بر اينکه توي خانه شون هم کشته بشن از فوايد اين حمله است

مردم چنان در خيابان شادي ميکنن مثل اينکه کشور را پس گرفته ايم

بيايد سورينگ و پوکون را هم با هم بکشيم

روحيه مردانمون هرگز به اين بالايي نخواهد بود بياييد کار آنها را تمام کنيم

آنها به اعلي حضرت و چي سونگ دوباره مشکوک خواهند شد

براي مدتي پيمان دونگ مونگ چان نبايد کاري انجام بدهد

تو بايد از چي سونگ محافظت کني و به گوم ناني هم هشدار بده

چشم ژنرال اما ما نميتونيم روزه به اين بزرگي را بدونه نوشيدن بگذاريم من مقداري شراب و غذا آماده کرده ام امشب استراحت کنيد

شراب ؟ تو ذهن منو چطوري خوانده بودي ؟

باورم نميشه که چنين اتفاقي کنار گوشم افتاد

آنها از همه چيز خبر داشته اند چطور ممکنه آنها حتي فکر حمله به آندونگ را کرده باشند ؟

همه اينها تقصير توئه

بخاطر ايده احمقانه توئه

ژنرال چطور ميتونيد اينو بگيد ؟

ناراحتم کرديد_ ساکت شو_

اگر اين اتفاق به گوش دربار برسه معلوم نيست آن عوضي ها براي نابودي من چکارهايي خواهند کرد

اينها همش تقصير توئه هنپي_ ژنرال من واقعا ناراحت شدم_

چطور ميتونيد منو مقصر اين اتفاق بدونيد و سرزنشم کنيد ؟_ تو را مجازات و سرزنش کردم ؟_

آره خوبه حالا مجازاتت ميکنم نگهبانا اونجاييد ؟

فورا اين احمقو به سياه چال بيندازيد

ژنرال ؟_ چرا وايساديد ؟ يالا ببريدش بندازيدش زندان_

شما داريد منو رها ميکنيد ؟

براي هر فرد شايسته اي پاداش و براي خرابکاري و احمقي مجازات .. اين شامل تو هم ميشه

ببريدش

ولم کنيد .. ژنرال شما نميتونيد اين کار را با من بکنيد

شما نميتونيد منو مثل کفش کهنه دور بيندازيد_ ساکت شو_

يالا از اينجا ببريدش_

ژنرال ... ولم کنيد عوضي ها_

نقشه عالي .. حداقل يه کفش کهنه را ميشه تعمير کرد

عوضي احمق

آخ سرم

آهونگ ممکنه عشق من باشي و يه کاري براي من بکني ؟

من هرگز تا حالا دست يه زنو لمس نکردم تو ميذاري من دست تو را بگيرم ؟

من شايد اينجا بعنوان يه بانوي عشرتکده اي کار کنم اما من مال خانواده محترم و اصيل هستم نفرت انگيز

خب بذار من يکبار دستتو بگيرم

چه ته ؟ تو مثل يه ديو ميموني

ديو ؟_ بذار برات يه ليوان بريزم_

نميخوام

تو وقتيکه چيزي ميخوري خيلي جذابي

برادر بلندشو از اينجا برو

اينجا جاي سه نفر نيست نمي بيني دارم کار ميکنم ؟

کاري به من نداشته باشو کارتو انجام بده من دارم شراب ميخورم

چي ؟ عوضي نامرد

ديگه بايد غصه خوردن را تمام کنيد

من غصه نميخورم دارم روي نابودي تجويونگ فکر ميکنم

پله به پله به عقب برگشتم که بفهمم کي و کجا ما اشتباه کرديم فهميدم که ما سرنخهاي زيادي را از دست داده ايم

منظورت چيه ؟

اگر نمي توني دشمنت را ببيني حتما او پشت سرته

او خيلي به ما نزديکه

تو فکر ميکني کي باشه ؟

ممکنه من باشم يا شما باشيد يا شاه بوجان و يا نامسينگ باشه هر کسي که نزديک ماست ميتونه باشه

فانوسهاي دريايي پايه هاي خودشون را روشن نميکنن من ميخواهم که شما از نزديکترين افراد بهمون شروع کنيد

باشه اينکارو خواهم کرد

من يه نقشه بي نقص پيدا خواهم کرد يه نقشه اي که پيمان دونگ مونگ را با ضربه سريع نابود کنه

چيزي در اين جهان هست که بهش ميگن تقدير که از قبل تعيين شده و قابل جلوگيري هم نيست

تجويونگ يه کوهي است که بايد خاک شود

اگر او کشته نشه ما نميتونيم دنيايي که ميخواهيم را بسازيم

تقدير تجويونگ اينکه به دست من کشته بشه و تقدير من اينکه پام را روي بدن او بذارمو از نردبان ترقي بالا برم

بذار يه ليوان برات بريزم

جنگ واقعي تازه شروع شده با مرگ شين سونگ برادرش هونگ وايي هگو براي گرفتن ما مصمم تر هم خواهند شد

ميگن ايده اي که باعث نابودي گوگوريو شده مال شين هونگ بوده شنيده ام که تاکتيکها و نقشه هاش رغيب ندارن

بله من خودم اينو ديدمو ميدونم

و ارباش ايي هگو يکبار تا مرز نابودي شما پيش آمد

چطور ممکنه من بتونم اون شکستو فراموش کنم

آنها حريفهايي مثل سابوگو و شين سونگ نيستن يک اشتباه کوچک ممکنه عواقب و نتايج بدي را به همراه داشته باشه

ميدونم اگر از آنها بترسيم هرگز نمي تونيم شکست شون بدهيم

ميدونم اگر از آنها بترسيم هرگز نمي تونيم شکست شون بدهيم کسي که نقطه ضعف دشمن و طرف مقابلش را زودتر پيدا کنه اون برنده اين رقابت خواهد بود

حالا من يه همسر و فرزند گران بها دارم بخاطر تو من خانواده دار شدم

من يه اسم براي پسرمون انتخاب کردم گومي گومي ؟_

بله او بايد مثل شمشير قوي و استوار باشه

بانوي من

بانوي من لطفا يه کم از اينها را بخوريد شما چند روزه نه درست خوابيده ايد و نه درست غذا خورده ايد

مواظب گومي باش من بايد يه سفر به آندونگ برم

بانوي من

من چند روزي هست که روي انجام اينکار فکر کرده ام

شما نميتونيد هيچي را با ديدن ژنرال تجويونگ عوض کنيد

گلسابيو ژنرال سورينگ را ترک کرده مطمئنم او پيش تجويونگ برگشته

گلسابيو ژنرال سورينگ را ترک کرده مطمئنم او پيش تجويونگ برگشته

بانوي من

من نميتونم دوباره به قبيله و برادرم خيانت کنم

اگر تجويونگ بفهمه که بچه داره فاجعه خواهد شد بخاطر بچه هم که شده نميتونم بذارم او چيزي در اين باره بفهمه

من بايد قبل از اينکه پدرم برگرده از اينجا برم لطفا تا من ميرم مراقب بچه باش

بريد من از بچه مراقبت خواهم کرد

تجويونگ .. اگر زنده بودي چرا جلوي منو نگرفتي ؟ اگر خودت بودي چرا جلوي منو نگرفتي ؟ چرا ؟

حالا من بايد چکار کنم ؟ تجويونگ

من مطمئنم که امپراطور ما را دعوت کرده که بهمون يانگجو را بدهد

زمانيکه يانگجو را گرفتيم يه ايالت جديد برپا خواهم کرد

کاهان

يه کشور مستقل که ما کرانهاي چادرنشين بي مکان ميسازيم

خيلي وقته نديدمتون

ژنرال ايي مون خوشحالم دوباره مي بينم تون

شما واقعا خوشتيپ کرده ايد

خب معلومه که بعد از دعوت شخصي پادشاه اينطوري نخواهد شد ؟

امپراطور کي ما را خواهد ديد ؟

دنبالم بيايد

من خيلي خوب از کارهاي سرسختانه و وفادارانه شما آگاهم

ما از اينکه در حضور شما هستيم واقعا مفتخريم اعلي حضرت_ مفتخريم اعلي حضرت_

قبيله کران در جنگهاي ما کمکهاي بزرگي به ما کرده است

بعد از کلي فکر روي پاداشتون دربار تانگ تصميم گرفت که به شما فرمانداري اعطا کند

The King Dae Joyoung subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The King Dae Joyoung

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left