The first 200 lines.
تمام شخصيت ها، مکان ها، گروه ها، اتفاقات] [و سازمان ها در اين سريال تخيلي هستند
نميخورم
بايد بخورين
!بايد بخورين
!گفتم نميخوام. ديوونه نيستم
!فرار کن، سويول
!ولم کن! ول کن
بهت گفتم سريع بدو
!زود باش! بيا
زود باش! عجله کن! بدو
!بندازش اونور
!هوي، عجله کن
حالت خوبه؟ ريو سويول
!ريو سويول
!ريو سويول
سويول
حوصلهام سر رفته ميخواي سنگ کاغذ قيچي بازي کني؟
برنده ميزنه توي صورت بازنده
نظرت چيه؟
يهو يه چيزي به فکرم رسيد
چي؟
بين تمام لحظه هاي باهم بودنمون
گندترين لحظه کِي بود؟
کِي بود؟ کِي؟ ها؟
آتيش
!اَه
داغه
داغه
از پنجره بيرون پريديم
هميشه هم کتک کاري ميکرديم
واي خدا، آره
هر فرصتي داشتم تو رو ميزدم
حالا چرا يهو به يادشون افتادي؟
هرموقع به اون لحظه ها فکر ميکنم
حس ميکنم ميتونم هرکاري بکنم
زندگيتون مثل همين کاغذ سفيديه که جلوتونه
زندگيتون ميتونه تغيير کنه
البته بستگي به تصميماتت داره
حالا، شروع کنين
داري چيکار ميکني؟
...ايش
چي داري ميکشي؟
زندگي
مثل نقشه ـست
نقشه؟
اين "اکس" يعني چي؟
جاييه که
کسي نميتونه ببينه
يه نقطهي کور براي دوربين امنيتيه
اينجا چيکار ميکني؟ - چرا؟ -
حالا که چشمام هوشيار بنظر ميرسن، منو نميشناسي؟
همه جزئيات رو خيلي با دقت ثبت کردي
مچت گرفته شد
حالا چيکار ميتوني بکني؟ اين کارو براي زندگيم کردم
دکتر هونگ، هميشه کنجکاو بودم که چرا بين بيمارها اينقدر معروف بودي
توي فروختن مُسکِن موفق بودي
ولي اينا
نارکوتيکن
ازم چي ميخواي؟
تو بايد
منو از اينجا ببري بيرون
منو به نزديک ترين درمانگاه ببر
تا همينکه رسيدي فرار کني؟
سويول، توي دردسر افتادي
اينا ميخوان تو رو بکشن
شايد فقط بايد بهشون بگي که ميخواي برگردي، خوبه؟
من توي پنج ماه گذشته خيلي تمرين کردم
منتظر اين لحظه بودم
بازم کن
!همتون بايد بدونين
!نه، نميدونيم
!پس سعي کن بهش زنگ بزني کودن
فرار کرده گوشي نداره که
...چرا گوشي نداره
درسته نداره چون فراريه
!گندش بزنن مرتيکه رواني
توي کشوري به اين کوچيکي جايي واسه قايم شدن نيست
باورم نميشه فرار کرده
ميخواد تا آخر عمرش توي زندان بپوسه؟
رئيس پليسه
سلام قربان
منو ببخشيد
فورا دستور بازداشتش رو صادر ميکنيم
حواسم بهش هست
بله بله
اه
خدايا، سويول حتماً عقلشو از دست داده
الان چيکار کنيم؟
الان کجا ممکنه رفته باشه؟
اونو بده من
بده بذار من بيارم
اونقدرا هم سرد نيست مگه نه؟
اَه نيستش
به هر کسي که ممکنه بهش دسترسي داشته باشه زنگ زدم اصلاً نيستش
نه به ما زنگ زد نه خانوادهـش
آخه سويول کجاست؟
روانيه
توي هيچ کدوم از دوربين هاي امنيتي ديده نشد
واي خدا، خيلي احمقه آخه ميخواد چه غلطي کنه؟
...جه سون، ميدوني
اون روانپزشکه که سونبه ميديدش يادته؟
اون دروغگوي شارلاتان
يوم گون سو؟ - آره خودش -
خيلي وقت پيش فرار کرد
آره. اونجا الان خاليه
خاليه؟
!بريم - !بريم -
بازرس لي کُتـتون - زود باش -
درسته
من طرفاي 5 تا 7 صبح بدنيا اومدم. آره
درسته
به لطف شما يه روز ديگه رو هم تحمل کردم
همونطور که پيشبيني کردين بيماراي بيشتري گرفتم
به خاطر اينه که خالصانه دعا کردي
تا ماه کامل بعدي آفتابي نشو
تمرکز کن تا از شر سرنوشتت خلاص بشي
بله حتماً همين کار رو ميکنم
وايسا، انگار هزينهي عضويت اين ماهت رو هنوز نفرستادي
آها اون
ماه پيش اضافه دادم براي همين گفتين به حساب اين ماه هم ميزنين
چي؟
حسابام دستِ پسرمه
اون وکيله
حتماً از زير دستش در رفته
چون بدجور توي کارش گير کرده
آها، محض احتياط بايد اينو بگم
اگه داره بهت سخت ميگذره
هميشه ميتوني براي نصحيت هاي بدرد بخور پيش وکيل نام بياي
من مادرشم ميتونم تضمين کنم که بهتون تخفيف خوبي ميده
يه چند لحظه ببخشيد
واي خدا
آقاي ريو...نه، الان کِي هستي؟
نه، سويول
واي ديگه نميدونم
واقعاً متاسفم
عقلم سر جاش نبود
خدا رو شکر يه رابط توي پليس دارم
براي همين تونستم از قبل فرار کنم
اگه نداشتم، با تو ميفتادم پشت ميله ها
به لطف تو، بهم انگ رواني چسبوندن و توي بخش رواني ها بستري شدم
چون کسي رو نداشتم برام شهادت بده
...ميدونستم رواني نيستي ولي
...خب
به هرحال، تصميم سختي گرفتي
هنوزم يه تازهکاري
...ولي فراري بودن
ميبيني که چهار پنج ماهه کارم همينه
واقعاً افتضاحه
چرا زدي بيرون؟
يکم پيش توي اخبار گفتن
يه پليس فرار کرده
اگه بفهمه از زندان فرار کردم
باز مياد دنبالم و پيدام ميکنه؟
حتماً ميدونه با ارائهي بيانيه مخالفت کردم
چيزي داشتي که به پليس بگي؟
من همه چيزو به پليس گفتم
و ثابت شد که همش حقيقته
خيلي نگران نباش
...اون مرد، ريو سويول
به زودي جايي که بهش تعلق داره برميگرده
پس داري ميگي که
ميخواي نقطه ضعف روانيِ شين جو هيوک رو پيدا کني
همونطور که ميدوني تمام مدارک و شواهد رو از بين برده
...بذار ببينم
وقتي کسي پشت ماسک قايم بشه از چي بيشتر از همه ميترسه؟
برداشتن ماسکش؟
اينکه کسي فاش کنه اون جونگ يون هوـه؟
!دقيقاً
"بيخود نيست ميگن" کمال همنشين در من اثر کرد
بالاخره يه رواني ياد گرفت که چطور يه سايکوپث رو مهار کنه
پس بايد به اون عوضي کمک کنم تا اسمشو برگردونه
سايکوپث هايي که به طور وسواس گونه اي دقيق هستن
معمولاً ضعف هاي روانيِ کشنده اي دارن
يه چند بار که باهاشون در بيفتي
از هم ميپاشن
فکر کنم بتونم راهش رو پيدا کنم
بيا امروز رو
بدونِ دستگير شدن سر کنيم
ولي
...اگه جونگ يون هو، شين جو هيوک باشه
شين جو هيوک کيه؟
از سر راه برو کنار - برو عقب -
برو کنار - برو -
چطور جرات ميکني هلم بدي؟ - چه کوفتيه! -
!برو کنار - ...آشغال -
عوضي - وايسا -
!بس کن
همگي خفه شين
قربان - آخ -
دنبالمون کردي آره؟
ببينش، همش سعي داري به دم من بچسبي
لي هه کيوم
حواست باشه چي ميگي
به دم تو بچسبم؟ چي داري ميگي؟
بهمون خبر رسيد
که ريو سويول اينجا بود - چي؟ -
واي خدا - کي خبر داد؟ -
کي همچين خبري ميده؟
آخ، گوشم درد ميکنه
آماتور نيستم که
No comments yet. Be the first to leave one.