The first 200 lines.
این غیرقابل تحمله
این میمون یک تهدید جدیه
برادرزادهی بیچاره من رو راهی بیمارستان کرده اونم دوباره
نگاش کن
قبلاً دخترا عاشقش بودن
اما الان به هیچ دردی نمیخوره
سلام
!خفه شو مانزو
باید با هم متحد بشیم
و از خودمون در برابر این تهدید جدید حفاظت کنیم
با هم متحد بشیم؟
از کجا معلوم که این تهدید، نتیجهی
دادنِ دستور کشتن "کن تاکاهارا" توسط یکی از شما نیست؟
همهی ما از قوانین اطلاع داریم قاطی مسائل سیاسی نمیشیم
اما نباید بزاریم که یک شک باعث نابودی ما بشه
پس بهمون بگو
چیکار کنیم؟ من کاملاً در خدمت شما هستم
البته که هستی
احتمالاً خودت این میمون رو تعلیم دادی مگه نه؟
من فقط بخاطر خدمت کردن اومدم
آره جون بابات همهی ما خوب میشناسیمت
تو از مادر خودت باج گرفتی
!ساکت این میمون به مرزهای خاندانی اهمیت نمیده
برای همین مسؤلیت شکستش به عهدهی همه خاندانهاست
به همهی تبهکاران، همهی دزدها
همهی کلاهبرداران خیابونی
و همهی کسایی که میشناسین
بگین که ما اون میمون رو میخواییم مرده یا زنده
و هرکسی که اون رو تحویل بده
این جایزهشه
واو
!نه، آه، نه نه نه نه نه
چه خبرا؟ منم داداشتون ایکو
!یو یو یادتون نره لایک و سابسکرایب کنید
اوه اوه اوه پشمام
رودههاش رو دربیار جنسهارو توش بزار
رودههاش رو دربیار جنسهارو توش بزار
!همه تکرار کنن موش خرمایی با تو هم هستم
:مترجم محمدامین
باشه، باشه، باشه
آروم باش
این یارو بهترین خیاط توی توکیوـه
همهی کله گندههای تبهکارا میان سراغ خودش
میدونی راستش منم میومدم اینجا
حتی "کینگپین" هم اومده اینجا
و میدونی، پاهای اون از مال تو هم کلفت تره
ببین پسر، من کت و شلوار رو فقط بخاطر کار نمیپوشم
میدونی همه جا میپوشمش باعث میشه احساس خوبی بهم دست بده
باعث میشه باسنم خوش فرم بشه
به جز این، وقتی که نهایتاً روستر رو کشتی
باید خیلی حرفهای بنظر بیایی
بزار اینو بهت بگم دفعه بعد که اون دختره رو دیدی یکی از اینها بپوش
میدونی، حالا اسمش هر چی که هست
دیگه مجبور نیستی اونطوری ازش فرار کنی
خیلیخب میمون ساعت 7 بیا تحویلش بگیر
خیلیخب زودباش بریم حالا که برای کشتن وقت داریم
میبرمت همونجا که سوشی های موردعلاقه منو داره
میدونی، تا وقتی که هنوز رو دور شانسیم ایهام دار گفتم
وقتی آشپزش یه خیکی آشغال باشه اون وقته که میدونی کارش درسته
!وووهوو این یارو رو ببین
...اون یه نینجای واقعیه یا
اونقدارم که به هالووین نزدیک نیستیم هستیم؟
!اوه هوهو
میشلین استارز" خرج افتاد رو دستش"
!پشمام عجب صحنهای
چرا باید یه نینجا دنبال کشتن تو باشه؟
اصلا با عقل جور درنمیاد
هی هی، بزار ببینمش
آه خدای من رو سرت مژدگانی گذاشتن
برو پایین - ها؟ -
صفحه رو ببر پایین، اینجوری بچهی شیرخواره هم اینو بلده
اوه
صبر کن، این نباید حقیقت داشته باشه
هر دلار چند ینـه؟
خفه شو دارم حساب کتاب میکنم
خدایا، این مژدگانیِ خیلی زیادیه
راستش منم مژدگانیهای بزرگی رو سرم بوده
...میدونی اونا البته
تاحالا به این مقدارش رو ندیده بودم
در اصل نصف اون مژدگانی بخاطر منه
میدونی، منم تو اون عکس هستم
فقط، میدونی دیگه تو عکس ظاهر نمیشم
میدونی چیه رفیق؟ یکم ناشایستهست
که بازم در مورد مقدار مژدگانیت حرف بزنیم
میدونی،اینو متوجه شدم که وقتی یه مژدگانی به این بزرگی روی سر یکی باشه
معمولاً خیلی مخفی نگهش میداره
الان لازمه که تمرکز کنی
چون قراره با ارتشی از قاتلها روبهرو بشی پسر
میدونی، اصلاً الان چی داری که بخوای باهاشون بجنگی؟
بهتره که برگردیم به هتل و یکم اسلحه برداریم
چون خبر داغ اینه
توی توکیو الان "فصل شکار میمون"ـه داداش
اوه عالیه، همینو کم داشتیم
قبل اینکه برسیم ایستگاه بعدی تبدیل به یه میم میشی
میم چیه؟
یه... میدونی چیه بیخیالش
خدا رو شکر کن که مغزت اینقدر کوچیکه که نمیفهمی
وقت سروصداست
سبک آمریکایی
خب آقای مژدگانی
چرا به این رفقا نشون نمیدی که چقدر میارزی؟
ها؟
خب
از تمیز ترین کارهات نبود
البته اگه دنبال انتقادات و پیشنهاداتی
آینده متعلق به آنهایی نیست
که خواهان شعلههای افراطگری هستد
و زمانی که ما در قدرت باشیم
!هرگز چنین نخواهد شد
جناب یوکوهاما، قربان
در مورد شایعهی میمونی که
در حال کشتن خلافکاراست نظری ندارید؟
اظهار نظری ندارم
من یه اظهار نظر دارم
داری چیکار میکنی؟ سوار ماشین شو
اوزو" من و عموی من رو تهدید به مرگ کرده"
و یکی از طرفدارهای اوزو تقریباً
نزدیک بود اون تهدید رو اجرایی کنه
پس هر عمل خشونت آمیزی که این میمون ممکنه انجام داده باشه
در مقابل اعمال اوزو هیچی نیست
بیشتر از این وقت نداریم خیلی سپاسگذارم
از یه میمون شورشی حمایت میکنی
و اوزو رو متهم به قتل میکنی؟
داری چه فکری با خودت میکنی؟
دارم فکر میکنم که اون سعی داشت منو بکشه و تو هیچ کاری بابتش انجام ندادی
وقتی که یه نوجوان بودی این خویِ خشمگینت قابل کنترل بود
اما همچین خودسریِ بیفکرانهای
میتونه باعث نابودی کمپین بشه
ووو، این یارو رو ببین
حاجی پشمام
امروز روز شانست نیست
هی وو وو وو باهاش درگیر نشو باشه؟
ممکنه که یه یاکوزا باشه اما بازم یه پلیسه
نمیتونم چیزی ببینم
طبق یک افسانه باستانی ژاپنی
این تابوت، مال یک محافظ افسانهایِ
اهل توکیو به نام
یوکیـه
!من صلح رو به توکیو برمیگردونم
نترسین این جزئی از نمایشه
هرج و مرج میمونی امشب هم ادامه دارد
در ابتدا، به طور بیرحمانهای اعضای یک گروه تبهکاری را
در متروی توکیو قتل عام کرده
و حالا به یکی از اعضای
واحد سوارکاران اداره پلیس توکیو حلمه کرده
و اسب وی را دزدیده
که باعث ایجاد یک سوال میشود
نفر بعدی در لیستِ قتل میمون چه کسیست؟
!آههه
!این یه بیحرمتیه
!آههه
کل روز رو اینجا بودیم و نتیجهش چی بوده؟
مرگ بیشمار یاکوزا و حتی بیشتر از اون، میمونهای مرده
هیچکدومشون حتی هم نژادِ
اون میمون توی عکس نیستن
این یه شوخیه مگه نه؟
بکشینش
جسدش رو بندازین قاطیِ بقیه میمونهای اون پشت
!نه! نه! نه - آقایون -
چه کسانی موافق دوبرابر کردن جایزه هستن؟
پس تصویب شد
اوه بیخیال، تو واقعاً اینقدر نمیارزی
فقط بخاطر اینه که با بقیه فرق داری
نه نه چرا باید حسودی کنم؟
اگه اینطور فکر میکنی پس شاید دیگه به کمک من لازم نداری، باشه؟
شاید از الان به بعد بهتره چیزی نگم، چطوره؟
منظورم اینه که چه بصیرتهایی ممکنه داشته باشم
هیچوقت نمیفهمی و تا اینجا که بصیرتهای خوبی داشتم
از اون خفنهاش
اوه اوه
مطمئنم میتونی اون چیزی که داره از در میاد داخل رو از پسش بربیایی
...خودت به تنها
!وووو
آیا شما دو تا مسؤلِ
همهی این قتلها در توکیو هستین؟
یعنی... همهی قتلها؟
من یوکیام
روحِ زندهی آدمکش
همیشه اینجا شبیه گردهماییِ کامیک هاست یا نه؟
روح تو رو میبلعم
مثل سگ درد داره
اما لمس شدن حس خوبی داره
پس میمون همون مبارزه
راستش این دیگه چه وضعیه؟
اونقدر معروف شدی که ابرقهرمانهای مرده
از برزخ اومدن برای گرفتنت؟
اونم مجانی؟
نه، یادم رفت قرار نیست با تو حرف بزنم، بیخیال
اوه هی، حالت چطوره؟ دوباره منم
ببین من متوجه شدم که تو یه روحی اما مردم میتونن تو رو ببینن
و قدرت هم داری؟
منظورم اینه چطوری؟
تو باید تاوان این هرج و مرج رو بدی
هی ببین من که داشتم همینو بهش میگفتم باشه
میدونی چیه؟ در واقع من و تو خیلی چیزامون مشترکه
میدونی، جذابیم،شبح هستیم
احیاناً یه شریک خوب لازم نداری؟
یا یه دوستپسر
اوه باشه، پس فقط در حد دوست معمولی
هی میمون، میتونی یه کمکی کنی؟
No comments yet. Be the first to leave one.