The Window

The Window

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Window 1949 720p WEB-DL Classics farsi
A Commentary by mahan53

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
Published on: 2023-08-10
Downloads: 46
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

تهیه، تنظیم و ترجمه زیرنویس ماهان ح

پسربچه چندین بار فریاد زد گرگ، گرگ، و هر بار که مردم برای کمک به او آمدند دیدند گرگی در کار نیست... از حکایتهای ازوپ

بنگ

هی بچه ها من بهتون شلیک کردم

چرا پس نمردید؟

حرف نزن

ساعت چنده؟

سلام خانوم کلرستون سلام تامی

سلام مامان

ساعت چنده؟ ساعت چهاره

نود و چهار درجه؟ من برنده شدم؟

جدی؟ کی گفت که تو بردی؟

یه دقیقه صبر کن

دیو هریس 91

پاول 93

بوتچ 95

تامی 94

دیدی من چی گفتم؟ من بردم بیاین پول رو بدید

چی میخوای باهاش بخری؟

میخوام پس انداز کنم و یه اسب برای خودم بخرم

یه اسب؟ میخوای کجا نگهش داری؟ توی وان حموم؟

میخوام توی مزرعه مون نگهش دارم

از کی تاحالا شما مزرعه دارید؟

همین تازگی کجا هست؟

بیرون سمت غرب کجا میشه سمت غرب؟

تگزاس اونجا که سنگ قبر هست

بهرحال نزدیک سنگ قبره

در مورد چی صحبت میکنی؟ شما مزرعه ای ندارید

راستش اون واقعا مال من نیست مال بابامه

اگه بابات مزرعه داره اینجا چرا زندگی میکنین؟

خب

هروقت که تمام سرخپوستها رو بکشند ما میریم اونجا

چه مدت طول میکشه تا همه سرخپوستها رو بکشند؟

نمیدونم شاید چند روز طول بکشه

منظورت اینه تا چند روز دیگه اثاث کشی میکنین؟

معلومه، شاید زودتر هم بریم

و خودمون سرخپوستها رو بکشیم

بهمین علت میخوام برای خودم یه اسب بخرم

کجا داری میری؟ من بلدم چطوری باید به سرخپوستها شلیک کنم

سرخپوستها با تیرو کمان شلیک میکنند

نه اینطور نیست اونها اسلحه دارند و سوار اسب هستند

چی میخوای بهمون بگی؟ تو همه داستان رو از خودت درآوردی

نه واقعا خفه شو

من تمام روز رفته بودم

و وقتی که برگشتم

تمام این مردها روی خیابون دراز کشیده بودند

و بعدش یه کامیون اومد و همشون رو کشت جز یکیشون

اونو ول کرده بودند منم اومدم تفنگم رو برداشتم و بهش شلیک کردم

همه اش رو خودم انجام دادم

چند تا راهزن رو امروز کشتی؟

خب لازم نبود زیاد فشنگهامو استفاده کنم بابا

گرما بیشتر اونها رو کشت

خوشحالم که گرما برای یه چیزایی هم مفیده

گرما حسی مثل غذا خوردن رو بهت نمیده

شام سرد تنها چیزیه که توی این هوا میتونم بهش فکر کنم

من دوستش داشتم مامان مزه اش مثل مرغ بود

خب مرغ بود، مطمئنی دیگه نمیخوری؟

نه من یه قهوه و دونات نصف شب میخورم

برات خوب نیست

باید یه چیزی بخوری بابا با معده خالی نمیتونی کار کنی

شب کاری واسه اشتها خوب نیست

یه مردی رو میشناسم که شب کار میکرد

اون دزد بود خب تامی دیگه بسه

فکر میکنم به اندازه کافی برای یه روز زیاد راجع به دزدها صحبت کردیم

اشکالی نداره آقای وودری که الان آپارتمان رو نشون بدیم؟

آپارتمان رو نشون بدید؟ برای چی؟

خب از اونجا که شما دارید میرید خواستم هرچه زودتر نشونش بدم

از کی تاحالا قراره ما بریم؟

باید یه اشتباهی شده باشه آقای جانسون

ما اثا کشی نمیکنیم اوه چرا شما میرین

من از چند تا از مستاجرها شنیده ام

همین امروز عصر، من اینها رو آورده ام که

میدونم اشتباهی پیش اومده آقای جانسون

ما خیلی متاسفیم من نمیفهمم

تامی

دوباره؟

منظورم نبود بهتون آسیبی بزنم مامان

واقعا من نگفتم تو هیچوقت نمیخوای آسیبی بزنی

ولی من بهت صد بار گفتم

یه روزی تو ما رو میندازی توی دردسر

چی گفتی؟

چند تا از بچه ها بودند داشتیم با هم صحبت میکردیم

و فکر میکنم گفتم که میخوایم بریم به مزرعه

تامی چه حسی میکردی اگه این آپارتمان رو به اون آدمها میدادند

و ما رو مینداختند توی خیابون؟

فکر نمیکردم باورشون بشه

تو هیچوقت اینطوری فکر نمیکنی

ولی میبینی که اونها باور میکنند

چرا میخوای یه همچین داستانهایی بگی؟

خدای من نمیدونم بابا منو ببخشید

اگه دست از این کارت بر نداری تنبیهت میکنم

تو که این رو میدونی نه؟ بله آقا

برو توی اتاقت

نمیخواد نگرانش باشی اد برو که کارت دیر میشه

مامان

مامان بیداری؟

چیه تامی؟

خیلی گرمه میشه برم بیرون توی راه پله اضطراری بخوابم؟

باشه

مراقب باش

جو

چرا باید اینطوری خرابش کنی؟

چرا تو مشروبش نریختی؟ ریختم جو

ولی فکر میکنم منو دید که این کارو میکنم

ببین کسی توی هال هست؟

من کسی رو ندیدم

یه نگاه از پنجره به بیرون بنداز

کسی نیست

اینم اوراق هویتشه

اون یه درجه دار کشتیه

خوبه چون اونها راحت ناپدید میشن

مامان، مامان چی شده؟

یه چیز وحشتناک دارم که بهت بگم

چی شده؟ الان یه قاتل رو دیدم

یه قاتل؟ کجا؟

طبقه بالا خونه کلرستونها اونها الان یه مرد رو با چاقو زدند

اوه تو رو خدا راست میگم مامان

منو اینطوری نصف شب بیدار کردی

ولی مامان من تمام ماجرا رو دیدم

اگه بس نکنی اونوقت مجبور میشم برس رو بکنم توی دهنت

لطفا مامان تامی

با تمام داستانهایی که تو به ما میگی

تعجبی نداره که کابوس ببینی

کابوس؟ آره کابوس

تو یه خواب بد دیدی، خیس عرقی

حالا برو بگیر بخواب

اما مامان

برو مثل یه بچه خوب بخواب

بهتره اول بری بالا ببینی کسی روی پشت بام هست یا نه

همه چی خوبه

همینجا بمون

میتونه یه کابوس باشه

بالشم

قایمش کردی؟ آره

اگه کسی اونو اینجا پیدا کنه چی؟

که چی؟ هیچوقت به ما شک نمیکنند

بیدار شدی_ نمیتونستم بخوابم مامان

میدونی که چرا نتونستم بخوابم

هرکسی کابوس داره تامی

فقط فرقش اینه که اونها نمیرن بعنوان واقعیت تعریفش کنند

وگرنه تو مشکلات زیادی میافتند

راست میگم مامان

اوه تامی دیگه نمیخوام چیزی در این مورد صحبت کنیم

اگه کابوس دیدی

اونوقت یه داستان دیگه درست میکنی

بهتره ببینیم به بابات چی میگی امروز صبح

یادت نره که اون منتظر نیست

سلام عزیزم صبح بخیر

سلام تام صبح بخیر بابا

شبت چطور بود؟

خیلی گرم بود

تا یه دقیقه دیگه صبحانه ات آماده میشه

تو چت شده؟

بهت نمیاد خوابیده باشی

فکر نکن زیاد خوابیده باشه

بابا؟ بله

یه چیزی میخوام بهت بگم

باشه بگو

دیشب یه اتفاق وحشتناکی افتاد

کلرسونها رو طبقه بالا میشناسی؟

آره موقع بالا پایین رفتن دیدمشون، چطور؟

اونها یه نفر رو کشتند

تامی

از کجا این فکر اومد به ذهنت؟

خب بابا من رفته بودم به پله های اضطراری

ولی خیلی گرم بود رفتم بالا تا خونه کلرسونها

اینطوری بود که دیدمشون

بابا باید باورم کنی، یه نفر باید باورم کنه

اون دیشب کابوس دیده اد و یه کم بهم ریخته

کابوس نبودو من بهم نریخته ام من دیدمشون

تامی، کلرسونها آدمهای خوبی هستند

اونها هیچوقت کسی رو آسیب نزده اند اونها این کار رو کردند مامان

تو چیزی در موردشون نمیدونی

تامی دوست داری یکی راه بیفته

و بگه من و مامانت یه آدم رو کشته ایم؟

اما اونها این کارو کردند من از لای پنجره دیدمشون

گوش کن یادمه سالها پیش من همسنهای تو بودم

شب خیلی گرم بود مثل دیشب

خواب دیدم کل خونه آتش گرفته

با جیغ از خواب بیدار شدم و مثل دیوونه ها فریاد میزدم

مامان بابام اومدند داخل

یه مدت طول کشید تا من آروم شدم

و حتی بعد از اینکه باهام صحبت کردند

هنوزم نمیتونستم باور کنم که آتش سوزی اتفاق نیفتاده

باید میذاشتند من بلند شم و اطراف رو نگاه بندازم

حالا منظورم من رو فهمیدی؟

چقدر میتونه خوابهایی که میبینیم بنظر واقعی بیاد؟

آره بابا من همچین خوابهایی هم دیده ام

حالا در اینجا نمیتونی ازم توقع داشته باشی برم بالا

و از کلرستونها بپرسم که آیا کسی رو کشته اند یا نه، میتونی؟

نه چون اونها فرار میکنند

بیا حالا

بشین صبحونه ات رو بخور حالت بهتر میشه

من اصلا گرسنه نیستم بابا

شاید بهتر باشه بری یه کم استراحت کنی

تا وقتی که دوست داشته باشی چیزی بخوری

بابا

اگه چیزی رو با چشمهای خودت دیده باشی

نمیتونه که خواب باشه مگه نه؟

تو که نمیخوای من ازت دلسرد شم درسته؟

The Window subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left