Tom Clancy's Jack Ryan - Third Season

Tom Clancy's Jack Ryan - Third Season

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

Tom Clancys Jack Ryan S03E08 1080p WEB H264-CAKES
Tom Clancys Jack Ryan S03E08 WEBRip x264-XEN0N
Tom Clancys Jack Ryan S03E08 720p AMZN WEBRip x264-GalaxyTV
Tom Clancys Jack Ryan S03E08 720p x264-FENiX
Tom Clancys Jack Ryan S03E08 720p x265-T0PAZ
Tom Clancys Jack Ryan S03E08 1080p x265-ELiTE
Tom Clancys Jack Ryan S03E08 480p WEB x264-RMTeam
Tom Clancys Jack Ryan S03E08 1080p WEB HEVC x265-RMTeam
Tom Clancys Jack Ryan S03E08 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Tom Clancys Jack Ryan S03E08 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
A Commentary by KiarashNg
█⫸ و کیارش نعمت گرگانی iredprincess | 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

Tags

web
1080
webrip
x264
BRip
720p
720
x265
480p
480
HEVC
2CH
Published on: 2022-12-22
Downloads: 19
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫«جک رایان» ‫

‫‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫@DigiMoviez

‫مترجمان: «iredprincess و کیارش نعمت گرگانی» ‫در تلگرام: realKiarashNg@

‫ ‫

‫مجوز لطفا. اینجا چه کاری دارید؟

‫ارتباطی به شما نداره.

‫عذر می‌خوام قربان.

‫ ‫«فیرلِس»

‫ ‫

‫نظر حرفه‌ایم رو می‌خوای؟

‫راهی هست که بتونم ‫جلوی نظراتت رو بگیرم؟

‫رسما دیوونگیه.

‫اوضاع نابسامان نیازمندِ...

‫چی؟ مُردن توی مسکو؟ ‫نیازمند اینه؟

‫هرکاری که در توانم باشه انجام می‌دم ‫تا هردوتون رو سالم از اونجا بیرون بیارم.

‫بله.

‫بریم.

‫دیر کردیم!

‫رایت!

‫بی‌فایده‌ست جک. ‫شدنی نیست.

‫خب برگرد داخل!

‫من باید توی اون کشتی فرود بیام!

‫وقتی نابود بشه...

‫آره می‌دونم. می‌دونم.

‫ناخدا آنتونوف انتظار اومدنتون رو نداشت،

‫اما می‌خواد توی اتاقش ببیندتون.

‫بندازیدش توی بازداشتگاه.

‫خب پس ده سال بادیگاردِ ‫رایزن پوپوف بودید؟

‫بیست سال.

‫می‌دونی، تونل‌های پاریس انقدر تاریک نیستن.

‫مسیرهای فرار باید اینطوری باشن.

‫ساعت؟

‫10:30

‫وفاداریم به پوپوف و همسرش ‫همینجا تموم می‌شه.

‫خب...

‫...اون طرف می‌بینمتون.

‫بیخیال، حال می‌ده.

‫والا که همینطوره.

‫تو رو می‌بره.

‫به زودی می‌بینمتون.

‫خیله‌خب.

‫این دستوراتِ من نیست.

‫کی دستورش رو داده؟

‫آقای رئیس‌جمهور.

‫مرخصید ژنرال.

‫دستورم به ناخدا آنتونوف برای آمادگیِ ‫کشتی بوده و نه حرکت دادنش.

‫این حرکت به چشم بقیه ‫حمله‌ی وقیحانه‌ی نظامی خواهد بود.

‫قربان من فقط کاری رو کردم که ‫فکر کردم شما به عنوان رایزن دفاعی

‫از من می‌خواید. ‫عذرخواهی می...

‫توی موقعیت نظامیِ آمریکایی‌ها ‫تغییری ایجاد شده؟

‫نه.

‫اما واقعا به نظرم دیگه باید ‫وارد عمل بشیم قربان.

‫ملاقات کردن‌های بدون تدبیر با آمریکایی‌ها

‫فقط باعث میشه بیشتر ‫از پیش به ما مسلط بشن.

‫توصیه‌هاتون ارزشمندن رایزن پتروف.

‫اما توی این کشور، ‫همه از من دستور می‌گیرن.

‫بگید کشتی فیرلس رو برگردونن.

‫بله قربان.

‫فورا.

‫ ‫«فیرلس»

‫مدیر اجرایی هستید شما؟

‫خیلی جوون به نظر میای.

‫بابات این منصب رو ‫واست خریده؟

‫نه.

‫بدستش آوردم سرهنگ گوچاروف.

‫اوه.

‫منو می‌شناسی.

‫اما واست سوال نشده که

‫اینجا چیکار دارم.

‫من از دستورات پیروی می‌کنم قربان.

‫جالبه.

‫پیرمردها دستور می‌دن.

‫جوون‌ها جونشون رو می‌دن.

‫باهاش صحبت نکن.

‫مار خوش خط و خالیه کاگانسکی.

‫- تنهامون بذار. ‫- بله قربان.

‫راه زیادی از ماتوسکا اومدیم نه؟

‫نه اونقدر.

‫یادته اون روز بهم چی گفتی؟

‫روزی که هم‌نوعمون رو کشتیم.

‫«یه روزی فراموشش خواهی کرد.»

‫و تو گفتی که نمی‌تونی.

‫از اینکه یادته تعجب کردم.

‫بعد از اون همه قتل و آدم‌کشی.

‫فرقی بین خائن‌ها و وطن‌پرست‌ها همینه.

‫تو انتخاب کردی که فراموش کنی.

‫من قبول نکردم.

‫واقعا بر این باوری؟

‫همچین سمّی رو ‫از پیتر طلب کردی

‫و با رضایت کامل سر کشیدی؟

‫هوم؟

‫نه.

‫خائن تویی.

‫و در پایان هر ماجرا، ‫اگه قدرت دستِ کسِ دیگه‌ای باشه،

‫چیزی از ارزش‌های تو کم نمی‌شه.

‫گول‌زننده‌ست. مگه نه؟

‫اگه منو بکشی

‫و الکسی موفق نشه...

‫...هرگز نمی‌تونی آزاد بشی.

‫باورم کن.

‫می‌دونم چه احساسی داره.

‫یه روزی تاوان جنایت‌هات رو می‌دی.

‫آه.

‫یک روزی آره.

‫اما امروز نه.

‫نگهبان!

‫در این مورد فقط می‌تونم به تو اعتماد کنم.

‫چشم ناخدا.

‫بابت تشریف فرماییتون ممنون آقایون.

‫پدربزرگم در زمستان سخت 42 خدمت کرد.

‫ارتشبدی بود که استالین‌گراد ‫رو در برابر نازی‌ها

‫حفظ کرد.

‫حفظ کرد.

‫از گرسنگی.

‫از سرمای طاقت‌فرسا.

‫از وضعیت‌های بی‌رحمانه‌ای

‫که در مخیله‌ی ما نمی‌گنجه.

‫نمایانگر بهترینِ ما بود.

‫چیزی که سرزمین مادریمون هست

‫و باید باشه.

‫این سرزمین لایق چنین مردهایی هست.

‫امروز ما سایه‌ای از ‫خودِ سابقمون هستیم.

‫عظمتمون توسط دولتمردان، ‫نفوذی‌ها و سیاستمداران بعد از

‫شکست تقلیل پیدا کرد.

‫این بی‌قراریم رو ‫دال بر بی‌احترامی نگیرید.

‫من به رئیس‌جمهور سوریکوف بخاطر ‫شخصیتی که قبلا داشته، احترام می‌ذارم.

‫اما اون مرد دیگه نیست.

‫حالا بخاطر تشنج‌زدایی وارد بحث میشه.

‫بی‌عملی.

‫این که پیروزی نیست.

‫درجا زدنه.

‫ما کشورِ مردگان نیستیم.

‫یه زمانی مخوف‌ترین کشور ‫در سرتاسر کره‌ی زمین بودیم.

‫هیولایی که خواب رو از چشم بقیه دزدیده بود.

‫امروز...

‫دوباره به شرایط قبل برمی‌گردیم.

‫رای من عزل لیونید سوریکوف ‫از ریاست جمهوری

‫این اتحادیه‌ی روسیه‌ست.

‫ ‫

‫از عرشه به کامبت.

‫یک هلی‌کوپتر درون مرزی ‫در 15 مایلیِ کشتیه.

‫تفهیم شد. ممنون.

‫هلی‌کوپتر درون مرزی، ‫از ناو 80 نیروی دریایی آمریکا صحبت می‌کنم.

‫تماس برقرار کنید

‫و فاصله‌ـتون رو حفظ کنید.

‫تانگو 36 صحبت می‌کنه.

‫درخواست فرود و ‫خروج یک مسافر رو داریم.

‫هلی‌کوپتر درون مرزی، ‫از ناو 80 نیروی دریایی آمریکا صحبت می‌کنم.

‫اجازه‌ی فرود ندارید. ‫تکرار می‌کنم،

‫اجازه‌ی فرود ندارید.

‫- فورا اینجا رو ترک کنید. ‫- شرمنده رفقا.

‫گفتن غیرممکنه.

‫لعنتی.

‫دکتر رایان!

‫چقدر نیاز داری که وارد ‫اون کشتی بشی؟!

‫پای مرگ و زندگی وسطه!

‫شنا خوش بگذره!

‫اوه!

‫یک نفر توی دریاست! ‫درست روبه‌روی ما!

‫صد و هشتاد متر!

‫خب برای عملیات نجات ‫وارد عمل بشید.

‫سرملوان میت،

‫- آماده باشید. ‫- به سمتِ دریا،

‫به سمت دریا، به سمت دریا برید.

‫- به سمت چپ دریا برید. ‫- سرملوان.

‫پی‌او، با تجهیزات کامل بیاید.

‫سکان به سمتِ چپ. ‫تمامی موتورها در یک سو.

‫ممنون که سوارم کردید.

‫درخواست ورودتون رو رد کرده بودیم رایان.

‫متوجه‌ام قربان.

‫اگه به صورت قانونی ملزم ‫به سوار کردنت نبودم،

‫الان باید تهِ دریا می‌بودی.

‫خب قطعا من به جایگاهتون ‫احترام می‌ذارم.

‫جایگاه من در دسته‌ی مالیات دهندگان ‫دو میلیارد دلاری و

‫جون سیصد آمریکاییه.

‫با نگاه انداختن بهت، با اطمینان ‫می‌تونم بگم

‫که نه تو و نه جامعه‌ی اطلاعاتی

‫اینو درک می‌کنه.

‫خب اینجا جاییه که تنهات می‌ذارم دکتر رایان.

‫در کمال احترام،

‫کارهای مهمتری دارم ‫تا اینکه بخوام

‫سرگرم مامور اطلاعاتی باشم ‫با بیرون پریدن از هلی‌کوپتر

‫جون بقیه رو به خطر می‌ندازه.

‫چرا فکر کردی حاضرم ‫همچین کاری بکنم؟

‫پریدن؟

‫به خطر انداختن زندگیِ بقیه.

‫الان قراره بهم بگی که ‫با روسیه وارد

‫- جنگ نشم؟ ‫- نه قربان.

‫الان قراره بگم این جنگی ‫که قراره به پا کنی

‫اصلا هیچ ارتباطی با روسیه نداره.

‫به گفته‌ی سرویس اطلاعاتی فعلی

‫همین حالا در دولت روسیه تغییری

‫غیرقانونی داره اتفاق میفته.

‫- کودتا؟ ‫- بله قربان.

‫- و چرا باید برام اهمیتی داشته باشه؟ ‫- اطلاعات دیگه‌ای

‫حاکی از اینه که این کودتا ممکنه ‫مسبب جنگی غیرمجاز

‫همینجا در دریای بالتیک بشه.

‫اقداماتی که معتقدم ‫همین حالا در حال انجام شدن هستن.

‫معتقدی؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left