Claw

Claw

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Claw 2017 WEB
A Commentary by 9B0DY
WEB (29.970 FPS) (1 h 36 min)

Tags

web
Published on: 2023-07-28
Downloads: 19
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫قطار حرکت خواهد کرد

‫حدوداً سه دقیقه دیگر

‫نه!

‫کوین

‫کوین!

‫من مقداری تحقیق کردم

‫به حرفم گوش کن

‫می‌دونی این چیزیه که من فکر می‌کنم

‫میبینی چطوری میتونی اون ‫ساختمان امپایر رو ببینی؟

‫تو متوجه شدی چطور میتونی ‫تمام اون ساختمان ها رو ببینی

‫با این همه فاصله ای که دارن؟

‫میدونی... اون بالا در بلوار مدیسون؟

‫آره

‫خوبه... من حس میکنم ‫از اونجایی که میتونم

‫تمام اون ساختمان ها رو ببینم ‫نه فقط ساختمان امپایر

‫اما تقریباً همشون رو از این فاصله میبینم

‫از این پیاده رو

‫فقط میتونم به یک نتیجه برسم

‫و... اون چیه؟

‫که زمین مسطحه!

‫اوه... یا خدا!

‫من جدی میگم... منظورم اینه که ‫باید یک جور انحنا وجود داشته باشه

‫یک جور شیب

‫این فقط منطقیه... از لحاظ علمی و ...

‫ببند!

‫کوین، برام مهم نیست چی فکر میکنی

‫اینکه بلوار مدیسون یک انحنا داره

‫ساختمان ها کج میشن... صافه ... ‫رو به جلو میره... هرچی

‫زمین گرده ‫همیشه گرد بوده

‫اطلاعات خودت رو چک کن

‫باشه... صبر کن... به اون افق خیره شو

‫برج آزادی... محل سابق برج های دوقلو

‫به هرحال... دانشمندان تهیه کردن که ...

‫در طول روز آفتاب در هرکجای آسمان که باشه

‫اون برج ها هیچ وقت روی هم سایه نمیندازن

‫این... جادوئیه

‫میدونی چیه ...

‫قبل از اینکه دهنت رو باز کنی

‫مطمئن شو که موضوع مکالمه خودت ‫رو با من تایید کنی، باشه؟

‫من فقط ...

‫این قابل مذاکره نیست

‫میشه از اینجا بریم؟

‫و میشه یک نفر دیگه پیدا ‫کنیم که باهاش بچرخیم؟

‫کوین یک کیسه کاملاً خالیه

‫منظورم اینه که تو کسی رو نمیشناسی

‫که خیلی باحال باشن ‫و یه مهمونی چیزی بگیرن؟

‫آره، میرم سراغش و چند تا ‫همجنس گرای جذاب پیدا میکنم

‫تو به من گوش میکنی

‫یا منو با کلمات مشغول میکنی؟

‫هردو

‫چی میخونی؟

‫این یک دائره المعارف قاتلین زنجیره ای هست

‫از ایالت نیویورک

‫خدای من... چیکار کردم که لایق این هستم؟

‫من با آدمی هستم که منو نادیده میگیره

‫و یه زامبی که اینجا میچرخه

‫اگر من هر احترامی برای تو قائل بودم

‫بابت این ناراحت میشدم، شانک

‫شانک؟

‫من کسی نیستم که مادرش اسمش ‫رو گذاشته تیفانی با یک I

‫منظورم اینه که تو نباید یه جایی برقصی

‫شاید با یک لباس زیر ‫سیاه یا همچین چیزی ...

‫الا، بس کن

‫تو فقط تنها و عصبانی هستی

‫چرا نمیری سراغ کوین که اونجاست؟

‫این اواخر هردوتون مجرد بودید

‫باشه

‫خیلی خب کوین

‫ما اینجا هستیم

‫به نظر میاد این آخر هفته ‫شما دو تا با من هستید

‫و من بهتون میگم قراره چیکار نکنیم

‫ما قرار نیست دیگه سر به سر هم بزاریم

‫پس چرا سعی نمیکنی خودت رو برسونی؟

‫بیاین از اینجا بریم

‫این شهر... فقط برای چند روز

‫ایالت شمالی

‫دوست های من یک آشنای خوب در یک ...

‫مسافرخانه عالی در سوامپ هالو بهم دادن

‫امکان نداره... اون شهر کوچک ‫مرتب توی اون کتاب اسمش اومده

‫همیشه

‫اونجا پر از قاتل و قتل شده

‫اوه انتخاب خیلی خوبیه کوین

‫منظورم اینه که من این چیزها رو نمیدونستم

‫فقط فکر کردم به هر سه نفرمون خوش میگذره

‫به نظرم ایده خوبیه رفقا

‫من خودم ایده بهتری ندارم

‫ما چند روزی میریم ایالت شمالی

‫تمام جاهای دیدنی قتل و قاتل ها رو میبینیم

‫خیلی خفنه

‫یه طوری حرف میزنی که آرام بخش به نظر برسه

‫بیخیال، حال ما رو نگیر

‫باشه بچه ها ‫یکی از چیزهایی که من حال کسی رو نمیگیرم

‫باشه، بزن بریم

‫باشه ‫عالیه

‫فقط یه لحظه صبر کن بزار به دوستم زنگ بزنم

‫و هماهنگ کنم

‫من هیجان دارم!

‫گوش کن... من برای بیرون رفتن از شهر ‫کاملاً آماده هستم

‫و شاید احتمالاً چند تا ‫پسر خوشگل دهاتی ببینم

‫اما، ما مجبوریم کوین رو ببریم؟

‫اون خیلی غیرعادیه

‫همه مردها بیشتر اوقات منزجرکننده هستن

‫آره، میدونم اما ...

‫اما، اون بعضی وقت ها دوست داشتنیه

‫وقتی که رو اعصاب آدم نیست

‫که تقریباً میشه هیچ وقت

‫سخته

‫اما به نظر میاد اون یه مسافرخونه آشنا داره

‫و اگر بهش پیشنهاد پول ندیم

‫حسابی بی جنبه بازی درمیاره ‫که اینو ازمون بخواد

‫سواری رایگان؟

‫سر خودت شرط میبندی که رایگانه

‫باشه، اگر اون همه چی رو نابود کنه

‫شاید بلیط خودمون رو بگیریم ‫تا به راه خودمون بریم

‫واقعاً

‫خیلی خب... هماهنگ شد ‫اونجا رو رزرو کردم

‫امشب میریم اونجا

‫عالیه ‫بیاین سعی کنیم به قطار برسیم

‫باید روی برنامه سفر کار کنم

‫صحنه های قتل زیادی برای دیدن داریم ‫وقت خیلی کمی داریم

‫خانم ها و آقایان

‫اگر در ایستگاه بعدی پیاده نمیشوید

‫لطفاً از جلوی درها کنار برید ‫و راه رو برای مشتری های دیگر باز کنید

‫تا سریعاً از قطار پیاده بشن

‫بابت همکاری شما ممنونم

‫میشه یه لحظه اونو بزاری زمین؟

‫بیل قصاب یکی از بدنام ترین

‫قاتلین زنجیره ای در منطقه نیویورک هست

‫با تعداد قتل بیش از 35

‫که مسئولین ازش اطلاع دارن

‫مساله تعدادی نیست که کشته

‫بلکه نحوه انجام این کار هست

‫بیشتر قربانی های بیل ‫زنان و مردان گمشده بودن

‫فراری های، فاحشه ها ، هرچی که فکر کنید

‫اونا رو از خیابان سوار میکرد

‫بعد اونا رو به انبار خودش منتقل میکرد

‫جایی که شکنجه و قتل رو انجام میداد

‫با انواع ابزارهای کشاورزی

‫حتی بخشی از بدن قربانیان در داخل ‫بسته های تازه علف پیدا شده

‫فاحشه ها داخل علف! ‫و تو به من میگی روانی!

‫این یارو به نظر کلاً قاطی داشته

‫اون خیلی ترسناکه

‫باشه... شما دو تا دو نوع متفاوت ‫روانی هستید

‫و در ضمن یکی از اونا بهتر از دیگری نیست ‫بهم اعتماد کن

‫3 صحنه قتل متفاوت اونجاست

‫درست در همون مجله ای که ما اقامت داریم

‫که شامل انبار دوست قصاب ما میشه

‫ما قطعاً به دیدن اون 3 مکان خواهیم رفت

‫و برای سندش سلفی میگیریم

‫وای خدای من... خودمو ‫وارد چه برنامه ای کردم؟

‫یک تعطیلات با این گندکاری؟

‫وقت سلفیه، آره

‫ارابه ما منتظره

‫وای خدای من

‫تو باید ... ‫داری با من شوخی میکنی

‫سلام رفقای شهری ‫سفر چطور بود؟

‫با نگاه به گذشته ‫مجلل بود

‫خوب، شاید چیز زیادی به نظر نرسه

‫اما این ارابه کهنه ما رو به مقصد میرسونه

‫چی باعث شده این مسیر رو تا اینجا بیائید

‫منظورم اینه که چرا باید به اینجا بیاین؟

‫خوب اولاً... ما حسابی حوصلمون سر رفته بود

‫اما از روی ظاهر این ...

‫من واقعاً فکر نمیکنم این بهترین ایده باشه

‫در واقع، چیزی که دوست من سعی داره بگه

‫اینه که این شهر تاریخ خیلی غنی داره

‫اولش نتونستیم بدون غرق ‫شدن در این تجربش کنیم

‫جایی نیست که ترجیح بدیم اونجا باشیم

‫تاریخ!

‫من این اطراف از چیزی اطلاع ندارم

‫که یک جور تاریخ بسازه

‫قاتلان زنجیزه ای

‫تاریخ قاتلان زنجیزه ای

‫ظاهراً شما در این شهر سعی دارید ...

‫از بازار کناره گیری کنید

‫من نمیدونم در مورد این شهر چی شنیدید

‫اما همچین چیزهایی ...

‫کشتن و این جور چیزها

‫این همه جا اتفاق میفته ‫نه فقط اینجا

‫فکر میکنم در مورد بیل قصاب و ‫آدم هایی مثل اون حرف میزنید

‫خوب... اون خیلی وقته که مرده

‫توی اون زندان فاسد شده و رفت

‫حالا اینجا پر از آدم های خوبه

‫به علاوه... همیشه تقصیر بیل نبود

‫بعضی وقت ها اون فاحشه ها

‫که از شهر میومدن اینجا

‫اومدن اونا باعث ایجاد همه جور دردسر میشد

‫دردسرهایی که وارد نشدن به اونا سخته

‫هی بدقیاقه! ‫به چی نگاه میکنی لعنتی؟

‫اوه لعنت!

‫کاپوت رو بزن

‫هی یارو... کاپوت رو بزن

‫کوین، چقدر تا اون خونه مونده؟

‫به نظر میاد دو مایل دیگه ‫باید از این جاده بریم

‫گفتم کاپوت رو بزن بالا!

‫امروز!

‫من شما رو نمیدونم... اما من پیاده میرم

‫مهمون من هستید ‫تا دفعه بعد

‫مراقب باشید

‫عجب شغل سختیه

Claw subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left