The first 128 lines.
Translate By : Erfan_Ugmid
... آنچـه در شاهزاده اژدها گذشت
ما کالوم و ازران
و هر کجا که اون الف خونخوار پست قاتل باشهرو پیدا میکنیم.
خیلی خب، چه چیز دیگه ای برای این جادو نیاز داریم ؟
تنها کاری که باید بکنیم اینه که از بلند ترین کوه کاتولیس بالا بریم.
! هیچ چیزی نمیتونه این دستبند احمقانهرو ببره
فقط تنگتر رو تنگتر میشه تا وقتی که دستم نابود شه.
- این یه سنگ نـخستینه. - واو ! چی داخلشه ؟
یه طوفانه، یه طوفان واقعی. از بالای کوه کالیک گرفته شده.
- باورم نمیشه تو یه جادوگری - حقیقت اینه که ، کار من نیست.
همهی این جادو ، قدرت ... اعتماد بنفس
بخاطر این شی شگفت انگیزه.
یه سنگه نخستین
اون یه تخمِ اژدهاعه ، نه ؟
- ازین میترسم که داره میمیره. - نه. باید یکاری باشه که بتونی انجام بدی.
چند سال پیش یه معجزه اتفاق افتاد
ولی در کالدرای نفرین شده
ما باید این شفادهنده رو پیدا کنیم
خبرای واقعا بدی دارم. نمیدونم چطور بهتون بگم.
حتی اگه از دیواره رد بشیم، اهمیتی نداره
هیچ شفادهنده معجزهبخشی وجود نداره
« شــاهزاده اژدهــا »
« کتاب اول : مـاه » « بخش نهم : طـوفان شگفتـی »
شفادهنده معجزهبخشی وجود نداره معذرت میخوام
از مرموز بودن دست بردار
اکه قرار باشه اینطوری ادعا کنی، به همه یه توضیح بدهکار میشی
خیلی خب. ... ایوا بهم گفت
! اوه، شروع شد
! نه، واقعیته
من میتونم حیوانات رو درک کنم.
خب ، از بیت سوال کردی ؟
ممکنه مخالف باشه.
یا شاید بتونیم این دورو بر یه سنجاب لجباز پیدا کنیم.
میدونستم به حرفم گوش نمیدی.
ازران ، من بهت گوش میدم.
ولی خیلی سخته که باور کنی
من همیشه متفاوت بودم
برام سخته که با بقیهی بچه ها دوست بشم.
احساس میکنم که سازگاری ندارم.
طوری نیست. سازگار بودن خسته کنندهست بهرحال.
ولی با حیوونا ؟
به نحوی من این ارتباط و دارم.
و چند سال پیش ، متوجه شدم که میتونم حرفای اونارو بفهمم.
میتونی اینو باور کنی ؟
چرا باید دروغ بگه ؟
چون یه بچهست ؟ چون بامزهست ؟
چون میترسه از کوه بالا بره ؟
- ! نمیتـرسم - بیخیال ازران ، حقیقتو بگو
اولین باری که اینکارو کرد، ازش خواستم که ثابت کنه
پس بهم گفت که یه گروه از راکن ها بهش گفتن که
یه گنج مخفی پشت آبشار وجود داره.
ولی وقتی من رفتم داخل آبشار، گنجی پیدا کردم ؟
- نه - ولی زیرشلواریم خیس نشد ؟
- چرا - پرونده بسته شد
راکنا موذی بودن
از اون زمان یاد گرفتم که نمیتونی به راکونا اعتماد کنی.
! این مضخرفه دیدی ، بخاطر همینه که نمیتونی دوست پیدا کنی.
کالوم ! بکش کنار.
منو باور داری ، رایلا ؟
اهمیتیم داره ؟
من باورت دارم از.
و همچنین میدونم که شفادهنده معجزهگرم واقعیه.
! چون من ایوای خودمو دارم
ادامه میدیم. باید به دیواره برسیم.
کوه کالیک.
بلند ترین کوه در کاتولیس
... ممکنه صداش کنی
کابلند
این بامزه ترین جوکی بود که تا حالا توعمرم شنیدم.
تو یه نابغهای.
- واقعا ؟ - چرا که نه ؟
هعی ... این چیه ؟
نمیدونم ، چی ؟
! کوه کاکوچیک
خب ، حالا اصلا مطمئنم نیستم که جوک اصلی رو گرفته باشی.
... ببین ، محض بررسی دوباره
تو هر چیزی که برای طلسم عجیب غریبت نیازه رو داری ، درسته ؟
- آره ، البته. - عالیه
فقط ... نمیخوام این همه راه رو تا کوه بالا برم
و یدفعه یادت بیاد که هنوز
به یه ته زنبور یا همچین چیزی نیاز داشته باشی.
ته زنبورا بی فایدهان.
ولی درواقع، یه عالمه کارای جالب هست که
میتونه با یه قفسه سینه زنبور انجام بدی
میدونی چیه ؟ نمیتونست کمتر جالب باشه.
هر چی از این کالدرا بالاتر میریم، طلسم ماه درخشان تر میشه.
این یه نظریهست
هر چی بالاتر میریم، ... نزدیکتر میشیم به
مـاه
نمیدونم. یه چیزی ایندفعه متفاوت بنظر میرسه.
کسی دیگهایم اینو شنید ؟
آره ! نادیده میگیریمش ! ادامه بدید.
نباید بفهمیم چی هستش ؟
یه ضرب المثل قدیمیه الفارو باهاتون در میون میزارم.
وقتیکه داری از کوه بالا میری و در تلاشی که تخم اژدهای درحال مرگرو نجات بدی
... و یه صدای شبحوار شنیدی
به راه رفتنت ادامه بده
واو، واقعا خاص بود.
اگه کسی به کمک احتیاج داشته باشه چی ؟
از ، تو قلب مهربونی داری.
واقعا آزاردهندهست.
خیلی خب، ولی همگیمون از اونجا بالا نمیریم، خودم ازش سر در میارم.
بقیهتون اینجا بمونید و از تخم محافظت کنید.
! برگـرد
سلام ؟ کسی اونجاست ؟
قبل اینکه توروهم بگیره
نگران نباش ، تنهات نمیزارم. طاقت بیار ، کمکت میکنم.
- کسیو پیدا کردی ؟ - نه.
کسی اونجا نبود. باید به راه رفتن ادامه بدیم.
حالت خوبه ؟ انگار یهچیزی دیدی.
به سختی زنده بود.
درست جلوی چشمم تو گرد و خاک فرو رفت. وحشتناک بود ، کالوم.
- از ، چی شده ؟ - ... من
یهچیزی دیدم، یه چهره تو تاریکی.
یهچیزی داره نگاهمون میکنه. ... اگه شما بچها میخواید که برگردید
نه ! هیچ برگشتنی وجود نداره.
باید ادامه بدیم ، مهم نیست چه اتفاقی بیافته.
تخم خیلی وقت نداره
- اوهوم. - نمیتونی همینجوری ببریش ؟
احتمالا بهتره از دور و برش بریم.
گمون نکنم درور بری وجود داشته باشه.
باید سوراخش کنیم.
خیلی خب، بیاید بفهمیم این از چی ساخته شده.
مراقب باشید.
! به اون تارا دست نزن
اوه ، همه جا هست. ! خیلی تاریکه
! فولمینیس
No comments yet. Be the first to leave one.