The first 200 lines.
سِیج: امروز یکی از بهترین کرومپرهای دنیا اینجاست!
جلوی تایت آیز خودتو ضایع نکن!
منو ضایع نکن! یالا!
وای! اوه، اوه، اوه. کارت عالی بودین، بچهها. خفن بود!
ولی بیاین از اون بخش سهتکه شروع کنیم.
بعدش بریم رو حرکت نفس کشیدن حیوانی.
خفن اجرا کنین. از اسلم شروع کنین.
دندون قروچه کنین! زشت باشین! باید تو چهرههاتون ببینم!
زو، تو ادامه بده.
زو: باشه.
باشه، موزیک رو پخش کن. پنج، شش، هفت، هشت!
هوی! هی، آرنجاتو درست کن!
شبیه یه مرغی که میخواد پرواز کنه.
قدرت! کرامپ همش قدرته!
هی، هفته پیش عالی بودین، خانوما.
ناین: سِیج حسابی خوشحال میشه.
وقتی بفهمه پسرت قبول شده.
آره. هفته دیگه برات قرار میذارم.
باشه.
سلام.
سلام.
ببخشید. سِیج دفترتو داده به یکی دیگه.
تماسها یه کم حساسن.
آره، نه، البته. منظورم اینه که، ببین...
ما جاهای صمیمیتری از یه دفتر رو با هم شریک بودیم.
خب، انگار یه عمر از اون موقع گذشته.
تقریباً همینطور بود.
ولی ببین، واقعاً خوشحالم میبینمت.
واقعاً؟
آره، متاسفم.
فقط، آخه میدونی، غافلگیر شدم.
حدود پنج سال بود ندیده بودمت.
بهش عادت کن.
چون من اینجا میمونم.
تا وقتی که اون آلبوم و این تور برای عموم آماده بشن.
مشکلی نیست.
ولی فقط یه گوشزد کوچیک بهت بکنم.
میدونم دوست داری حرفتو بزنی.
ولی این با سِیج احتمالا جواب نمیده.
من همیشه با هنرمندا کار میکنم.
آره، ولی نه سِیج.
ببین، اگه میخوای باهاش راه بیفتی.
باید چاپلوسیش کنی و بهش احترام بذاری.
باهاش طوری رفتار کن که انگار نابغهایه که خودش هم میدونه هست.
بعد شاید وقتی اعتمادشو جلب کردی.
میتونی اینور اونور یه پیشنهادایی بدی.
هرچی تو بگی، کولت.
آخه تو که استاد تمام چیزای مربوط به سِیجی.
اوه، هی، ناین.
اگه چیزی لازم داشتی.
لطفاً درنگ نکن و بپرس.
اوه، تو لازم نیست نگران این باشی.
اگه چیزی لازم داشته باشم، از سِیج میپرسم.
زو: آفرین داندری، دمت گرم!
تقریباً کاری نکردی حالم بهم بخوره.
ولی کردی. تو که مثل یه کتاب باز میمونی، آره؟
فقط یه بچه ننهای که میخواد تا آخر عمرش لوس بشه.
واسه همینه که وقتی تایت آیز میگه کرامپ یه رقص "خام"ـه.
تو نمیفهمی اون کوفت یعنی چی.
چون تنها چیزی که تو ذهنته.
برگشتن به خونه پیش مامانته.
مگه نه؟ بچه ننه.
زو! داری زیادی گندش میکنی.
و راستی، اشتباه میکنی.
نه، اتفاقا حق با منه.
نه، تو گه میخوری که اشتباه میکنی.
و اگه این اقتدار مطلق و حرومزاده من.
برای قانع کردنت کافی نیست.
تایت آیز تو چی فکر میکنی؟
ببین، پسرجون باید کار کنه.
ولی با تمرین، «اسلیم» میتونه یکی از بهترینهای گروه باشه.
اونم به خاطر اینه که هنوز منو ندیدی.
آره، لازم نیست ببینیمت. واسه امروز کافیه.
گورتو گم کن بشین. برمیگردیم از اول.
باورم نمیشه پلیسای کثافت خونتو بهم ریختن، رفیق.
باورم نمیشه جواهرات باباتو دزدیدن.
آره، کارشونه دیگه.
دقیقاً همون چیزی بود که عمو متی هم گفته بود قراره اتفاق بیفته.
باورم نمیشه به اون حرومزاده زنگ زدی.
مارکویز، دوروبرتو نگاه کن، رفیق!
پلیس تا حالا با بابای من این کارو کرده بود؟ نه.
پلیسا از بابام میترسیدن. از ما نمیترسن.
همه پولمون، رفت! همهش!
عمو متی قراره بهمون کمک کنه، ببین.
عمو متی هیچ گوهی کمک نمیکنه، رفیق. فقط میخواد همه چیو دستش بگیره.
شاید ریگو به همین نیاز داره.
به کسی که بتونه اوضاع رو اداره کنه و همه چیو دستش بگیره.
بابات هیچ وقت بهش اعتماد نداشت و منم ندارم، رفیق.
باشه، اون به من اعتماد داشت و دلیل خوبی هم داشت.
عمو متی میاد و این همه چرت و پرت قول میده.
ولی من دستشو میخونم.
اون فقط قدرت میخواد، رفیق!
و وقتی اون قدرت رو به دست بیاره.
تو هیچ محافظی نداری، ریگو.
آره، ولی این الان که خیلی هم برام محافظت به حساب نمیاد، رفیق.
پسرِ ایست-او، این برای یه بچه خیابونی یه افتخار بزرگه. فقط همین رو میخوام بگم.
پاپی: ببین، ریگو کاری که باید برای خودش انجام بده رو انجام میده. خب؟
هی، دلیل اینکه بابات زیر خاکه به خاطر همین کثافتکاریای مواد مخدره.
ببین، لازم نیست باهاش ملاقات کنی.
فقط اصلا باهاش در ارتباط نباش تا وقتی که ما... این دیگه چه کوفتیه؟
لعنتی
خودشه
جواب اون تلفنو نده
خفه شو، مارکیز! لعنتی!
برو
الو؟
عزیزم
اوم؟
چی کار میکنی؟
یه راند دیگه میخوای؟
اوم
باشه
کلاسای زیستشناسیت تو کدوم ساختمونه؟
ساختمون رولینز
درسته
و نماد اموری چیه؟
دولی
اوم
و هر یکشنبه کجا برانچ میخوریم؟
وایستا، چی؟
برانچ
بین صبحونه و ناهاره
نه، میدونم برانچ چیه
فقط... نمیدونستم فعله
اسمه، فعله
و برای آدمایی مثل پدر و مادرم یه دینه
اوم
وقتی اونا اموری بودن، هر یکشنبه مورفی میرفتن
آره... قیافم به برانچخور میخوره؟
فقط به من اعتماد کن
اگه مسائل مربوط به مدرسه رو بلد باشی
باورت میکنن و دست از سر من برمیدارن
آره، چون اون باسَن مال منه
هنوز که نه. برانچ
مورفی
من نون تست فرانسوی میخورم
در حالی که بانوی من تخممرغ بندیکت رو ترجیح میده
خوبه
سوال آخر
اسم من چیه، کثافت؟
اشلی
اوم
به چی میخندی؟
تاحالا ندیدم کسی گاتورید رو یخ بریزه
عجیبه
من نوشیدنی خنک دوست دارم
آره، ولی تو یخچال بود
دمای یخچال ۴۰ درجهست
من ترجیح میدم نوشیدنیهام سه تا پنج درجه خنکتر باشن
مشکلی باهاش داری؟
نه. نه، هیچی. خوبه
اوه! باشه، میفهمم اینجا چه خبره
سیج یه تعریف کوچیک ازت کرد، حالا یهو
فکر میکنی میتونی راجع به هر چیزی حرف بزنی
خب، یعنی
نه، در واقع
نمیدونم مشکلش چیه، میدونی؟
ولی من دوست ندارم با کسی مشکل داشته باشم
در واقع، این یه جورایی داره باعث میشه کل تور سیج
برای من لذتبخش نباشه
خب، تقصیر زو نیست. تقصیر سیجه
انجام دادن همون کارای مسخره بارها و بارها
میتونه هر کسی رو به یه آدم عوضی تبدیل کنه
تکرار دوست توئه
من دیگه دوست نمیخوام
این کارایی که اون تو داره مجبورمون میکنه انجام بدیم، کاملا برعکس رقصیدنه
رقصیدن درباره تکرار یا اطاعت از دستورات نیست
درباره اینه که خودت باشی و بذاری تمام دنیا اونو ببینن
آره، میفهمم. ولی ما رقصندههای پشتیبان هستیم. این کار ماست
و ما باید از کارمون فاصله بگیریم
برای همینه که من امشب این مهمونی باحال لوائو رو برگزار میکنم
پس داری دقیقا همون کاری رو میکنی که سیج بهمون گفت ازش دوری کنیم؟
و فکر میکنی چرا؟
که آسیبی نبینیم؟
که مغزدار نشیم
یه رقصنده پشتیبان متفکر، بدترین دشمن سیجه
آخرین چیزی که اون برای ما میخواد
اینه که یادمون بیاد چقدر خوبیم وقتی میتونیم خودمون رو ابراز کنیم
پس میای یا نه؟
نمیخواستم بیام
بیخیال، تال. جدی میگی؟
رقابتهایی خواهد بود
شانسی برات که بالاخره خودتو واقعا ابراز کنی
آره، ولی اگه سیج بفهمه چی؟
الآن جدی میگی؟
آره
منظورت چیه اگه سیج بفهمه؟
فقط امشب رقابت کن. آدمایی مثل تو میتونن همینجوری بیان و بترکونن
هم قد بلند و لاغر
نمیدونم
باشه، میتونی با من بیای. میام دنبالت
اوه
یالا!
باشه، قبول. به درک
خوبه. ساعت ۸ میام دنبالت
ببخشید. خوبه؟
سلام
با ناین مهربونی؟
آره. به اندازه کافی خوب. چرا؟
چون اون مهمون خونه ماست
No comments yet. Be the first to leave one.