Dark Desire

Dark Desire (Oscuro deseo)

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Dark Desire S01E07 All WEB BluRay Netflix Release
Dark Desire S01E07 480p WEB H264-CRYPTIC
Dark Desire S01E07 720p WEB H264-CRYPTIC
Dark Desire S01E07 1080p WEB H264-CRYPTIC
Dark Desire S01E07 All BluRay 720p 1080p 4K
A Commentary by M_I_S
[ سلیس ‌ترین و باکیفیت ترین ترجمه خدمت شماست ] • هماهنگ با نسخه اصلی نتفلیکس •

Tags

web
720p
720
480p
480
1080
BluRay
Published on: 2020-08-15
Downloads: 30
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

.هی، منو ببین کوچولو

" هوس تاریک "

.آلما، باید حرف بزنیم

الان نمی تونم، چی شده مگه؟

.روز مرگ برندا، دوست پسرت خونه ی اون بوده

چی؟ داریو؟

.خونه ی قشنگی داری، قاضی

.خیلی متشکرم - .خونه ی گرم و نرمی به نظر می رسه -

.آره، حق با توئه

ولی این به خاطرِ بوی غذایی ـه که به زودی .حاضر میشه

.کم کم می خواهیم شام بخوریم

.و تو برای شام می مونی - .نه -

.نه، خیلی ممنونم - .آره، برای شام می مونی

.بعد از اینکه تو رفتی به خونه ی برندا بر می گرده

فیلم دوربین های مداربسته ی ساندویچ فروشی . رو دارم

.باید همدیگه رو ببینیم

.اون اینجاست، تو خونه ما

چی؟

اون لاشی اونجا چیکار داره؟

...کیفم که توی دانشگاه

،جا گذاشته بودمش رو آورده .پرونده ی باباش تو کیفم بود

!فاک، آلما

فهمیده جریانمون رو؟

.نه، فکر نمی کنم .همه چی که خوب به نظر میرسه

.استفان بسه خواهشا .اینقدر استرس نده

مگه نمی بینی که چه کارهایی از دستش برمیاد؟

.استفان

.همین الان از خونه ات بیرونش کن

باشه، بذار ببینم چه کاری از دستم برمیاد. خب؟

.نمی تونستم برای دیدنت صبر کنم

.نه، تو خونه ام نه

.هر لحظه امکان داره شوهرم بیاد داخل

.شوهرت برای شام دعوتم کرد

می خوای بمونم؟ - .لطفا -

.نه، این کار به خوبی تموم نمیشه - .پس نذار تموم بشه -

.واقعا؟ نه، خیلی تخمی و حوصله سر بره .نمی خوام برای شام بیام

!زوئه، طرز حرف زدنت

از کی تا حالا شام خوردن با خانواده اینقدر با اهمیت شده؟

.از الان .هممون داریم تلاش می کنیم تا دوباره مثل یه خونواده بشیم

میشه تو هم کمکمون کنی؟

ببین، یکی از دانش آموزهای مامانت برای شام مهمونمونه! می خوای باهاش آشنا بشی؟

.خیلی خوشتیپه

.همسن و سال خودت هم هست

.شاید ازش خوشت بیاد - .نه اینطوری نگو -

!محض رضای خدا، شت

!نه، لطفا. بذار برم

بهم قول دادی دیگه نزدیک !شوهرم نمیشی

.به یه شرط میرم - چی؟ -

.باهام بیای - چی؟ -

.آره - .نه -

،آره، بریم کوئرناواکا یا هرجای دیگه

.فقط با هم باشیم - .نمی تونم -

.زوئه، فقط یه پیشنهاد بود .ناراحت نشو

.در ضمن، پسر خیلی باهوشیه

برای یه موقعیت کاری تو دفتر .در نظر گرفتمش

مامانت خبر نداره، باشه؟ - .برام مهم نیست -

.آلما

.ترسوندیم

.بیا، بشینیم

داریو چی؟

.بهش زنگ زدند، اون هم فورا رفت

.بیا. بشین - .باشه -

.برای تیکه کردنش چاقو میارم

.یالا، بچه، بشین سر جات

....اوف، بابا - .من پیش مامانت میشینم -

.خودمو می رسونم اونجا، فعلا که بیداره

خوبی، عشقم؟

.آره

چرا؟

.همینطوری

.عزیزم، حسش نیست

مطمئنی؟

.آره

نه یعنی نه، باشه؟

.آلما

چی توی کیفت بود؟

.چیز مهمی نبود، عزیزم

.یکم استراحت کن

.ببخشید. سخت گرفتم

.آره، عشقم. می فهمم

.دارم میام

.متاسفم

.لئوناردو نمی تونست بخوابه

.خیلی زمان برد تا خوابش ببره

به چیزی مشکوک نشد؟

.نه، فکر نکنم

.یعنی، هنوز که نه

.عین خر گیر کردم تو بدترین گندکاری ـه زندگیم

.آره

.بدترینش

.خیلی خب ...نصفه شب بود که تو و دوست پسرت

.به خونه ی برندا رسیدین - .اینقدر نگو دوست پسرت -

باشه، تو و اون یارو فقط چند ساعت .با هم خوش گذروندین

.چون اون ساعت پنج صبح از خونه ی برندا میاد بیرون - .بسه، استفان -

،خدا رو شکر کن که من برادر شوهرتم

،چون اگه پلیس میخواست ازت بازجویی کنه .دهنت سرویس شده بود

.ول کن. بگو چی می دونی

،برندا ساعت هشت و ربع میرسه خونه

.تو ساعت 3:44 دقیقه از اونجا میزنی بیرون

و حدس بزن کی راس ساعت 4:34 دقیقه میاد اونجا؟

.داریو

چی؟ - اون جزئی از صحنه ی جرمه -

.به خاطر اینکه آخرین نفری بوده که برندا رو زنده دیده

.داریو، بالاخره. بیا تو

حالش چطوره؟

.خوب نیست، بیا تو

.باید اینو ببینی - .بده ببینم -

.ساعت هاست که حالش اینطوریه

،هر کاری از دست برمی اومده انجام دادم .اما هنوز تب داره

،دکتر گفت که اگه تبش بالاتر رفت

.باید ببریمش بیمارستان

.نه

.میذاریمش تو وان

.برو با آب و یخ، وان رو پر کن

.همه چی حل میشه، مامان

.آروم باش

چرا داریو باید بخواد به برندا آسیب بزنه؟

.برندا شاهد اصلی تو پرونده ی لزلی دلگادو بود

چی؟

.برندا کسی بود که بابای داریو رو شناسایی کرد

.نمی خواستم مزاحم بشم

.دوستم رو لازم دارم

.من تو رو می شناسم پسر

نه، فکر نمی کنم. ولی می تونیم .با هم آشنا بشیم

آره، واسه همین اون شب، برندا .داریو رو شناخت

.جوابت تو همین حرفت بود

.داریو خیلی خوب می دونست که تو کی هستی

.مامان، همکاری کن لطفا .باید تبِت رو بیاریم پایین

.نه

.نه، لطفا با من کاری نکن .من تقصیری نداشتم

.نمی خوام بهت آسیب بزنم، خواهشا

.من رو با این ( داریو ) تنها نذار

.من کاری نکردم

.صبر کن، استفان

.این با عقل جور در نمیاد داری سعی می کنی چی بگی؟

داریو یه کاری کرده تا برندا خودکشی کنه؟

.یا شاید هم اون کشتتش

واقعا فکر می کنی اون برندا رو کشته؟

.ببین، من این فرضیه رو دارم

...بیا فرض کنیم داریو برگشته خونه ی برندا

.تا بفهمه که برندا اونو شناخته یا نه

تو پسر همون مکانیکه هستی، آره؟

،اگه تو و لئوناردو هدفش باشین ...داریو باید مطمئن میشده که

.برندا چیزی راجع به اون بهت نمیگه

!...همین الان از خونه ام برو بیرون

اما تو گفتی که هیچ اثری از خشونت .روی بدنش دیده نشده

چطور داریو مجبورش کرده تا رگشو بزنه استفان؟

.آلما، راه هایی دیگه ای هم براش انجام دادنش هست

.برندا حتما اون موقع بیهوش شده بوده

فکر می کنم داریو بیهوشش کرده، بردتش حمام ...لباس هاشو در آروده

.و گذاشتتش تو وان

،حتما خودش هم باهاش رفته تو وان ...از بیهوشی اون سواستفاده کرده و

...دقیقا از زاویه دید برندا رگ اون رو زده - .نه، استفان. این خیلی استادانه اس -

می فهمی داری براساس یه سری تصورات مسخره پرونده درست می کنی؟

مگه داریو رو توی فیلم ندیدی؟

آره، دیدم. خب که چی؟ آیا این مدرک کافیه تا بگی یکی رو تو وان به قتل رسونده؟

.بهت آسیب نمی رسونم - .نه، لطفا

.میرم دکتر بیارم

!نه - همینجا -

.همینطوری

.آروم باش، نگران نباش

!نه

.خواهش می کنم من رو نکُش

!نه

.ببخشید پسرم

.من رو ببخش

!نه

پس اثرانگشت ها چی؟

از کجا اون دارو رو برداشته تا اون رو بخوابونه؟

،می دونم که هنوز تیکه های نامشخصی هست

.به خاطر همین باید بقیه ی فیلم ها رو ببینم

مگه باز هم هست؟

بیشتر از 48 ساعت فیلم ضبط شده اس ...که من باید بشینم

...این موقع شب من رو کشیدی بیرون

تا فقط بهم بگی که با یه قاتل می خوابیدم و ننشستی بقیه ی فیلم رو ببینی؟

،بعد از این همه اطلاعاتی که بهت دادم

هنوز هم قبول نمی کنی که اون می تونه قاتل باشه؟

آلما؟

خیلی مسخره اس اگه فرض کنیم که ...اون می دونسته من قراره آخرهفته رو

.همراه با برندا تو کوئرناواکا بگذرونم از کجا می دونسته؟

.فکرش رو بکن، شاید شانسی بوده .شاید خبر نداشته

،اما وقتی فهمیده که برندا اون رو شناخته

...و نقشه هاش رو شده - می فهمی چی داری میگی؟ -

گوش هات چیزی که میگی رو میشنوه؟

داری سعی می کنی اون خودکشی رو .به یه قتل برنامه ریزی شده تبدیل کنی

آره، و تو داری تلاش میکنی تا .بیگناهیش رو ثابت کنی،صرف به این خاطر که اون گاییدتت

اینقدر عاشقشی؟

اینقدر کارش رو توی تخت، خوب انجام میده؟ - .این گفت و گو تموم شده اس -

.آلما، من نمی خوام بهت توهین کنم .دارم سعی می کنم ازت محافظت کنم

.دلیل خوبی برای رنجوندنم نیست

.تنهام بذار، خودم مشکلاتم رو حل می کنم

عه؟چطور؟

!حالا که اون لاشی پاش به خونه ات هم باز شده - !بس کن! همین حالا -

...شاید اگه نمیذاشتی ترتیبت رو بده، برندا هم هنوز

!جرئت نداری بگی مرگ برندا تقصیره من بوده

...گوش کن لطفا، منظورم این - .بذار برم -

!آلما

.صبر کن

.بهم گوش بده لطفا

!آلما

More Farsi Persian subtitles for Dark Desire

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left