The first 200 lines.
...آنچه گذشت
يه راهي براي کُشتن اين موجودات پيدا کردم، يه سلاح زيستي ـه
،نسخه اوليهست بايد اصلاح بشه اما جواب ميده
گودودر - اون بخاطر من اومده، نه تو -
!نه! وايسا
کي اينو چسبونده؟
اين همون رفيقته که تو فروشگاه غذايي بود؟
ما بيشتر از يه دوست بوديم
مردها يا زنها؟ - من توي رابطههاي -
احساساتي و مخرب تخصص دارم
بهترين نوع
اين فرودگاه منطقه محدود شدهست، قرنطينه شده
وقتي صدمه ديد من حسش کردم
من متوقفش ميکنم، اما فقط ....بخاطر دلايل شخصي خودم
که خودتون خيلي خوب ميدونيد
بايد بدونم چه کسي تونسته اونقدر نزديکش بشه که بهش صدمه بزنه
و به انسانهاي شکارچي نياز دارم اگر که براتون چيزي مونده باشه
[بهش ميگفتن گلادياتور بربر [وحشي
سلحشوري که شبيه هيچکس نبود
سرعت بيهمتا
قدرتمند و بيرحم
...اون تمام مبارزين
انسان و هيولا رو شکست داده
کمترينشون بيشتر از چند دقيقه طول نکشيد بيشترشون، بيشتر از چند ثانيه طول نکشيد
لطفاً
!بکُش! بکُش
!بکُش! بکُش
!بکُش! بکُش
من نيستم که خواستار اين عاقبتم
امثال خودت خواستار شدن
يه سناتور
که با هنرهاي تاريکي آشنايي مختصري داشت
حامي گلادياتور بربر شد
اسمت رو گذاشتن شيطان تاريکي سيسيل
يه گروه کامل از هم پاشيد که تو رو دستگيرکنن
که 20 تا سرباز فدا شد
اگه اينقدر دنبال من بودن خيلي دوست داشتم دليلش رو بدونم
تو به صليب کشيده شده بودي نبردهاي ميدان جونت رو نجات داد
طمع طبقه نجيب زادهها و انگيزه وحشيانه
مردم منو نجات داد
غذا و نوشيدني اصلا برات مهم نيست
فقط دنبال عصاره يه حيوون هستي
حيوون انساني
خونت سفيد رنگه اما با اينحال نور آفتاب رو تحمل ميکني
تو يه دورگهاي
که با خون انسان و خون شيطان بدنيا اومده
و قدرت و چالاکي همتاي يک خدا رو داره
چرا فرار نميکني؟
من دنبال يادگيري غريزه و رفتارهاي انساني هستم
دنبال بهترين ابزارشون هستم
اگر ميخواي درباره ذات حقيقي انسانها ياد بگيري
...ميتونم يه آموزش کامل بهت پيشنهاد بدم
توي ميدان نبرد
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
تـرجـــمـــه و تنظيم KingSlayer رضا AlirezAlirezA عليرضا
« خيابان ريچاردز، ردهوک، بروکلين »
سلام
تو خواب منو تماشا ميکني؟
منتظر بودم که بيدار بشي
ببخشيد که ديشب پيشت نبودم
فقط...هنوز دارم روي چندتا چيز کار ميکنم
فيتزويليام بيچاره
آره، خيلي بد شد
ميتونست خيلي برامون مفيد باشه، ميدوني؟
نميخوام لباس بپوشم
منم نميخوام
منظورم اون نبود - مطمئني؟ -
چند روزه که دارم يه لباس رو ميپوشم
شايد بهتره برم و باقي لباسهام رو بيارم
!آره
همه لباسهات رو بردار
و بيار اينجا
لباسهام رو بيارم اينجا
اين تعهد يا چيزي نيست
البته که نيست
"خيابان نهم، گوانوس، بروکلين"
اسباب و اثاثيه چي؟
براي توئه؟
بيشترش براي نيکي ـه با پول مادر بخشندهاش خريده
کليد اشتباه ننداختي؟ - نه، از داخل -
قفل شده - بيا عقب -
بوي خون آشام نمياد
خونآشامها در رو قفل نميکنن، ساکنين قفل ميکنن
!خودت رو نشون بده
هي
!نيکي
!اوه، خداي من
!اوه، خداي من
تو زندهاي - !اوه، خداي من -
حالت خوبه؟
«شرکت استونهارت»
همه چيز مرتبه، آقاي پالمر؟
ببخشيد، داشتم فکرميکردم
بنظر ميرسه روز کاملاً زيبايي ـه
شايد بعداً يه دوري تو شهر زدم
شايد دوست داشته باشي منو همراهي کني؟
بنظر عاليه
آقاي پالمر، ببخشيد از گودودر خبر جديدي دارم
کوکو، ميشه يه زحمت بکشي
يه فنجون چاي گياهي که خودت پيشنهاد ميدي برام بياري؟
حتماً، آقاي پالمر
ببخشيد قربان. گفتيد که سريعاً ميخوايد خبردار بشيد
بله، چي شد؟ - لِويت مُرده -
گودودر بهت شليک کرده و يه جوري فرار کرده
جسد لويت پيدا شده؟ - نه، ترتيبش رو داديم -
سلاح زيستي گودودر چي؟ - دست دوستان مورد اعتماديه -
جاش امنه - فعلاً، مطمئناً تونسته -
اصلاحش کنه
چقدر طول ميکشه که ترتيب گودودر داده بشه؟
،مسئله همينجاست قربان. گُمش کرديم
نميدونيم کجاست
همه چيز مرتبه؟ - بهتر از اين نميشه -
بوربن خنک داريد؟ - خب، بوربن دارم -
و يخ
بوربن خالي، دوبل لطفاً
ميدوني، بعضيا دوست دارن مزه مزه کنن
و لذت ببرن
شايد دفعه بعد
بعد از فروشگاه غذايي، اومدم دنبالت
من همون موقع نيومدم
خيلي ترسيده بودم
،اون خزندهها توي پمپ بنزين خيلي زود دست از سر من برداشتن
بخاطر اينه که دنبال تو نبودن
دنبال اون پير مرده بودن - پس، تو پيش اونا موندي؟ -
اون غريبههاي داخل فروشگاه؟ - آره خب، اولش چارهاي -
...نداشتم و بعدش
آره، پيش اونا موندم
اون به مبارزه ملحق شد
اونم مبارز خوبيه. تو چطور، نيکي؟
اين همه وقت کجا بودي؟
توي اون کمد قايم شده بودي يا چي؟
قوزک پام صدمه ديده
وقتي داشتم از دست اونا فرار ميکردم افتادم
فکرکردم يه شکستگي ـه ...سعي کردم برم عکس برداري کنم، اما
خيلي ترسيده بودم. از اون موقع هر شب اينجا خودمو زنداني ميکردم
خيلي خوشحالم که زندهاي
خب، عاليه
واقعاً دلگرم کنندهست
واقعاً هست
...اما - آره -
ستراکيان...منتظر ماست، درسته؟
آره
گفتي ميخواي ...برگردي اينجا و لباسات
چطوره هردومون لباسامون رو برداريم
اونجا خيلي امنتره
مهمون داريم
تو هموني هستي که تو فروشگاه غذايي بودي - خودمم -
اين نيکي، هم اتاقي ـمه ايشون نوراست و يه دکتره
قوزک پاش صدمه ديده
موقع فرار کردن به خودش صدمه زده
بگو کجاش درد ميکنه - تمام صبح -
منتظرتون بودم. بايد بريم - فقط يه لحظه وقت بده -
هي، داچ
ميتونم يه لحظه باهات صحبت کنم، لطفاً؟ - چطوره بذاريم بعداً؟ -
الان چطوره؟
خب؟
خب؟
نميخواي ازش بپرسي؟
درباره پولي که بطرز مرموزي
از آپارتمانت دزديده شده؟ لپ تاپت؟ - الان هيچ کدوم از اينا مهم نيست، هست؟ -
اون ترسيده
خيلي وقته تو اين وضعيته
اوه
پس به همين خاطر يه کم بيميلي
که درباره خودمون بهش بگي؟
فعلاً داره با چيزاي زيادي دست و پنجه نرم ميکنه
يه کم به اون و من وقت بده
بهت وقت بدم؟
براي چي؟
بايد برم پيشش
داچ، ستراکيان بهمون نياز داره
ميخواد بريم به اون کارخونهاي
...که فيتزويليام دربارهاش بهمون گفت، پس
نميتونم تو اين شرايط تنهاش بذارم
درک ميکني ديگه، آره؟
آره، باشه
از پسش برمياي
تو برو - باشه -
!آقاي فت
!دارم ميام
« خيابان ترمونت شرقي. تراگز نک، برونکس »
"فعلاً داره با خيلي چيزا دست و پنجه نرم ميکنه"
با چي؟ خالي کردن صندوق آپارتمانش؟
چي؟ قوزک پيچ خورده؟ - آقاي فت. نگرانيهاي عاشقانهات -
فعلاً هيچ ربطي به الان نداره، اصلاً
راست ميگي
يه حس قوي بهم دست داده
يه اتفاق خيلي بد تو اينجا در حال رخ دادنه
خب، بريم از نزديک ببينيم. بعد از شما
اتوبوس مدرسه بچههاي نابينا
توي کارخونه استونهارت چيکار ميکنه؟
مطمئناً با تجهيزات اومدي؟ - من هميشه تجهيزاتم پيشمه -
...مرکز، من مامور امنيتي
خب موضوع اين يارو کلهگنده چيه؟ همون روسي ـه
خب اون چي؟ - سر و سِرش چيه -
راستش سر و سري نداره
يکي از خصلتهاي خوبش هم همينه
ظاهر و باطنش يکيه
خب، اتاقهاي اينجا
...کجاست؟ اتاق تو
No comments yet. Be the first to leave one.