The first 200 lines.
من نماينده ارشد گوگوريو پوکون هستم تجويونگ کجايي ؟ بيا بيرون و مثل يه مرد بجنگ شمشير من تو را نمي بخشه بيا بيرون تجويونگ يالا بيا
تجويونگ ترسيدي ؟ داري از ترس مي لرزي ؟
از اونجا بيا بيرون ميدونم تو اونجا مخفي شده اي
بيا من آمدم تو ميخواي چکار کني ؟
چکار کنم ؟ خب معلومه ميکشمت
اگر تو خودت ميخواي بميري ..منم خواسته ات را انجام ميدم
مي کشمت پس يالا حمله کن
آقا شما کجاييد ؟_ جواب بديد_
آقا شما کجاييد ؟_ جواب بديد_
چي شد ؟_ هيچ اثري ازش نيست_
به جستجو ادامه بديد_ بله ژنرال_
آقا_ پخش بشيد و بگرديد_
آقا شما کجاييد
يالا حمله کن
برادر سربازان تانگ دارن مياند ما بايد از اينجا بريم
بيايد اين عوضي را بکشيم و از اينجا بريم
عوضي
ارباب منو ببخش لطفا منو نکش من اشتباه کردم
وقت تنگه_ برو کنار خودم کارشو مي سازم_
لطفا منو نکشيد ارباب من دوباره اينکار را نخواهم کرد لطفا منو ببخشيد
چي ؟ عوضي لعنتي_ برو کنار_
وايسا
بيايد بريم
برادر تو ميذاري زنده بمونه ؟
کشتن يه ديوانه هيچ فايده اي نداره_ اما برادر_
آقا
شما کجاييد ؟
آقا شما کجاييد ؟
ژنرال اونجاست
نه متاسفم منو ببخشيد ارباب
اينکار را نکنيد_ لطفا منو نکشيد_
او را به آندونگ برگردونيد_ چشم ژنرال_
او را به آندونگ برگردونيد_ چشم ژنرال_
چي ؟ پوکون تجويونگ را ديده ؟
بله ژنرال او ادعا ميکنه که با او دوئل کرده
لعنتي او همين جوري داره بدتر و بدتر ميشه
شايد ما بايد او را به تانگ بفرستيم
به تانگ ؟
کي ميدونه اون ديوونه دوباره چکار خواهد کرد ؟ بهترين کار اينکه تا قبل از اينکه دردسر بزرگي بشه بفرستيمش بره
بله منم نگرانم ما بدونه اون ديوانه هم نگراني هاي زيادي داريم
در اولين فرصت او را به تانگ بفرستيد با اينکار اين مشکل حل ميشه
چند روز در زندان بودي باهوش شدي هنپيا
شما به من لطف داريد
و تو افتاده و خاضع شده اي هنپيا تو خيلي تغيير کرده اي
واقعا ؟
نماينده پوکون خوابيده ؟_ اشون هنوز در رختخواب هستن_
بزودي شما قراره به تانگ بريد
تبريک ميگم اين همون چيزي نبود که شما از اول ميخواستيد ؟
بعيده تجويونگ يه مرد ديونه را بکشه و تو کاري کردي که خود ژنرال سورينگ با توافق خودش تو را به تانگ بفرسته
حالا شما ميتونيد از گوگوريو بريد و اين کابوس جهنمي را تمام کنيد
من واقعا حيرت زده شدم فکر ميکنم تنها اسمي که از ليست سياه تجويونگ خط نخورده اسم تو باشه
تو هم ميدونستي
من فکر کردم همه را گول زده ام اما من نتونستم تو را گول بزنم
بله آقا
اما من دست خالي نميرم بايد قبل از اينکه از اينجا برم نتايج کارهايم که در ظاهر يه ديوانه کردم را ببينم
کارها ؟
من وانمود نکرده ديوانه ام که فقط جون سالم در ببرم هر جايي که ميخواستم برم بدونه اينکه کسي جلومو بگيره ميرفتم
به همه جاي چي سونگ و به هر کسي و هر مکاني که بهش مشکوک بودم سر ميزدم
خودت خواهي ديد من تا روزي که به تانگ برم همين طوري به مبارزه ام ادامه ميدم من خودم با تجويونگ مبارزه ميکنم
من فقط ميتونم بگم که حيرت زده شدم
يون نامسينگ به اينجا آمده
تو واقعا با ادغام آندونگ و فرمانداري موافقي ؟_
بله_ اين واقعا عاليه_
چي شد بعد از اون همه يکدندگي نظرت عوض شد ؟
همانطوريکه گفتيد تا تجويونگ و پيمان دونگ مونگ آزادند هيچ کاري براي مردم فايده نداره
تو سرانجام قصد منو فهميدي پس ديگه نبايد وقتو تلف کنيم
همين حالا سربازاتو به آندونگ بيار
ما يه روز ديگه که خود پادشاه هم باشن روي جزئيات ادغام حرف خواهيم زد
من ديگه بايد برم
توافق ناگهاني اش خيلي عجيبه
بله .. اميدوارم خودم خطر را به اينجا نياورده باشم
به همين زودي داريد ميريد ؟_ من آمدم جواب درخواست تون بدهم_
خوبه .. کار خوبي کرديد
اميدوارم گفتگوي چند روز پيشمون را فراموش نکرده باشي
تو قول دادي اگر من کمک کنم تجويونگ را بگيري آندونگ مال من خواهد شد
اگر شما به اطمينان بيشتري نياز داريد من قول ژنرال سورينگ را بهتون خواهم داد
نه لازم نيست اما وقتيکه زمانش برسه من به توافق رسمي امضا شده نياز دارم
چرا که نه! شما ملاقاتي با تجويونگ داشتيد ؟
من فکر ميکنم او تا حالا بايد سراغ شما آمده باشه
او آمد
او گفت ميخواد ژنرال سورينگ را بکشه و از من کمک خواست من بهش قول دادم کمکش ميکنم
عالي شما چيز ديگه اي هم فهميديد ؟
عالي شما چيز ديگه اي هم فهميديد ؟
نه فقط همين
شما بايد با تجويونگ در تماس باشيد بايد بفهميد آنها کجا هستن و کي پشت آنهاست
هرکاري از دستم بربياد انجام ميدم
شما منو متقاعد کرديد که درخواست سورينگ را قبول کنم اما من احساس خوبي ندارم
نگران نباشيد اعلي حضرت
ما بخاطر اينکه بتونيم از نامسينگ براي کارهامون استفاده کنيم او را زنده گذاشتيم
بله اما_ اگر همه چيز خوب پيش بره_
ما ميتونيم با سورينگ کل کارکنان آندونگ را هم نابود کنيم
اما اين ممکنه نتيجه عکس هم بده
نتيجه عکس ؟
اگر نامسينگ به ما خيانت کنه ممکنه شما و چي سونگ لو بريد و کل پيمان دونگ مونگ چان نابود بشه
گلسابيو راست ميگه ما ممکنه براي گرفتن يه چيز کل چيزهامون را از دست بديم
اين نبرد در اوج خودش است اگر ما از ترس شکست اين نبرد را بتعويق بياندازيم وضع را براي خودمون بدتر ميکنيم
بياييد انجام اينکار را شروع کنيم اگر نامسينگ کوچکترين خيانتي نشون داد خودم ميکشمش
درون قلب اين مرد چي ميگذره ؟ نامسينگ دوست ماست يا دشمن ؟
شين هونگ بهم بگو نامسينگ طرف کيه ؟
منم نميدونم_ نميدوني؟_
اگر تو نميدوني پس کي ميدونه ؟
تشخيص دوست و دشمن کار راحتي نيست_ پس يعني کار درستي نيست که آنها را به اينجا بياريم_
اگر او بخواهد براي کشتن ما از نامسينگ استفاده کنه مرداش را بعنوان سربازان فرمانداري به اينجا مياره و حمله ميکنه
بله درسته
مهم نيست نامسينگ طرف کيه کاري که ما بايد بکنيم اينکه تمام حرکتهاي آنها را زير نظر بگيريم و براي آنها آماده باشيم
حرکتهاي آنها را در نظر بگيريم و آماده بشيم ؟ تجويونگ اينجوري نابود ميشه ؟
اين تنها راه ما براي گرفتن اونه
اما من هنوز احساس خوبي راجه به آوردن سربازان فرمانداري ندارم
ژنرال ايي هگو آنها را فرماندهي خواهد کرد اگر نامسينگ قابل اعتماد نيست تنها راه اينکه ما ارتش او را تحت کنترل خودمون بگيريم
منم با اين موافقم
ما مطمئنيم تجويونگ با يون نامسينگ ارتباط داره اگر نامسينگ همونطوريکه خودش ميگه به ما کمک کنه
کشتن تجويونگ مثل آب خوردنه
حتي اگر نامسينگ به ما خيانت کنه و به تجويونگ ملحق بشه او سرانجام در دام ما که براش آماده کرديم مي افته
پس وضع تجويونگ هم مثل ماست اين همون چيزي است که شما ميگيد ؟
درسته ژنرال
شنيدن نقشه ها و برنامه هاتون خيلي اطمينان بخشه
نه تنها پادشاه بلکه همه نگرانند_ چطور ميتونيد آنها را سرزنش کنيد ؟_
ما نميتونيم به نامسينگ اعتماد کنيم_ تو چي فکر ميکني ؟ _
اين نقشه و برنامه را عملي کنيم ؟_ سيب به هوا رفته و داره ميچرخه_
حالا ديگه مردانمون با لباس سربازان فرمانداري ميتونن به آندونگ رفت و آمد کنن
اما آنها هم به نامسينگ اعتماد ندارن شين هونگ و ايي هگو اينقدر باهوش هستن که ميتونن تمام حرکات ما را پيش بيني کنن
يقينا همين طوره آنها درها را باز کردن و منتظرن که ما وارد شويم
پس ما هم نبايد در دام آنها بيافتيم
آنها هم دارن از نامسينگ بعنوان طعمه اي براي گرفتن ما استفاده ميکنن ما هم داريم از نامسينگ براي کشتن سورينگ استفاده ميکنيم
هر دو طرف طعمه شون را انداخته اند و منتظر صيدشون هستند
درست بهم بگو منتظر چي هستن ؟
همونطوريکه خودتون گفتيد اين تنها راه کشتن سورينگه اما آنها هم احتمالا اينو ميدونن و براي ما تله گذاشته اند
يعني ميگي هر دو طرف نشسته اند منتظر تا طرف ديگري اشتباه کنه ؟
درسته و هر چه ما منتظر بمانيم شانس بيشتري پيدا ميکنيم
ماهيگيري کار صبورانه اي است
شکار صبورانه صيد صبورانه
چيزي درست نيست
من بايد خودم با ژنرال سول حرف بزنم_ اما ژنرال ايي هگو گفتن جايي نريد_
تانگ زير قولش زده و يانگجو را به ما نداده من بايد برم از ژنرال سورينگ دليلشو بپرسم
اينکار بي فايده است_ برادر_
همانطوريکه کاهان گفته ما بايد تجويونگ را بکشيم اين تنها راهي است که ما مي توانيم يانگجو را بدست بياريم
کرانها خون زيادي براي تانگي ها دادن اما آنها اينجوري براي ما جبران کردن
تاسف خوردن چيزي را درست نميکنه
اگر ما بتونيم پيمان دونگ مونگ چان را نابود کنيم و آنها يانگجو را بهمون ندن ما مجبوريم بجنگيم که حقمون را بگيريم ما مجبوريم قبل از اينکار تمام سعي خودمون را بکنيم
تانگ ممکنه دوباره از ما سوء استفاده کنه
بنده فرماندار يانگجو ايي جينگ چونگ و فرمانداري گيسو جو سون وانريونگ به شما سلام عرض ميکنيم اعلي حضرت
شما ديگه جز افراد من شده ايد من ميخوام که شما با وفاداري بهم خدمت کنيد و اميدوارم نسلهاي شما زير سايه من در آسايش زندگي کنن
اعلي حضرت شما درباره يانگجو با آنها صحبت نميکنيد ؟
اگر کرانها موفق شوند پيمان دونگ مونگ چان را نابود کنن من يانگجو را به شما خواهم داد
اعلي حضرت لطف شما وسيع باد
يانگجو در صورتي مال آنها ميشه که ايي هگو بتونه تجويونگ را بگيره
اگر پيمان دونگ مونگ چان به هر وسيله ديگري نابود شد يانگجو قلمرو تانگ باقي ميمونه
حتما همين طوره درست نميگم ملکه ؟
البته
اعلي حضرت هرکاري که خودشون صلاح بدونن انجام ميدهن
جلسه ي خوبي بود
من کمکهاي شما را فراموش نخوام کرد
سفر ايمني داشته باشيد
شايعه اي هست که شما بايد بدونيد_ چه شايعه اي ؟_
شايعه شده که ايي مون جايگاه پشتيبان پيمان دونگ مونگ چان را پيدا کرده
پشتيبان پيمان دونگ مونگ چان ؟ ايي مون چطوري اينکار را کرده ؟
او مردانش را به گوگوريو فرستاده .. آنها ميگند که او ميتونه مرکز فرماندهي شون را هر وقت که بخواد نابود کنه
کاهان
جلوي اينکار را بايد بگيريم ايي هگو بايد تجويونگ را بگيره
ما هم جزئيات را نميدونيم اما مطمئنا ايي مون چيزي درباره نيروهاي ضد تانگ فهميده
ايي مون .. او سعي داره ما را نابود کنه
ژنرال چه اتفاقي افتاده ؟
خبري از جاسوساني که به گوگوريو فرستادم نشده
ممکنه آنها دستگير شده باشن ؟_ منم نگران همين هستم_
فکر کنم آنها موقع تماس باهم کشته شده اند
يعني همه کارهاتون هدر رفته ؟
من دوتا از بهترين مردامو اونجا دارم بززودي خبري از آنها خواهد شد
واقعا وحشتناکه با اين حساب ممکن مجبور بشيم يانگجو را به کرانها بديم
مگه اينکه من مرده باشم هنوز وقتيکه به تحقيراتي که کرانها براي من درست کردن فکر ميکنم خونم به جوش مياد
شما فردا از اينجا به يودونگ خواهيد رفت.
شما به اونجا ميريد که ماموريت بزرگ بيرون کردن تانگ و احياي گوگوريو را انجام بدهيد
ما نميتونيم بذاريم مردم مان بعنوان برده هاي تانگ زندگي کنن ما نميتونيم بذاريم مردم مان آواره باشند
تا پايان بجنگيد و پدراني باشيد که فرزندان تان و نوه هاي تان به شما افتخار کنن
روحيه سربازا فوق العاده بالاست_ توانايي شون چقدره ؟_
همه آنها آموزشهاي پايه را ياد گرفته اند
ما مجبوريم صبح زود از اينجا بريم به آنها بگيد
برن بخوابند_ بله ژنرال_
وضع يودونگ خيلي متشنجه
آندونگ براي گرفتن پيمان دونگ مونگ چان داره خودش را به آب و آتيش ميزنه
وقتيکه پيمان تقويت بشه جنگ سختي بين پيمان دونگ مونگ چان و آندونگ درخواهد گرفت
ما در بين سربازانمون افراد زرنگ زياد داريم نميخواد نگران باشيد برادر
ژنرال ايي هگو زود برو داخل ژنرال سول خيلي ناراحت و مضطربه
ميخواستيد ما را ببينيد ژنرال ؟
شما کي ميخواهيد تجويونگ را بگيريد ؟
پيمان دونگ مونگ چان هنوز هيچ عملي نشون نداده که ما عکس العمل نشون بديم
داري ميگي که من بايد براي هميشه بشينم تا آنها حرکتي کنن ؟ تو انتظار داري من هميشه در ترس و اضطراب زندگي کنم ؟
تجويونگ هم منتظر يه فرصته ما هم همه چيزو زير نظر داريم و منتظريم تا آنها حرکتي کنن
درسته ژنرال هر دو طرف منتظر اشتباه ديگري هستن ما نبايد عجله کنيم
دربار تانگ داره منو مسخره ميکنه آنها به من ميگند ترسو کسي که جرات نميکنه از خونه شون بياد بيرون
اين ماهي زبر و زرنگيه شما ميخواهيد تا آخر عمر منتظرش باشيد ؟
بپريد توي آب و اون ماهي عوضي را بگيريد
تا قبل از اينکه من از اين بي آبرويي نمردم هرجوري که شده تجويونگ را پيش من بياريد
ما مجبوريم يه نقشه ديگه بکشيم_ اگر ما حالا دست بردار بشيم تجويونگ پيروز ميشه_
اما ژنرال سول خيلي نگرانه ما چاره اي نداريم علاوه بر اين ما کرانها وقتي براي تلف کردن نداريم
اگر ما کاري نکنيم ممکنه براي هميشه يانگجو را از دست بدهيم
اگر نظر شما اينه پس آخرين راه چاره براي ما مانده
آخرين راه چاره ؟
ايده ات را بهم بگو
ما از پوکون استفاده خواهيم کرد
پوکون ؟
No comments yet. Be the first to leave one.