The first 165 lines.
!اومدیم کوه !روح و روان آدم رو جلا میده
.چه هوای مَلسی
مزۀ هوا رو متوجه میشی؟
.چه حس چشایی خوبی داری، فومینو
...منظورم این نبود
...دوباره شروع شد
.اردوی معروف سه روزۀ مدرسۀ ایچینوسه
...آخر غم نامه ـست که بیای کوه
.از صبح زود تا لنگ شب درس بخونی
!حداقل یه حموم مختلط برامون در نظر میگرفتید
...معلومه که نمیذارن
احمق خان! حداقل که میتونی !رویاش رو داشته باشی
مگه نه، یویگا؟
!اوه! اودوی کوهی
.توی تمپورا خیلی خوشمزه میشن
اودوی کوهی؟ - .ناری چان که رفت تو فاز همیشگی -
...با اجازه اینا رو می چینم واسه خودم
هی پسرا، چرا اینقدر ول می چرخید؟
!یالا، برگردید توی صف
!یه لحظه وایسا
!سوغاتی خواهر عزیزم
چی داری واسه خودت میگی؟
!اودوی کوهـــــــی
ری چان، چیزی شده؟
.آخه بدجور زُل زده بودی به یویگا کون
ها؟ کی رو میگی؟
!دارم درمورد تو حرف میزنم دیگه
میگرده x قسمت پنجم: یک نابغه توی جنگل دنبال
.از دست فومینو با این حرفای عجیبش
آخه چه دلیلی داره که بخوام یویگا سان رو زیرنظر داشته باشم؟
!نه، اینجوری نیست
الان نگاه ـش نمیکردم .اتفاقی چشمش بهش افتاد
...اِه! اشتباه نوشتم
اگه همینطور بی هوا این رو بهش بدم .یعنی یویگا سان رو زیر نظر داشتم
!اینجوری به شک و شبهۀ فومینو دامن زدم
حالا باید چیکار کنم؟
!از دست تو، یویگا کون .بیا از این استفاده کن
.من یکی اضافه دارم
.نه، اینجوری که بده فروهاشی
.اینقدر بزرگش نکن
.همیشه هوام رو داری
.پس ممنون از لطفت
...اوه اوه
.ببخشید
.بیا، ناریوکی
.ممنون، تاکموتو
!شرمنده - .منم همینطور -
.ببخشید، باید میومدم بالا بعد بهت میدادمش
دستگاه خرید
!اینا همش به خاطر کمبود کلسیم ـه
.دلیل دیگه ای برای .این عصبانیت غیرمعمول نمی بینم
شیر سرد
...یه کوچولو دیگه
!سلام اوگاتا درسات خوب پیش میرن؟
اگه جایی رو متوجه نشدی ...هر وقت خواستی میتونی به من
!یویگا سان، به تو هیچ ربطی نداره
!لطفاً مزاحمم نشو
اِه! مگه خیر سرم معلم خصوصی ـت نیستم!؟
!خداحافظ
ها؟ کجا میری؟
!اجازۀ بیرون رفتن نداریم، ها
.فقط میرم یه هوایی تازه کنم
.شنیدم خیلی مَلسه
ها؟ چی شد؟ رسیده به سن سرکشـی؟
آخه چرا همچین کاری کردم؟
ولی حالا باید چیکار کنم؟
نمیدونم توی همچین مواقعی .چطور باید عذرخواهی کنم
.از این بخش خودم متنفرم
...اونا
!یه لحظه وایسا
!سوغاتی خواهر عزیزم
.اینجا هم هست
.اونجا هم هست
.این طرف هم هست
.یه عالمه چیدم
.با این احوال بهتره زودتر برگردم
ها؟ من از کدوم طرف اومدم؟
.اوه! چه بارونی گرفت
،این که میگن آب و هوای کوهستان زود تغییر میکنه .راست گفتن، ها
!یویگا ناریوکی
اوگاتا ریزو رو ندیدی؟
تویی سکیجو؟ اوگاتا چی شده؟
نه توی اتاق کنفرانسه نه اتاق مطالعه .و نه توی اتاق خودش
این که توی اردو موبایل ها رو میگیرن !واقعاً دردسری ـه، ها
تو... آخه چقدر این اوگاتا رو دوست داری؟
!ها!؟ اینطوری که میگی نیست
من اوگاتا رو بعد از کنفرانس ...کنار دستگاه خرید دیدم
.فقط میرم یه هوایی تازه کنم
نکنه که هنوزم بیرونه؟
ولی با این حال، معلومه که اینقدر خنگ نیست .که توی این هوا بیرون مونده باشه
!چه احمقانه
بهتره برگردم و برم حموم ...و بعدشم درسم رو
.موبایل ندارم .اصلاً نمیدونم کجام
تنها راهی که دارم اینه که .منتظر بمونم تا کمک بیاد
الان بارون شدیده ...ولی میدونم فردا
.به احتمال 96% یه نفر برای کمک میاد
!برای کمک اومدم، اوگاتا
چرا الان چهرۀ یویگا سان رو یادم اومد!؟
با بررسی جوانب .تقریباً 4% احتمال همچین چیزی وجود داره
.درضمن، رفتار خیلی بدی هم باهاش داشتم
!اوگاتا
...حالا حتی صداشم دیگه میشنوم
اینجوری که میشینی .زیر دامنت رو میشه دید، بهتره اینجور نشینی
اینجا چیکار میکنی؟
اگه اشتباه نکنم این یکی از کارت هایی ـه که .برای اولین بار باهم بازی کردیم
.وقتی که با جریان آب بارون داشت میرف، پیداش کردم
فهمیدم رفتی بالا دست .انگار حدسم درست بود
خب، حالا اینجا چیکار میکردی؟
اون اودو های کوهی رو از کجا گیر آوردی؟
!چقدر زیادن تو هم از اینا دوست داری؟
...دوست
!اینجوری که میگی نیست .اگه بخوای، میدمشون به تو
جون من؟
!چه دختر گلی هستی
.ولی به هر حال، خوشحالم که حالت خوبه
.خیلی خب، بیا برگردیم
.باشه
نکنه میترسی از اونجا بیای پایین؟
!معلومه که اینطور نیست
...من هیچم
!اوگاتا
کاسۀ اونی چان یه دفعه شکست!؟
نکنه اتفاق بدی برای اونی چان افتاده باشه؟
...هه، بی خیال بابا
.معلومه که نمیوفته
روز بعد
زنانه
...خب... چطور بگم، اوگاتا
خوشحالم که تنبیه کار دیروزمون .فقط به تمیز کردن حمام ختم شد
.موافقم
!نمیدونم چی بگم
...از دیروز تا حالا
...الان
اولین بوسه ـم... بود یا نه؟
بود
نبود
آهای، اوگاتا سان؟
.ببخشید
.بهتره برگردیم
!وایسا اوگاتا، اون مسیر مخالف هتل ـه
اون اتفاق به بعد .اوگاتا یه بارم به من نگاه نکرده
...فکر کنم عصبانیه
.خودم میدونم که تقصیر من نبوده
.فقط یه اتفاق بود
!ولی خیلی گرمه، ها
.بهره لباسم رو در بیارم
!هورا! من عاشق حموم کردنم
!بعد از این همه درس خوندن حسابی خسته شدم
!بالاخره میتونم شنا کنم
!ا-اونا اینجا چیکار میکنن؟
اوگاتا، من اون تابلوی «در حال نظافت» رو دادم بهت که آویزون کنی، نه؟
!بـ بله
!اینجا آویزونش کردم
!باید دم ورودی آویزونش میکردی
!پوستت خیلی نرمه
!نکن! قلقلکم میاد
.هرلحظه وضعیت داره بحرانیتر میشه
!چـ چه خاکی به سرم بریزم؟
!اگه به جرم دید زدن بگیرنم دیگه باید با توصیه نامه خداحافظی کنم
.نگرفتن توصیهنامه حداقلشه
.ببخشید
!بههرحال، فعلا برو توی سونا
!من یه کاریش میکنم
!وای، اوگاتا سان خیلی باحاله
.ها؟ ری چان
No comments yet. Be the first to leave one.