NCIS: Origins

NCIS: Origins

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

NCIS Origins S02E06 720p x264-FENiX
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 6 NCIS: Origins 2024 زیرنویس فارسی سریال

Tags

other
Published on: 2025-11-20
Downloads: 14
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

رندی: خیلی مهمه که این پرونده‌ها

تو کامپیوتر تایپ بشن.

اینکه بتونی فقط با یه کلیک جستجو کنی،

انگار آینده همینه، می‌دونی؟ آه! داره داغ می‌کنه.

لالا: باید با فلاکُو ناوارو حرف بزنیم.

اون رئیسِ گروه شاکالس خیابون ۶۳اُمه.

اگه زرنگی کنی، به خدا قسم، هردوتون رو سلاخی می‌کنم.

فهمیدی؟

خیلی وقت پیش یه قرار وحشتناک داشتم.

یه بار یه قرار افتضاح داشتم.

اون هشت-ترک گیر کرده بود.

اُکلی: اون هشت-ترک

تو ضبط ماشینم گیر کرده بود.

متاسفم، ولی نمی‌تونم همینجوری بی‌خیال بشم.

فرنکس: راستش، یه چیزی به ذهنم رسید.

یه جایی هست که فکر کنم خوشت بیاد.

یه جامعه‌ست، آدمایی که دارن شانس دومشون رو امتحان می‌کنن.

* وای! حس خوبی دارم... *

گیبز مسن: برنارد فرانسیس رندولف.

اون صبح با یه آهنگ تو سرش از خواب بیدار شد.

یه تماس‌گیرنده ناشناس به ما خبر داد که یه کارایی داره میشه

دوباره تو روچ هاوس.

ما آماده برای بدترین اتفاق اونجا حاضر شدیم.

رندی آماده برای بدترین اتفاق اونجا حاضر شد.

ولی با یه آهنگ تو سرش.

چون چه روچ هاوس باشه چه نباشه،

اون روز تولد رندی بود.

* چه خوب، چه خوب *

* من تو رو دارم *

گیبز مسن: هر سال تو اون روز،

از وقتی که بچه بود،

مامانش مکسین براش داستان رو تعریف می‌کرد.

از وقتی که به دنیا اومد. مکسین: آره!

* وقتی بغلت می‌کنم... *

رندی کوچولو نه روز زودتر به دنیا اومد.

رندی: یکم خون اومد. ...تو یه تعمیرگاه ماشین.

* و وقتی که... *

اینقدر عجله داشت که بیاد اینجا،

مامانش حتی

وقت نکرد بره بیمارستان.

و درست همون لحظه که به دنیا اومد،

انگار یه سوئیچ روشن شد تو اون

گاراژ قدیمی و روغنی.

مامانش یه نگاه بهش کرد و فهمید

این بچه قرار بود یه نور بزرگ به دنیا بیاره.

* چه خوب، چه خوب... *

این بچه،

قرار بود نوری بیاره

* هی! *

که هیچ‌وقت خاموش نمیشه.

فرنکس: بهت بگم چی، سفر به تگزاس خودش یه ماجرا بود.

مزرعه همون شکلی بود.

هرچیزی رو که می‌خواستی، جمع کردم. وسایل مامان هم همینطور.

میسون: ممنونم بابتش، مایکی.

چند تا جعبه تو کامیون جا نشد، واسه همین پستشون کردم.

وقتی رسیدن اینجا، خودم همه‌شون رو برات میارم.

خب، خیلی خوب میشه که ببینمت.

اونجا یه تشک خوب داری؟

برات یه تشکچه می‌گیرم. نه، همه چی خوبه.

می‌دونی، خیلی چیزا در مورد پرورش گیاه یاد می‌گیرم.

ممکنه یه اسب جدید بگیرم که باید رام بشه. یه موستانگ.

خوبه، میسون.

خیلی خوبه.

پس بعداً باهات صحبت می‌کنم.

آره، حتماً.

لالا: قربانی،

گروهبان ۲۵ ساله نیروی دریایی، هنری آلدین بود.

اون مکانیک تجهیزات بود،

اینجا تو پندلتون. گیبز: خبرچین ناشناس

به ما زنگ زد به جای پلیس.

ما حدس می‌زنیم یا قربانی رو می‌شناخت

یا کارت شناسایی نظامی رو تو کیف پول آلدین تو صحنه پیدا کرده بود.

مری جو، خبرچین چی گفت؟

فقط گفت یه اتفاق بدی داره میفته.

اون آدرس روچ هاوس رو بهم داد

و گوشی رو قطع کرد.

فکر کردم رندی خوشش میاد

از بادکنک امسال. فکر می‌کنی زیاده‌روی کردم؟

اصلاً! رندی عاشق بادکنکه.

مری جو، یه سری وسایل از تگزاس برات فرستادم اینجا.

می‌خوای چیکار کنم؟

زنگ بزن اداره پست ببین چرا اینقدر طول کشیده.

ای بابا، اونا برای برادرمه.

اونو رسوندم اونجا تو اون مجتمع،

تنها. نگرانشم.

باشه، ببینم چیکار می‌تونم بکنم.

داری چه غلطی می‌کنی؟

دنبال فندک اداره‌ام برای شمع‌های تولد.

من ندارم

فندک اداره رو. گیل گفت اینجاست.

می‌دونی عادتش تو جاگذاری وسایل چجوریه دیگه؟

گفت وقتی به فندک فکر می‌کنی،

به سیگار فکر می‌کنی، به فرنکس فکر می‌کنی.

آره، می‌فهمم.

بیا، مال منو بگیر.

ولی برش می‌گردونی‌ها.

به محض اینکه پیداشون کردی، بهم خبر بده

جعبه‌هامو. مرد لحظه کجاست؟

داره به خانواده قربانی اطلاع میده. این کار درستی نیست، مایک.

نباید یه بچه رو روز تولدش بفرستی خبر مرگ بده

اون یه جوریه که بلده حال مردم رو بهتر کنه

شوک رو کم می‌کنه

تازه، خودش هم براش مهم نیست

اون چیزا مثل بقیه ما روش اثر نمی‌ذاره

خب، افتضاح بود

پدر و مادر آلدین خیلی با این خبر داغون شدن

یعنی، واقعاً خیلی داغون شدن

اونا گفتن آلدین تو کار کمرش آسیب دیده

و براش مسکن تجویز شده بود

اما معتاد شده بود و نگران بودن

که داره میره سراغ چیزای قوی‌تر، شاید هروئین

که این می‌تونه توضیح بده اون تو اون پاتوق موادفروش‌ها چی کار می‌کرد

اوه خدای من

من دیوونه‌ی بادکنکم!

آره!

برات یه سری فایل جدید از خزانه آوردم، بچه

این مزخرفات کامپیوتری وقت تو رو می‌گیره رندو، نه منو

کووالسکی: هی، مایک

ازت می‌خوام تو صندلیت درست بشینی

و می‌خوام به حجم زیاد وقت و تلاشی که

این جوون برای این پروژه صرف کرده فکر کنی

یکم احترام بذار

رندی: نگران نباشید، رئیس. من و مارتا

تا همین الان نصف کل پرونده‌ها رو انجام دادیم

برای کل اداره

منشی جدید گرفتیم؟

نه. اسم کامپیوترشو گذاشته مارتا استوارت

رندی: چون وقتی فایل‌ها رو بهش وارد کنم

اون دیگه همه چیز رو در مورد همه چیز می‌دونه

در مورد من چی می‌خواد بدونه؟

فرنکس: گروهبان آلدین. اون مرده

و هیچ‌کدومتون به من نمی‌گید چرا

رندو فکر می‌کنه شاید مواد مصرف کرده بوده

چه کسی گلوشو برید؟

چه جور آدم روانی‌ای

خون به دیوار می‌ماله و جسد رو اینجوری قرار میده

انگار داره به شیطان تعظیم می‌کنه؟

من با پدر و مادر آلدین صحبت کردم. اونا فکر نمی‌کردن

که اون تو کار خاصی دخیل باشه

مثل فرقه. من این نماد رو می‌شناسم

وقتی کار تبشیری می‌کردم

تو جمهوری دومینیکن

سانتریا

این یه فرقه نیست، یه دین آفرو-کارائیبیه

این نماد به چه معنیه؟

یه مغازه قدیمی سانتریا هست

توی، امم، سن دیگو. نورث پارک. اونا می‌تونن بهت بگن

لالا: پزشکی قانونی ما تایید می‌کنه پودر روی زمین

نمک خوراکیه

گروه خونی

روی دیوار با قربانی ما مطابقت داشت

نمک تو بعضی از مراسم استفاده میشه

برای پاک‌سازی و محافظت

نه این شکلی

سانتریا در مورد داشتن یه زندگی خوبه

کمک به مردم برای شفای جسم و روحشون

تا حالا اینو دیدی؟

سانترا: کمان و تیر

اون نماینده اوکوسی شکارچیه

اون یکی از سنتوس‌های ماست

اما این مراسم هرچی که هست

انحراف از اصول ماست

یه سانترو واقعی هرگز تو قربانی کردن انسان شرکت نمی‌کنه

بقیه عکسا رو بهش نشون بده. من الان برمی‌گردم

بهش چی گفتی؟

چه مرگته، مرد؟

فلاکو می‌خواد دنبالم بیاد، بهش بگو حداقل باید

اونقدر جرأت داشته باشه که با تو تو ماشین بشینه

تو قبول نکردی تو نابود کردن لونا کمک کنی

حالا لونا دو نفر دیگه رو کشت

فلاکو می‌خواد بهت یادآوری کنم که خونشون گردن توئه

نمی‌خواد مجبورت کنه کمکش کنی، اما

مراقبته

گیبس: لالا

اون دیگه چی بود؟

سوار ماشین شو. اون کی بود؟

سوار ماشین شو و حرکت کن، تازه‌کار

لالا، صبر کن. اون... اون همون پسره بود

که اون دفعه تو رو کنار ساحل پیاده کرد

همون ایمپالا. (پوزخند می‌زنه)

تو نمی‌تونی همینجوری موزیک رو تو ماشین زیاد کنی و فکر کنی که

من دست از پرسیدن برمی‌دارم. معلومه که من

نیروانا رو زیاد می‌کنم. دیوونه شدی؟ اون پسره کی بود؟ چرا نمی‌خوای

به من بگی اون کی بود؟ اوه، میشه دست از داد زدن برداری؟

مردم می‌شنون. به سوال جواب بده

تا منم دست از سوال کردن بردارم. داد نزن!

به سوال جو... من داد نمی‌زنم. گیبس

چرا اونجوری گازشو گرفت و رفت؟ گیبس؟

به نظر می‌رسید تهدید شدی. داشت تهدیدت می‌کرد؟ گیبس. لروی!

شماها باید این لحظه‌ها رو قدر بدونید

یه روزی همه‌مون می‌میریم

هی. من

ازت می‌خوام بی‌خیال این قضیه بشی

باشه؟ این یه قضیه پنهونیه؟

تو می‌دونی می‌تونی بهم اعتماد کنی

تو هوامو داشتی. بعد از مکزیک

می‌تونی بهم اعتماد کنی

هر چی که هست

با یه پسری در ارتباطم

چند بار با هم بیرون رفتیم

More Farsi Persian subtitles for NCIS: Origins

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left