The first 200 lines.
.ما در فضا به دنیا امدیم
.بهمون گفتن زمین غیر قابل سکونت ـه
.ولی اشتباه میکردند و ما از زمانی که به زمین امدیم
.داریم برای زنده موندن میجنگیم
،بعضی از افراد خرد شدند
،ولی بیشترمون همچنان اینجاییم
.در جست و جوی بازماندههای دیگر آرک
در تلاش برای ساخت چیزی واقعی و ماندگار
.از این صحرا... یک خانه
رهبران ما بر این باورند ،که برای زنده ماندن
،باید با زمینی ها صلح کنیم
.ولی صلح در اینجا مفهوم دیگری دارد
."پیداش کردم "جان .شهر نور واقعیت داره
،میتونم راجع به شهر نور بهت بگم
.ولی تا وقتی خودت تجربه نکنی نمیفهمی
.من نمیام
فقط بهم یادآوری میکنه که برای به اینجا رسوندشون
.چکار کردم
این زن رو ندیدی؟
."کلارک" تحت تعقیبه
- توسط کی؟ .- همه
...- امواج رادیویی آرک ـه .- مقر کشاورزها
.- فرستنده همونه .- این مال ماست
ملکهی طایفهی یخ .دنبال قدرت "کلارک"ـه
،اگه افرادش فکر کنن این قدرت رو داره
.اتحاد رو میشکنه و جنگ راه میندازه
.سه ساعت شده منتظر چی هستن؟
،حتی با اینکه روشن شده .بازم چیزی نمیبینم
.من میگم خودمون بریم
.نه. اونا همین رو میخوان
.پسر راست میگه
.اونا میتونن بیشتر از ما منتظر بمونن
"باشه "بلامی
.برو بالا و پوشش بده
،وقتی ما به اون بلندی رسیدیم
.تو رو پوشش میدیم
.به چشم. سریع بدوین
.همینجان
.همه بیان بیرون وگرنه پسرک میمیره
!هی هی
.باشه! باشه داریم میاییم
.بهش صدمه نزنید
.همهی اهداف دستگیر شدند
.پیداش کردم
!مال منه. پسش بده
."مانتی"، بیخیالش شو
"مانتی"؟
مامان؟
.:. ترجمـــــه و زیـــرنـــویـس .:. M0hammad2020 & Zirkhaki زیرخاکی و محمد
.هنوز باورم نمیشه اینجا چقدر زیباست
.بی نقصه
،در شهر نور
،بلاخره انسان ها بدون درد
.و نفرت و بیماری زندگی میکنند
.اینجا دیگر درد و رنج نخواهد بود
.من اینجا رو پر میکنم
.با مردم خودم شروع میکنم
.بهت قول میدم
."بهت ایمان دارم "تلونیوس
.باهمدیگه، نژاد انسان رو نجات خواهیم داد
"از زمین به "جاها ."جواب بده "جاها
بله "جان"؟
،دوست نداشتم از حالت خلسه درت بیارم
.ولی رسیدیم
- به همین زودی؟ .- آره
.با قایق موتوری خیلی سریعتر
.آروم
.فقط میخواستم کمک کنم
،تا جایی یادم میاد ،آخرین باری که خواستی کمک کنی
.دوتا از دوستام منفجر شدند
.این دفعه میدان مین درکار نیست .ناحیهی مرده رو دور میزنیم
.شما دوتا، حرکت میکنیم
.پشت سرت میایم
،به غرب میریم .اون سمت
،میدونی، این نقش راهنمای کمکرسان
.من که باور نمیکنم
پس گمون کنم فقط باید
.حواست بهم باشه
.میدونستم
.مقر کشاورزان، دست نگه دارید
"پایک"؟
.فکرش رو هم نمیکنی چقدر از دیدنت خوشحالم
.فکر نمیکردیم زنده باشین
.لاکرو"، "اسمیت" حواستون به اطراف باشه"
.بله قربان
.بقیه، گفتم دست نگه دارید
.چشم قربان
بابا کجاست؟
پدرت زنده نموند.
چند نفرید؟
...بقیه در کوهستان های شمالی
،اتراق کردند
.زمینیها قاتلند
درست میگم؟ - !آره -
از اینکه اینو میگم متنفرم
.ولی باید "کلارک" رو پیدا کنیم
کلارک گریفین؟
آره اگه همهی دانشآموزان مهارت های زمینی
.به خوبی اون باشن
.قربان از دیدنتون خوشحالم
.آره همچنین
.خیلی خب. درخت رو جابجا کنیم
کمکشون کنید.
.الان برمیگردم
تو خوبی؟
.باید باشم
.حالا هل بدین
شصت و سه؟
.مقر کشاورزان با 3 برابر این تعداد به زمین اومد
.با همین تعداد هم فرود اومدیم
.طایفهی یخ بیرحم ـه
.به همین تعدادی که نجات دادی افتخار کن
""ایندرا" ایشون "چارلز پایک
.در آرک معلم بود
اینم "ایندرا"ست
رهبر مردم درختی .و متحدی قابل اعتماده
.به حرفات اعتماد میکنم
."کین" وقت رفتنه
."مانتی" مختصات ارکیدیا رو بهشون بده
.ما یک مقر در 50 مایلی اینجا داریم
.مردمت اونجا در امنیت هستند
.شما مردم من هستید
خوبه. چون گزارش شده
.که "کلارک" در شمال اینجاست
.میتونیم از مهارتهات استفاده کنیم
،اگه درون طایفهی یخ باشه
.به بیشتر از اینا نیاز دارین
.ما هیچکس رو رها نمیکنیم
"لاکرو" افراد رو بردار
.به بقیه هم بگو .و ببرشون به آرکیدا
.من پیش پسرم میمونم
.معلومه که میمونی
.سوار شید. برمیگردیم به جهنم
.پاشو وایستا
گویا "وانهدا"ی کبیر هم
.بلاخره آدم ـه
.آره اینجوری بهتره
.تو از طایفهی یخی
.اینکه یونیفرم نگهبانی رو نیاوردی هوشمندانه بود
.- یه مبارز داره نزدیک میشه - کجا؟
صد متر اونطرفتر
.دستور قتل
.باید ببریمت داخل
.نایکو
."لینکلن" مواظب باش
...هی
!شلیک نکنید
.دارمت
.اَبی، به اَبی نیاز دارم
.میبریمت پیشش
کی اینکارو کرد؟ "نایکو" کی اینکارو کرد؟
...طایفهی یخ
،معمولا نوبت بعدی
برای رسیدگی به زخم قبلیه
.نه درمان زخم جدید
فقط میخواستم از زمان باهم بودن .استفاده ی مفید کنیم دکتر
میتونیم راجع به این حرف بزنیم؟
.گفتی چیزیم نیست
.میدونم "مایا" چقدر واست مهم بود
میخوای راجع به چی حرف بزنی؟
اینکه چقدر هنوز مُردهست؟
"جاسپر" اگه با احساساتت روبرو نشی
.هیچوقت اینو پشت سر نمیذاری
.دوستت "فین" اینکارو نکرد
.و باعث خرد شدنش شد
.نمیخوام تو اینجوری شی
.دخترت "فین" رو هم کشت
."ابی"، "ابی"، "نایکو" زخمی شده
.گفت کار طایفهی یخ بوده
- کجا؟ .- نمیدونیم
.ضربانش ضعیفه. تب داره
لخته شدنش جلوی خونریزی رو گرفته
.ولی خون زیادی از دست داده
.نوع خونش رو مشخص میکنم
RH بدون ««آنتی ژن موجود در گلبول قرمز
.چی شده؟ ما اهدا کنندهی عمومی هستیم
.- بیا خون من رو بگیر .- نه نمیشه
.این گروه فقط میتونه از خودش بگیره
.خب من نمیفهمم میتونی نجاتش بدی یا نه؟
.- اینجا نه ...- جکسون
راجع به چی حرف میزنه؟
"راجع به "مونت ودر
.تجهیزات پزشکی اونجا بسیار مدرنه
.اونا برای زنده موندن به خون اتکا میکردند .هنوزم همونجاست
میخواهی یه زمینی رو
برای انقال خون ببرم "مونت ودر"؟
اونا هزاران آدم رو
."برای اون خون کشتن "جکسون
"نمیتونیم بذاریم بمیره "ابی .ما پزشکیم
.- من فقط پزشک نیستم .- شاید بهتره باشی
"لینکلن" تو دیروز گفتی
.حتی آوردن لوازم هم باعث خطر میشه
.و صلح رو به خطر میندازه
.آره
الان چه توصیهای میکنی؟
...لینکلن
.اون دوست منه
.نجاتش بده
.آمادهی انتقال بشید
.امیدوارم آمادهی رویارویی با احساساتت باشی
No comments yet. Be the first to leave one.