The first 200 lines.
"سینگام (شیر)" ترجمه ای از سایت بالیوود وان
آروم بیارش پایین محکم نگه دارین
راهُ باز کنید، سریعتر برید کنار
داخل داره درمان انجام میشه
فعلا کسی نمیتونه اونو ببینه
اون باید بدونه که ما اینجاییم
اسم هاتون رو توی یه لیست بنویسین
وقتی به هوش اومد بهش میگم- اسمت رو بگو-
شانموگام" از "توتیکورین" صحبت میکنه"
برادر حالش خوب نیست؟
آره، اون الان تو بیمارستانه
الان موقعشه
امشب باید ترتیبش داده بشه
اون به "آدیار" میره و به ما دستور میده
باید بهش تعظیم کنیم؟
از الان به بعد من، "پونامالی سوندار"، قدرت رو به دست میگیرم
پونامالی سوندار اومد؟
نه نیومد- میدونستم که نمیاد-
این قضیهی حملهی قبلی رو به این خاطر راه انداختیم
ما متوجه هیچی نمیشیم
مدت زیادی که بهش شک دارم
اون مدت کوتاهیه که داره معامله های گنده میکنه
اون میخواد مثل من بشه
هی، اگه حیوون مرده بخورم مغزم تحت تاثیر قرار میگیره
ورش دار ببرشون
من پرس و جو کردم اسم گروهش "گوندو مایی سوندار" ئه
!اونا خیلی اعصابشون خورد شده
میدونستم. اون امشب میاد
واسهی چی؟- برای اینکه منو بکشه-
اون کجاست؟
حالت چطوره، برادر؟
چرا این جوری میکنی؟- داری نقش بازی میکنی؟-
چرا اینجوری صحبت میکنی؟ ...من اومدم پیشت تا
میخوای کلک منو بکنی؟
آره. اومدم تا تو رو بکشم
اگه جرئتش رو داری بیا جلو
!...بیا
!"ماییل واهانام"
یه یاغی که با قدرتش به تمام شهر "چنای" حکومت میکنه
اون کسایی که مخالفش هستن رو از سر راه برمیداره
!کلی آدم هستن که مشتاق پول هستن
یکیشون به جای اون خودش رو تسلیم پلیس میکنه
قانون هم اون فرد بیگناه رو به جای شخص اصلی مجازات میکنه
،اون زمینی که کنار جادهی او.ام.آر هست همون جایی که شرکت کامپیوتری
دارن ساخته میشن، توسط اون اجاره خواهد شد
و شکایت میکنه و دادگاه راه میندازه...
!تهدید میکنه و پول میگیره...
!و اینجوریه که دولت خودمختار ماییل واهانام توی چنای راه افتاده...
اون پول رو میده
اگه معاملهای توی شهر چنای بیشتر از یک میلیون روپیه باشه، اونم یه سهمی میگیره
اون وقتی بخواد کار غیر قانونی بکنه تمام جوانب رو در نظر میگیره
هر کسی که بعدا هم بخواد حکومت کنه
اگه باهوش باشه، سبیل اونو چرب میکنه تا مشکلی واسش پیش نیاد
باید فستیوالِ معبدِ بعدی رو با آداب و رسوم، جشن بگیریم- باشه-
سلام قربان- از راه دوری اومدین؟-
!ما اهل "ویرودوناگار" هستیم
سه نسل قبل، این بُت، بت خانوادگی ما بود
ما اومدیم اینجا تا پیشکش آماده کنیم و بت رو پرستش کنیم
!مشتاق این کار هستیم
جواهرات رو بیارید من باید بت رو ستایش کنم
منظورت چه جور جواهراتی هست؟
!من کمربند و گردنبند و بقیهی چیزا رو لازم دارم
اون افراد بیگانه اومدن- !باشه-
سریع بیاید
!میتونی بت رو با اینا ستایش کنی
!تمام جواهرات رو بردارید
سریع بیاید- صبر کنید-
اون کیه؟ !برو ببین
(سینگام"! (شیر"
!سینگام
اون سینگامه
بگیرش و فرار کن
همه زود سوار ماشین بشید
وقتی یه نفر گشنه باشه طبیعیه که دست به سرقت بزنه
!اما نباید از سرقت غذا اونم فقط به خاطر سرگرمی، چشم پوشی کنیم
بی رحمی های تو نسبت به دختران !باعث شده پدر های اونا خودکشی کنن
،کلی زن به خاطر نداشتن پول تو بیمارستان جون خودشون رو از دست دادن
!و کلی خانواده به خاک سیاه نشستن
تو این روستا هم پلیس هست و هم نگهبان معبد
تو جواهرات رو با کتک زدن کاهن ها دزدیدی
فکر کردی این خدایی که ازش سرقت کردی میزاره همین جوری قسر در بری؟
وقتی پولی رو از دست بدی ارزشش رو میفهمی
تا حالا متوجه این نکته شدی؟
تو کسی هستی که پول دیگران رو میدزدی
و دیگه شایستهی زنده موندن نیستی
!...نه قربان، نه
!قربان
کاتی مونیاندی" از زندان توتیکورین فرار کرد"
اون تو معدن سنگ مخفی شده
یه آتش فشان چطور میتونه صبور باشه؟
یه آتش فشان چطور میتونه صبور باشه؟
!قربان اونجا نرید قربان
هیچ کس نمیتونه جلوی "اریمالای" رو بگیره
اونجا نرید قربان خطرناکه
تفریح من رو به رو شدن با خطره
میرم که یه یاغی رو بگیرم
!اریمالای (آتش فشان) الانه که فوران کنه
بزار ببینیم کیه که بتونه از فورانش زنده بمونه
!اوه! مامان
...یه آتش فشان چطور میتونه
قربان ما بهتون هشدار دادیم که اونجا نرید اصلا گوش کردین؟
کسی به من گفت که توی سنگ ها بمب گذاشتن؟
خودت گفتی خطر واست مثل شیرینی خوردن میمونه
گنده گوزی کردم
قربان! تغییر قیافه دادین که مونیاندی رو بگیرین؟
اون تو معدن سنگ نیست تو معدن شنه
چرا قبلش گفتی معدن سنگ پس؟
اشتباه از من بود
اشتباه تو باعث شد من به این روز بیفتم
قربان! جلوی کفشتون پاره شده
تو فقط جلوم رو دیدی
پشتم هم پاره شده
!جناب بازرس داره میاد
!سلام قربان
حالت چطوره اریمالای؟
!تنت انگار سوراخ سوراخ شده
به معدن سنگ رفتی؟
باید دست از خوندن اون آهنگ بکشی تا اتفاقای خوب برات بیفته
قربان وقتی احساساتی میشم اون آهنگ به ذهنم میاد
سلام قربان- پروندهی چیه قربان؟-
خسارت به اموال معبد
قربان اون منو کتک زده و باید علیهاش پرونده تشکیل بشه
چرا اونو کتک زدی؟
اون مست کرد و به همسرم دست درازی کرد
خود همسرش باید منو کتک میزد نه اون
به خاطر اقدام به کشتن من یه پرونده باید علیهاش تشکیل بشه
اگه پاش به دادگاه باز بشه دیگه نمیتونه قسر در بره
باید علیهاش یه فرم شکایت پر کنم
اگه کسی تو رو کتک بزنه شکایت میکنی؟
پس علیه من شکایت کن
.خب، دیگه شکایت کن اگه شکایت کنی
باید فرم شکایت رو ثبت کنیم و تو رو با ماشین
به دادگاه توتیکورین ببریم و به "نالور" برگردونیم
و واسهی این کار باید پول بنزین اون خودرو، پول دو تا پلیس و خورد و خوراک اونا توسط دولت تامین بشه
تو بودی که مست کردی و به زنش دست درازی کردی
اون نباید واسه این کار کتکت بزنه؟
زبونت رو میبُرم
بهش دست بده
بغلش کن. گفتم بغلش کن
!دیگه با هم مشکلی ندارین
همین جوری برید خونه- چشم، قربان-
بیا، بیا بریم- !قربان-
شما با اون دو تا حرف زدید و فرستادینشون خونه
دیگه چه نیازی به پاسگاه داریم اینجا؟- این که تو روستای خودت بازرس باشی-
و علیه دوستان و خانوادهات پرونده باز کنی، شایسته نیست
باشه! دولت به خاطر اینکه اینجا پروندهای باز نمیشه
تا بهش رسیدگی بشه، در اینجا رو تخته میکنه
اون وقت چطور خواستهام اجابت بشه و من از دولت واسه حل پرونده جایزه بگیرم؟
خواستهی من اجابت میشه- خواستهی تو چیه؟-
خواستهی من اینه که یه مغازهی خواربار فروشی باز کنم
پدرم میخواست که پلیس بشم نه من
"اگه به حرف تو گوش میکردم مغازهی "موروگان
تبدیل میشد به دپارتمان موروگان
برادر! اگه تو بری اون وقت ما چیکار کنیم؟
میتونی بیای و بسته بندی کنی
بسته بندی؟
سریع باش- دست بجنبون-
،تو نمیتونی یه کیلو برنج رو نگه داری چطور داری اینجا کار میکنی؟
این دیگه چیه؟
تو راجع به تغییر شغل صحبت کردی حالا داری لباست هم عوض میکنی
یه مسابقهی فوتبال بین روستای ما و "واراندیال" هست
من دارم میرم بازی کنم تو مراقب پاسگاه باش
تو داری تو ساعت کاری میری بازی کنی من کاملا مخالفم
واسه ما ساعت کاری معنی نداره
حتی اگه ساعت ۲ نصف شب هم جایی مشکلی باشه من باید برم و پرس و جو کنم
!من باید اونجا باشم که امنیت مسابقه رو تامین کنم
نیرو های دولتی رفتن
ما پلیس ها هم باید بزاریم بریم؟- نه قربان-
پس هر وقت که وقت داشتیم میتونیم بازی کنیم
دورای سینگام وسط مسابقه اومده تا بازی کنه
اونا یه گل زدن الان بازی مساویه
فقط پنج دقیقه دیگه مونده- میتونیم پیروز بشیم-
اون کیه؟ !قیافهی مشکوکی داره
!هی، صبر کن
!به نظر داره چیزی رو قاچاق میکنه
!ایست !گوش کن
بگیرش جلوشون رو بگیر
!اول، اول- !اونا دارن مسابقه میدن-
تو همیشه اول میشی
تو خیلی واسه دوم شدن ناراحتی
اونا سوم شدن باید بیشتر از تو ناراحت باشن
بیاید- !"خانم "کاویا"! خانم "پِریا
نه- !"ثیروچندور"-
اسم من "پالانی" ئه
حالت چطوره پالانی؟- !خوبم-
جناب کجاست؟- داره میاد-
میرم ساک هام رو بگیرم
!سلام قربان- سلام پالانی-
حالتون چطوره؟- خوبم-
حال شما چطوره؟- شُکر، منم خوبم-
!بعد از مدت مدیدیه که اومدید
اونا میخواستن یکم پیش پدربزرگ و مادربزرگ باشن
واسه همین با خودم آوردمشون- شهرتتون توی توتیکورین پیچیده-
اما خودتون اونجا دیده نمیشین
تو بندرگاه یه جلسه است
بعد از اینکه تموم شد برمیگردم
کاویا! ساک هات اومد؟
هنوز نه بابا، خودم میارمشون
بعد از مدرسه مستقیم بیا خونه- باشه، مامان-
مگه واسه شغل باربری داری درس میخونی؟
No comments yet. Be the first to leave one.