The first 172 lines.
...تانجیرو
...تو
!سپاه شیطانکش که جای بازی نیست
!آدمای مثل تو باید پاکسازی بشن
!درجا
!سپاه رو دستکم نگیــــــــر
!نزوکو
!نزوکو
!نزوکو
!نزوکو
!زنیتسو! بسه دیگه دنبالش نکن
!تانـ...ـجیـ...ـرو
!بیا دوست باشیم، تانجیرو
!زنیتسو! جان عزیزت دنبالمون نیا
!اینجوری نباش، تانجیرو
!نزوکو
!تانجیرو - !نزوکو -
!نزوکو
!تانجیرو
.گشنمه
.ببخشید جناب
.میبینم که لباستون حسابی خاکی شده
،براتون میشورمش .میتونین تا اون زمان اینها رو بپوشین
.خیلی نرم راحت هستن
برای شام تمپورا چطوره؟
.چیزی که با کره پوشونده و سرخ شده
!وایسا
!نزوکو، وایسا
ا-این برای چی بود؟
!وایسا! وایسا
!دنبالمون نکن، اینوسکه
!تانجیرو
.کاملا خوب شدین
!جنوب شرقی! جنوب شرقی
!ماموریت بعدیتون در شمال شرقیه
!هرسهتاتون باید به کوه ناتاگومو برین
!به کوه ناتاگومو برین
.خب، ما دیگه میریم
.برای همه چیز ممنون
.خب، برای شان خوب
!خیلی ممنون
چه غلطی میکنی، عجوزه؟
مگه اسکلی؟
!داره برای خوششانسی جرقه میزنه !یه مراسم سنتیه
!چون داریم به یه ماموریت خطرناک میریم
.همیشه با غرور و سرافراز زندگی کنین
!براتون آرزوی موفقیت میکنم
غرور و سرافرازی"؟ "آرزوی موفقیت"؟"
یعنی چی؟
.این یارو هیچی حالیش نیست
.خب، توضیح دادنش یکم مشکله
..."با غرور و سرافراز"
گمونم یعنی جایگاه خودت رو بشناس
.و درست رفتار کن تا هرگز از خودت شرمنده نشی
.و اون خانم پیر برای سلامتی ما دعا کرد
خب این "جایگاه" چیه؟
از خودت شرمنده نشی" یعنی چی؟"
...خب
درست رفتار کردن" دقیقا چه معنایی داره؟"
اصلا چرا اون عجوزه باید برای سلامتی ما دعا کنه؟
اون که ربطی به ما نداره، پس برای چی؟
اصلا جایگاه خودشو نمیشناسه، مگه نه؟
!سرعتشو زیاد کرد
!عمرا کم بیارم
!وایسین
!صبر کنین
میشه یه لحظه صبر کنین؟
زنیتسو؟ چی شده؟
ترسیدم، معلوم نیست؟
!حالا که به مقصدمون نزدیک شدیم حسابی ترسیدم
برای چی نشسته؟
!چقدر چندشه
با کی بودی، خوکفیس خان؟
!بهم نگین از دیدن اون کوه هیچی حس نمیکنین
ولی بازم اینجا نشستن دردی رو دوا میکنه؟
.گفتم که چندشه
!اصلا هم چندش نیستم
!عادیم! من عادیم !شما غیرعادی هستین
چیه؟ چی شده؟
...هی
این بوی چیه؟
!تانجیرو
!نه !منو تنها نذارین
!وایسین منم بیام
.کـ کمکم کنین
!لباس فرم ما رو پوشیده
!اون یه شیطانکشه
!حتما اتفاقی افتاده
!صبر کنین
حالت خوبه؟
چه اتفاقی افتاده؟
!به منم چسبیده بودن
!کمکم کنین
.من میرم
.من جلو میرم
.میتونی لرزون پشت سرم بیای
.داره گشنهم میشه
...اینوسکه
همین براتون کافیه، نه؟
!بریم
این چه کوفتیه؟
تار عنکبوت؟
!اینجا پر از تار عنکبوته
!رو اعصابه
.درسته
اینوسکه؟
چی میخوای؟
.ممنون
،گفتی همراهم میای
.و باعث تشویقم شد
...اون بوی بد و شومی که از کوهستان حس میکردم
.باعث شد یه لحظه خشکم بزنه
!ممنونم
.خیلی نرم راحت هستن
.همیشه با غرور و سرافراز زندگی کنین
!براتون آرزوی موفقیت میکنم
...اینوسکه
.بریم
.ما برای پشتیبانی اومدیم
.من کامادو تانجیرو هستم، ردهی میزونوتو
...میزونوتو
میزونوتو؟
چرا یه هاشیرا نفرستادن؟
!مهم نیست چند تا میزونوتو بفرستن، فایدهای نداره
!بیفایده است
!اینوسکه
!خفه شو
،حالا که بحث فایده شد !وجود تو خودش از پایه بیفایده است
!حالا جون بکن و بگو اینجا چه خبره، مردک بیبخار
این یارو دیگه کیه؟
!خیر سرم ارشدتم ها
!کـ کلاغ بهمون دستور داد
.و ده تا از ما شیطانکشها اومدیم اینجا
،زیاد از ورودمون به کوهستان نگذشته بود که
...شکارچیها
!شکارچیها شروع به کشتن هم کردن
...من
...من
.کارت خوب بود که تونستی برگردی
پس، بیشتر بچههام کشته شدن؟
.ممکنه یکی از دوازده کیزوکی اونجا باشه
.ظاهرا باید چند هاشیرا اعزام کنم
...گیو
...شینوبو
!اطاعت - !اطاعت -
...اگه فقط آدمها و شیاطین میتونستن با هم کنار بیان
موافق نیستی، تومیوکا؟
...غیرممکنه
.تا وقتی که شیاطین آدمها رو بخورن
.حتما از من بدشون میاد
وگرنه در حالت عادی دوستت رو وسط جاده ول میکنی؟
اگه دوست باشی نباید راضیش کنی؟
،اگه هردوشون سعی میکردن راضیم کنن
...زنیتسو
...زنیتسو
.منم باهاشون میرفتم؟ حتما
.ولی این کار رو نکردن و خودشون تنهایی رفتن داخل اون کوهستان ترسناک
...من بدبختم اینجا تنها گذاشتن
.زانوی غم بغل گرفتن که دردی رو دوا نمیکنه" ."باید بری و به دوستات کمک کنی
.خوش به حالت. لازم نیست نگران چیزی باشی
هیچی راجعبه آدما نمیدونی، مگه نه؟
!اصلا بامزه نیستی !جدی میگم! حتی یه ذره
!واقعا یه ذره هم جذبه نداری
!ببین نزوکو با اینکه شیطانه چقدر خوشگل و بامزه است
!ولی تو یه گنجشکی و انقدر وحشی هستی
!نزوکو رو با خودش برد
چرا نزوکوی عزیز من رو با خودش برد؟
!تانجیروی لعنتی
!یه دختر جوون رو با خودت نبر تو دل خطر !خنگول! خنگل! خنگول! خنگول! خنگول
!نزوکـــــو
این صدای چیه؟
.بازم شروع شد
No comments yet. Be the first to leave one.