The first 200 lines.
مترجمين آريايي زيرنويس فارسي اين سريال را به شما تقديم ميکند برترين سايت دانلود زيرنويس فارسي فيلم و سريال کره اي
کانگ رو ما؟ کانگ رو ما چيه ديگه؟
.کانگ رو ما نيس که، کانگ ماروئه
چرا چرت ميگي؟ !نوشتي کانگ رو ما
!اون خوندن بلد نيست
.حتما خله
. حتي منم الفبا رو بلدم - .منم بلدم -
اينطوري درسته ديگه، نه؟ .کانگ مارو
!ديوونه .اون حتما خله
آخه کدوم ادم بزرگي الفبا رو بلد نيست؟
اين آقاهه کيه؟ - اون کيه؟ -
.اوه، اون مداد شمعي منه
.جه کوان، جو اون، وقت نهاره - .باشه مامان -
...آهان، حالا يادم اومد
.اين کانگ مارو ئه
...ميدونستم
!خانم
حالا چکار کنم؟ يعني کجا رفته؟
!خانم
ببخشيد، يه خانمي رو اين اطراف نديدين؟
...موهاش بلنده و يه سوييشرت سفيد پوشيده .حدودا هم 29 سالشه
.فکر ميکنم انگار اونجا ديدمش
چکار کنم؟ !خانم
!خانم
.من حافظه ام رو از دست دادم
.با ماشين تصادف کردم
.به خاطر همين چيزي يادم نمياد
.اولش بايد ياد ميگرفتم اسمم سو اون گيه
.اين دوربين هم برام مونده
.ايني که تويِ عکسِ، اسمش کانگ ماروئه
.خانمي که ازم مراقبت ميکنه بهم گفت
.واسه همين امدم اينجا
...تا چند دقيقه پيش يادم نميومد کانگ مارو کيه
.يادم نبود ايني که تو عکسه کيه
.اما حالا بعد از ديدن تو يادم اومد
.حالا يادم مياد تو کي هستي
.ما حسابي عاشق هم بوديم
نه؟
مگه نه؟
!خانم
چرا واسه خودتون اومدين اينجا؟ !من که بهتون گفتم همونجا بمونين
.فکر کردم گم شدين
.ما خيلي وقت پيش، خيلي کوتاه همديگرُ توي بيمارستان ديديم
من منشي ايشون هستم اون موقع به ديدنتون امده بودم
.حتما غافلگير شدي
.پيداش کردم
.من شناختمش، کانگ مارو
قسمت 10
.آينه
من قبلا اينجا بودم، نه؟
.البته که بودم
.ميخوام همشو به ياد بيارم
!هيچي نگو! راهنماييم نکن
فقط صبر کن، باشه؟
....گفتن به خاطر تصادف
لوب گيجگاهي و آهيانه جمجمه اش اسيب ديدن
...به نظر مياد نه تنها خاطرات
.بلکه بيشتر آموخته ها و استعداداتش رو هم از دست داده
قضيه ي اينکه نمي تونست اسمتُ روي ديوار بنويسه هم همين بود
...توي خوندن و نوشتن مشکل پيدا کرده
... توانايي تشخيص چپ و راست و شمارش اعداد رو از دست داده
. و خلاصه مشکلات زيادي پيدا کرده . ديگه مثل قبلا نيست
.شخصيتش هم کاملا عوض شده
.به خاطر همين من مجبور بودم از عُموم مخفيش کنم
اگر ته سان و به خصوص هان جه هي ...از وضعيت الانش با خبر بشن
اينطوري ديگه غير ممکنه که بتونه وارث شرکت بمونه
.اونا دنبال هر دليل کوچيک و بزگي هستن تا از شرکت بندازنش بيرون
.ممکنه حتي زندگيش به خطر بيفته
من باور ندارم که مرگ رئيس فقط به خاطر بيماريشون بوده باشه
....با توجه به اين اتفاقات
من مطمئنم که هان جه هي در مرگ رئيس دست داشته
...به خاطر همين ميخواستم خانم رو
.تا وقتي که خوب بشه از همه جهان مخفي کنم
...ولي ايشون اون دوربين رو توي ماشين من پيدا کردن
.و خواستن پيدات کنن
...دکترش گفته که
ديدن تو به بدست اوردن حافظه اش کمک ميکنه
.به خاطر همين اومديم ديدنت
.ميخوام اون بتونه هر چه سريعتر دوباره به ته سان برگرده
.خواهش ميکنم کمکش کن بتونه دوباره موقعيت سابقش رو بدست بياره
چرا من؟ - ببخشيد؟ -
چرا من؟
به خاطر اينکه تو تنها کسي هستي که اون تا به حال بهش اعتماد داشته و عاشقش بوده
.اين ديگه مشکل خودشه
.اشتباه گرفتين، خانوم
.بين من و شما هيچ چي نبوده
ما عشق همديگه بوديم؟
کي؟ ما؟
،نميشه فقط به خاطر اينکه با هم چند تا عکس انداختيم اينطور برداشت کني که عاشق همديگه بوديم
...به علاوه
من وقت اينُ ندارم که درگير جنگ قدرتِ شما بشم
.اين کار، جنگ قدرت نيست .اون فقط بايد چيزي که حقشه رو پس بگيره
!کانگ مارو
.اوه، شما هموني هستي که قبلا ديدمتون
کسي که دنبالش بودينُ پيدا کردين؟ - .اره -
.آهان، اينا ميخواستن تو رو ببينن
شماها از کجا همديگرو ميشناسين؟
آهاي! تو روز روشن...؟
.من فعلا با اين خانم کار دارم
اگه کاري داري بعدا بهم زنگ بزن
.اين کارو تو فضاي عمومي نکن ميخواي براتون اتاق بگيرم؟
يه متل جديد باز شده که اتاقاي قشنگي داره
.باشه بابا، ميرم
.وقتي کارت باهاش تموم شد، بهم بزنگ
.بايد يه چيزي بهت بگم
نميخواي بري؟
الان بايد دور و ورشون خلوت باشه
...يه لحظه - ....عجب -
.چقدر عجيبه. ببين مردم اين روزا چه جوري علاقشونو به هم نشون ميدن
.خرشانس
آخه ادم چقدر خر شانس؟
.نيم ساعت ديگه همينجا بمونين بعد برين
توي گذشته با هم غير رسمي حرف زديم؟
.باشه پس .منم غير رسمي باهات صحبت ميکنم
من باعث خجالت توام؟
....چون الان اينطوري به نظر ميرسم
.يه احمقي که حافظه اشو از دست داده
...ازم نااميد شدي
به خاطر همين فاصله ات رو با من حفظ ميکني؟
.ميتوني يکم منتظرم بموني
.ميتوني يکم يادم بدي
...اون وقت حافظه ام برميگرده
. و همه چي مثل روز اولش ميشه
.ديگه ميخوام خيلي بيشتر از همين الان تلاش کنم
انگار تصادف به بخش درک و فهم و قضاوت مغزت اسيب زده
. ما فقط دو تا ادميم که با همديگه چند تا عکس انداختيم
.هيچ چيزي به عنوان عشق يا علاقه بينمون نبوده
.ما فقط توي گذشته آشنايي مختصري با هم داشتيم
.قلبم ميدونه
.قلبم تو رو يادشه
.اين تو رو يادشه
...من که خيلي وقت ازاد ندارم، ولي
چرا اگه سر خودتون خيلي شلوغ نيست نوشتنُ بهش ياد نميدين؟
!آشغال عوضي
No matter how inexperienced, how could you think of him as the one?
!بياين ديگه بريم، خانم
!خانم
.اين کارو نکنين .تقصير شما نيست
!تقصير شما نيست
.ما ادرسُ اشتباه اومديم .اونو اشتباهي گرفتيم
.نه اينطور نيست .من اونو ميشناسم
.اونو يادم مياد
.راست ميگم !واقعا
چکار کنم؟ !خانم
گمشده پاداش يابنده، 30 ميليون وون
"بعد، اطلاعات مربوط به "اسلو سيتي ...واقع در جزيره چه جو رو گزارش ميکنم
.و درباره مسائل مربوط به درمانگاه بخش تفريحي بحث خواهم کرد
هدف پروژه تمرکز بر پيشرفته جامعه دروني هستش
.که از سال 2009 به وجود امده
اون منظقه واقع در جنگله و توسط درخت هاي بسيار احاطه شده، که ريتم هاي بيولوژيک بدن انسان رو بهينه ميکنه
.و به عنوان بهترين منطقه براي سلامت انسان شناخته شده
مسئول اين طرح سو اون گيه؟ - .بله -
...در 3سال گذشته، مدير سو
شخصا مسئوليت انخاب مناطق و راه سازي .در تشکيل شهر رو به عهده داشتن
فعلا فقط به شهر چه جو احتياج داريم تا با بقيه برنامه ها موافقت بشه
.طبق برنامه ريزي اين پروژه تا سال آينده تکميل ميشه
.صبر کن
اين پروژه رو متوقف کن - ببخشيد؟ -
بهتره اول يه هتل بسازيم که بتونه ثروتمندان اسيا رو به خودش جذب کنه
با توجه به همون محيطي که توصيفش رو کردي، به نظر جاي خيلي خوبي براي اين کار مياد
...ولي - چيه؟ -
...مشکلي داري؟ - ...راستش -
مدير سو الان بيشتر از دو سالِ که ... درگير پروژه چه جو هستن
تا بتونن موافقت سياستمدارها و افراد محلي رو جلب کنن
.. ما هم 4سال روي برنامه هاي اوليه اش کار کرديم
حالا شما ميخواين بدون اجازه متوقفش کنيم؟
اجازه؟ اجازه کي؟
اجازه سو اون گي که الان يه سالِ که مفقود شده؟
...ولي آخه
.درسته .موافقم
...با اينکه من رئيس ته سان هستم
...،بدون اجازه جانشينِ ته سان، سو اون گي
.نميتونم خودم به ميل خودم کاري بکنم
.به وضوح همينطوره
.براي امروز کافيه
سو اون گي مسئول چند تا از زيرگروه هاي ته سانه؟
.در کل 5 تان ...بخش تفريحگاه، لوازم آرايشي و منسوجات و
تا برگزاري جلسه کميسيون چقدر طول ميکشه؟
.ميخوام طرح جديدي رو پيشنهاد بدم
در چه مورد؟
پيشنهاد برکناري سو اون گي از .جانشيني شرکت ته سان
آخه اين ديگه چه وضعشه؟
...همين الانش هم براي حرکت به جلو فرصت خيلي کمي داريم
آخه ته سان چقدر ميخواد صبر کنه و دست رو دست بذاره و منتظر کسي باشه که ديگه نمياد؟
بيشتر اعضاي فعلي کميسيون به سو اون گي وفادارن
.اونا به سادگي با اين پيشنهاد موافقت نميکنن
.امکان نداره موافقت کنن
چرا امتحان نکينم تا ببينيم غير ممکن هست يا نه؟
.يکم ديگه ميام داخل
...خانم - .فرار نميکنم -
.ميخوام يکم همينجا فکر کنم
.پس يه دقيقه ديگه بياين داخل
اگه نياين، خودم ميام دنبالتون
.بين من و تو هيچي نبوده
ما عاشق همديگه بوديم؟
کي؟ ما؟
آخه تو که نبايد فقط به خاطر انداختن چند تا عکس چنين فکري با خودت بکني
انگار تصادف به بخش درک و فهم و قضاوت مغزت اسيب زده
.ما فقط دو تا ادميم که با همديگه چند تا عکس انداختيم
.هيچ چيزي با عنوان عشق و از اين چيزا بينمون نبوده
No comments yet. Be the first to leave one.