The first 200 lines.
تـيـم تـرجـمـه « تـي وـي ورلـد » تـقـديـم مـيـکــنـد :.:.: TvWorld. iNFO :.:.:
* Piggy | مــترجــم : پری *
.احتمالاً جسدش ساعت هاست که اینجاست
تا به حال انسان مغروق دیدین؟
.ورم میکنن و نمیشه شناختشون
.این مَرد از قبل مُرده .یکی انداختش داخل خوک دانی
چرا یکی بخواد اینکارو بکنه؟ - چرا بخواد بکشش؟ -
.با یک مغز پیچیده طرفیم
.پیشنهاد میکنم جسد رو ببریم درمانگاه
لُخت و تمیزش کنیم .و آزمایش انجام بدیم
.مسئولش منم. «سِوِرینوس» هستم
گیاه شناس هستم، مدیر .درمانگاه هستم
.بهتون ملحق میشم
لطفاً به صف بشین و از راهی .که آمدین برگردین
.تا جای پای جدید درست نکنین - .ما هم دنبالشون میریم -
حالا هم ونانسیو؟ چرا؟
چرا؟
!چرا گذاشتش داخل اون؟ نمیتونیم مذاکرات رو .در این وضع برگزار کنیم
.کراهت داره
.چه اوضاعی شده
آدسوی عزیز، برف ... پوشش فوق العاده ایه که
بدن انسان ها علامت های واضحی .روش بجا میزاره
از قصد خودش را داخل .اون ننداخته
.یکی تا اونجا بردتش .فکر کنم از قبل مُرده بوده
.ونانسیو در قلعه به قتل رسیده .و احتمالاً داخل کتابخانه
چرا جسد رو از قلعه بیاری اینجا؟ بیاریش خوک دانی که بندازیش داخل خون خوک؟
چون داخل کتابخانه سخته که جسد رو در هزارتویی به اون مشکلی .پیدا کنی
و شاید قاتل مخصوصاً دلش میخواسته .که جسد پیدا بشه
چرا قاتل باید خوشش بیاد جسد کشف بشه؟
نمیدونم، فقط .فرض میکنم
.شاید کشته تا نشونه ای بجا بذاره .تا چیزی رو بفهمانه
چه نشونه ای؟ - .اینم نمیدونم -
شما به تنهایی... لایق زیبایی های .این دنیا هستین
.گناه من هرگز بخشیده نمیشه
... من، «جان»، بیست و دومین پاپ
،مایلم به این طریق با شما .محترم ترین راهب در ارتباط باشم
تصمیم گرفتیم «برنارد گویی» را ... بعنوان نماینده بفرستیم
و انتظار داریم پیش از حضور او .مذاکره را آغاز نکنید
،در این کلیسا دو شمشیر قدرت وجود دارد .معنوی و فیزیکی
اولی باید توسط کلیسا استفاده گردد .و دومی برای کلیسا
.اثری از زخم نیست
.روی سرش ضربه نخورده
،اثری از مسمومیت نیست .پارگی و کبودی هم نیست
سَم هایی هم هستن که .اثری بجا نمیزارن
بستگی داره منظورتون .از سَم چی باشه
قطعاً موادی هستن که مصرف ... کمی ازشون آسیبی نمیرسونه
... اما زیادیش کشنده است
دقیقاً، مرز باریکی بین .سَم و دارو هست
«یونانی ها از کلمه ی «فارماکون .برای هر دو استفاده میکنن
در آزمایشگاهتون سَم دارین؟
معلومه که دارم، مثل .هر گیاه شناس دیگه ای
محتاطانه نگهداری و استفاده میکنم ... و هیچکس
.هیچکس جز من وارد آزمایشگاهم نمیشه
متوجه ی این شدی؟
عجیبه نه؟ اون یکی دستش چی؟
.هیچی نیست - .هیچی -
.سورینوس، دهانشو باز کن
.زبانش سیاه شده - چه سَمی بدن رو سیاه میکنه؟ -
هر ماده ی کشنده ای روی .اعضای داخلی اثری بجا میذاره
الان دارین میگین باید بدن رو باز کنم؟
سؤال اصلی اینه، توانایی اینکار رو داری یا نه؟
.من مدرک طبابت از «پادوا» دارم
بنظرت چند لحظه برم بیرون؟
.صدای پا رو تشخیص میدم
.میخواستم یکم قدم بزنم
.هوا سرد اما تمیزه
.دفترخانه بوی گند میده .اون بُزها عرق میکنن
چرا با اون فرانسیسکن همراه شدی؟
.که یاد بگیرم
!از اون مَرد بر حذر باش
منظورتون چیه؟
.فرار کردن جوابگو نیست
چیزی که ازش فراری هستی .بهت خواهد رسید
.لوزالمعده اش زخم شده .کبد پر از غُده است
میشه جایی که سَم ها رو نگه میداری ببینم؟
بهتون گفتم، مواد خطرناک ... جاشون محفوظه
.و تنها خودم بهشون دسترسی دارم
.بله گفتی
!عجب کلکسیون محشری
.مواد زیادی هست ... کمیاب یا واسه ی اینجا نیستن
که توسط راهبانی از همه جای دنیا .واسم اورده شدن
.آلگالیگا
آلوئه ورای هندی !دنیای من
.مرهم درخت مورد سبز
.صمغ درختی کوچکه
.کار کُل زندگیم
آنقدر مواد داری که میتونی ... دنیا رو درمان
.یا ساقط کنی
چینی، ها؟
.زرنیخ شیاون وونگ
.بطریش خالیه - خالیه؟ -
.بطری کاملاً خالیه
... خدای من
.ماده ی چسبناکی بود
یک راهب برادر سال ها پیش .از شرق واسم اوردش
... گفت هدیه ای از
.یک قبیله ی بدوی بوده .مخصوصاً کشنده بود
دیگه چه کسی از این سَم خبر داره؟ - .راهب اعظم -
... احتمالاً مالاکی هم میدونست... نمیدونم .نمیدونم چقدر خالی بوده
چطور تونستی یک انسان رو باز کنی؟
!سورینوس چکار کردی؟
.ونانسیو مسموم شده بود .مجبور بودم
اون فرانسیسکن حرومزاده مجبورت کرد؟
اینکارو کرد چون فرانسیسکن حرومزاده .بهش دستور داد
.شما به زبان ما حرف میزنین، نمیدونستم - .و کلیسا اجازش رو میده -
.من ... منو ببخشید
میخواستم ببینمتون، دست نوشته ای ... که میخواستین الان دستمه
چه با ملاحظه، واسه شب های .بیخوابی خوبه
... خصوصاً وقتی یک فنجان از
زرنیخ قراره زیادی بیدار .نگهم داره
.یک لحظه
... برادر عزیز - ... لازمه که صومعه -
و اتاق ها رو بگردم، اتاق .خادم ها نه راهب ها
دنبال چی میگردین؟
.بطری پر از سَمی که گم شده
کجا میمونی؟
چی میخوری؟ کجا میخوابی؟
.خونه است
خونه تو هست؟ - .خانه ی من -
... خانه
.همه شون کشته شدن
.الان باید برم
چیزی پیدا نکردی؟ - .هیچی -
بیرون از صومعه چکار میکردی؟ - .رفتم جنگل قدم بزنم -
جرالموی قدیس، زن ها رو مخلوقات شیطان مینامه که به زمین فرستاده شدن .تا ما رو وسوسه کنن
این اتاق کیه؟
.برادر برنگار - .لطفاً بازش کن -
با این حال نمیتونم خودم رو قانع کنم ... که خدا
تصمیم بگیره موجودی پلید رو ... خلق کنه بدون اینکه بهش
.کمی فضایل خاص ببخشه
.برشون دار
اُستاد؟
این خون کیه؟
خوک؟ قاتل ها؟ یا آدلمو؟
اگه کسی قبل از پرت کردنش .از دیوار جمجه اشو شکسته باشه
بنظر میاد تو آخرین نفری بودی .که آدلمو رو زنده دیدی برنگار
من؟ چطور میتونی اینو بگی؟
.من دیدمش که مثل بقیه رفت خوابید
نه، دوباره دیدیش و چیزهای بیشتری میدونی .که آرزو میکردی میتونستی بگی
.بنظرم این مال تو هست
.نه، این مال من نیست
.داخل اتاقت پیداش کردیم
... به مقدس ترین چیزم قسم میخورم
که نمیدونم خون از کجا آمده ... یا
.برای چه کسی هست
دو راهب مُرده داریم و .نمیتونی بیش از این ساکت بمونی
... آدلمو رو اون روز عصر دیدم
.اما مُرده اش رو دیدم
.روحش سرگردان بود
چی گفت؟
«.همانگونه که میبینیم، نفرین شده ام»
... میبینی که از جهنم برگشته ام»
«.و باید به جهنم برگردم .دستت را به من بده
.دستت را به من بده اُستاد زیبای من
... که دیدارم با تو»
... ممکنه درس مفیدی باشه
در ازای درس هایی که «.شما به من دادی
... وقتی دستشو گرفتم
!دستم سوخت
چرا تورو اُستاد زیبای خودش صدا کرد؟
احتمالاً بهش چیزی یاد ندادی؟
.من هرگز چیزی بهش یاد ندادم
.میترسم پدر
.میخوام به اعترافم گوش کنین !رحم کنید
.شیطانی داره از درون میخورم
نه برنگار، ازم نخواه به .اعترافت گوش کنم
لب های منو با باز کردن .لب های خودت نبند
چیزی که ازت میخوام بدونم رو ... خودت به طریقی دیگه بهم میگی
.و اگه نگی خودم کشفش میکنم
... اگه میخوای طلب عفو کن
.اما ازم طلب سکوت نکن
!خیلی ها در صومعه سکوت کردن !حالا هم برو
.دستش واقعاً سوخته بود - !اما نه توسط ارواح -
موم شمع که آب میشه .اینطور سوختنی ایجاد میکنه
یعنی برنگار خودش قاتله؟ - .احتمالاً -
یا شاید کسی خواسته اینطور .بنظر بیاد که اون قاتله
برنگار زجر میکشه چون میدونه ... آدلمو رو مجبور کرده
کاری بکنه که نباید میکرده ... و باعث مرگش شده
،و اصلاً تصورش سخت نیست ... آدسوی عزیزم
بعد از حرفهایی که از .دستیار کتابدار شنیدیم
چرا بخواد همچین چیزی رو داخل اتاقش نگه داره؟
نمیتونسته راحت بندازش بیرون؟
جانم؟
.نمیخواد ما اینجا باشیم
.ممکنه مالاکی سَم رو دزدیده باشه
.ممنونم
.خدا بهت برکت بده برادر
.برادر
نمیخوایم اینجا باشین !دزدهای کثیف
!برین به جایی که ازش اومدین
.اجازه بده رد بشن برادر اینا انسان های خوبی هستن .که از جنگ فرار میکنن
.میخوان در آرامش کار و زندگی کنن
!ولش کن
!حمله
همشونو بکشین! نذارین !فرار کنن
.بهمون ملحق شو برادر
.دولچینو، سربازهات دارن فرار میکنن - .بذار فرار کنن مارگاریتا -
دنبالم کنین! اگر دنیا شما ... رو نمیخواد
یادتون باشه که قبل از .شما مسیح رو طرد کرد
.اما من میخوام آزادتون کنم - !دورانی جدید در راهه -
No comments yet. Be the first to leave one.