Absentia

Absentia

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

Absentia S03E04 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Absentia S03E04 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Absentia S03E04 2160p AMZN WEB-DL x265 10bit HDR DDP5 1-POKE
Absentia S03E04 HDR 2160P WEB H265-POKE
Absentia S03E04 720p WEB H264-FiASCO
Absentia S03E04 1080p WEB H264-FiASCO
Absentia S03E04 720p WEB H264-BLACKHAT
Absentia S03E04 1080p WEB H264-BLACKHAT
Absentia S03E04 WEBRip x264-ION10
Absentia S03E04 WEB H264-RBB
A Commentary by Morteza_Lkz
📮 Lkz مرتضی 📮

Tags

web
HD
720p
720
Web-DL
web-dl
WEB-DL
x265
1080
webrip
x264
BRip
Published on: 2020-09-05
Downloads: 23
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫- دروغ گفتم ‫ - جراحت احتمالی ستون مهره

‫چی؟

‫- من هیچکی رو... ‫ - دست و پای شکسته. برای بعد

‫برای منتشر کردنِ فایل‌ها ندارم

‫چی داری میگی؟

‫بگیرش

‫ نذار تکون بخوره

‫حالت خوب میشه ‫فقط دستمو نگه دار. خوب میشی

‫- چی شده؟ ‫ - وضعیتش وخیمه

‫- چی شده؟ ‫- دچار حمله شده. باید آرام‌بخش بزنیم

‫- اسمش چیه؟ ‫- کای

‫ مواظب موانع باش

‫ فشار خونش داره افت می‌کنه

‫ تماس بگیر ‫ بگو اتاق عمل رو آماده کنن

‫باهامون بمون، باشه؟

‫ فشار خونش داره افت می‌کنه

‫ - من همینجام. فقط دستمو بگیر ‫ - بهش حمله شده

‫ خوب میشی. باشه؟ ‫ فقط...

کای، پیشمون بمون، عزیزم پیشمون بمون

‫کای، باهامون بمون

‫انجام شد

‫وای خدا. پیشم بمون ‫وای خدا

‫امیلی

‫هی

‫چه اتفاقی افتاد؟

‫- باشه. آروم ‫- قرار بود به کسی نگی

‫می‌دونم

‫- ببین، اوضاع به‌هم ریخت ‫- چی؟

‫کرون به تامپسون و کنتو گفت تو رو تعقیب کنن ‫اونا از قبل توی مرکز خرید بودن

‫سعی کردم وارد ماجراشون نکنم ‫ولی خیلی دیر شده بود

‫پس همه می‌دونستن کجا بود

‫کم و بیش

‫اوه، لعنتی

‫کل...

‫یه پیامک اومد

‫وسط مکالمه‌مون، برای داوکینز ‫یه پیامک اومد

‫- دیدمش. می‌دونست اون کجاست ‫- چی؟

‫می‌دونست نیک کجا زندگی می‌کنه

‫فایل‌های "کوانتیکو"م رو داشت

‫- یکی اینجا داره بهش اطلاعات میده ‫- کی؟

‫- هی، می‌دونی کی؟ ‫ - امیلی

‫امیدوارم این گندکاری رو برامون روشن کنی

تـرجـمـه از : مـرتـضـی Morteza_Lkz

‫و بعد داوکینز یه ویدئو از اینکه ‫نیک زنده‌س رو نشونم داد

‫توی اروپا

‫و پخش زنده بود؟

‫آره

‫این ویدئو که ثابت می‌کنه ‫اون زنده‌س رو داری؟

‫نه

‫ولی دیدم از کجاست

‫و تقریبا آدرس آی‌پی رو پیدا کردیم ‫تا وقتی که اوضاع از دست خارج شد

‫باشه، خیلی خوب نیست، ‫ولی حداقل می‌دونیم زنده‌ست

‫بیا برگردیم عقب

‫چرا همون اول با داوکینز قرار گذاشتی؟

‫چون سعی داشتم نیک رو برگردونم

‫با حرف زدن با یک مجرم خطرناک؟

‫بله! هرکاری لازم باشه می‌کنم

‫معاون مدیر وب تا یک ساعت دیگه میان اینجا

‫ممنون

‫به واشنگتن خبر میدم که

‫یک مامورمون توی اروپاست

‫به وزارت امور خارجه اطلاع میدیم ‫و با دفاتر وابسته تماس می‌گیریم

‫اونا با مقامات محلی هماهنگ خواهند کرد...

‫جولیان، این کار چند هفته زمان می‌بره

‫می‌دونم گروه‌های برون‌مرزی‌مون محدودن،

‫به‌خاطر همین با سی‌آی‌ای برای ‫اطلاعات تماس می‌گیرم

‫من علاقه‌ای به تشریفات زائدِ مزخرف ندارم

‫چیزی که می‌خوام بدونم

‫اینه‌که الان برای برگردوندن نیک ‫داری چیکار می‌کنی؟

‫اولویت اول من برگردوندن اون به خونه‌س، امیلی

‫ما باید در این مورد باهم کار کنیم، ‫و با این وجود اینجاییم،

‫دو قدم عقب‌تر از تو، ‫و می‌خوام بدونم چرا

‫چون من با آدمایی که بهشون اعتماد ندارم ‫کار نمی‌کنم

‫اشکال نداره تنهامون بذارین؟

‫میشه حرفی که زدی رو بیشتر توضیح بدی؟

‫نیک اومد به اف‌بی‌آی، ‫و گفت یه منبع داره

‫و بعد، 12 ساعت بعد، ‫اون منبع آتیش زده شد

‫داوکینز فایل کوانتیکوی من رو داشت، ‫فایلی که فقط اف‌بی‌آی باید داشته باشه

‫فقط برای اینکه بفهمم، ‫منظورت چیه؟

‫دلیل اینکه شماها دو قدم عقب‌ترین

‫اینه‌که یک‌نفر اینجا ‫داره اینکارو می‌کنه

‫من همیشه غریزه‌ت به‌عنوان یک ‫مامور رو تحسین می‌کردم، امیلی،

‫مخصوصاً یا توجه به این اتفاقات

‫و هنوزم تو رو به‌عنوان یک عضو ارزشمند ‫در آینده‌ی تیم می‌دونم

‫با این حرفا،

‫مطمئنم متوجهی که

‫چطور همچین اتهامی می‌تونه ‫تاثیر جبران‌ناپذیری روی شغل یک‌نفر بذاره

‫آینده‌ی من روزی که همسر نیک رو کشتی ‫به پایان رسید

‫من اون بالا جونت رو نجات دادم

‫این دلیلته؟

‫الیس به سمت همکارم اسلحه گرفته بود

‫چند ساعت پیشش یه مرد رو کشته بود

‫- زندگیت در خطر بود ‫من کاری رو کردم که باید

‫توی اون لحظه هزاران انتخاب داشتی

‫روی کاری که کردم مصمم هستم

‫با یکی مثل الیس احساس خطر می‌کنی؟

‫الان چه احساسی داری؟

‫برن، برو خونه ‫صحبتی نیست

‫چرا اونکارو کردی؟

‫چرا کشتیش؟ ‫چرا از سلاح استفاده کردی؟

‫بهت دستور میدم بری

‫ثابت نکن که ارزیابی روانیت...

‫گور بابات

‫و ریدم به اینجا. دیگه نیستم

‫زود باش

‫این اتفاق جایی درز نکنه

‫حروم...

‫میشه امشب همو ببینیم؟

‫باید باهات صحبت کنم

‫ بعد از ناپدید شدنِ امیلی برن،

‫ خانواده‌ش برای رسانه درباره‌ی ‫ شرایط پشت این ناپدیدی رازآلود

‫ بیانیه‌ای صادر کردن

‫مامور اف‌بی‌آی هفت سال است ‫که در تیم اداری کار می‌کند،

‫و با نیک دورند ازدواج کرده، ‫که او هم یک مامور...

‫بیا تو

‫چیز دیگه‌ای می‌خواید، قربان؟

‫شکر آوردی؟

‫میشه لطف کنی و چهار بسته ‫داخل گلدون بریزی و هم بزنی؟

‫ممنون

‫این برای ویسکی و شِکره

‫می‌تونی بری

‫ درباره تیراندازی در مرکز خرید ‫ از طرف مقامات صحبتی صورت نگرفت

‫سه قربانی از صحنه منتقل شدن

‫ شاهدین چندین منبع شلیک را توصیف کردند، ‫ در حالیکه فروشندگان پناه گرفتند

‫ مقامات این تصویر را از یک ‫ مظنون ناشناس منتشر کردند

‫لعنتی

‫اسمایلی، خیلی وقت بود ندیدمت

‫داریوس، چطوری؟

‫مثل همیشه، روزای متفاوت

‫گوش کن، یه لطفی می‌خوام بکنی

‫چیزی داری که اینو بخونه؟

‫زیاد از اینا نمی‌بینم

‫یه دقیقه

‫می‌زنم به حسابت

‫شماره هشت امنه

‫بجنب

‫لعنتی

‫آب

‫آب، لطفا؟

‫نمی‌خوام

‫دارو دوست ندارم

‫یه‌کم آب می‌خوام. آب

‫لطفا. لطفا. لطفا...

‫فایل‌های دزدیده‌شده

‫کجان؟

‫باید بهشون بگی،

‫وگرنه برات بدتر میشه

‫دختری که ازش مراقبت می‌کردی ‫مُرده

‫باید بهشون بگی چی می‌دونی

‫تنها دلیلی که تو رو زنده نگه می‌دارن

‫اینه که فکر می‌کنن تو می‌دونی ‫فایل‌ها کجاست

‫می‌خوام با رئیستون حرف بزنم

‫باشه

‫پس باید جور دیگه‌ای انجامش بدیم

‫نه، نه، نه، نه

‫نه، نه. نه، خواهش می‌کنم

‫سلام

‫سلام. چطوری؟

‫خوبم. فقط عصبی شدم

‫آره، انسانی دیگه

‫طبیعیه

‫گوش کن

‫جواب آزمایشات روی کامپیوتر دفتر نیک اومده

‫سعی داشتن یه چیزی پیدا کنن که ‫به پرونده مربوط باشه

‫و یه چیزی پیدا کردن

‫با توجه به حرفی که قبلا زدی، ‫ترجیح میدم حضوری بهت بگم

‫مکان همیشگی؟

‫باشه. آره ‫الان میام

‫- سلام ‫- سلام

‫خب، چی پیدا کردن؟

‫تجارت حمل‌ونقل دریایی بوستون ‫در یک شرکت صوری خارجی ثبت شده

‫سلام، اومدیم

‫داوکینز هنوز توی بوستونه

‫یکی وارد ماشینم شد

‫- چی؟ ‫- دنبالمه

‫بذار ببرمت

‫می‌تونیم از تو و خانواده‌ت محافظت کنیم

‫فکر نکنم با اف‌بی‌آی در امان باشیم

‫اون سعی می‌کنه تا بکشت

‫نمی‌تونه منو بکشه ‫منو زنده نیاز داره

‫من فایل‌های مریدین رو دارم

‫جدی؟

‫تو فایل‌ها چیه؟

‫نمی‌دونم، دقیق نمی‌دونم، ‫ولی...

‫اطلاعات خصوصی سیاستمندا،

‫آدمایی که ازشون اخاذی می‌کنن، ‫همه‌جور چیزا

‫واقعا؟ جای امنی نگهشون داشتی؟

‫- آره ‫- خوبه

‫اینم از صورت‌حسابتون ‫بازم قهوه می‌خواید؟

‫ممنون

‫اون اتفاق تقصیر تو نبود

‫بهش قول دادم ‫در امان نگهش دارم

‫فقط دارم آدما رو نابود می‌کنم

‫و، از آخر، ‫هیچکس زنده نمی‌مونه

‫"هرگز از قدم زدن عمدی در ‫مکان‌های تاریک نهراسید،

‫زیرا اینطور می‌توان به نور آن طرف رسید"

‫ورنون هوارد

‫می‌خوای بریم جای حمل‌ونقل رو پیدا کنیم؟

‫آره

‫هی، دفتر گزارش رو گرفتم

More Farsi Persian subtitles for Absentia

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left