The first 200 lines.
صدای سوتش رو میشنوی؟
فکر میکنم مال بلبرینگش باشه ادامه بده
پمپ آبش حتما مشکل داره جدی؟
باید عوض شه حالا کجا پیداش کنیم؟
کار راحتی نیست درستش میکنیم
کسی رو میشناسم که میتونه کمکمون کنه
بچه ها فکر کردید مکانیک هستید؟
چرا که نه؟ اگه کار میکنه نباید عوض شه
بدون ماشین نمیتونم میدونم
ولی نگهش میدارم
این الهه منه
اگه اینطور فکر میکنی یه مشروب بخور بریم
اولین باره یه همچین شانسی میارم مگه میشه از دست بدمش جدی؟
وقتی که همراه با گاری اون رو به هوا پرت کردم
من 18 سالم بود، چه زمانی بود؟
خیلی وقت پیش
بیا بشین
مشکل چی بود؟ پمپ آب نه بلبرینگ بود
کار؟ میدونم
هر نوع شباهتی به واقعیت تصادفی نیست
داستان در سال 1945 بعد از جنگ اتفاق افتاد
وقتی که اروپا سعی میکرد در صلح باقی بماند
ایناهاش، شامپاین رو سریع بیار
الان میارم
این جوئه، یه دوست قدیمی
اون رو به متهاوزن (شهری در اتریش) کشوندند
ریموند رو میشناسی؟ تکنسینه
سلام این مانوئه
شجاع حالت چطوره؟
و لوسین
ما همدیگه رو میشناسیم
وزن کم کردی
اگه توی خیابون میدیدمت نمیشناختمت
من به دوستانم مدیونم
نمیتونی همیشه انتخابشون کنی آره خوب گفتی
خب
اگه حرفی ندارید جو پیش ما میمونه
خیلی خوبه
مثل آدمهای ثروتمند که دور هم جمع میشن، مثل آدمهای حرومزاده که دور هم جمع میشن
خب بریم جو
من شامپاین آوردم
کورنلئوس این جوئه
میرم ببینم وضع استیک چطوره
بسلامتی بچه ها نه
هیچوقت این رو نگید، من یه قاضی رو دیدم
که وقتی که من رو به 8 سال زندان محکوم کرد بهم گفت
بسلامتی، حالا زندان کمکم کرد؟
مارینت
مارینت منم جو
سریع بازش کن
چه اتفاقی افتاده؟ اونها باهات چی کار کردند؟
لباست رو بپوش اونها نکشتنش، نه؟
نه یه حادثه بود
تهیه، تنظیم و ترجمه زیرنویس ماهان ح
پارسال دار و دسته روبرت رو دیدم
کی فکر میکرد که این اتفاق بیفته؟
وقتی جنگ تمام شد
همه رفتند به پاریس عین خود من
من یه شغل توی بار تانگو پیدا کردم
و هرچقدر سعی کردم اما باز هم
یه کم دهاتی موندم
عصربخیر آقایون میز میخواین؟ بله
شامپاین کنیاک
باید عذرخواهی کنی
باید عذرخواهی کنه
اسم اون عوضی چیه؟
خوب شد؟
عوضی بازی درنیار روبرت
بیا راسوی بدبو نشونت بدم
مشکلی نیست یه حادثه کوچولو بود ادامه بدید
مراقب باش الانه که لیسیده بشی
ممنون
ترسیدی؟ یه کم
اسمت چیه؟ مارینت
چیز خاصی نیست
بیا میرسونمت خونه مارینت
اینطوری شروع شد، روبرت از اون آدمهایی نبود که وقت رو هدر بده
و خیلی هم توضیح نمیداد
و منم نیازی به توضیحات نداشتم
فورا یه سفر به شمال کردیم
ساعت چنده؟
خیلی دیر نیست
میدونستی بدون آرایش خوشگلتری؟
باید این کار رو برای مشتریها انجام بدم
میدونی که تو دیگه نمیری اونجا
اونوقت کجا برم؟ هرجا که من میرم
والدینت زنده اند؟
آره توی اکس ان پروانس هستند
بابای من توی راه آهن کار میکرد
الان چی؟ دیگه نه اخراج شده
بدلایل سیاسی
وقتی کسی پول نداره نباید قاطی مسائل سیاسی بشه
خانواده تو چی کار میکنند؟
دوست ندارم در مورد من صحبت کنیم
ببخشید
مراقب باش
لطفا پرده رو بکش
سلام سلام اوضاع چطوره؟ خوبه
دو روز دیگه بیا پیشم توی فلیسیا
بدون آرایش بیا...روبرت
صندوق
بزن بریم
بیا اینجا
گاوصندوق رو سریع باز کنین ما کلیدش رو نداریم
کلید کجاست؟ پیش حسابداره، اونم اینجا نیست
بهش زنگ بزن
نه ولش کن
بیا
اگه با نظر من هم عقیده میشدی بازش میکرد
فکرش رو نکن عجله کن که جو تا 5 دقیقه دیگه منتظرمونه
دستها بالا کسی تکون نخوره
پلیس کجاست وقتی بهشون نیاز داریم؟ اونها دارند دوباره سازماندهی میشن خانوم
یالا ما هم اومدیم
راه اشتباهه میدونم
داریم برمیگردیم کارخونه چرت و پرت نگو
من از اون کار مسخره خوشم نیومد
پلیسها میتونن الان برن بانک، یه پیشرفت کوچیکی کرده اند
همه این حرفها رو ول کن
پلیس
همینجا بازرس، بعد از اینکه اونها رفتند منشی غش کرد
پلیس، برو داخل نمیتونی اینجا بایستی
خوشبختانه ما اینجا نبودیم اون حسابداره؟ بله
سعی کردند بازش کنند؟ فکر نمیکنم کاریش کرده باشند
باز کردنش سخته؟ آره اصلا راحت نیست
باید این قفل رو خیلی خوب بشناسی متوجهم
ما بعهده میگیریم
تو با ما میای اگه حرکت اشتباهی کنی کارت تمومه
سه روز دیگه اتوبوس میاد
دیدن این همه پول صحنه قشنگیه
حالا چی کار کنیم؟
پلیس داره جستجو میکنه
تنها کاری که میتونن بکنن اینه که ما رو تحسین کنند
چون ما هی بیشتر و بیشتر پول درمیاریم
البته همیشه به همون شکله
سی هزارتا اضافه شد
اگه قبول کنی
این هدیه باشه برای بچه ات
میتونی یه پرستار خوشگل استخدام کنی
باشه خیلی ممنون بیا اجو
هرکسی بیسکوییت خودش رو برداره
میشنوی؟
میخوای ببینیش؟ البته
ببینیم تو چی کاشتی
نگران نباش خوب میشه
بیا
عموت رو فراموش کن
خوشت اومد؟ فکر کنم شبیه توئه
شوخی میکنی؟ حالا بعدیش
پادشاه کوچک مراتع آمریکای جنوبی چرا مراتع آمریکایی جنوبی؟
نمیدونم شاید خواست بره به برزیل یا آرژانتین
میخوای مهاجرت کنی؟ آره
من یاد گرفته ام که فقط در موقع خودش تصمیم بگیرم
هیچوقت نمیفهمه من چی کار کردم
من همه چیز رو بخاطر روبرت ول کردم
بار تانگو، خانواده، دوستانم و آرایش کردن رو
اگه اون ازم میخواست تا اونور دنیا باهاش برم
من میرفتم
مزرعه فلیسیا زیاد دور نبود
عین خونه خودت راحت باش
خانوم منو فلیسیا صدا کن
روبرت اینجاست؟ آره خوابه دیروقت اومد خونه
مزاحمش نشو
هنرپیشه ای؟ یه زمانی خواننده بودم
من ازت خوشم اومد میدونستم باید اینجوری باشی
روبرت آدم آسونی نیست
همه چیز نرماله
و یهو هیچی نرمال نیست
دنیای عجیبیه
اون همیشه اینطوری بود
خیلی وقته میشناسیش؟
وقتی که 13 سالش بود و از پرورشگاه فرار کرده بود
از یه سگ کتک خورده وضعش بدتر بود
همیشه دندون نشون میداد
ولی وقتی که لبخند زد دیگه نمیتونستم مقاومت کنم
فکر کنم بدونی
حالا براش مثل یه مادر شدم
ولی برای اینکه با یه کسی مثل اون در صلح و صفا بمونی
باید همیشه منتظر هر اتفاقی باشی
خیلی مراقبش باش
اون یه زمانی بعنوان آدم سرسخت یا رییس بود
دشمنانش ازش متنفر بودند ولی براش احترام هم قائل بودند
یه شب دم استخر گرفتنش
از طبقه سوم پرتش کردند پایین، نگاهش کن
ساکت و فلج
همچین آدمهایی متاسفانه پایان بدی دارند
خب بیا اینجا
سریع بیا دیگه پا بزن
سریعتر
روبرت منتظرم باش دیگه بپیچ به چپ
روبرت دوچرخه تو سریعتراز مال منه
شایدم خودت آهسته تری
بیارش اینجا یالا
بیا منو بگیر
نمیدونم که خوشحالی بزرگتر هم وجود داره یا نه
ولی من روزهای فوق العاده ای با روبرت داشتم
روزهایی که فقط دیدمش
سگش، درختان، خورشید و خنده هاش
همه این چیزها برام یادآور خوشی بود
دستتو بکش
دهنت رو خرد میکنم فهمیدی؟
No comments yet. Be the first to leave one.