The first 200 lines.
آنچه در "گرند هتل" گذشت
داشتي دزدي ميکردي؟ نه
اسکاي گري بالدي خواهر منه
اومدم اينجا ببينم واقعا چه بلايي سر خواهرم اومده
بين تو و اون پسره چه ميگذره؟
...من مديرم, پس
خب, خوبه که من نيستم
من اصن دنبال اين نيستم که تو پدرش باشي
.ازت کمک ميخوام اگه از موضوع سر دربياره که
بچه واس اون نيست چي؟ يا حتي بدتر واس منه؟
.واسه خودمه خودم حواسم به بودجه مون هست
ولي نميتونم از پسرم دست بکشم
...پاش بلايي که سرش اومده
تقصير منه
ميخوام که نايب رييس ـت کنم
کاملا مطمينم که بابا جيجي رو رييس جديدت کردش
!هوووووو
خب, گمونم خودشه
بسيار خب
آخرين شانس داداش کوچولو
مطميني نميخواي باهام بياي؟
نه اسکاي
حتي دوست ندارم که تو هم بري
ميامي خيلي دوره خدايي
هيچ دوست و خانواده اي اونجا نداري
واسه همينه که دوسش دارم
هيچکي نميدونه من کي هستم
فکر ميکني اين ماشين لگنت
اين همه راه تا ميامي ميرسونتت؟
زبونت رو گاز بگير
هنوزم کلي جون داره
اسکاي؟
!اسکاي
!!!اسکاي
کجا آتيش گرفته؟
ببخشيد خانمها
آه- هي-
شرمنده
حالش خوبه؟- اوه خداي من-
هي, حالت خوبه؟- اوه پسر-
يالا پسر
اوم
سلام- ممم, سلام-
دارم ميرم يه سر به بابام بزنم واسه صبحونه
اوه, امروز وقت دکتر دارم
واسه همين 600 دلار لازم دارم براي پيش پرداخت و پول بيمه
پيش پرداخت؟ ....اين چيزيه که اولش به شرکت بيمه پرداخت ميکني و
ميدونم چيه
و پول بيمه؟
ششصد دلار ميخوام, افتاد؟
اينگيريد, قول ميدم سر بچه بهت کمک کنم
اما قبل اينکه با بابام حرف نزدم نميتونم پول جور کنم
هنوز به بابات نگفتي؟- نه-
منتظرم به موقع ش
اونوقت موقع ش کيه؟- الان که نيست-
سرش کلي شلوغه فعلا
خب, 600 دلار امروز ميخوام من
صبح بخير- صبح بخير-
حرفي نزنيا
اما اينو برات از آشپزخونه قاچاقي آوردم
کرواسان شکلاتي؟
قهرمان خودمي بخدا
...اوه, يه کم چسبيد رو
اوم, اينجا؟
نه نه ...روي اونيکي
پاک شد؟- ....نه, هنوز-
باعث خجالته
دني, بازم قهوه ميريزي لطفا؟
وقت کاره
اوه, خداي من دست بيچاره ت
چه بلايي سر دستت اومده؟
اوه, چيزي نيست صبح داشتم ميدويدم
خوردم زمين
خب, درسته دکتر نيستش ولي بلده
چجوري يه نفر رو با بوسش خوب کنه
چيه؟
همگي براتون يه خبر خوب دارم
بايسکان هتل" داره سم پاشي ميکنه"
... و خبر خوبش
!واس ماست
بمب افکن هاي نيو جرسي" دارن واسه"
تمرين هاي هر ساله بهاري ميان ميامي
و اينکه هميشه عادت دارن تو بايسکان هتل بمونن
....اما الان بايد دنبال يجاي جديد بگردن واسه موندن
آره ...اين يجورايي
چي؟ 60 تا اتاق هر سال بهار؟
آره اين فوق العاده ست
البته اگه بتوني متقاعدشون کني
اگه؟
يه کم ايمان داشته باش عشقم
فردا دارم ميرم کمپ تمرينشون
هي, اوه, بابا
مشکلي نيست منم باهات بيام؟
ميخواي با من بياي؟
اونم يه سفر کاري؟- آره-
....ميدوني, دِرِک مانسي از
هم تيمي هاي من تو دبيرستانه
الان اون يکي از بازيکن هاي اصلي تيمه, نميدونم شايد
بتونم مخش رو کار بگيرم يه کم
باشه
آره, ولي فردا صبح زود ميريما
پس الان برو به پارتي ـت برس
هي, آليسيا
امروز ساعت 2 چيکاره اي؟
چرا؟
خب, الان که سرپرستتم
به عبارتي سرپرستمي
خب بنظرم منو تو بايد يه ملاقات روزانه داشته باشيم و
تو بهم بگي اوضاع اقامت ال ري چطور ميگزره
خب همين الانم ميتونم بهت بگم که
تمام بليط هامون واس ماه ديگه رزرو شده
بيست درصد اتاقها پر شدن
و اين اساسا يه موفقيت بزرگه
خب ملاقات تعطيل شد؟
نه نه نه نه نه بيا اينجا بينم
تو خيلي خوب داري کار ميکني آليسيا
اما خب من نايب رييس بخش رويدادهاي ويژه ام
و کنسرت ال ري هم يه رويداد ويژه ست
پس ملاقات سر جاشه
و منم ساعت 2 ميبينمت
اوه, تيم رويايي من
خوب کنار مياين, البته اميدوارم
معلومه- راستش من داشتم فکر ميکردم که-
چيزي منو خوشحالتر نميکنه جز اينکه
با عقايد متفاوتتون با هم کنار بياين
البته بدون من
.....جيجي, اوم
اين پروژه مثل بچه من بودش
...از روز اول, خب
و همه چي هم داره خوب پيش ميره....
و آخرين چيزي که ميخوام اين ريز کنترل کردناي منه
ببخشيد
کار دارم بايد برم
کار فوريت چيه؟
بيا اينجا ماماني بيا
دستش بزن
نه ممنون
بياته
و اينم ميدونم که هيچيش
شبيه وقتي که مامانِ فرشته م ميپزه نميمونه
خيلي خب, نميدونم بهت چي گفتن ال ري
ما اينا رو شبونه برات از لس آنجلس آورديم
دقيقا زدي رو خال من کيک يه روز مونده نميخوام
اوه, حق با تويه بهتره از اين به بعد براشون بليط فرست کلَسِ
هواپيما بخريم تا بيان
اينجوري ميتونن همون روز سريع برسن
اين که کسخليه اين فقط يه کيکه
نميتونن پرواز کنن که
ال ري, هر چي خواستي من برات جور کردم
يه اتاق بزرگتر مخصوص لباسات يه دستيار
يه جا واسه بچه تمساحت
اما بايد يه خط اينجاها بکشم
مثلا اينجا
باشه
ميبيني, من گمون کردم که ايده هاي خلاقانه ي منو درک ميکنين
اما ميدوني کي درک ميکنه؟
بقيه هتل هاي اين اطراف
و اين مجبورم ميکنه برم با اونا کار کنم و
و شماها رو توي فلاکت ولتون کنم
باشه
من يه بودجه ي محدودي واسه خواسته هاي شخصيت دارم
گمونم بتونم چند تا بيلط هواپيما جور کنم
خودشه- اما اين آخرين درخواست ديوونه کنندته ها-
منظورم اينه ديگه کاري از دستم بر نمياد
لعنتي, عاشق اينم که اداي رييسا رو در مياري دختر
و ديگه بحث همينجا تمومه
ميدونم چرا نزاشتي اينگيريد رو اخراج کنم
بخاطر خاوي مندوزا
يه جورايي با هم سر و سِر دارن, درسته؟
هلن, خودت ميدوني که نميتونم درباره ي مسايل خانوادگي مندوزاها حرفي بزنم
ميدونم, ميدونم که دهنت خيلي قرصه
فقط اينکه منم دهنم زيادي قرصه واسه گفتنِ
چجوري اون پسره مالش رو تو شلوارش نگه داره
آقا, چجوري ميتونيم کمکتون کنيم؟
...اوم, آره, من
فکر کردم اينجا مرکز تجاريه
اوه, نه اشتباه اومدين
من دارم ميرم اون طرف راه رو نشونتون ميدم
يه هفته وقت داري 200هزار دلار بدي وگرنه ميگم چه بلايي سر دختره آوردي
سلام سلام به خودت
مرخصي گرفتي واسه يه روز؟
يه کارايي دارم
البته مع اينکه تو کمک بخواي؟
اوه, نه اينا فقط کيک هاي مخصوصن
....کل کشور رو پرواز کردن تا
داستانِ مفصل چرت و پرتي داره
خب, من عاشق داستاناي مفصل چرت و پرتم
خب, حقيقتش ال ري داره منو حسابي ديوونه ميکنه
و مادرخوانده م ديوونه ترم ميکنه البته
و اينکه يه روز طولاني و تکراري داشتم
خب, البته تا الان
خيلي خوبه که منم ديدمت
...من
...من, آه
ببخشيد بايد برم ديگه
اوه, باشه مکالمه خوبي بود
مکالمه ي خوب؟
خفه شو آليسيا
اوه, دني؟
ديوونه شدي؟
No comments yet. Be the first to leave one.