The first 161 lines.
شنیدم بین هیولاها .دخترای خوشکلی هم وجود داره
آره، هرکی زودتر اقدام کنه .اونا رو صاحب میشه
،حالا دختراشون به کنار .شنیدم شهرشون پر از گنجه
چی گفتی!؟
جدی گفتی!؟
.من که حسابی مشتاقم ببینم
!آخ که گل گفتی
!هوی شماها
هر چقدر خواستید ...میتونید روحیۀ خودتون رو بالا ببرید
.ولی فعلاً به بدنتون استراحت بدید
غذاتون رو که خوردید .دوباره حرکت میکنیم
.باشه بابا
...اینا بودن که شیون و بقیه رو
پس در این صورت .لازم نیست بهشون رحمی کنم
.شما رو خوراک خودم میکنم
...خیلی خب
.وقتشه شروع کنیم
قسمت 34: مگیدو
!هوی، اونجا رو
!افراد! آمادۀ نبرد بشید
ایست! جلوتر بیای !هیچ رحمی بهت نمیکنیم
.این منم که به شما هیچ رحمی نمیکنم
شرمنده ولی قراره !کمی از عصبانیتم رو سر شما خالی کنم
...کسی نگفته بود همچین هیولایی
.مأموریت انجام شد
خیلی خب، نگو که الان یه گروه به کمک من نیاز داره؟
!جنگجویان دراگونیوت، پشت من به پیش
!دشمن حکله کرده
!برید سر موقعیتـتون
!آرایش دفاع ضد هوایی رو شکل بدید
دراگونیوت!؟ اونم این همه!؟
!اسم من گابیروئه
.نیازی به معرفی خودتون نیست
!اسمم رو به عنوان سوغاتی به جهنم ببرید
.سوئی ساما، واقعاً معذرت میخوام
این افراد به اندازهای که .فکر میکردیم قوی نبودن
.اینطور به نظر میاد
پس همونطور که ریمورو ساما حدس زد .اهالی دنیای دیگه در غربـن
هوی! هنوز هیچکی از شهر فرار نکرده؟
!امروزم هیچ نشانهای از دشمن دیده نشده
!لعنتی
.لازم نیست اینقدر عجله کنی
از اردوگاههای دیگه هم .هیچ گزارشی نیومده
هیولاها فقط میتونن .از این مسیر فرار کنن
.اگه اینطور باشه که تو میگی پس حله
مشتم بد جوری داره واسه .گرد و خاک به پا کردن تقلا میکنه
.آره خب، منم حست رو درک میکنم
،حس مبارزه با کسی .وقتی از مهارتهای خودت کاملاً مطمئنی
.واقعاً که دلچسب بود
!دشمن از روبهرو داره میاد
...تعدادشون
!اِه... چـ... چهار نفرن
فقط همینا؟
اون پیرمرده زنده مونده؟
!خیلی خب، پس بریم بترکونیم
!آره، نبینم عقب بمونی
!خیلی خب
...دشمن خدا! از تکنیکهای مشکوک
!ضربه پای زلزله آور
.خیلی هم خوب، کارتون بد نیست
.جالبه
.خودم حریفتون میشم
...اوه! شوگو ساما
!لطفاً ترتیبشون رو بده
اینجایی، ها؟
.کسی که گوبوزو و بقیه رو کشت
...ولی
.کسی که قراره باهات مبارزه کنه من نیستم
.خیالت راحت باشه
!خودم اون رو له و لورده میکنم
.سپردمش به خودت، گلد سان
شاید به قیافۀ گوبوزو نخوره .ولی پسر خیلی خوبی بود
...حالا که نمردی
باید وانمود میکردی مردی .و فرار میکردی
شاید به قیافۀ من نخوره .ولی خیلی از شکست خوردن بدم میاد
...درضمن
،وقتی میبینم یه جوون اینقدر خودستاست .برام آزاردهنده است
.اوه؟ منظورت که من نیستم
حرفم برات واضح نبود؟ .پس معذرت میخوام
فکر نمیکردم مغزتم مثل شخصیتت .تا این حد مشکل داشته باشه
پس با یه بار بریده شدن متوجۀ جایگاهت نمیشی، ها؟
...یا اینکه
پیری رو مغزت اثر گذاشته؟
.خیلی عجولی
.ولی خب، منم الان همین جورم
چون دیگه نمیتونم .جلوی این خشمم رو بگیرم
!منو نخندون
اونم وقتی دفعۀ قبل !بد جوری جلوم کم آورده بودی
!اینقدر دور برندار، پیرمرد
جلوی شمشیرت کم نیاوردم ...بلکه جلوی قدرتت
.به نظر میاد که بر پایۀ ویژگی فضاییه
.اِه! پس این چیزا هم میفهمی
حالا که ترفندش رو میدونم .میتونم باهاش مقابله کنم
.چه جالب
پس چرا نمیای یه مبارزۀ شمشیرزنی .عادلانه با هم داشته باشیم
.بسیار خب
.پس... آماده باش
!احمق! بازم سرت کلاه رفت
ها!؟
شوخی میکنی، نه؟
با یه همچین حملۀ مسخرهای میخواستی سرم کلاه بذاری؟
به نظر میاد تو رو .زیادی دست بالا گرفته بودم
!پیرمرد! الان چیکار کردی؟
که اینطور، نتونستی ببینی، ها؟
،خب حق داری .آخه از درجۀ دو هم کمتری
!چی گفتی؟
.گفتم حتی درجۀ دو هم نیستی
!منو دست کم نگیر، پیرمرد عوضی
پس بذار ذات واقعی .شمشیرزنی رو نشونت بدم
!خوب ببین و یاد بگیر
خفه شو! هیچی نیستی !ولی واسه من خودت رو میگیری
!هر کاری هم کنی فایدهای نداره
...با مهارت اضافی "چشم همه چیز بین"م
میتونم تمام حرکاتت رو .برابر سریعتر از معمول ببینم 300
!الان جوری میبینمت که انگار خشکت زده
!بذار ببرمت تا بمیری
.نه، هنوز چیزی نشونت ندادم
ها؟
فکر کنم وقتشه حرکتم رو .به چشم همه چیز بینت نشون بدم
ها؟ چی داری میگی؟
برش تاج آب
!بدنم حرکت نمیکنه
!نه! حرکت نمیکنه
ها؟
!ها؟
!چی!؟ شتاب فکریم هنوز از بین نرفته
.دیگه تموم شد
از این فرصت کوتاهی ...که مهارتت بهت داده استفاده کن
.و به خاطر کارهای بدی که کردی توبه کن
!این نامردیه
!اگه واقعاً یه مردی با مشتت با من بجنگ
.منظورت رو نمیفهمم
!اینجا میدون جنگه
...نامردی" معنایی نداره"
...استفاده از تمام قدرتی که داری
.حسن نیت تو رو به حریفت نشون میده
!مزخرف نگو
از خودت خجالت نمیکشی با یه زرۀ کامل اومدی تو میدون؟
.دیگه اصلاً منظورت رو نمیفهمم
.شوخی کردم، بابا
شرمنده، فقط امیدوار بودم .اون سپر مزاحمت رو بندازی کنار
...خیلی خب، دیگه بدنمـم حسابی گرم شد
!وقتشه که دیگه کم کم جدی بشم
مهارت منحصر به فرد: برسرکر
.حالا دیگه جدی باهات مبارزه میکنم
.تلاشت رو بکن کمی منو سرگرم کنی
!بیا جلو
چیه؟ چی شد؟
دیگه حتی نمیتونی از جات جم بخوری؟
!این دیگه چیه؟
!لعنتی
توانایی تو در تقویت بدنت .تحسین برانگیزه
ولی به نظر میاد .در برابر پوسیدگی ضعیفه
!پوسیدگی؟ لعنت بهت
.بذار راحتت کنم
!صبر کن
!یه لحظه صبر کن
هنوز تموم نکردی؟
.الان داشتم تمومش میکردم
!لعنتی
کیویا داره چیکار میکنه؟
No comments yet. Be the first to leave one.