The first 175 lines.
کیم جه هوان بیا داخل و سونگ ایون جه،برو بیرون
پروفسور نمیشنوی چی میگم؟
چرا همراه مریض باید اجازه داشته باشه بیاد اتاق عمل؟
،سونگ ایون جه
نمیشنوی میگم برو بیرون؟
...فکرکنم این دکترِ زبون نفهم
نمیدونه اتاق انتظار چه معنی ای میده
رییس،میشه راه خروجو نشونش بدین؟
اره
اره اینکارو میکنم
دکتر سونگ ایون جه،دنبالم بیاین
،پروفسور
ممنونم
....پدرمو
لطفا مراقبش باشین
دکتر سونگ،بیرون لطفا
...از الان روی بیمار سونگ جه جون،جراحیِ
جداسازیِ تومورِ صفراوی رو انجام میدیم
یه نرمش رو شونه ها و عضلات گردنتون داشته باشین
اینم یه جراحی مثلِ بقیه جراحیاس
چون بابای سونگ ایون جه س به خودتون ترس راه ندین
فهمیدم
کیم جه هوان،تو هم گرفتی چی میگم؟
همینطوره،پروفسور
پس،شروع کنیم
تیغ جراحی
چی شد؟به این زودی اومدی بیرون
برای بابا اتفاقی افتاده؟ نه
جراحی طبق برنامه داره پیش میره
ولی....ولی تو اینجا چیکار میکنی؟
قضیه ش مفصله
بعدا
اینا خیرات برای مادربزرگه بعدا بقیشو بخورین
اخه گشنمه
دیگه غذا گیرم نمیاد
....پدر دکتر سونگ،الان
وسطِ عمله
...اکه شما مریض نبودین،فورا
با انجام عمل موافقت میکردین
،اینجور،دکتر سونگ
اینهمه حرص وجوش نمیخورد واسش
درسته؟
بیا اینجا
...بیا اینجا
و اون گل ها رو تقدیم برادرت کن
...تقدیمِ برادرت کن و
باهاش احوال پرسی کن
برو دیگه،مامانت منتظره
برو،برو و سلام کن
از وقتی داداشتو از دست دادیم،اینجا نیومدی
هیونگت باید خیلی دلش برات تنگ شده باشه
عزیزم جه گول
وایسا
اینجا چیکار میکنی؟
حرفتون درست بود
هیونگو من کُشتم
من کشتمش پدر هی بچه
اونروز اگه من باهاش تماس نگرفته بودم
...ازش نخواسته بودم بیاد و
تو اون بارون فرودگاه ببرتم
...نه،اگه به کله م قصدِ سفر به هند نزده بود
میتونستم عذاب وجدان نداشته باشم
کی مجبورت کرده بود اینجوری از خونه و کشورت بری؟
...کی با هیونگت مقایست کرد
و حس حقارتو بهت تحمیل کرد؟
غیر اون
تقصیر منم بود که بیخودی خشم و عصبانیتامو رو تو خالی میکردم
پدر
عصبانی بودم
...ازدست دادنِ ناگهانی برادرت
گیجم کرده بود
نمیتونستم تحملش کنم
...فقط با خالی کردن عصبانیتم رو یکی دیگه
ممکن بود زنده بمونم
I shouldn't have treated you like that.
...اشتباهِ من بود که
سرِ پسرم خالیش کردم
نه
خداروشکر که اینجوری شد
اگه من نبودم هیونگ هم نمرده بود
...برای همین،پدر بسه
دکتر کیم جه گول
نظرتو بعنوانِ به دکتر بیان کن
دلیلِ مرگِ بیمار کیم جه مین چی بود؟
پدر برادرت
بعنوان برادرش نه
،بعنوانِ دکتری که لحظات اخرِ زندگیِ بیمارشو دیده
تشخیصتو بیان کن
دلیلِ مرگ چی بود؟
،بخاطر تصادف رانندگی
...دچار چندین شکستگی و
...خونریزی مغزی
بعلتِ ضربات خارجی شد
همینطوره،تشخیصتو پذیرفتم
بخاطرِ همین از حالا ببعد،هرگز اینو فراموش نکن
...هیونگت
بخاطرِ تو نبود که مرد
هی خانم چوی
چیشد؟
!شروع کردن
پروسه ی۱۲ساعته رو
ساعت۱۲؟
به وضعیت و شرایط بیمارم بستگی داره
ولی،شما کجا اینجا کجا؟
نگفتی که میری بچه هاتو ببینی؟
کیه؟
منم چی میخوای؟
چوسوکه(عید سنتی کره)،اومدم بچه ها رو ببینم
بچه هانیستن
رفتن کتابخونه که واسه میانترما خودشونو اماده کنن
نمیشد روزِ عیدی یه استراحت بهشون بدی؟
...درس خوندنم حدی داره
اخه چجوری؟
....ما طلاق گرفتیم و هیچ حمایتی از طرفمون واسه
کلاس و برنامه های تقویتیشون نمیشن
بدون درس خوندنِ زیاد چجوری به جایی برسن؟
عزیزم منو عزیزم صدا نکن
هفت ساله که برگه های طلاقو امضا کردیم
جوهرِ امضا،خشک که سهله،محو شده دیگه
...اگه هی بخوای به بهونه ی تظاهر به حسِ پدرانه و دلسوزی
براشون بیای سربزنی،درحالیکه هیچ قدمی براشون برنمیداری
نیومدنت سنگینتره
....اخه ،وقتی بزرگ شدن
بی اینکه من بهشون بگم،خودشون میان و پیدات میکنن
پس نیا،که گیجشون نکنی
چیه این؟
....عیدیمو یه خرده هم پول تو جیبی
واسه بچه ها
برای همین میگم نیازی نیست واسه کارِت خودکشی کنی
دیگه بعدِ۱۰سال باید از خیرِ کشتی بیمارستانی میگذشتی
،کلی قصدِ اینکارو کردم
ولی وقتش که میرسید نمیخواستم
اینجور نیست که نخواستی
تو نتونستی
....بیمارایی داشتی که چشم انتظارت بودن
یه سری دکترجوون هم وابسته ی تو بودن
فرصتِ رفتنو نداشتی
الانم که یه جراحشو برامون جور کردی
از حرف مردم که بگذریم،کشتی بیمارستانیمون
بخاطر توئه که تا الان دوام اورده
اگه نبودی هممون تا الان غرق شده بودیم
غرق شدن چه صیغه ایه
گوشیتو چک کن،از اونموقع تاحالا با ویبره خفه شد
بگیر
قوی و محکم بمون پرستار با شماست؟
اگه چوسوک نبود من الان اونجا بودم
پدر دکتر سونگ ایون جه....چیشد؟
چیه؟
دکترا و خدمه ی کشتی ان
درباره ی وضعیت بابای دکتر سونگ ایون جه میپرسن
ببینا ببین اینا رو
،همه باهم گذاشتن و رفتن خوش گذرونی
و خیالشون راحته که تو یه تنه تو کشتی بیمارستانی هستی
،هروقت ناامید شدی
سعی کن از شرِ ناراحتیت خلاص شی و محکم بمونی
تو الگوی خیلیایی
گره بزن
متزنبوم(یه جور گیره س)
قیچی
چطور پیش میره؟
گرچه که سخته ولی تا الان همه چی خوب پیش رفته
گره بزن
مضطربی؟ نه
یکم بشین
تازه شش ساعتش گذشته
گفتی بیش از ده ساعت طول میکشه
نکنه اشتباهی صورت بگیره؟یه دیقه وایسا
میرم ببینم
گفتم تازه شش ساعت شده نونا
اینه پس،هیون نگرانِ این بود
ازم خواست حواسم بهت باشه
بهم گفت حتما بهت سخت میگذره
تازه اینم اضافه کرد
"،اگه حین عمل،باهاتون تماس نگرفتن"
"به این معنیه که روندِ جراحی کُنده"
No comments yet. Be the first to leave one.