The first 40 lines.
عــطر شیــرینی داره و
مثل فرشِ
بنفشیـه که
از گلبرگ های گـل بافـته شـده
به عنوان یه دوست
این احساسات رو
همیشه پنهان خواهم کـرد
و لبخنــدم رو بهت نشـون میـدم
حالا با اینقـــدر نزدیک بودن بهـت
چطـــور بهت بگــم
که حســم بهت چیــه؟
نمیخــوام حالا رابطه مون رو خـــراب کنــم
مـن
مـن تا ابـد
مـن تا ابـد
مـن تا ابـد
مـن تا ابـد
مـن تا ابـد و همیشــه
مـن تا ابـد و همیشــه عاشــقتم
اگــر احساساتم اینجــوری
دست نیافـــتنی ان
پس به هیچ حـس نمیگمــشون
حتـما یه روزی از بین میــرن
وقـتی تنهایی بغل بگیـرمشون
احساست رازآلودم
دارن داغ تر میشــن
خودم رو میــون
گل های اسطوخدوس میبیــنم
اگر این احساسات تلخ و شیرین رو
پنهـــان کـــنم
قلبم
وقتی دوباره لبخندت رو میبینم به تپش میــوفته
همینطور که نقش بازی میکنـم
تا تو متوجـه ی احساستم نـشی
با هم شـوخی میکــنیم
همه چیــز رو جلوی چشـمام میپوشـونم
طرحی روشن از گـل شکوفا میشـــه
دقیقا مـثل طرحِ عشقی میمونه که
نفســم رو میـبره
مـن
No comments yet. Be the first to leave one.