The first 200 lines.
روی باد میگیریمشون، سم!
این باد دیگه مال ماست، چارلی!
داریم کج میشیم!
هو وای! مواظب باش! مواظب باش!
از داخل میپیچیم!
داخل چی؟
حسابی بیرون خم شو، سم، حسابی بیرون خم شو!
داری چیکار میکنی؟
سکون رو بگیر! هرچی میتونی بالاتر برو
داریم چپ میکنیم! من زورم نمیرسه!
باید باشی، سمی!
چارلی: بریم!
داریم میایم سراغتون!
آره
آره رفیق! آره!
چارلی: مچشون رو خوابوندیم، رفیق!
تِس! دوباره داره این کارو میکنه!
چارلی: یالا، سم!
وای خدای من، اون پسر واقعاً حرف نداره!
چارلی: میگیریمشون، سم!
یالا، بریم!
هر وقت گفتم از باد بزن بیرون، سم. هر وقت گفتم.
چارلی، نگاه کن! داریم میخوریم بهش!
مرد باش، سم!
هر وقت گفتم از باد بزن بیرون! هر وقت گفتم، سم!
یالا، سم!
عمراً بتونه انجامش بده!
چارلی داریم میزنیم بهش!
میزنیم به قایق! چارلی!
چارلی: حالا!
سم، انجامش دادیم! بردیم!
لعنتی!
بچههای سنت کلود بذارین ازتون عکس بگیرم.
یه لحظه صبر کنین.
اَه!
باید خوب بیفتین. این برای روزنامهست.
خوب شدین. آمادهاین؟ ژستهای جذاب.
ژست جذاب!
تبریک میگم، بچهها.
ممنون. مرسی.
بده به من.
واقعاً فکر کردم این دفعه شکستشون دادین، تِسی.
دفعه بعد.
اوو، ممنون.
چارلی، فقط میخواستم بگم مسابقه عالی بود. واقعاً عالی تموم کردی.
مرسی، رفیق.
آره. میدونی که تو مسابقات دانشگاهی اجازه نمیدن اینجور کارا بکنی.
تو مسابقات دانشگاهی، سنت کلود.
مسابقه سوم ییل-استنفورد این فصل.
تو تقویمت علامت بزن، سنت کلود.
چون اون موقع لهت میکنم.
یالا، سم. اینجوری به من نگاه نکن.
آه، فکر کنم بعضی چیزها رو نمیشه با پول خرید، کانرز.
له شد!
فکر میکنی اونا کجا میرن، چارلی؟
همه جا، سَمی.
دارن میرن همه جا.
نگران نباش، یه روز این ما هستیم.
تو و من، رفیق. با غروب آفتاب و شلیک توپها به دریا میزنیم.
چارلی: این که آخر دنیا نیست. فقط دارم میگم.
میتونم یه سال کار کنم، پولامو جمع کنم و بعد برم استنفورد.
خودت گفتی خیلی گرونه، حتی با کمکهزینه، مامان.
من نگفتم خیلی گرونه. گفتم گرونه.
مامان، نمیخوام همیشه تو بیمارستان دو شیفت کار کنی.
پاییز قبول شدی پس پاییز میری.
نمیتونی زندگیتو نگه داری، چارلی. منتظرت نمیمونه.
من میخوام اونجا باشم وقتی ییل رو له میکنی.
کلر: منم همینطور.
من میخوام اونجا باشم وقتی ییل رو له میکنه.
لهش کن!
همه خیلی شیک لباس پوشیدن.
خیلی قشنگ شدی، مامان.
محشر.
مدیر: چارلز پرسیوال سنت کلود، کاپیتان تیم قایقرانی.
و برنده جایزه ورزشکار-دانشمند کینتینگ.
چارلی!
چارلی، عزیزم، خیلی خوب شدی!
تبریک میگم. انتظارات زیادی ازت داریم، پسر جوان.
خودمم انتظار زیادی از خودم دارم، قربان.
بس کن.
صاف وایسا، آماده باش.
این کت و شلوار چقدر ضایعه.
سَمی!
منو بذار زمین، سالیوان!
سَمی زد به سرش!
کاری نکن که بهت آسیب بزنم، گرین!
یالا، چی داری رو کن؟
یالا، یالا، یالا.
میخوای جا بزنی؟
انجامش دادیم. خب. خب.
نوبت توئه!
هی. امشب تو پوینت کِگِر داریم.
باید حتماً باشی، اوکی؟ این آخرین خوشگذرونی ماست.
ما تمام تابستون خوشگذرونی میکنیم.
هفته دیگه باید بریم پادگان آموزشی. همه چی تند تند شد.
هفته دیگه؟ ایول!
نه. بالا میارم.
میام. میام.
با من درنیفت، گرین.
دیر کردی.
آه، آره، دستکشامو پیدا نکردم.
دیر کردی، سم. میخوای فصل بعد بری لیگ برتر؟
آره، سعی میکنم. آره؟ میخوای سعی کنی؟
آره، حتماً، حتماً!
چون نمیخوام وقتمو اینجا با تو تلف کنم.
آره! آره! آره! آره؟
باشه. پس یه معامله باهات میکنم.
من روزی یه ساعت باهات تمرین میکنم.
درست بعد از اینکه از سر کار اومدم تا وقتی که برم استنفورد.
هر روز دم غروب، کنار توپها میبینمت.
اما اگه اینجوری منو معطل کنی،
فقط یه بار... کل معامله به هم میخوره.
نه، نمیکنم. نه، نمیکنم.
بهتره که این کارو نکنی.
نه. قسم میخورم. نه، نمیکنم.
باشه.
پس شروع کنیم.
وایسا.
وایسا.
چیه؟ اصول پایه. بیا اینجا.
دستتو باز کن، کف دستات رو به بالا.
این درزهای پهن رو میبینی؟
اوم.
این بهترین راه برای نگه داشتن توپ بیسباله.
نمیدونستم قراره تابستون برم کمپ بیسبال.
به خاطر اینه که بچههای پولدار میرن کمپ، سمی.
پسانداز مخفی داری که به من نگفتی؟
راستش نه. نه.
نه، نداری.
اما میدونی چی داری؟
خوشقیافه بودن؟ نه، منو داری.
برگرد اونجا. بجنب.
هی. من یه شیفت اضافه برداشتم. تو باید مواظب سم باشی.
مامان، من برنامه دارم.
مطمئن شو که سر یه ساعت مناسب بره بخوابه.
مامان... برات برای صبحونه دونات میارم.
مال من شکلاتی باشه! باشه.
هی، صبر کن!
چارلی: هی، سم!
بگیر! برو!
چطور گذاشتی توپ از لای پاهات رد شه؟
من که بهتر از این بازی میکردم!
چارلی: هی، رفیق، شامت آمادهست، باشه؟
سم، دارم شامت رو میذارم توی فر، باشه؟
باشه!
وایسا!
ای بابا! این دیگه چه...
داری چیکار میکنی؟
تو داری چیکار میکنی؟ وظیفه نگه داری از سم با توئه!
هیچکس وقتی من ۱۱ سالم بود منو نپایید، سم.
ببین، وقت استراحت بین اینینگ هفتمه.
میشه لطفاً تا آخر اینینگ هشتم منو برسونی خونه تامی؟
نه. دقیقاً سر راهمون نیست، سم.
چه ماشین باحالی.
اینجوری میخوای بری بیرون؟
بازی حساسه.
خوره.
خفه شو.
کثافت.
هی، حواست به پلیسا باشه.
هی مرد، حواست به پلیسا باشه.
هرچی.
سمی! شاد باش.
بیا دیگه، سمی. سمی عزیزم.
تو فقط نمیتونی صبر کنی، درسته؟
سالی و گرین یه هفته دیگه میرن آموزش نظامی.
نه، چارلی. منظورم اینه که تو از اینجا بری.
بیخیال. من همیشه میبینمت.
بابا هم همین رو گفت.
آره، اما من که بابا نیستم.
من ولت نمیکنم، سم. من ولت نمیکنم.
شاد باش، مرد.
راهی نداری. یه ثانیه وقت داری که شاد بشی.
شانس آوردی که این دست پرتابم نبود.
وگرنه چی؟
باید حسابی کتکت میزدم.
هی، داری چیکار میکنی؟
آخ! دماغم!
پنجرهتو ببند، مرد. باد میاد.
رفیق. حواست باشه، بیخاصیت.
آروم باش، من دارم رانندگی میکنم! دارم رانندگی میکنم. دارم رانندگی میکنم!
سم! من دارم رانندگی میکنم!
بیا دیگه.
چارلی؟
مامان ما رو میکشه!
نگران نباش، تقصیر رو گردن میگیرم.
خدایا، چقدر دردم میاد.
اون چیه؟
چارلی: دارن دنبال ما میگردن.
کی؟ نمیدونم.
هر اتفاقی که افتاد، لطفاً...
فقط تنهام نذار، باشه؟ تنهات نمیذارم.
چارلی... چارلی! تنهات نمیذارم.
چارلی! لطفاً تنهام نذار!
تنهات نمیذارم!
بیخیال شو. قلب بچه از کار افتاده. امیدی بهش نیست.
چیزی به اسم امید از دست رفته وجود نداره. ساکت.
یالا. یالا.
خدای من.
ممنونم، جود. هی. هی. هی.
No comments yet. Be the first to leave one.