Season 1

Release info

[AnimWorld] Fuufu Ijou, Koibito Miman s01 e09 [HiJi San]
[AnimWorld] Fuufu Ijou, Koibito Miman s01 e09 [HiJi San] 1080p web-dl
[AnimWorld] Fuufu Ijou, Koibito Miman s01 e09 [HiJi San] 720p web-dl
[AnimWorld] Fuufu Ijou, Koibito Miman s01 e09 [HiJi San] 480p web-dl
[AnimWorld] Fuufu Ijou, Koibito Miman s01 e09 [HiJi San] 1080p Full hd
Fuufu Ijou Koibito Miman 09 WEB-DL
Fuufu Ijou Koibito Miman 09 WEB-DL 1080p
Fuufu Ijou Koibito Miman 09 WEB-DL 720p
Fuufu Ijou Koibito Miman 09 WEB-DL 480p
A Commentary by ECHELON_aw
کانال گروه : @AWforum کانال زیرنویس : @AWsub ترجمه و زیرنویس : HiJi_San

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
720p
720
480p
480
HD
Published on: 2022-12-14
Downloads: 38
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫پس بنابراین ،

‫تو تعطیلات تابستونی غفلت نکنین .

‫تا 31 ام جولای ، با این عقیده زندگی کنین ‫که برای فارغ التحصبل شدن آماده میشین .

‫تمریناتم با آکاری تو وضع خوبیه ،

‫اما به پایان ترم نزدیک میشیم و ‫کلی مشکل مونده .

‫برای آکاری هم عادلانه نیست ‫که این مسئله به ترم دوم کشیده بشه .

‫موندم شیوری واسه تعطیلات تابستونی ‫چیکار می‌کنه .

‫احتمالا تو آگوست به خونه برمی‌گرده البته .

‫یه شغل خونگی تابستونی؟

‫آری آری .

‫کافه ای که داداش بزرگم توش کار می‌کنه ‫یه نمایشگاه موقت تو تابستون برگزار می‌کنه .

‫فقط سه روز طول می‌کشه ، ولی دست تنهان .

‫پس ، تو میری سر این کار؟

‫آره .

‫تو تابستون کلی از این رویداد های موقتی هست .

‫منم به پولش محتاجم ، پس فورا ‫به داداشم گفتم .

‫کارشم آسونه ، مثل چیزایی که به ‫کارگر نیمه وقت می‌سپارن .

‫پس یه درخواست هم از طرف تو فرستادم .

‫ها؟!

‫چه فکری به سرت زده؟! ‫من نمی‌تونم به مشتری ها سرویس بدم !

‫و زندگی اونجا ، برای کسی که ‫مشکل برقراری ارتباط با دیگران رو داره سمه !

‫می‌دونم !

‫مشکل همینه !

‫یه درون‌گرا مثل من نمی‌تونه با اون شیرهایی ‫که بهشون میگن "عشق مهمونی" کنار بیاد !

‫پس چرا داری میری؟

‫تابستون فصل مارین-چانه !

‫باید برای مایوی *گاچا امسال آماده بشم !

‫*نوعی بازی ویدیویی

‫هرجور شده به خاطر مارین-چان ‫به پول نیاز دارم !

‫به خاطر لباس شنای گاچائه مارین-چان !

‫مارین-چـــان !

‫بفرما ، انداختیش .

‫ممنونم .

‫شیوری !

‫مـ-ممنونم .

‫خواهش می‌کنم .

‫اوه ، اون پوستر !

‫من و مِی-چان هم برای اون شغل درخواست فرستادیم .

‫دلم می‌خواست شغل پاره وقت رو امتحان کنم .

‫هه؟ جدی؟!

‫آره ، همچنین کوتاهه پس با کلاسای تابستونی ‫تداخل نمی‌کنه .

‫جدی؟ منم همینطور !

‫کامو-کون تو هم درخواست دادی؟ ‫پس با همیم .

‫بله ! له دلایلی ، این تابستون می‌خوام برای کسی ‫کار مفیدی انجام بدم !

‫من و جیرو-چان ، انقدر کار می‌کنیم ‫تا جونمون در بیاد !

‫هوی !

‫چی؟!

‫جیرو-کون هم ، میاد؟!

‫آ-آره .

‫ایول ! حالا بیشتر چشم انتظارشم !

‫بیاین با هم تلاشمون رو بکنیم !

‫دو سر بُرده نه؟!

‫یه شغل خونگی به همراه شیوری !

‫یه شغل خونگی به همراه شیوری !

‫دستت رو بریدی؟

‫ای درد ای درد ، برو گم شو !

‫احساس تنهایی می‌کنم .

‫میشه پیشت بخوابم؟

‫قلبم انقدر تند زده ، که نمی‌تونم بخوابم !

‫آدرنالین داره از *سیناپس هام سرریز میشه !

‫*محل تماس بین دو عصب

‫جیرو-چان !

‫ها؟ چیه؟!

‫درباره کار به داداشم میگم .

‫همچنین ، از زنت بجازه بگیر ! ‫من اجازه خودم رو گرفتم .

‫باشه .

‫گرچه ، اگه به تو باشه که مشکلی نیست !

‫وقتش شوهرش نیست ، ‫ممکنه یه سری پسر بیاره خونه !

‫آه ! خوش اومدی عزیزم !

‫می‌خوای بهمون ملحق بشی؟

‫اوه ! چندشه ! ایش !

‫اون چنین آدمی نیست .

‫وایِ من !

‫امیدوارم این شغل ، لحظه تصمیم گیریت بشه .

‫ها؟ چی میگی؟

‫هیچی ، با خودم حرف می‌زنم !

‫دنیای انیمه تقدیم میکند

‫ ‫مترجم : HiJi_San / کانال تلگرام : @AwSub

‫من اومدم .

‫نیست؟ اوه ، امروز قرار بود بره بیرون .

‫خوش اومدی ، جیرو .

‫چیشده؟ برگش--

‫تی؟!

‫نظرت درمورد این چیه؟

‫نازه؟!

‫کاملا قرمز شدی !

‫به خاطر یه مایو ساده؟ خنده داره !

‫نه نه ! این مایو ساده نیست !

‫کجاش مایوی "ساده" ست؟!

‫پس پارچه هاش چی شدن؟!

‫می‌خوایم بریم ساحل ، واسه همین با ‫ناتسومی و ساچی رفتم اینا رو خریدم .

‫به نظرت خیلی جلف نیست؟

‫دو تا خریدم ، واسه همین ‫شاید اون یکی رو بپوشم .

‫داری زل می‌زنی ! ای جیرویِ منحرف !

‫هرکسی بود زل میزد !

‫فکر کنم این یکیم زیاده رویه ، ‫پارچش خیلی کمه !

‫چرا راجع به پارچه حرف می‌زنی؟

‫این بندا دلربا هستن مگه نه؟!

‫ببین !

‫واقعا که ! خیلی منحرفی !

‫ای وای ، تلسیدم !

‫خودت گفتی ببینم !

‫تازه اونا هم لباسای منن !

‫مشکلش چیه؟

‫داری با تاکامیا و اوهاشی میری؟

‫پسری هم میاد باهاتون؟

‫چطور؟ نگرانشون شدی؟!

‫اینطور نیست .

‫فقط اگه با چنین لباسی قرار باشه بری ، ‫بهتره چندتا پسر باهاتون باشن .

‫اوه ببخشید ، فکر کردم کی هستم مثلا !

‫فقط چیزه ... فکر می‌کنم اگه فقط دخترا باشین ‫امن نیست .

‫اینطور نیست ، برای یه شغل پاره وقت میرم .

‫شغل؟

‫یه کار پاره وقت تو کافه ی کنار دریا .

‫از جمعه هفته بعد اونجا می‌مونم .

‫عه؟ مثل این وقت سال از اینا زیاد شده .

‫ولی خوبه ، منم همچین کاری گیرم اومده و ‫می‌خواستم درموردش بهت بگم .

‫ها؟ تو و کار کردن؟!

‫تصورشم غیرممکنه !

‫منم همینطور ! کامو مجبورم کرده .

‫چه به هم وابسته شدین !

‫چیزای حال بهم زن نگو !

‫اوه راستی ، شیوری هم اونجاست .

‫ظاهرا همراه با هامانو درخواست داده .

‫تو هم داری اوضاعت رو ردیف می‌کنی نه؟ ‫با تنجین

‫منم فکر کردم کم کم وقتشه که ‫یه حرکتی بزنم .

‫که اینطور .

‫حالا فهمیدم ، پس هدف واقعیت اینه !

‫خیالم راحت شد .

‫اگه تنهات می‌داشتم صبح تا شب ‫نودل آماده می‌خوردی !

‫برای همین شک داشتم برم یا نه .

‫جدی؟ ببخشید !

‫پس ، مدتی جدا از هم می‌مونیم .

‫درسته .

‫خب ، احساس تنهایی نمی‌کنی؟

‫ها؟ برای چی؟

‫اوه درسته ، ساکورازاکا-سان اونجاست ‫پس احساس تنهایی نمی‌کنی .

‫هوم ، که اینطور .

‫چی شد یهویی؟

‫بگو دلت برام تنگ میشه !

‫بگو !

‫ما یه زن و شوهر هستیم درسته؟

‫بیخیال بابا ! کارم فقط 3 روز طول می‌کشه !

‫و تو آگوست هم به خونه والدینمون برمی‌گردیم !

‫پس مهمتر هم هست ! بگو !

‫چرا انقدر عصبانی شدی؟!

‫بیا پایین !

‫نمی‌خوام ! نمی‌أونم چرا ولی رو مُخمه !

‫تا نگی نمیرم .

‫بگو دلت برام تنگ میشه !!

‫هوی ! شوخیت گرفته؟!

‫بگو بگو ! زودباش !

‫آکاری-سان ! خواهش می‌کنم لطفا رحم کن !

‫آخه من احساس تنهایی می‌کنم ...

‫باید خودم رو شارژ کنم !

‫لعنت !

‫تخلیه ی الکتریکی !

‫یا حالا یا هیچوقت !

‫خب ، تموم شد .

‫ها؟

‫ما تا سه روز نمی‌تونیم امتیاز جمع کنیم ، ‫پس الان باید یه کاریش می‌کردیم .

‫صحیح !

‫راستی آکاری-سان ، نمی‌خوای لباست رو ‫عوض کنی؟!

‫ها؟ جیرو تو از این مایو خوشت نمیاد؟

‫نه ، موضوع اون نیست ...

‫مطمئنم نیستم کدوم رو بپوشم ‫پس کمک کن !

‫خوشت میاد؟ بدت میاد؟

‫خب ، ازش بدم که نمیاد .

‫بالاخره یه پسرم .

‫طبیعیه من خوشم بیاد !

‫پس فکر کنم باید اون یکی رو بپوشم !

‫هوی ! مجبورم کردی این چرت و پرتا رو بگم !

‫میگم ،

‫بعضی اوقات هم با من به ساحل بیا .

‫ها؟

‫این رو ،

‫فقط برای خودت نگه می‌دارم جیرو !

‫خیلی ناراحت کنندست که فقط به خاطر کار ‫دریا و دخترا رو ببینی !

‫در هر صورت که می‌خواستی کل تعطیلات تابستونی ‫رو بازی کنی مگه نه؟!

‫خفه باو !

‫مطمئن میشم این تابستون بهت خوش بگذره ، ‫آمادش باش !

‫چرا چنین چیزایی میگه؟

‫هه؟ نکنه شغل پاره وقتی که گفتی ...

‫ها؟

‫هـــــــــا؟!

‫رسیدیم رسیدیم !

‫یِی ! پیش به سوی ساحل !

‫این خورشید برای اهل سایه ای مثل من ‫بیش از حد درخشانه !

‫ولی به نظر میاد کاملا آماده باشی !

‫این تابستون پر از سراشیبی های عشقیه ! ‫منم قراره داشته باشمش !

‫باید تلاش کنم .

‫محل اقامتمون اینجاست .

‫تا وقتی مشغول کار باشیم اینجا ‫در اختیار ماست .

‫پسرا اونور .

‫و اتاق دخترا هم اون سمته .

‫واقعا خفنه نه ، مینامی-کون؟!

‫فعلا وسایلتون رو اینجا بذارین .

‫بعدش برای آموزش به کافه بیاین .

‫بله .

‫خب حالا ...

More than a Married Couple, but Not Lovers subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for More than a Married Couple, but Not Lovers

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left