The first 200 lines.
با افتخار Opus Sub تيم ترجمه تقديم ميکند
آخ
!دختره ي شلخته
!آخي دردش اومد
به چي نگاه ميکني؟
نميخواي معذرت خواهي کني؟
...اِ
!بمير بابا
ها؟
!کيرا! چيکار ميکني! ولش کن
کيرا
کيرا
!کيرا وايسا
...چي...چيزه
...چيز
...خب
...يعني
!دلت ميخواد بميري؟
نميفهمم
.درباره ي چي حرف ميزني
هورا
!من بُردم
ها؟
.معمولا اينجوري نيست
آقا آماده نشد؟
چي ميگي ابله؟
!دارم آماده اش ميکنم ديگه
.هي هي عصبانيش نکنيد
ببخشيد
پس کو نِي هاش؟
!ني استفاده نميکنيم
کيرا به چي نگاه ميکني؟
آره چيُ نگاه ميکني؟
اون اُکامورا سانه مگه نه؟
چرا تنهاس؟
آره آره
.اون خيلي گوشه گيره
.به نظر نمياد بخواد بياد اينجا
!من هيچوقت چشماشو نديدم
!آره منم
!سفارشتون آماده اس
!واي بالاخره آماده شد
!آخ جون
!وايسا
تو هنوز اينجايي؟
بپر
پرواز کن
!تو ميتوني
!تو ميتوني
!تو ميتوني
!موفق شد
!آره
...من نميخوام بميرم
!نميخوام بميرم
!نميخوام تنها باشم
...چيزه
!کيرا کون
...من
...بالاخره فهميدم چرا تو باعث ميشي قلبم
.انقدر تند تند بزنه
...فکر کنم
!دليلش عشقه
خيلي آزار دهنده اس
ولي
من ميفهمم تنهايي
برات
.چه حسي داره
خب حالا
واسه با من بودن دودلي؟
...ها
راستش من
چون بيشتر وقتا گريه ميکنم ميترسم با ديگران چشم تو چشم بشم؟
...ولي
از امروز
...تا 365 روز ديگه
!پيشت ميمونم
...تو
از کجا ميدوني؟
!ببخشيد که زياده روي کردم
!هي
نزديکترين عشق به بهشت
خوش اومدي نينُون چان
...من برگشتم
!وااااي چتريات چه خوشگلن
ولي يه دفعه چي شد که کوتاشون کردي؟
سلام نينُون
سلام
!عزيزم نينُون چانُ ببين
.مدل موهاشو عوض کرده
ناز شده نه؟
آره
.من برم خودمُ ببينم
چي؟
چرا اين بچه اينجوري کرد؟
نکنه داشته گريه ميکرده؟
من که فکر نميکنم
!به نظرم داره بوي داستان عاشقانه مياد
چي؟
!معلم کوچولو
!حالا چيکار کنم؟
نميدونم
ولي به نظرم
...حرفام بي فايده بود
آخه زياده رويَم حدي داره نه؟
من حتي موهامو هم جلوش کوتاه کردم
!فکر کنم زيادي تند رفتم
!تو حرف نداري
اين ديگه چيه؟
پرنده اس؟
!لطفا پسش بده
!بدش من
.از حالا به بعد دختر پرنده اي صدات ميکنم
دختر پرنده اي ديگه چيه؟
.چه چيز قشنگي درست کرده
خيلي مامان بزرگيه
پرنده ي قشنگيه
ها؟
چي ميگي تو؟ عشقِ پرنده
چي ميگي؟
شايد من زشت باشم
!ولي پرنده ها نيستن
...چشه اين
.حالمو به هم ميزنه
تا حالا چشماشو ديدي؟
!نه
!حتما خيلي زشته
!هي
.تو اصلا زشت نيستي
هميشه با خودم ميگم چرا تو ...جلوشون واينميستي
!ولي تو حرف نداري
ها؟
تو خوب ] [ از پسِ مشکلات برمياي
اولين باره
که چيزي منو به هيجان مياره
.و بعد اون هيجان تبديل به شادي ميشه
دفعه ي بعد
ميخوام سرمو بگيرم بالا و
.خوب نگاش کنم
...چون وقتي ناراحتيشُ ديدم
...انگار قلبم
...ميخواست بزنه بيرون
واسه همين ميخوام کاري کنم .غصه هاش يادش بره
!ولي نميدونم چيکار کنم
!بايد چيکار کنم معلم کوچولو؟
!تو حرف نداري
.حرف نداشتن الان به دردي نميخوره
ها؟
...من رفتم
!تو راه مواظب باش
.دير کردي
ها؟
ها؟
ها؟
...چيزه
.خودت گفتي
ها؟
.که 365 روزِ آينده رو پيشم ميموني
...چيزه
...اون
فقط يه دروغ بود؟
...نه فقط درباره احساساتم دروغ گفتم
موضوع اينه که
...به نظرم نبايد اون حرفا رو ميزدم
.حرفاي خودتو به گردن بگير
ها؟
...خب
!...اما من درست نميف
!اگه نياي دير ميرسيما
باشه
...تو ششم اکتبر
!انگار قضيه جدي شد
!آخه کيرا کون الان با منه
اون کيرا کوني که من هميشه از دور ...نگاش ميکردم
!از نزديک خيلي بهتره
!شخصيتشم خيلي بهتره
!اُو کيرا
!اُو
سلام
...سلا
صبح بخير
ها؟
ها؟ اون اُکامورا سان بود؟
چي؟
اُکامورا؟
...واقعا
نازه نه؟
چرا با هَمن؟
اُکامورا سان؟
دختر پرنده اي؟
...چي
اين ديگه چيه؟
...اين
...خب
پرنده اس؟
معلممه
معلم؟
اينه؟
.آره معلممه
!يه اسم روش بذار
...کاکلش خيلي بامزه اس
No comments yet. Be the first to leave one.