The first 200 lines.
توماس مالون، در سال ۱۹۹۴ به جرم قتل لیزی کیلمویر محکوم شد.
درو مککال خبر داد.
مثل اینکه دخترش گم شده.
یه تیم ویژه تحقیقاتی فرستادن.
اونا اول صبح میرسن.
یه عده آدم که فقط فکر میکنن ما اینجا ژاکت میبافیم.
این یه فیلم ۸ میلیمتریه.
من منتقلش کردم.
اون پدرته، کوین؟
آره، خودشه.
آلن کیلیک یه سری از فیلمهای خونگیشون رو بهمون نشون داد.
تو توش بودی. اینا رو دیوار چیکار میکنن؟
اگه دوباره نزدیک مالی بشی، اصلاً نزدیکش بشی...
میکشمت.
جو، منم. آلنم.
یکی از برگن میخواد باهات حرف بزنه.
راجع به تحقیقات سودرلندشون.
سلام. لارس.
جو هالی فکر میکنه یکی بیرون مزرعهشه.
دوباره؟ برو یه نگاهی بنداز، باشه؟
جو!
خدای من! من مزرعه جو هستم.
اینجا رو زیر و رو کردن.
جو حالش خوبه؟
نمیدونم.
فکر میکنی حالش خوب میشه؟
اونا خبرمون میکنن.
چقدر طول کشید بین تماس تا اینجا رسیدی؟
نمیدونم.
من هر چقدر سریعتر که تونستم خودمو رسوندم.
اولین بار نیست که گفته یکی تو محوطه بوده.
آره، فقط این بار راست میگفته.
خب، با توجه به اینکه مهاجمش سعی کرده خفهش کنه، فکر نمیکنم...
به یه نابغه نیاز باشه که بفهمیم مظنون اصلی ما کی باید باشه.
اوه، اونجا افتضاحه.
هر کی بهش حمله کرده حتماً دنبال چیزی بوده.
شانسی تو پیدا کردن شوهر سابقش داشتی؟
نه، هنوز نه.
برو سراغش.
برو بیمارستان.
منو در جریان بذار.
میخوام بدونم وقتی به هوش میاد چی میگه. باشه؟
چیزی نیست که تو بتونی بگی و من خودم قبلاً بهش فکر نکرده باشم.
آلن، نمیتونی بری اون تو.
چی شده؟ جو حالش خوبه؟
دیشب بهش حمله شده.
چی؟ حالش خوبه؟
آخرین بار کی باهاش حرف زدی؟
باورم نمیشه.
میدونی کی این کارو کرده؟
پیشنهاد میکنم بری خونه.
و بعداً باهات حرف میزنم.
خب، چطوری میخوای این قضیه رو پیش ببری؟
مالون رو دستگیر میکنی؟
آره، میکنم.
اما قبل از اینکه این کارو بکنم، میخوام با شوهر سابق بدرفتارش حرف بزنم.
جیمی، اولین کاری که تیم تحقیقاتی ویژه میکنه دستگیر کردن مالونه. دومین...
میخوان بدونن چرا تو این کارو نکردی.
هر چی دلشون میخواد فکر کنن.
اما این با لیزی فرق داره و با سالی هم فرق داره.
به جو توی خونه خودش حمله شده.
فقط دارم بهت هشدار میدم.
باشه.
اوه. آلن کیلیک، اون امروز صبح مزرعه جو بود و سوال میپرسید.
و این منو آزار میده.
این پسره مثل کنه ولکن نیست.
جو هالی تنها شاهدیه که ما داریم و سالی رو دیده که داشت حرف میزد...
با اون نروژی مرموز ما تو جشنواره.
با این حال، باید قبول کنیم که جو شاید...
اشتباه کرده باشه و اون کسی که دیده شاید یه نفر از محلیها بوده.
اما یه چیز حتمیه -
هر کی وارد شده دنبال چیزی بوده.
چی، نمیدونیم.
پس باید بری تک تک درهای بین لرویک رو بزنی...
و مزرعه جو و میخوام تک تک دوربینهای مداربسته...
تو شتلند رو چک کنی و بعد دوباره چک کنی.
چون یه نفر از اون تپهها به سمت اون مزرعه عبور کرده، به جو حمله کرده...
و بعد فرار کرده و حتماً یه ردی از خودش جا گذاشته.
ممنون. قربان، یه نفر به اسم داونینگ یه ماشین از فرودگاه سامبرگ کرایه کرده...
دو روز پیش.
ممکنه شوهر سابق جو باشه.
باشه، خب، اگه هنوز تو شتلنده، پس ما باید...
باهاش حرف بزنیم.
بازرس کارآگاه کول؟
سلام. بیلی مککیب.
متاسفانه فضای زیادی نداریم، اما من یه جا رو در نظر گرفتم...
یه اتاق بازجویی رو به عنوان دفتر شما.
اوه، ممنون.
امم، به بازرس پرز نیاز داریم که به تیم ما اطلاعرسانی کنه...
در اسرع وقت. ما کار خیلی زیادی برای انجام دادن داریم...
و زمان کمه. من بازرس پرز هستم.
آه. به شتلند خوش اومدید.
پروازتون چطور بود؟
خب، اجازه بدید بگم من هواپیماهای کمی بزرگتر رو ترجیح میدم...
و باند فرودهای کمی طولانیتر.
اونا سریع سر و ته این قضیه رو هم میارن.
پس هم در پروندههای کیلمویر و مککال، قربانیها در...
یه نوع سازه سنگی پیدا شدن، درسته؟
آره.
ولی این حمله به اون قضیه مرتبطه؟
جو هالی تنها شاهدیه که ما داریم و اون مرد رو دیده
که به نظرمون بعد از فستیوال موسیقی به سالی مککال حمله کرده
هوم
خب، در این صورت، من دوست دارم دوباره با توماس مالون مصاحبه کنم.
میدونم قبلاً باهاش صحبت کردی
ولی شاید بتونیم اطلاعات بیشتری ازش بگیریم.
قطعاً.
باید حسابی تحت فشارش بذاریم.
وقتی مزرعهش رو گشتی، چیز مفیدی پیدا کردی؟
لطفاً بهم بگو مزرعهش رو گشتین.
ما هیچ مدرکی برای ارتباط دادن اون به مرگ سالی مککال نداریم.
به جز محکومیت قبلیش برای یه جرم مشابه؟
اون محکومیت لغو شد.
خب، تا جایی که به ما مربوطه، اون محکومیت اولیه از نظر شواهد و مدارک
درست بود.
لغو دادرسی به این معنی نیست که اون بیگناه بود
و ما باید بر این اساس عمل کنیم.
ببین، اگه حس کنه شما دارین اونو هدف قرار میدین
ممکنه واکنش بدی نشون بده.
ببخشید، چیزی رو جا انداختم اینجا؟
یا اشتباهی سر از اداره مددکاری اجتماعی درآوردم؟
یه عملیات جستجو ترتیب بده، هرچه زودتر.
من اینطور متوجه شدم که پرونده مککال هنوز دست ماست.
خب، اگه اونا به هم مرتبط باشن، نه. و طبق گزارش شما
مالون از طرف گیل کالاهان یه آلیبی دروغین گرفته.
که باعث میشه فکر کنم ممکنه به هم مربوط باشن.
صدای آژیر پلیس
توماس مالون!
در رو باز کن!
ما افسر پلیسیم.
وضعیت لارس چیه؟
اون اینجاست که اظهارات بگیره یا اظهارات بده؟
خیلی خوب.
البته، انگار یه خورده از شما خوشش میاد، نه؟
خب، اونم آدمه دیگه.
داونینگ به شرکت کرایه ماشین، هتل سنت اولاف هیل رو به عنوان آدرس داده.
الان یه یونیفرمپوش فرستادم بره دنبالش.
کجا میری؟
دور از تو.
آقای داونینگ، من کارآگاه پرز هستم، ایشون گروهبان مکاینتاش.
میخواستیم چند تا سؤال در مورد همسر سابقتون، جو هالی، ازتون بپرسیم.
اتفاقی افتاده که باید بدونم؟ چرا اینو میپرسی؟
چون من اینجا هستم. با شما.
بهش حمله شده.
و با توجه به سابقه شما، مایلم بدونم دیشب کجا بودین.
حالش خوبه؟
کجا بودین؟
توی هتل.
و میتونید اینو تایید کنید؟
فکر کنم آره، من...
یه زمانی توی بار بودم.
آخرین بار کی جو رو دیدی؟
دیروز. به خاطر همین اینجام، اون...
ازم خواست بیام.
میخواست منو ببینه.
تا عذرخواهی کنه.
برای چی؟
برای اون همه دروغی که در موردم گفت
و باعث شد زندانی شم.
میخواست جبران کنه.
شاید حتی دوباره شروع کنیم.
یه کم عجیبه که درست بعد از اینکه شما
به شتلند میرسین، بهش حمله میشه، نه؟ میدونم چی فکر میکنی
ولی من نبودم.
خب، من شما رو در بازداشت نگه میدارم تا جو به هوش بیاد
و بتونه مردی رو که قصد کشتنش رو داشت، شناسایی کنه.
من پرواز رزرو کردم.
خب، باید عوضش کنی.
این دیوونگیه، من بهش دست نزدم.
میدونی چیه؟
من باورت نمیکنم.
قانعم کن.
من... من وقتی با هم بودیم، زدمش.
ولی توی زندان مشاوره رفتم. زندگیم رو تغییر دادم.
اومدم اینجا پیداش کنم، نه اینکه بهش آسیب بزنم، بلکه...
ببینم بهم برمیگرده یا نه.
اون علاقهای نداشت، پس من رفتم.
باشه، پس شما قبلاً به من دروغ گفتین.
پس چرا باید الان باورتون کنم؟
من احمقم اگه دوباره بهش دست بزنم، اینو میدونم.
خب، شاید نمیتونی جلوی خودتو بگیری.
از نظر من، چارهای ندارم.
نمیتونم دوباره برم زندان. من...
نمیتونم دوباره تحملش کنم.
من هرگز بهش دست نزدم.
این عین حقیقته.
مالون رفته.
جای اون خالیه.
هیچ ایدهای داری که کجا میتونه باشه؟
داروهاش هنوز اونجاست؟
چک میکنم. اگه اونا هم رفته باشن، پس قصد داره جزیره رو ترک کنه.
اگه نه،
شاید فقط رفته باشه پیادهروی.
کجا؟ برگرده به خوشبختی؟
یا ممکنه سعی کرده باشه به خودش آسیب بزنه.
بله، خب، در هر صورت، ما هنوز باید پیداش کنیم.
نمیتونیم خطر یه حمله دیگه رو به جون بخریم.
میدونی که داره باهات بازی میکنه، مگه نه؟
و داره موفق میشه.
دارید به همه نگاه میکنید غیر از اون.
No comments yet. Be the first to leave one.