The first 169 lines.
(تکان خوردن آویز)
اینو از کجا پیدا کردی؟
قول داده بودی ترکش کنی
آره. آره، میدونی که اونقدرها هم راحت نیست
اندی: وایسا، چارلی تو چرا بیداری؟
چارلی: خواب بد دیدم
منم همینطور
میخوای دربارهش حرف بزنیم؟
بذارش زمین، لطفا
بیا دیگه، این اسباببازی نیست
بیا دیگه
(فندک رو میذاره زمین)
چی شده عزیزم؟
بابا؟
هوم؟
یه حس عجیبی دارم
توی بدنم
فکر کنم باید بریم با مامانت در این مورد حرف بزنیم
اِ، میدونی
نه اون مورد
اون یکی. اون یکی دیگه
اون اتفاق بد
یه چیزی داره عوض میشه
ابزارات یادت هست؟
اگه یه وقت مضطرب شدی، اگه یه وقت ترسیدی
اگه داشتی کنترلت رو از دست میدادی، چیکار میکنی؟
گلها
ساعت
ببین، اِم، جنگل
چارلی: خرگوش
و چارلیِ مهربون
اون اتفاق بد
خیلی وقته که تموم شده
تو قوی هستی چارلی
پس لازم نیست بترسی
خیلی خب
ویکی: هی. اینجا همه چی مرتبه؟
آره. آره
ردیفِ ردیف
واقعاً گشنمه
کی پنکیک میخواد؟
پنکیک؟
تو پنکیک میخوای؟
من پنکیک میخوام. نه، تو که پنکیک دوست نداری
بلوبری، دیگه چی؟ شکلات؟
اووم. شکلات؟
آره. دیگه چی میخوای؟
اممم
توتفرنگی. ویکی: قهوه
اندی: قهوه؟ قهوه تلخ؟ چارلی: آب پرتقال
وانلس: خیلی ممنون
که امروز تشریف آوردید. اندی: خواهش میکنم
تا اینجا از دانشگاه راضی بودی؟ خوش میگذره؟
اِم... بهم خوش میگذره
سرم شلوغه. یه جورایی درسهاش از اون چیزی که فکر میکردم بیشتره
یه جورایی دلتنگ خونهام
وانلس: فقط میخوام چندتا
سوال ازت بپرسم
بیشتر مربوط به سوابقته. باشه
تا حالا از داروهای توهمزا استفاده کردی؟
خیلی ترسوتر از این حرفام
اِم
منظورم اینه که دوران دانشگاهه دیگه، مرد. میدونی که؟
وانلس: گروه خونی پدرت چیه؟
ویکی: گروه خونی پدر و مادرت رو میدونی؟
وانلس: میدونی چیه؟ نمیدونم. منطقیه
پدر و مادرت کجا زندگی میکنن؟
زندگی نمیکنن. وقتی ده سالم بود فوت کردن
وانلس: اینجا نوشته که توی پرورشگاه بزرگ شدی
درسته؟
بله همینطوره، اِم، از سن هفت سالگی
مرد: اعداد در حد آستانه هستن
ولی بیا زیر نظر داشته باشیمش
وانلس: تلاطمهای تلهکینتیک (دورجنبانی)
مرد: اینجا هم تأیید میشه
ویکی: چرا لازمه اینقدر
درباره پدر و مادرم بدونید؟
وانلس: پیشینه ژنتیکی
این به ما کمک میکنه نتایج آزمایش رو درک و ارزیابی کنیم
مرد: کمی نامنظمه ولی خب، مشکلی نیست
زن: باید سطحش رو بیاریم روی پنج
توی آگهی گفته بود که این فقط یه کارآزمایی بالینیِ سازمان غذا و دارو هستش
وانلس: به نصف افراد
آب تزریق میشه، و به نصف دیگه هم آب
مخلوط با یه ترکیب شیمیایی که بهش میگیم «لات سیکس»
یه ترکیب شیمیایی؟
مثلاً چی؟ چی هست؟ (صدای پارازیت)
اما به نصف ما قراره فقط دارونما تزریق بشه، درسته؟
وانلس: در هر صورت کاملاً بیخطره
خب، شما از کجا میدونید؟
منظورم اینه که، واسه همین دارید آزمایشش میکنید دیگه، نه؟
وانلس: سوال بعدی من یه کم عجیبه
میتونی بهم بگی تا حالا شده
چیزی رو تجربه کنی که بشه بهش گفت یه تجربه واقعی ماورایی؟
ترجیح میدم در موردش حرف نزنم
مرد: خیلی خب، مطمئن بشیم که
داریم عددهای اونو اینجا ثبت میکنیم
فعالیت تلهکینتیک تأیید شد
من از این سوالا خوشم نمیاد، مرد
وانلس: اینم فقط بخشی از ارزیابیه
بذار دوباره ازت بپرسم
تا حالا پدیده غیرقابل توضیحی رو تجربه کردی
که خلاف قوانین طبیعت باشه؟
مرگ پدر و مادرم رو توی یه تصادف رانندگی دیدم
وانلس: از شنیدنش متأسفم
ولی کجای اون قضیه غیرقابل توضیحه؟
من یه هفته قبل از اینکه واقعاً اتفاق بیفته، دیدمش
مرد: عددها نامنظم شدن
وانلس: خاموشش کن
زن: همین الان باید از دستگاه جداش کنیم
وانلس: اون دوربین رو خاموش کن! (صدای بوق ممتد مانیتور)
(صدای گریه بلند یک زن)
وانلس: ببرینش بیرون. من هنوز دارم میبینمش
مرد: نگهش دارین
وانلس: خاموشش کن. خاموشش کن
اندی: خدمات من تضمین میکنه که فقط بعد از سه جلسه
میلت به نیکوتین کاملاً از بین بره
و تمام کاری که میکنیم حرف زدنه؟
عجیب به نظر میاد، نه؟
ولی نیست
این جادویه. (تکخنده) خب
اِم، اِم، نمیدونم، آقای مکگی
خب، اندی صدام کن
اندی، اِم، صد دلار برای هر جلسه
آره، برای بودجه من یه کم زیاده
بیا فقط امتحانش کنیم
فقط یک جلسه
اگه امروز از اینجا بیرون نرفتی
در حالی که حست بهتر از همیشه است
و میلت به نیکوتین هم شروع به کم شدن نکرده بود
مهمون منی
حالا چشمات رو ببند
بسته نگهشون دار
خوبه
حالا، اون دارلایی رو تصور کن که میخوای باشی
تصورش کن
بدون سیگار
نمادی از سلامت تنفسی
حالا به چشمای من نگاه کن
چشم برندار
هر اتفاقی که افتاد
همین الانم نسبت به خودت حس بهتری داری، دارلا
: سالمتر. (تغییر مردمک چشم)
مثبتتر. سالمتر
تو از طعم تنباکو متنفری. مثبتتر
و اون بوی موندگیِ سیگار باعث میشه حالت به هم بخوره
کار تو با سیگار تمومه
(تکخنده) میدونی
من
همین الانم حس بهتری دارم
چی؟
واو
سالمتر، مثبتتر
واو. اوهوم. (تکخنده)
خب، اِم
خب، من ۷۵ تا نقد دارم، ولی میتونم
اگه بخواید کارت اعتباری بدم
نه، فقط نقدی قبول میکنم، پس مشکلی نیست
همونقدری که داری رو برمیدارم. -اوه
آره؟ -آره. مطمئنم بقیهش رو میاری
اوه. حتماً همینطوره. (تکخنده)
ممنونم
عجیبه
مراقب خودت باش
(بازدم سریع)
گاوین: اه
دستت درد نکنه، خنگول
خانم گاردنر: اوضاع اینجا چطوره، گاوین؟
دخترِ عجیب قورباغه ما رو کشت. خودش مرده بود
No comments yet. Be the first to leave one.