The first 200 lines.
"افسوس"
"بمبئي، سال 1998"
و بعد از يه استراحت شيوا موره براي ضربه زدن آماده ست
بايد با 3 تا ضربه 10 امتياز ثبت کنن
!بازي جالبيه
ضربه بعدي براي شيوا موره
ضربه خوبي ميزنه و از مرز رد ميشه
اوضاع براي تيم شيوا داره به خوبي پيش ميره
ولي اونا هنوز هم بايد 2 تا ضربه شش امتيازي بگيرن
زود باش، شيوا
اينم از 2 ضربه آخر
دور 38ـم
پرتاب کننده ميخواد تو زمين يکم تغييرات بده
...پيمانکار سيگنور پراتاب رائو ساوانت
با اومدنش مارو مورد لطف قرار داده تا روحيه تيمش رو تقويت کنه
عجب ضربهاي ميزنه روند بازي رو عوض ميکنه
و جمعيت دارن شادي ميکنن
تيم شيوا موره در آستانه برنده شدن هستن
جاداو، اين پسر خيلي خوب بازي ميکنه
حواست بهشون باشه
تيم آقاي ساوانت بنظر نگران ميان
ممکنه اين دفعه جام رو از دست بدن
و حالا شيوا موره داره آماده ميشه تا با آخرين ضربه روبرو بشه
داور به پرتاب کننده علامت ميده تا بازي رو متوقف کنه
پرتاب کننده سرجاش بر ميگرده
همه نفسهاشون رو تو سينهشون حبس کردن
ضربهي آخره حواست رو جمع کن
و اين هم آخرين ضربه
ضربه قبول نميشه
ولي داور ضربه رو قبول نميکنه
پس تيم آقاي ساوانت امروز مسابقه رو ميبره
بنظر نمياد پرتاب کننده خيلي از تصميم داور راضي باشه
داره ميره پيش داور
عصباني بنظر ميرسه
بزنش
بزنش، شيوا
جاداو، من اون پسر رو ميخوام
روش سرمايه گذاري کن
پس،بايد بذارم اونا ببرن؟
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجمين: مهشيد.ظ و مليکا - ويرايش: سميرا
داري به چي نگاه ميکني؟
برو عقب، عقب
بزنيد، بچهها
آستا
امروز اثاث کشي ميکنين اينجا يا نه؟
بله عمو- پس تا عصر برو وسايلت رو بيار-
خداحافظ عمو
بزنيد
بسه، کافيه
بيا، بزن بريم
زود باشيد، پسرا
جنگ رو بردي؟
!خواهم برد
آقاي ساوانت خيلي تحت تاثير من قرار گرفته
چون تيمش رو شکست دادم
مامان...کم کم داره جامون تموم ميشهها
واقعا...پس يه خونه بزرگتر بخر
يه روزي ميخرم بالاخره
ميدونم که ميخري !لعنت به اين بازي مسخره
اي کاش روي درس خوندنت تمرکز ميکردي
بعد پدرت انقدر عصباني نميشد
مامان...من امروز نبردم تا اون رو خوشحال کنم
ولي اون همش داره دست و پا ميزنه تا مارو خوشحال نگه داره
هرکسي سرنوشت خودش رو داره
کاري از دست ما برنمياد
مامان، تخم مرغ بيشتري ميخوام
مامان- بله-
...مامان
!ساچين قهرمانـه
!عوضي
کي قراره دست از اينکارا برداري؟
!بگو ببينم
به هيچکس احترام نميذاري
هي ميچرخي با اين و اون دعوا ميکني
پوست داور رو امروز کندي
همه محله از تو خجالت ميکشه
شبها از نگراني واسه آينده تو خوابم نميبره
...بعد تو
خودت نگران نيستي؟
چطور جرئت ميکني؟
چرا بهم زل زدي؟
لطفا، ولش کن
همه دارن بهمون نگاه ميکنن
يه روز درست ميشه بالاخره
اون روز کي قراره بياد؟
بعد از اينکه ما مرديم؟
...و تو
همش تخم مرغ ميدي بخوره
!!بيا، بخور
!بخورش، مجبوري بخوريش
چطور جرئت ميکني بهم زل بزني؟
امروز ديگه نميبخشمت
...حتي اگه بميرم هم- بسه-
بزن زود باش، بزنـم
!همينت مونده فقط
زود باش
حق نداري ديگه پات رو بذاري تو اين خونه
چه گناهي کرديم که همچين پسري به دنيا آورديم؟
بدون اون خيلي وضعمون بهتره
...وقتي خوش گذروني ميکرد، فکر نميکرد
ولي الان ادعا ميکنه که بدون من وضعشون خيلي بهتر ميشد
ببخشيد
به زور يه ذره جا براي رفت و آمد مردم هست
ميخواي دوچرخهـت هم اين بالا بروني؟
پايين پلهها نگهش دار
!خيلي احمقه
!احمق عوضي
چي؟
چيزي گفتي؟
اينجا محله قابل احتراميه
اگه ميخواي به زندگي کردن اينجا ادامه بدي ياد بگير با ادب باشي
فهميدي؟
آره
!اون يه احمق به تمام معناست
همه بهش عادت کردن
تو هم عادت ميکني
بگذريم...اسم من ساواتي آستا-
اينجا، سريع بگيرش
به اندازه کافي سريع نيستي
خواهر، اينجا خيلي کوچيکه
تازه يادت رفته همه اسباب بازيهام رو بياري
آروم باش، ديپو
ديپو راست ميگه
حتي دستشوييمون از اينجا بزرگتر بود
نه؟
بابا- بله-
ما هممون اينجا خيلي خوشحاليم
درست نميگم، مامان؟
البته که درسته
به هرحال...از اون اول هم همينجوري شروع کرديم بالاخره
هر چي باشه ميگذرونيم
...ميدونم که ميگذرونيم اما
اين دوتا چي ميشن پس؟
اونا هم بايد بگذرونن
وقت قرصاتـه
شماره خدمات عمومي:489
فردا براي يه ملاقات به چوبي زنگ بزن
باشه- براي تخليه خونه بهش نياز داريم-
باشه
قربان
بله- شيوا-
درود بر ماهاراشترا،قربان
درود بر ماهاراشترا
شيوا
شيوا، بايد به برادرانمون کمک کنيم
مي تونيد روي من حساب کنيد، قربان
چيکار بايد بکنيم؟
هر روزه ميليونها آدم ميان به بمبئي
مخصوصا از شمال
ما بايد جلوي اونارو بگيريم
قبلا با جاداو درباره اين حرف زدم
اون برات توضيح ميده
جاداو؟- بله،قربان-
اونا پسراي ما هستن
خوب ازشون مراقبت کن
البته، قربان
خوش بگذره
"!اوه"
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
من...من" "...واي من
"بخاطر جواني من ديوونه شدي تو"
من...من" "...واي من
"چشات ميخوان يه پيامي رو برسونن"
"...واي من"
"هرجا رو که نگاه کني،فقط من رو ميبيني"
"من...من ...واي من"
"بخاطر جواني من ديوونه شدي تو"
من...من" "...واي من
"...چشمات انتقال ميدن"
"من...من ...واي من"
"هرجا رو که نگاه کني، فقط من رو ميبيني"
من...من" "...واي من
گوش کن دختر" "داري لجبازي ميکني و بچه بازي در مياري
گوش کن دختر" "داري لجبازي ميکني و بچه بازي در مياري
"اومدم اينجا تا عشق و احترامت رو برنده بشم"
"اومدم اينجا تا عشق و احترامت رو برنده بشم"
"هرجا رو که نگاه کني،فقط من رو ميبيني"
من...من" "...واي من
"بخاطر جواني من ديوونه شدي تو"
من...من" "...واي من
"چشات ميخوان يه پيامي رو برسونن"
من...من" "...واي من
من...من" "...واي من
"نرو، بيا يکم خوش بگذرونيم"
"من سلطان قلبهام، تو هم ملکه مني"
"اجازه ميدم ساکن قلبم بشي و همهي درارو ميبندم"
"...نه"
"...نه"
"اذيتم نکن"
"...نه"
"اگه به حرفم گوش نکني بعدا پشيمون ميشي"
"اگه به حرفم گوش نکني بعدا پشيمون ميشي"
"من مثل سيل و سونامي ميمونم"
"من آبـم،سيلـم و سوناميـم"
"هرجارو نگاه کني فقط من رو ميبيني"
"...واي من"
من...من" "...واي من
"تو ديوونهي مني"
من...من" "...واي من
"چشمات ميخوان يه پيامي رو برسونن"
No comments yet. Be the first to leave one.