The first 132 lines.
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
باکی این آخرین بار بود
میدونه که دروغ میگم
جلوی خودتو گرفتی
منم علی رغم توهینت جلوی خودمو گرفتم
..باید خود واقعیمو بهش نشون بدم
زود باش باکی
دیگه بسه
مهارت واقعیتو به پدرت نشون بده
بیا واقعاً مبارزه کنیم
خیلی خب؟
من خیلی خوب می شناسمت باکی
زود باش هرچی داری رو کن
زود باش
معلومه که منو می شناسه
تمام تلاش هام برای رسیدن به این نقطه
،رشدم، تکاملم
مطمئنم که از تک تک جزئیات خبر داره
خیلی خب بابایی
ریلکس
ریلکس
همه عضلاتم
تمام مفاصلم
تمام اعضای بدنم
حتی مایعات توی این بدن
فقط اینطوری میتونم
این سرعت غیر قابل باور رو درک کنم
،فقط اون موجود زنده، معلمم میتونه نیروی لازم
!برای حرکت با همچین سرعتی رو تولید کنه
دیگه نمیتونم صبر کنم. دلم میخواد بغلت کنم
!دست نگه ندار
!ریلکس
.ریلکس
سستی ای که به هر سستی ای غلبه میکنه
حتی بازمونده و بیرون زده های ماهیچه هم آب شد
،توی ذهن اون مرد جوان ،دیگه فیبر ماهیچه هاش فیبر نبودن
بلکه تبدیل به مایع شده بودن
بعد تبخیر این مایع رو متصور شد
فوق سستی
حالاً
اون تونست به سرعت آغازینی برسه که فقط سوسک ها بهش قادرن
چطوره، پدر؟
سرعت 270کیلومتر برساعتی که پسرت بهش رسیده
!تکلِ سوسک
با پای خالی روی شیشه خرده های زیادی پا گذاشت
ولی حتی یک قطره خون هم نریخته
..اینا حاصل تمرینات عادی نیستن
این چیه؟
از کجا یاد گرفته؟
،تبدیل کردن فیبر ماهیچه ها به مایع
،بعد بخار کردنشون
بعد منقبض کردنِ نهاییشون
قدرت انفجاریِ ماحصلش فرای تصوراتم بود
در گذشته، خیلی از حریف های مبارزم
،تونسته بودن عمل ریلکس کردن رو استاد شن
ولی هیچوقت نمیتونستن به مرحله مایع کردن فیبر برسن
از کجا این مهارت رو یاد گرفته؟
کی بهت یاد داده؟
استادت کیه؟
باکی
استاد بی نظیری داری
این تبدیل به یه افسانه محلی شده
افسانه قوی ترین پدر و پسر
توی قلب توکیو، یه محل مبارزه مخفی هست
مبارزها، هنرمندان رزمی و رقبا اونجا جمع میشن
تا قوی ترین رو مشخص کنن
قوانین خیلی ساده ان
مبارزه بدون هیچ لباسی. همین
درآوردن چشم، ضربه به بیضه ها
و حتی گاز گرفتن هم موردی نداره
،قهرمان تمام ادوار این مسابقات
به طرز باورنکردنی ای، یه پسر 17ساله ست
ولی کسی که باعث میشه این پسر ،لرزه به اندامش بیفته کسی نیست جز
.پدرش
،اون آدمای مختلفی رو شکست داد ،گونه های مختلفی رو کشت
،به سلاح ها غلبه کرد ،ارتش ها رو نابود کرد و نهایتا
تبدیل به قوی ترین شد و باعث شد که ارتش ها ازش بترسن
کاری کرد که مقامات دولتی با احتیاط باهاش برخورد کنن
این مرد تونسته ناممکن ها رو ممکن کنه
این افسانه ی محلی اینطور ادامه پیدا میکنه
اخیراً، رابطه ی بین این دو شکراب شده
مرد جوان به این اطلاعات زیرزمینی دست پیدا کرد
افسانه های محلی کوتاه مدت
حتی این مرد هم گه گاه غافلگیر میشه
چی؟
این همه آدم از کجا اومدن؟
!اوه! اوگره ست
!اوه خودشه واقعاً خودشه-
چی؟ بی نظیره
گه توش
...وقتی سر پا شد
!وای
!بی نظیره! خودشه
باکیه؟
!باکی چی؟-
بابات کو؟
!اوه! اوگره ست
!خودشه !خودشه-
همه اش با یه اخبار ساده شروع شد
همین حالا اخبار شوکه کننده ای به گوشمون رسیده
،در پارک هیلتون در شینجوکو، توکیو
پلیس و نیروهای نظامی حالت آماده باش به خودشون گرفتن
...به طرز شگفت آوری، دلیل این کار
.ظاهراً، مبارزه بین یه پسر و یه پدره
آقای کاسوگا
!ببین
شاید از شکلش نشه تشخیص داد ولی اون یه ماشینه
نکته جالبش اینه که ماشین نخست وزیره
نخست وزیر؟
تصادفی چیزی شده؟
اون دوتا افتادن روش
وقتی داشتن مبارزه میکردن از بالای بالای هتل افتادن روش
،هتل کلا تخریب شده، ماشین نابود شده
و نیروهای ارتش دارن اعزام میشن
عجب پدر و پسر شگفت انگیزی ان
همه فهمیدن
،همه فهمیدن اینجا، اونجا، و حتی اونجا هم همه خبردار شدن
من این پدر و پسر رو میشناسم
افسانه های محلی کوتاه مدت
...شایعه ی پدر و پسری که
!مبارزه شون شروع شده
!هنوز میتونم برسم
!میتونم
!میتونم
!اگه همین الان راه بیافتم میرسم
!باکی
!قوی ترین مبارز دنیا
...این که مسابقه نیست، ولی
خیلی یهویی و غیر قابل انتظار بود
میزان ازدحام جمعیت به طرز باورنکردنی ای زیاد بود
کدوم سگی ملتو خبر کرده؟
،حتی یوجیرو هم با اون همه ذکاوت
No comments yet. Be the first to leave one.