The first 200 lines.
... آنچه از "حلقه مخفي" گذشت
سلام؟ . پنچر كردم
كجائي؟ ... نزديك ، تو اوكـ
كسي"؟" مامان؟
غرق كردن شيطان تنها راه ، نجات "نيك" ــه
. امشب براي تو نيست
، يه احياء براي "نيك" ــه . و من عاشقش بودم
. جان بلك ول" بابامه"
قول بده كه ازش دور . ميموني
. قول ميدم
آدام" طلسم مخفي سازيُ" . برداشت
فك كنم آخرين كريستالُ . پيدا كرديم
. يه جائي تو دبيرستانه
نميتونم جلوي همه ي شكارچياي ، جاوگرُ بگيرم
، و اونا از جادو استفاده ميكنن
كه يعني يكي از ما باهاشون كار ، ميكنه
. خائن
! نيك"؟"
محاله كه "نيك" ــو ديده . باشي
. اون مُرده
. اون "نيك" بود
حتي يه عكس از خونواده مون . داشت
، غير ممكنه
حتي تو استاندارداي احمقانه ي مام ، غيرممكنه
. شايدم نه
ممكنه كه وقتي "نيك" غرق ، شد
، شيطان غرق نشده باشه
و بدنشُ زنده نگه ، داشته
به نظر استاندارداي احمقانه ي ، ما
فقط احمقانه تر . شد
"نكته اينه كه "نيك . زنده ست
اما اون "نيك" ـي نيست كه ما ، ميشناختيم
. من ديدمش
... قطعاً به نظرم مياد كه بيشتر
تو كار قتل عام مردمه تا چيزي كه . قبلاً بود
اون داره شكارچياي جادوگرُ . ميكشه
همون كاري نيست كه ما داريم سعي ميكنيم انحام بديم؟
، سلاخي شدن . انگار به وسيله يه حيوون
از كي تا حالا حيوونا كريستال ميخوان؟
بچه ها ، "نيك" تو يه كابوس . گير كرده
اون احتمالا خودشُ گم كرده و ترسيده ، و گيج ــه
. بايد كمكش كنيم
، هر چي هست ، هر كي هست
. نيك" نيست"
اون جور موقعيت سياه و سفيد ، "نيست "جيك
مرگ؟ . آره ، همينه
. اون عاشقش بود
بايد خودشُ خلاص . كنه و بره
. "بچه ها ... "دايانا
، ميتونم باهات حرف بزنم لطفاً؟
نه ، من بخاطر اونا . اينجام
هر چي كمتر باهات حرف . بزنم ، بهتره
... "دايانا"
كسي" ، ميدونم ميخواي باورش" ، كنم
اما ديگه اصلا به اندازه قبل . بهش اعتماد ندارم
... "دايانا" ... اون
اون هنوزم داره خودشُ ... با
اين قضيه پدر/دختري وقف . ميده
براي يكي كردن كريستال . بهش نياز داريم
، بدون جمجمه اصلي
نميتونيم جلوي "ايبن" و شكارچياي حادوگرُ ، تو كشتنمون بگيريم
اولش لازم نيست آخرين كريستالُ پيدا كنيم؟
آدام" و "مليسا" آشكارش" . كردن
جدي؟
... اما تنها چيزي كه ميدونيم اينه كه
يه جائي تو . دبيرستانه
اما خون "بلكوين" يه ارتباط ويژه ، داره با كريستالا
بايد با دقت محلشُ ، مشخص كنه
ميتونه درست ببرمتون . سمتش
خُب بايد چيكار كنيم؟
. ما نه ، تو
نميتونم موقع پرسه زدن دور سالن . خودمُ گرفتار كنم
. باشه
. دستتُ بده من
. اون
از خونت استفاده كن تا اين نمادُ . يه جائي تو مدرسه بذاري
، چهار نقطه قطب نما
و يه خط از پائين كه ربطت ميده ، به كريستال
انرژيش بايد مستقيم ببرتت ، سمتش
هيچ شعري؟
هيچ زبان باستاني اي؟ . نه
. هلو برو تو گلو
... "كسي"
خودت ميدوني چيزيُ كه به صلاح تو . و "دايانا" ـئه ميخوام
. همه تون
. ميدونم
. خيلي خب
مامان؟
مامان؟ . "اليزابت"
. بايد حرف بزنيم
" حلقه مخفي " « اين قسمت : پروم »
، خيلي واقعي به نظر ميومد
... درست تو سالن
كريستالُ تو دستش نگه ، داشته بود
و داشت دنبال مامانت . ميگشت
... تو . نه
اما مامانم داشت باهاش حرف ميزد جوري كه . انگار اونجا بود
طلسم فقط نشونم نداد كه كريستال ... كجا بود
همه چيُ كه دور و برش اتفاق . افتاد نشونم داد
فقط يه ذره از اينكه چه خبر . بودُ ديدم
... اما شايد باهم
. بتونيم بيشتر بفهميم
ميخواي برگردم به عقب با تو؟
خُب ، لازمه كريستال ــو . پيدا كنيم
و ممكنه بتوني مامانتُ . ببيني
نميخوام هيچ كاريُ با جادوي سياه . بكنم
، مجبورم نيستي . تنها نيازمون خونته
پس ميتوني خيلي راحت خشم اخلاقيتُ . نخوره بذاري
. باشه
، رقص پروم فرداشب
، كه مدرسه م بازه
همه حواسشون . پرته
با بهترين شب سال . مدرسه
هرگز تو پروم . نبودم
معمولاً شامل كريستالاي باستاني و سفر . در زمان نميشه
چيزي كه به "مليسا" گفتي بدتر از . اون بدبيني هميشگيت بود
نميخوام كه آسيب روحي ، ببينه
احساسي برخورد كردن تو اين فقط . بيشتر پريشونش ميكنه
، منظورت از اين نيك" ــه ، نه؟"
... ببين ، ميدونم
صحبت در مورد چنين مسائلي زياد ، به ما نمياد
اما فك كنم بيشتر از اوني كه فكرشُ . ميكني داره روت اثر ميذاره
. قيافه ت اونجوري شد چجوري؟
جوريه كه انگار ميخواي به يه شهر ... كوچيك حمله كني
با هيچي به جز روح . شكنجه شده ت
حق با توئه ، "في" ، نميخوام در موردش . حرف بزنم
وو ! چي اونجا داري رمبو"؟"
. حفاظت
اگه "نيك" برگرده دنبال ، كريستال
نميخوام آخر عاقبت مام عين اونا . تو كارناوال بشه
سلام ، ديشب موقع شام دلم برات . تنگ شده بود
دنيامُ با ساندويچ . ساختم
، با "كسي" بودم . بايد يه ، اوم ، گزارشُ تموم ميكردم
بلك ول" ام اونجا بود؟"
. نگران نباش بابا
همونطور كه گفتي ازش . دور ميمونم
ميخواي امشب بري رقص پروم؟
آره ، و اونم قرار نيست بياد . اونجا
بخاطر اين . نميپرسم
اين چيه؟
براي مامانت ، بود
و فك كردم دوس داشته باشي . گردنت كني
. عاشقشم
. خيلي ممنون
و چطوره تا مدرسه برسونمت؟
، يه جلسه صبحم دارم . پس راحته
خدا ٍ سالها ميگذره كه اونكارُ . كردي
. خودم ميرونم
. اما حتماً
. خوب ميشه
. بهتره عجله كنيم
نميخوام كه جلسه خياليتُ . دير كني
وقتي كه به بقيه بچه هاي مدرسه داره خوش ، ميگذره و ميرقصن
دايانا" و من ميتونيم كلاس خاليُ" ، پيدا كنيم
ببينيم كه مامانم كريستالُ . كجا برد
بقيه مونم حواسمون به . نيك" ــه"
هي ، ميخواي امشب برسونمت؟
برسونيم به پروم؟
اوه ، نه ، تو صليبيونُ . نفرين نكردي
، اولاً رسوندنه ، چيز بعدي كه ميدوني
، تو رقصيدن كندي . و تو قرار از نظر من آغوش خيلي مهمه
. "خفه شو ، "في
، چيه جيك" ــو مياري؟"
خُب ، يه قرار لازم داره . تا راحت بياد تو
بايد از تو اجازه ميگرفتم؟
دو سال قبل قصدشُ داشتن ... با هم برن
، خاطرات قديمي . بي خيالش
بياين همه مون تو خونه متروكه ، همديگه رو ببينيم
و ميتونيم تا اينجا . با هم بيايم
خيلي خب ، براي هي دسته از ... جادوگران
جادوي پروم ضاهراً رو تو ، گم شده
منظورم اينه ، اگه ما بريم ممكنه به . خوبي از پسش بربيايم
ليموزين؟ شامپاين؟
خوب ، اين كاريه كا آدماي عادي ، ميكنن
تو حادثه بزرگ اجتماعي . سال
و فك ميكردم داريم سعي ميكنيم . خودمونُ قاطي كنيم
. ما عادي نيستيم
نه ، قطعاً . نيستيم
ما بازنده م . نيستيم
. رقصم هست
. مرسي بابا
. "سلام ، خانم "چمبرلين
يه راهه تا حواسم بهش . باشه
آره ، خب ، حواسم بهش هست . بدجور
يجوري صحبت ميكني انگار باباي همه ي . دختراي نوجووني
اما "دايانا" يه دختر متوسط . نيست
، في" ام نيست"
بلك ول" داره ازشون براي ساخت جمجمه" . كريستال سوء استفاده ميكنه
گفته براي مبارزه با شكارچياي جادوگر . نيازش داره
نكته از دستت . پريده
نميتونيم به شرورترين فردي كه ... ميشناسيم
قوي ترين اسلحه جهانُ . بديم
. با "جان" حرف ميزنم
فك ميكنه دليل موندنت . منم
، بهم اعتماد داره . باعث ميشه بهم بگه
، آرخ ، خب ، مراقب باش
، بدون قدرت يا كريستال . ما آسيب پذيريم
، گفتن اينكه من قدرت ندارم . توهين خيلي بديه
كس ديگه اي هنور اينجاست؟
. "مليسا"
No comments yet. Be the first to leave one.