The first 200 lines.
گروه سون دی ال تقدیم میکند
واقعا که احمقی
تو هم همینطور
آه شن
نمی خواد خودت رو نگران اون
ازدواج احمقانه بکنی
وقتی اومدم
با جیا یان صحبت کردم
من قطعا این ازدواج رو
نمی پذیرم
اگرچه با این کارم
توهین بزرگی به خانواده دوک شن میکنم
قطعا درآینده براشون جبران می کنم
من قبلا با خواهرمم صحبت کردم
اگر جرات کنه ما رو از هم جدا کنه
من حتما...
دیگه چیزی نگو
دست من معلول شده
من دیگه به درد تو نمیخورم
آه شن
یادت باشه
من ولیعهد امپراطوری چی هستم
در آینده امپراطور
این مملکت خواهم شد
حرف های من، اراده ی خدایانه
اگر میگم
تو رو می خوام
یعنی مال منی
ولی
من دارم با خودت ازدواج میکنم
نه دستت
ببین
هنوزم این زخم رو یادته؟
تو اینطوری منو قانع کردی
گفتی تا زمانی که ایمان داشته باشم
میتونم به زندگیم ادامه بدیم
...من
آه شن
هر دومون داریم یک اشتباه رو تکرار می کنیم
می خوایم همه چیز
بی نقص و عالی باشه
ولی
از امروز به بعد
باید یک واقعیت رو قبول کنیم
که در این دنیا
هیچ چیز بی نقص و
عالی نمیشه
به دستات نگاه کن
به دستای منم نگاه کن
فکر نمیکنی ما،
دو آدم آسیب دیده
خیلی به درد هم میخوریم؟
برادر شن
ازت ممنونم
خواهش میکنم
قبلا هم گفتم
من برای همیشه برادرت میمونم
دفعه بعد قوی باش
بخاطر مسائلی جزئی دست به کارای احمقانه نزن
بله، میفمم
من همیشه این
خنجر رو در کنار
خودم نگه میدارم
پیش خودت نگهش دار
ممنونم
برادر شن
بخاطر اتفاقی که برای خواهرتون افتاد
خیلی عذر میخوام
این ربطی به تو نداره
فقط دفعه بعد بخاطر من
اگر باهاش روبه رو شدی
بیشتر باهاش صبور باش
حتما
میتونی بری
یادت باشه
باید در آینده خوشحال باشی
عالیجناب
تو انسان نجیبی هستی
و برادر خوب من
لو شن منو بعنوان برادر خودش قبول کرده
بهتره در آینده باهاش خیلی خوب رفتار کنید
میدونم
ازت ممنونم
بهتره دیگه برید
این راه به سمت قصر نیست
کی گفته میریم قصر؟
چرا همینطور اینجا ایستادی؟
از امروز به بعد
تو خانم این خونه هستی
مراقب باش وجهت رو حفظ کنی
بریم
درود بر شاهزاده
آه شن
بیا بریم اونجا و
یه دوری اطراف خونه آیندمون بزنیم
شاهزاده چانگ گوآن
اونجارو نگاه کن
از کسی خواستم اونو
مخصوصا برای تو درست کنه
در طول پاییز
میتونیم اونجا بشینیم
و ماه رو تماشا کنیم
نظرت چیه؟
اون بالا،
اتاق ماست
ولی هنوز کامل نشده
چون نمیدونم
تو چه رنگی
دوست داری
راستی
یه جای دیگه هم هست که
اگر ببینیش خیلی دوستش خواهی داشت
آه شن
حیات پشتیمون هم
یک کوره خواهد داشت
ولی یکم طول میکشه تا
ساخته بشه
آخه کی در اقامتگاه شاهزاده
کوره آتشی درست میکنه؟
چاره ای نداشتم
خانم خونه دوس داره
آه شن
از امروز به بعد
تو همسر آینده من هستی
هرکاری میکنم
فقط برای توهه
ولی
دست راست من برای همیشه
از کار افتاده
نمیتونم سفالگری کنم
آه شن
به حرف من گوش بده
دست راست من
رو تو نجات دادی
بنابراین از امروز به بعد
این دست راست تو خواهد بود
درود بر امپراطور
بلند شو
آه شن
بالاخره صحیح و سالم برگشتی
وقتی بهت نگاه میکنم
میبینم واقعا که ایندفعه
ناامیدت کردم
من می تونم نگرانی شاهدخت رو برای
برادر کوچکترش درک کنم
فکر کنم متاسفانه باید
یه مدتی دیگه هم این وضع رو تحمل کنی
بالاخره هرچی که باشه
این ازدواج دیگه اعلام شده
من و گائو شان خودمون
قبلا تصمیمون رو گرفتیم
هرچقدر هم طول بکشه
من تحمل می کنم
عالیجناب
اومدم باهاتون درباره ی
یک موضوع مهم صحبت کنم
بالاخره درباره آتشخانه ها
به نتیجه ای رسیدیم
جدا؟
وقتی در خارج از قصر بودم
بالاخره یک معدن سرامیک
در شینگ جو پیدا کردم
چینی که اونجا ساخته میشه
اصلا از چینی امپراطوری چن
چیزی کم نداره
پس من میخوام عالیجناب
دستور بدین که ساخت رو ساز رو اونجا شروع کنن
عالیه
من سریعا به فرماندار شینگ جو
فرمان می دم که چینی رو از اون معدن استخراج کنن
در آینده، معادن چینی رو جزئی از
دارایی های ممنوعه اعلام خواهیم کرد
بجز در موارد مربوط به کاخ نباید به طور شخصی استفاده بشن
فقط اینکه
اداره یک آتش خانه بزرگ مسئولیت خیلی بزرگیه
نقشه ای داری؟
اداره امور داخلی پنج نفر
رو در اختیار من گذاشته
من خودمم نفراتی از آتشخانه های دیگه
جمع آوری کردم
و بعد از اداره امور داخلی
صد نفر کارگر
جمع کردم
من حتی مکان آتش خانه رو هم مشخص کردم
تخمین زدم که طی یک ماه
میتونیم ساخت و ساز رو شروع کنیم
بد نیست
ولی اداره اونجا
اصلا آسون نیست
طبیعتا، خودت مسئولی
ولی بعنوان یک بانوی قصر
نمیتونی مداوم قصر رو ترک کنی
این چطوره؟
میتونیم سیستم بیمارستان سلطنتی
رو پیش بگیریم
یک بانوی درجه هشت
انتخاب میکنیم تا در
مسائل جزئی آتش خانه
کمکت کنه
بهتر از همه اینه که خواجه باشه
No comments yet. Be the first to leave one.