The first 200 lines.
باشد که همهی ارواح بدانند
که من یک متولد دی ماه هستم که در خانهی دهم زندگی میکنم
خانهی سرورمان شیطان
باشد که همهی ارواح بدانند که من،
هوراس بونز، در جهنم متولد شدم
و دوباره روی این زمین زاده شدم
باشد که همهی ارواح بشنوند
من پسر اول شیطان هستم
او افکارم را فرمان میدهد
من کلماتش را میگویم
کتاب مردگان
ای فرزندان شیطان!
چیزهای دنیویتان را کنار بگذارید
و به سوی من بیایید
باشد که بدانید، ای فرزندان!
که شیطان یک اسیدباز بود
از جام او بنوشید. به او قسم بخورید
و با هم، همهمون دیوونه میشیم
قبل از قربانی سادوس، با من تکرار کنید:
به افتخار آن قدرتمندِ
در جهنم، خودم را وقف خواهم کرد
به افتخار آن قدرتمندِ
در جهنم، خودم را وقف خواهم کرد
او را پرستش خواهم کرد
برایش رنج خواهم برد
برایش خواهم مرد
برایش خواهم مرد
برایش خواهم کشت
برایش خواهم کشت
ای پدر تباهی!
در آستانهی نابودی، از این دایرهی آئینی محافظت کن
و خون سادوس آزادانه به افتخار تو جاری خواهد شد
هوراس!
اون دختر کیه؟
بگیرینش!
هی، هوراس، خوبه. اون با منه
اون یه بچهی محلیه، اهل همین اطرافه
تو دعوتش کردی اینجا؟
آره
چند بار باید
بگم، هیچ غریبهای تو صحنه نباشه!
دختر محلی و مرض!
پیت، اون سیلویاست؟
سیلویا، سیلویا!
اوه خدای من، چه بلایی سرش اومده؟
اوه، بدو برو پدربزرگتو بیار، پیت!
سیلویا!
حرومزاده!
بیفایدهست، همه برین بیرون
باید پیاده بریم شهر بعدی
چهل نفر جمعیت؟
به زودی میشه چهل و هشت
خب، حدس بزن کی داره میاد واسه شام؟
وَلی هیلز. آروم به نظر میاد
شاید بچهمو اونجا بذارم
هی. بیدارش نکن
حتی یه کلمه هم حرف نزده. تو شوکه
اون بالا، تو محل سد، دکتر نیست؟
بله، یه دکتر اوکس هست
مطمئنم راجر میذاره بیاد
پدربزرگ، نمیتونی کاری براش کنی؟
من فقط یه دامپزشکم، پیت
و خواهرت حیوان نیست
البته یکی باهاش مثل حیوان رفتار کرده
فکر میکنی چی شده؟
هیچ کس از این اطراف نمیتونست این کارو بکنه!
ممکنه یکی از کارگرای ساختمانی
اون بالا، تو محل سد باشه
خب، من که باید اونجا برم
دقیقاً به راجر میگم چی شده
اون پیدا میکنه کی این کارو کرده
بیا بریم، پیت
هی، تو! یه دقیقه صبر کن!
صبح بخیر
میدونم تو مشکلات داری
ولی منم دارم، باید حرف بزنیم
بچهها، شما برین. من تو سد بهتون میرسم
اتفاق وحشتناکی افتاده
راجر، من خیلی ناراحتم!
چی ناراحتت کرده که نمیشه درستش کرد؟
خواهر پیت مورد تجاوز قرار گرفته و وحشیانه کتک خورده
و من میدونم یکی از مردای تو مسئوله!
ولی اگه دختر تو شوکه
از کجا میدونی یکی از مردای من این کارو کرده؟
دیگه کی میتونه باشه؟
هیچ کس تو وَلی هیلز نمونده
به خاطر سدِ لعنتی تو!
عزیزم، سر من خالی نکن، باشه؟
متاسفم. فکر کنم زندگی کردن تو یه شهر متروکه
اینقدر منزوی، اینقدر تنها، داره اذیتم میکنه
ببین، سد قبل از اینکه بفهمی تموم میشه
و دیگه هیچ وقت تنها نخواهی بود
اوه، کاش زودتر بشه
اون نانوایی فقط به درخواست شما بازه، آقای دیویس
و چه خوب که اینطوره
وقتی فرانک کشته شد
هی، هی، هی. ما توافق کردیم هیچ وقت در مورد گذشته حرف نزنیم
بفرمایید
صبح بخیر، پیت. مثل همیشه، باشه؟
Comm' fight up'
سیلویا بنر چی شد؟
عزیزم، تجاوز کار یه مهندس نیست که.
خیلی کمک بزرگی کردی!
ببین، هر کاری از دستم بربیاد میکنم، ولی من که کارآگاه نیستم.
دکتر اوک
صبح بخیر، خانم نش. حالتون چطوره؟
خوبم، ممنون.
دکترتون رو برای یه مدت میدزدم.
البته.
تو شهر اتفاقی افتاده؟
هی، جنون زندگی شهری واقعاً روانیام میکنه!
هیپیها. همه جای ما پر از هیپیه!
اینجا یه ناکجاآباده. هیچی!
باید باهاشون همون کارو کنیم که با اون سیاه پوستها کردیم، عزیزم.
دارشون بزنیم، باید همینجوری دارشون بزنیم!
گرسنهام.
عجب سوراخ موشی گیر کردیم!
گُه.
بهتره عادت کنی.
چون قراره برای یه مدت اینجا پایگاه ما باشه.
هوراس بونز، گاهی اوقات بهت شک میکنم.
بهتره دعا کنی یادم بره این حرفو زدی.
هیچکس جز من نباید به چیزی فکر کنه!
باشه. باشه، قراره اینجا چیکار کنیم؟
یعنی، هیچی اینجا نیست که بدزدیم.
غذایی نیست، هیچی!
و هیچ پلیسی هم تو کار ما سرک نمیکشه، گرفتی؟
شلی، تو خوشگلی ولی اگه حواست نباشه...
پوستتو زندهزنده میکنم!
صبح بخیر.
بازین؟
چند تا پای گوشت برامون مونده.
شیر چی؟
یه عده گرسنه اون بیرون منتظرن.
ببینید، ما همگی اعضای یه گروه موسیقی راک هستیم.
و داشتیم میرفتیم ترهتون.
برای اجرا و کامیونمون خراب شد.
چه حیف.
شما جایی رو سراغ دارید...
که بتونیم شب رو بمونیم؟
همسرم حالش زیاد خوب نیست.
یکی دیگه تو راه دارم.
خب، هتل که تخته شده الان.
بیش از دو ساله، و خونهها...
تا چند هفته دیگه خراب میشن.
چقدر؟
آه، همون پنج دلار میگیرم.
خیلی ممنون.
چند تا کیک هم گذاشتم توش. مهمون من.
خدا بهت برکت بده، خانم!
خدا بهت برکت بده.
سو-لین. یه خونه انتخاب کن.
هر خونه خالی. کل شهر مال شماست!
خونهتو انتخاب کن، سو-لین!
اوه آخه، چرا اینجا؟
وقتی این همه جای دیگه هست؟
داری شکایت میکنی؟
فقط، فقط میپرسیدم.
امن نیست بری اون تو!
چرا؟
جنزدهست!
سالهاست کسی اونجا زندگی نکرده!
پر از موشهای بزرگه!
پس موش شکار میکنیم! کبابشون میکنیم!
هر کس بیشترین موش رو بگیره...
حاکم مطلق سادوس برای یک شبه!
بیا اینجا ای زشت کوچولو!
هی، مرد گنده، موشهامو ببین!
خوبه، رولو.
درست مثل شیشلیک.
اعلام میکنم که رولو ییتس...
حاکم مطلق سادوس برای یک شبه.
اون میتونه هر کاری کنه.
من میتونم هر کاری کنم؟
هر چیزی رو طلب کنم؟
اووم.
هر چیزی!
اعلام میکنم که من، رولو ییتس...
در جهنم خلق شدم و در این زمین باز متولد شدم.
من فرزند اول شیطانم.
بنابراین، شیطان یک مرد سیاهه.
او به افکار من فرمان میدهد.
و به نام او، شما را وادار میکنم که از من اطاعت کنید.
شیطان گفت که ترسی وجود ندارد.
اگر پسران و دخترانش حاضر به رنج کشیدن برای او باشند،
برای او بمیرند و برای او بکشند،
پس ترسی از درد یا خون نیست.
درد و خون نشانه زندگی هستند، نه مرگ.
درسته، سو-لین.
پس من میگویم، بیایید آن را به آزمایش بگذاریم.
اگر ترسی بین ما وجود دارد، پس باید الان از بینش ببریم.
و اگر یه بزدل تو گروه باشه...
پس او عضو واقعی خانواده شیطان نیست.
چیزی برای ترسیدن نیست، عزیزم. آروم باش، آروم باش.
بیا، اینو بگیر.
دستور دکتره. حس میکنی میتونی در موردش حرف بزنی؟
آه، پدربزرگ!
وحشتناک بود.
نمیتونی از این رو برگردونی،
سیلویا، و فراموشش کنی.
No comments yet. Be the first to leave one.