The first 171 lines.
آه،این خیلی لذت بخش
چرا من این کار رو بیشتر نمیکنم؟
اوه،سلام،بابیکا
تو از اولم اون شاخ رو داشتی؟
نه،گربه،من الان یه اسب تک شاخم
ها ها ها!جالبه! دارم خواب میبینم؟
معلومه که نه
اگه خواب بود من نمیتونستم پرواز کنم
ها ها ها!
متجاوز!
- چی شده؟ - یه ترک روی زمینه
چی؟چی؟
یه چیزی زیر تخته
چی؟
فکر کنم دیدم سایم حرکت کرد
کفشم!
ریشه ی ناخنم.
دلم درد میکنه!
یه عنکبوت توی اتاقمه!
تو نمیتونی هر شب این کار رو بکنی آقای مایور
- یه هفتس که نخوابیدم - توی دهنم خزید!
من که عنکبوت نمیبینم
بکشش!بکشش!بکشش!
اونجاست!
چی شده،گربه؟
مایور
اون هر شب توی این هفته من رو از خواب بیدار کرده
با جیغ های حوشگلش
مرد داره توسط ترس مورد استفاده قرار میکیره!
شاید مایور بهت نیاز داره
تا بهش یاد بدی که شجاع باشه
من قبلا امتحان کردم
فهمیدم
شجاعت چیزی نیست که بخوای یاد بدیش،دلسانیا
این یه اعتقاد،فلسفه ی زندگی کردن
حسی که بهت دست میده زمانی که به دشمنت خیره میشی
و بر آنها پیروز میشی به راحتی
گربه،همینه!
چی؟
تو فقط باید یه کار بکنی که مایور یه دشمن رو با یه شمشیر الکی شکست بده
و باور کنه که شجاع ست
شاید جواب بده
ولی من فکر میکردم شما از دروغ گفتن بدتون میاد
دروغ؟این دروغ نیست!
این...کمک کردن،تظاهر کردن
همه بهش میگن دروغ ،ولی باشه
من یه سری دزد رو استخدام میکنم که تظاهر کنن به حمله کردن
اوه،منم نمایشنامه رو مینویسم
قرار برای این پول بگیریم
بعد از اینکه گذاشتید مایور شکستتون بده
همه میدونن که چیکار کنن؟
آره،نمایشنامه رو خوندیم
این بهترین کارمه
باید یه کم بخوابم
آقای مایور؟
آقای مایور اگه میتونم...
- چی؟ - آه،گربه ی چکمه پوش
مایور چیکار میتوننه برات بکنه؟
من یه سری نگرانی در مورد چشمه دارم
اونه!زنده شده؟ داره مردم رو میخوره؟
نه
میبینی؟اونجا نشت داره
من چیزی نمیبینم
آماده باش تا بمیری
راهزن ها!برید عقب!همتون!
خب،خب،خب،آقای
- "...مایور تمرسو" - مایور تمرسو
ما ادم بداییم
و قرار از دستامون برای کوبیدن توی صورتت استفاده کنیم
گربه!نجاتم بده!
- گربه چکمه پوش!وای نه - وای،نه
آه!دارم از ترس میمیرم!
حالا خشم چکمه رو حس میکنید!
تسلیم شو!
آه.آه صدای ترسناک
لگد
اوه،نه،نه،نه
من غش کردم
ضعف
گربه!
با من مثل یه مرد بجنگ
نه،نه توباید بگی عصبانیت
با عصبانیت با من مثل یه مرد بجنگ
خبببب؟
و؟
اوه،درسته
عروسک خوشگل پسر بالاخره گرقتمش
اصلا چرا این رو میخواستی؟
عجیب نیست،شاید دارم جمعشون میکنم
به تو ربطی نداره
باید یه جوری مایور رو متقاعد کنیم که اون دزدا رو شکست داده
چی شد؟
آقای مایور،تو تونستی!
تو شجاع ترین مرد زنده هستی
آه...من کیم؟
تو تمام این راهزنارو با دست خالی شکست دادی
و بعدش شما از هوش رفتی با شجاعت
این ....باورش سخته
توبی
داستان هیجان انگیز شکست خوردن راهزن ها توسط مایور
نوشته شده توسط توبی،خود منم
اینجا ما لیدر راهزن ها رو میبنیم
توبی،چرا این فورباغس
من توی کشیدن قورباغه خیلی خوبم
آه،خب این رییس دزداست که تورو به جنگیدن دعوت میکنه
تو...فکر کنم این اردک ای.
من توی کشیدن اردک هم خوبم
تو اون رو با مشت توانای خود زدی
اون پرواز کرد و بقیه راهزنا...قورباغه ها.
و شما اونها رو بی وقفه با مشت میزنید
بال
تا جایی که دیگه نتونستن بجنگن.
و بعدش یه دونه پای بود....به یه دلایلی
من گشنم بود
این واقعا اتفاق افتاده؟
آقای مایور این بچه کاملا این رو از روی حقیقت کشیده نه دروغ
یه تصویر میتونه معنای هزار کلمه رو بده
پس این حقیت داره،من...
یه قهرمان
اوه،بله،بله یه قهرمان
برای مایور دست بزنید
- شما عالی اید آقای مایور - چه قهرمانی!
سخنرانی،سخنرانی،سخنرانی!
شهروندان،امروز من همه ی شماها رو نجات دادم
تو یه قهرمانی
تو یه قهرمانی!
آره،فکر کنم باشم
تو بهترین قهرمانی
تو بهترین قهرمانی!
من بهترین قهرمان تاریخ ام!
تو شجاع ترین و بهترین قهرمان تاریخی!
و مشتات مثب توپ جنگی میمونن
فرستاده شده از بهشت برای محافظت از ما در برابر شیطان
درست میگی!
برو و شکست بده شیطا....
این کار رو میکنم!
اوه،نگاه کن
من دیگه مایور تمرسو نیستم
چی؟
من تمرسو ام شجاع ترین صحرای غرب
شهروندان سن لورنزو
من بدین وسیله انتخاب شهردار جدید رو اعلام میکنم
گربه چکمه پوش!
- میتونم توی دفترم بخوابم؟ - بله
پس من الان مایور هستم
وداع برای همیشه سن لورنزو
من میرم برای جنگیدن با شیطان! تمرسو برو که رفتیم
(یه بار دیگه هم میگم مایور به معنی شهردار ولی چون صفت همون مایور مینویسیم)
خب دیگه از دستمون در رفت!
بالاخره!میتونم یه کم بخوابم!
گره!گربه!
سگ!
نمیتونیم بزاریم مایور این کار رو بکنه
اون جنگجو نیست خودشو به کشتن میده
تو خوابی،نه؟
اوه،پس فکر کنم کار خودمه.
آقای مایور!
من اومدم تا شما رو پیدا کنم!
و بگم که برگردین به شهر
دلسانیا،نمیتونم
من باید شیطان رو خرد کنم
و این شغل قهرماناست
ولی میشه با من بیای؟
راه بازار دزدا رو بلد نیستم
خب،من نمیدونم.من...
خب،فکر کنم زمان خوبیه که بریم خونه....
حالا،تا زمانی که زنده ایم
من باید بازار دزدا رو پاک کنم.
من اینجا رو میکنم بازار بدون دزد
قمار غیرقانونی؟اوه،اوه
برو ماهی
No comments yet. Be the first to leave one.