The first 166 lines.
!عجب دردسری بشه
...انچو
قسمت دوازدهم برخیزیدن در باد
.درسته
...خوشمزهترین طعمهـتون
.اونه
!موهیو
!موهیو
!روجی-کون
مـ-من کجام؟
نظرت چیه؟
این دفعه، این تویی که !زندانی شده
به مدت خیلی خیلی طولانی
تو زندانمون زجر میکشی تا .بالأخره به یه روح تبدیل بشی
!میشی یکی از ماها
!نـ-نه
!موهیو
...دورۀ تبدیل همین الانشم شروع شده
!زجر بکشین! از درد به خودتون بپیچین
!ما رو سرگرم کنین
...سخنرانیتون
تموم شد؟
...نه بابا
میخوای تو چنین جایی محکومیت صادر کنی؟
!امتحان کن ببینیم
!کسی که عذابش رو میکشه خودتونین
!یادتون باشه، شما الان توی زندان مایید
.به نظر میآد اشتباه متوجه شدین
شما تنها کسایی هستین که .توی این زندانن
.ما نیستیم
منظورش چیه؟
حفاظ روحانی؟
...اما حفاظ من به اندازۀ کافی قوی نیست
...مخصوصاً تو وضعیتی که الان هستیم
...طبق بند 325 قانون جادویی
!وایسا، موهیو
.باید به موهیو اعتماد کنی
آخه، تو برای کمک کردن به موهیو به طلسم احتیاج داری، مگه نه؟
طلسما هم به یه آدم .دو دل جواب نمیدن
...موهیو منو باور داره
...پس منم
...پس منم
!موهیو
جرم: تبدیل ارواحی غیرقانونی
برای مرتکب شدن به جرم ،«تبدیل ارواحی غیرقانونی»
محکومیت: توپهای شیطانرو
!شما رو به «توپهای شیطانرو» محکوم میکنم
...امکان نداره
موهیو قانون جادویی اجرا کرد!؟
...دایرۀ
!حفاظ روحانی
!موهیو
!روجی-کون
!خداروشکر که حالتون خوبه
روجی، چجوری از اون دایره استفاده کردی؟
.نمیدونم... خیلی سریع گذشت
مساوی شد؟
.مثل همیشه شگفتآوری، موهیو
!ولی واقعاً خداروشکر که کار کرد
.نه هنوز
...باید... جلوش رو بگیرم
موهیو؟
!موهیو
...نکنه که
.به خاطر معجون بازدارندۀ رن باشه
!حتماً همینه! آخه همشو یه جا خورد
!لعنتی
!باید برای درمان ببریمش سازمان
.به نظر میآد خسته شدی، موهیو
!این دفعه... درسته
تو کی هستی؟
!مادوکا-ساما
چی شده؟
.یه حشرۀ مزاحم رو گیر انداختم
.جرئت کرده سر راه من بیاد
خب حالا... باهات چیکار کنم؟
.کار بیهوده نکن
...ا-اما
.برگرد اینجا
.این دفعه رو از جونت میگذرم
!ایمائی-سان! ایمائی-سان
!ایمائی-سان
...واقعاً ناامیدکنندهـست
.به نظر ناراحت میآیین
...آره
یه موجود عجیب و غریب دیگه !هم ظاهر شد
... رن منم داره تموم میشه
واقعاً به بنبست خوردیم، مگه نه؟
...موهیو
!بیکو، یکم از اون معجون به منم بده
!یه اتفاقی داره برای استاد میافته
داره وارد مرحلۀ بعدی .تبدیلش میشه
...هنوزم قابل توقفه، اما
از دست دادنش الان با نقشههام .مطابقت نداره
.برای درمانش برمیگردیم
بدون کشتن اینا؟
...اما حیف میشه که
!بذارین بکشمشون
!وایسا
اگه میخواستم همین الانم .میتونستم موهیو رو بکشم
اما کشته شدنش به تنهایی .خیلی حوصلهسربره
!اجازشو نمیدم
.کاریش نمیشه کرد
.کارم هنوز باهات تموم نشده، موهیو
...اما
.خیانت اون واقعاً چیز خوبی بود
!استاد
.واقعاً خوشحالم کرد
...در آخر شکست خورد
!لعنتی
،و بیکو، با اینکه باهات ابراز همدردی میکنم
.اما این نقشه بهتر از این نمیتونست پیش بره
!لعنتی
...دفعة بعد هم
درست موقعی که دوستات جلوی ،راهم سبز میشن
همپیمانای جادوی ممنوعهایم
.میآن و هر چی داری رو ازت میگیرن
،برای به ثمر رسوندن نقشههام
تموم دوستات رو مشتاقانه میدَرَن !و هر چیزی که برات ارزش داره رو نابود میکنن
!من اجازشو نمیدم
!نمیذارم حتی بهمون نزدیک بشی
!هممون از همدیگه محافظت میکنیم
!ریو-سنسی
قسم میخورم که برای !نجات دادنت میآیم
...پس، تا اون موقع
...تا اون موقع
...استاد
...لطفاً
...لطفاً، سالم بمون
!لطفاً
موهیو و روجی از ادارۀ تحقیقات ماورائ طبیعی
بیمارستان قانون جادویی
،درک میکنم که چه حسی داری
اما شنیدن این صدای این زنگولهها .از چنین فاصلۀ کمی برای سلامتیت ضرر داره
.اگه میخوای بمونی، لطفاً اینا رو گوشت کن
.ممنون
یعنی حال روجی خوبه؟
.فکر نکنم اونقدرا هم بهش صدمه بزنه
زنگولههای رنی که شفادهندهها استفاده میکنن
زنگولههای رِن
ابزارهای جادوییای هستن که با بیرون ،کشیدن خستگی از بدن، رن رو بازیابی میکنن
برای همین ممکنه با شنیدن صداشون .بعضیا دچار بیخوابی بشن، اما ضرر دیگهای نمیرسونن
.بازم، تازه از راه رسیدیم
.دقیقاً
علاقهای که کوسانو به .موهیو-دونو داره غیرقابل باوره
به نظر من، این که تونستی از اون .مخمصه زنده بیرون بیای غیرقابل باورتره
همف! یه جوری میگی .انگار من هیولایی چیزیـَم
تو دیگه کیای!؟
!موهیوِ من
چیه؟ چی شده!؟
...«پیج»
...سرهنگ
.خداروشکر
!ببخشید! غلط کردم
!چه وضعشه
...ببخشید... ببخشید
!طفلکو از خواب بیدار کرد
!وایسین
ایشون همون اجراکنندهایـه که براش کار میکنی؟
.آره
.و به طرز شگفتآوری، استاد موهیو هم هست
چی؟
.از دیدنت خوشبختم، کوسانو-کون .چیزای زیادی دربارت شنیدم
...آه... همینطور
،اسم من «پیج کلائوس»ـه .یه اجراکنندۀ پیر
بابت همۀ زحمتایی که برای .موهیو و یویچی کشیدی ازت متشکرم
No comments yet. Be the first to leave one.