The Legend of the Monster (都市妖奇谈)

The Legend of the Monster (都市妖奇谈)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Legend of the Monster E04
A Commentary by KOreanFaTeaM
[ ارائه ای از تیم ترجمه کره فا - مترجم: امیدرضا ]

Tags

other
Published on: 2017-08-23
Downloads: 14
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 104 lines.

افسانه هیولا

قسمت چهارم هیولا عاشق غذا می شود

دلیلی که بهت اجازه دادم بدنِ یه فرد مُرده رو واسه خودت کنی

این بود که ازش به عنوان یه هویت خاص تو شهر لی زین استفاده کنی

متوجه شدی؟

بله قربان

لی دی، اینقدر برام گردن کُلفتی نکن

دان یون، باید با خلق ــو خوی من آشنا باشی

هیچوقت آدمارو به چشم غذا نبین

تو به یه نوزاد ام رحم نکردی بد بخت

فکر کنم زیادی عمر کردی

ما یعنی گروهِ هیولاها

فقط واسه خوردن آدما اومدیم اینجا

تو؟ تو ــه الف بچه داری واسم خط ــو نشون میکشی؟

اجازشو نداری، عمراً

آخه هدف از اینطوری زندگی کردن چیه؟

سی صد ساله که دارم تو این شهر زندگی میکنم

اگه بخاطره قاعده قانون هام نبود، به نظرت آدما و هیولا ها میتونستن درست زندگی کنن؟

برام مهم نیست کی هستی، هر وقت قانون هامو زیر پا بزاری

و توازن رو از بین ببری، قسم میخورم منِ لی دی اولین کسی ام که تو روت وای میستم

تو روم وایمیستی؟ مثلا چیکار میتونی بکنی؟

فکر نکن نمیدونم.وقتی با گورکن جنگیدی

اونُ با یه گاز زخمی کردی

حالا، ما دقیقا نمیدونیم که کی برنده اس

واقعا؟

امتحانش مجانیه

کودوم گورستونی رفتی؟

برادر، دقیقا به موقع اومدی

سبزی هایِ تازهِ امروز رسیدن، بی اِر شوی لینگ

بادمجون نمیخوام، میدونی آخه زیاد بهش سَم میزنن

نه بابا اشتباه میکنی، اینا اُرگانیکن

جوونک مرغ کشتار روز بخر، تازه تازه اس

یه بوغلمون کوچیک ام خوبه ها

گوشت مرغ نمیخوام، آنفولانزایِ مرغی میاره

خوک و گوشت گاو، هر کودوم 50 گرم- وزنشون کن حتما-

البته، ممنون

تابه خوبیه

استاد دان، سلام عرض شد

بعد از درگیری دیشب، مطمئنم

لی دی بدجوری زخمی شده

اگه این همون لی دی گذشته باشه

دودی که اون بار استفاده کردم، هیچ تاثیری نداشته پس

وقتی زمان مناسبش برسه، باهم کار می کنیم

صد در صد میتونیم از شر لی دی خلاص شیم

این لی دی بخاطره مکار بودنش خیلی معروفه

اگه اون اینقدر شدید صدمه ندیده باشه

پس دخلمون اومدس

ولی اگه فرصتُ از دست بدیم

دیگه هرگز نمیتونیم فرصت موفقیتُ به چنگ بیاریم

از اونجایی که هیچ نقشه ی خوبی وجود نداره، من یه فکری دارم

چه فکری؟

در حقیقت، لازم نیست شخصا با لی دی درگیر شیم

ولی میتونیم از یه نفر دیگه بخوایم اینکارو بکنه

از یکی دیگه بخوایم اینکارو بکنه؟

فکر کنم شدنی باشه ولی این آدم

میدونم نگرانِ چی هستی، کنجکاوی بدونی اون فرد وفادار هست یا نه

بهت قول میدم بهترین فردــو برای اینکار پیدا کنم

میخواستم شوخی کنم فقط

نمیخواستم بُکُشمت

آقا، لطفا منو نکش. تو رو خدا ایندفعه منو ببخش

واسه نجاتم هر کاری بهم بگی میکنم

بشین

مطمئنی خودش بود؟- آره، با جفت چشام دیدم-

خُب، نتونستی باهاش رو در رو بشی؟؟

نه، فقط یه نگا بهش انداختم

میترسم منو بشناسه- پس من میرم ـــو یه نگاهی میندازم-

هی دیگه نمیتونی گوشت خوک بُخوری- چرا؟-

خبر نداشتی؟ معلوم نیست به خوکا چی میدن زهرِ مار کنن که

پس اینو ولش، مرغ بخریم. نوه ام اگه گوشت نداشته باشیم غذا نمیخوره

مرغا هم هزار جور درد ــو مرض دارن

این مرغا یکی دو روزه تو مزرعه باد میکنن، معلوم نیست چی بخوردشون میدن

عه! پس چیکار کنیم؟ سبزی بگیریم دیگه

اونا که بد تر از همه ان، بهشون سم میزنن نپوسن

ماهی ــو میگو میخواین؟ تازه ان

میگن آبا خیلی کثیف ــو آلودن، واسه همین ماهی ــو میگو نمیخورم

چی؟؟! هیچی نخریدی؟

نه، گوشت میخااام

ولی گوشتای اینجارو نمیشه خورد

اصلا مهم نیست، گوشت! گوشت! گوشت، دارم از گشنگی می میرم، الانه که برم یه آدمو بخورم

وایستا بینم، مگه لی دی نگفت نمیتونی آدم بخوری؟

ها!؟ بخاطره اون سگ زمینی میخوای پسرت از گشنگی هلاک شه؟

صبحونه، ناهار، شام، میون وعده، همشو گوشت میخوام

آقای شو- !اوه! گوشت-

میخوام گوشت بخورم! میخوام گوشت بخورم

بخاطره نجات زندگیم ازتون ممنونم

شنیدم اومدین لی زین، خونه حقیرم قابل شما رو نداره

بعدِ یه مدت طولانی اومدم دوباره ببینمتون

ببخشید ولی یه هدیه کوچیک آماده کردم

امیدوارم خوشتون بیاد

این که گوشت نیس! چه بدرد میخوره؟

آقایِ شو، یه لحظه، یه خواهشی دارم ازتون

!آقای شو! آقای شو

مثل اینکه اون نیت خیر مارو متوجه نشد

میدونستم داداشی ــم حرف نداره، امروز یه چند تا بشقاب اضافه تر برات غذا می ریزم

تا افسر شدن رسمی ــت رو بهت تبریک بگم- خوبه-

!شانگ منگ؟ اینو نگه دار

!برادر

!برادر

اشتباه دیدم؟

برادر، چی دیدی؟

شانگ منگ

مردی که 10 نفرو کشت. شیش سالی میشد سرــو کَلَش پیدا نبود

قسم خوردم خودم اونُ دستگیر کنم

...همین دو دیقه پیش اینجا بود

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left