The first 200 lines.
تقاطع
چند قطره نفت براي روشن کردن چراغ هم نداريم
عجب ملکهاي! هنوز هيچي نشده ميخواد همه چيز براش فراهم بشه
با نشستن يه جا که چيزي درست نميشه
کار خونه هم هست
آره، تنها تويي که کار ميکني !بقيهام که شلغم ان
لکشمنيا، اونجا کراسين داري يا نه؟
کجاست کراسين؟
چي شده؟ کراسين گير اومد؟
آره
حواست باشه به صرفه مصرف کني
کراسين انگار طلاست اصلاً پيدا نميشه
خونهست يا شکم ديو؟
هرچقدر ميريزي کفاف نميده آهاي با تو ام
از کي تا حالا دارم ميگم يه سيگار تنباکويي برام جور کن
نميشنوي چي ميگم؟
کل روز نشسته يه جا داره عين رئيس دستور ميده
يه دقيقه نميذاره کسي آروم بشينه
!آب بياُفته اينجا رو يکم ذغالش رو بيشتر کن -
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجمين: عارف و بينگسا
تا الان برنگشته! معلوم نيست !کجا غيبش زده
با جناب سرهنگ ملاقات کرد يا نه؟
هيچي معلوم نيست
من چند بار بهش گفتم يکي رو با خودت ببر
ولي کو گوش شنوا؟
همه جا آتيش گرفته
اين که اينقدر نق زدن نداره
رفته جناب سرهنگ رو ببينه
وقتي ببينه برميگرده ديگه
هيچ اتفاقي نمياُفته
تو از کجا ميدوني؟
ممکنه تو يه مصيبتي گرفتار شده باشه
من به کاکا گفتم منم با خودش ببره
ولي اون اصلاً حرف گوش نميده
فکر کنم پليسه
پليسه بدو، بدو
بياين، پايين
کجا؟ کدوم طرف؟
!اونطرف
پليس؟ نه، پليس نيست-
بابو و رفقاش کمين کردن
گفته بودم که يه روز سرمون رو ميکنن زير آب
کجايين شما جانيها؟
امشب هيچکدومتون رو زنده نميذارم
همگي گوشتون رو باز کنيد
اون قاتل جاني رو تحويل ما بدين وگرنه کل روستا رو آتيش ميزنيم
بياين بيرون عوضيها
اون نورنگيا کجاست؟
خدايا
بيا بيرون نورنگيا
از اينجا فرار کن
چطوري؟
فقط فرار کن
اونا کاري به پيرمرد ندارن
فرار کن
پسرم به حرفش گوش بده
فرار کن
خدا محافظ ماست
فرار کن
..خدايا
زود باش
زود باش فرار کن
چي شد؟ کجا رفتن؟
!خدايا
کجا رفتن؟
از پنجره عقبي فرار کردن
فرار؟ اون پيرمرده کجاست؟
بيارش بيرون، بجنب
بيا بيرون بدو بيا بيرون
ولش کنيد تو رو خدا
پيرمرد، پسرت کجاست؟
نورنگيا، رفتي تو دامن زنت خودت رو قايم کردي؟
مردي بيا بيرون
پسرت رو فراري دادي؟
!همه جا رو آتيش بزنيد
همه جا رو به آتيش بکشيد
چرا داريد آتيش ميزنيد؟ نجاتمون بديد
نههههه
ولم کنيد
پسرم کجاست؟
پسرم کجاست؟
منا
پسرم، منا
همه برين تو مندر، برين زود باشين
فرار کن فرار کن
فرار کن
خونه من رو آتيش زدن خونه من رو آتيش زدن
ول کن، فرار کن
پدرم اون توئه مادرم هم اونجا
خونهم رو به آتيش کشيدن
ولش کن، برو
فرار کن؛ ميکشنت
فکر ميکنم اينا داخل همين قايم شدن
همگي بيايين بيرون
برو تو همهشون رو بکش بيرون
نه، نه، اينجا مکان مقدسيه قربان
خب که چي؟
هرچي مجرمه بره اون تو بشينه و در امان باشه؟ بيارشون بيرون
خداوند هم خوشحال ميشه زود باشين
باشه، تو همينجا وايسا چراغ رو روشن نگه دار
نترسين گربهست
منم فکر کردم صداي شليک شنيدم
خواب بودم درست متوجه نشدم
اونا اينجا که نميان نه؟
معلوم نيست شايد بيان
زياد اينجا موندنتون به صلاح نيست
تو تاريکي هيچي معلوم نيست هرکي به يه سمتي فرار کرد
پنج شش نفر رودخونه رو رد کردن
ما از راه مزرعه رسيديم اينجا
..از يه طرف تاريکي از يه طرف ديگه
زن من حاملهست نميتونه زياد بدوئه
معلوم نيست چه اتفاقي واسه پدر و مادر افتاد
ما هنوز خيلي دور نشده بوديم که خونهمون رو آتيش زدن
همهي روستا رو آتيش زدن
سردستهشون شيو نندن بود
اومده بود در خونه هي داشت
اسم اين رو صدا ميزد و فرياد ميکشيد
فکر نکنم بخواد به اين راحتي دست از سرشون برداره، حتماً ميکشه
نترس، با ترسيدن چيزي حل نميشه
موندن شما دوتا اينجا به صلاح نيست
..،همين امشب بايد از اينجا برين
پراکاش رو يادتونه؟
بله
شما دوتا بريد پيش اون
من به اسم اون يه نامه مينويسم بشين
از راه اصلي نرين از راه جنگل برين
بعدش که رسيدن به گردنه بارم بارا
از اونجا سوار اتوبوس شين اتوبوس شهر پور
تا بعد از ظهر ميرسيد اونجا
راستي رام نريش تو روستا نبود مگه؟ نه-
اون سر ظهر رفته بود براي ملاقات جناب سرهنگ
اگه بود که همون اول اون رو ميکشتن
اول از همه، خونه اونو آتيش زدن
جناب پراکاش بعد از عرض سلام
دو نفر رو دارم به طرف شما ميفرستم
از چنگ مرگ فرار کردن و اومدن پيش شما
همه چيز رو خودشون براتون توضيح ميدن
براي نوشتن توضيحات وقت نيست
اميدوارم براي اينها يه راه حل درست و جاي امن فراهم کنيد
دوست شما بخاطر دادرسي و تلاش براي احقاق حق اين جماعت، به شهادت رسيد
از روزي که اون رو شناختم ...تا آخرين لحظه مرگش
براي حقوق اين جماعت، جنگيد
و براي خودش کار خاصي نکرد
شما خودتون بيشتر در جريانيد
بيا، به دردتون ميخوره، صبر کن
بيا اين پيشت باشه مواظب باشيد
!خداي من! سالاو زود بيا اينجا شما برين اونطرف
بقيه دنبال من
اونجا، اونجا رو ببين
گوزنه
فرار کرد، بريم
وايسا بذار نفس بکشم اصلا نميتونم
براي نفس کشيدن وقت نداريم
ببين داره صبح ميشه
بايد اولين اتوبوس که صبح رد ميشه رو سوار شيم
پليسا اومدن براشون توضيح بدين
چي بگيم؟
که خونههامون رو آتيش زدن؟
پسر و شوهرم که معلوم نيست !کجان؟ چرا ما رو نکشتن؟
!واقعاً که! کل روستا رو آتيش زدن
17نفر کشته شدن و شما ميگين که هيچ خبري بدستتون نرسيد؟
پليس 7 ساعت بعد از اتفاق رسيده اينجا
نه خانم، ما واقعاً متوجه نشديم
اين بسيار عجيبه 2 کشته توي 2 هفته
معلومه که يه اتفاقاتي داشته تو روستا ميافتاده
شما اصلاً فکر نکردين که اين مسئله ميتونه مهم باشه
تا نيروي بيشتري رو بکار بگيرين؟
اين ساده لوحي به هيچ وجه قابل بخشش نيست
نه خانوم، ما دو روز پيش اينجا اومديم چند نفر هم دستگير کرديم
دستگير کردين؟ بله -
!بله ولي آدماي بيگناه رو
کدخدا، همه چيز درست ميشه
شما شاهدين رو بگين بيان و شما شما گزارش رو بنويسيد
اين کار بسيار سخته که ما بتونيم دوباره اعتماد اين مردم رو به دست بياريم
شما با چشماي خودتون ببينيد، مردم براي حفظ جونشون به مندر پناه آوردن
..بازم اينهمه کشت و کشتار
!اين چندش و وحشتناکه
ساکت! همگي ساکت! جلو نيايين
برين عقب
آروم باشيد، آروم
همگي اينا رو ساکت کنين بذاريد صحبت کنه
اين مدرک من من يه روزنامه نگارم
!!!نميتونين اينجوري جلوي من رو بگيرين
بذارين بياد
ساکت ساکت
بذارين صحبت کنيم
دارم ميگم.. دارم ميگم.. تا زماني که وزير کشور خودش نياد اينجا
هيچکدوم از جنازهها رو از اينجا منتقل نميکنيم
!ساکت، ساکت، چه مسخره بازيه
ساکت، گوش بديد
آروم باشيد
آروم، ما همه چيز رو به وزير کشور داديم
شما خواهشاً آروم باشيد ما کنار شما هستيم
ولي خواهشاً به ما هم فکر کنيد
وزير کشور بخاطر يه کار بسيار مهم الان تو دهلي گير افتاده
تا زماني که خود ايشون نياد اينجا
ما جنازهها رو از اينجا تکون نميديم
خودش بايد با چشماش اين صحنه رو ببينه
ساکت، ساکت
خواهشاً با آرامش کامل به حرف من گوش بديد
No comments yet. Be the first to leave one.