The first 200 lines.
از وقتی مری, ملکه اسکاتلند, یه بچه بود
انگستان تاج و تخت اون رو میخواست
, اون به فرانسه فرستاده شد تا با شاه آینده ازدواج کنه
, تا خودش و مردمش رو نجات بده
یه وصلتی که باید از اون حفاظت کنه
, ولی نیروهایی هستند که قصد خیانت دارند
نیروهایی از تاریکی, نیروهایی از قلب
تا زمانی که حکومت کنه
... آنچه در حکومت گذشت
خبرهای بحران در اسکاتلند
انگستان اونها لب مرزها رو شلوغ کردن
شما مثلا باید هم پیمان ما باشید
تو فقط باید نگران انگلستان باشی
,من انگلستان , اسپانیا
و 100تا ایتالیایی و مدیران آلمانی رو برای نگرانی دارم
مری, من معذرت میخوام
ولی من جنگ تو رو اینجا تو فرانسه دیدم
بله رو بگو و مرد خودتو داشته باش
اون واقعا میخواد با من عروسی بکنه که در واقع
بیشتر از اون چیزی که خانواده تو دارن بهم پیشنهاد میکنن
اون بش هستش وقتیکه بش به سمت 6 تا همراه مختلف داشته میرفته
انگار یه نفر که به انگلستان وفادار بوده
مستقیما میره به کلیس و بهشون هشدار میده
فرانسه نمیتونه کمک کنه
هیچ ارتش بیشتری برای فرستادن نداریم
باید با توماس ازدواج کنی
کی هدف رو طراحی کرده ؟
کی میدونه ؟
خوب, اونا میگن به نظر میرسه که روح قلعه است
میدونی, اونا اون دختر رو واسه فرار کردن هر خدمتکار
یا گم شدنش , مقصر میدونن
ضربه خوبی بود, توماس
ولی هدف اینه که به قلب ضربه بزنی
هدف اینه ؟
اون اجازه داره که یه تیر دیگه بزنه ؟
من خیلی تیر شلیک کردم ؟
از نظر فنی, آره
منم باید یه تیر دیگه بزنم ؟
هر چند تا تیر که دوست داری بزن
تو بازم میبازی
این دور به نفع شاهزلده فرانسیس
دور دوم, هدف جدید
به نظر نمیرسه که توماس تو چند روز گذشته تغییر کرده باشه ؟
یه ذره بیشتر شجاع شده ؟
مشتاق تر ؟
چالاک تر , به هر حال
و مشخصا بیشتر با مری نامزد شده
ولی نه کاملا نامزد.... نه هنوز
و تو چه حسی راجبه اون داری ؟
من به این نقشه شک دارم
مهم نیست که من چه حسی دارم
من باید با کسی ازدواج کنم که به نفعه اسکاتلند باشه
چه حسی داری اگه توماس اون مرد باشه ؟
من فکر میکنم باید بخاطر داشته باشیم که این هنوز یه رازه
حداقل تا وقتیکه شاه هنری منو از نامزدیم با
فرانسیس آزاد بکنه
این که جواب نشد
با داییت قدم میزنی
تقریبا موافقه ؟
تو و شاه هنری چند روزه که دارین با هم حرف میزنین
راجبه چی داشتین بحث میکردین ؟ آب و هوا ؟
اینها مسائل و حیله های دولتی هستش
پیمان ازدواجت با پرتغال, اتحاد ما رو با فرانسه
به هم نمیزنه اما تغییرش میده
هنوزم برای خوشحال کردن هنری یه سرس شرایطی هست
من واسه نتیجه ای که مطمعن نیستم واقعا میخوامش , التماس نمیکنم
تو التماس میکنی
بخاطر اینکه اسکاتلند بهش نیاز داره
کشتی های پرتغالیه که انگلستان رو از حمله
به مرزهای ما دور نگه داشته
و حالا هم که هنری بهمون عین همین حفاظت رو پیشنهاد نمیده
ولی اون هنوز شاه هستش
و به نظر نمیرسه که یه شاه
بزاره هم پیمانش به همین راحتی از پیمانشون بگذره
ولی یه ملکه میتونه واسه آزاد کردن خودش از
پیمانی که هنوز اجرا هم نشده التماس کنه ؟
تو انوقت ملکه هیچی میشی اگه نتونی
اسکاتلند رو از دست انگلستان نجات بدی
,و تو بدونه قدرت پرتغال
,نمیتونی اون کار رو بکنی
که اون قدرتم نمیتونی داشته باشی
بدونه اینکه شاه هنری تو رو آزاد کنه که بتونی با توماس عروسی کنی
شاهزاده مری خیلی نگرانه که حاله بش رو بدونه
زخم بسته شده
ولی مریضی تویه خونش پخش شده
... اگه تبش تا آخر شب قطع نشه
اون ممکنه بمیره؟ به این زودی ؟
تو داری دختر بیچاره رو میترسونی , نوستراداموس
جوانمردیت کجا رفته ؟ بش
حالت چطوره ؟
ظاهرا به مرگ نزدیکم
تو باید استراحت کنی سباستین
چیزی که من احتیاج دارم آبه
... و شاید
.. و یه ذره بیشتر از اون چیز دوست داشتنی
اخمویه نگران
من فکر کنم بتونم از پسش بر بیام
پس تو سریه برمیگردی
پیش مری و خبرهایه این مشکلاتو بهش میرسونی
مثل بقیه دختراش یا میمونی و
به مرگ تو صورت من نگاه میکنی ؟
من از دوتا از برادرام تا زمانی که مردن پرستاری کردم
تب سرخ
و من تلفاته دیگه ای رو هم دیدم
من دیگه از مرگ نمیترسم
من از تنها بودن میترسم
تفاوتی هم بینشون هست ؟
, من واقعا متاسفم
ولی این بهش کمک نمیکنه که استراحت کنه
هر دفعه که بهش نگاه میکنم, حس بهتری دارم
,هر دفعه که به تو نگاه میکنم
حالم بدتر میشه
نسخه دارویی ام مشخص شد
اینطور فکر نمیکنی ؟
یه کتاب از افسانه های اسکاندیناوی
اونجا هستش
اگه اشکال نداره واسم بخون
البته, مگر اینکه تو بخوای برگردی به مسابقات
اصلا
تیر به هدف اصابت کرد. خیلی خوبه
خوب, انجام شد؟ تو با توماس عروسی میکنی ؟
...موافقتشون نزدیکه, اما
این پیچیده است
هیچ چیزه غیر پیچیده ای تو فرانسه هست ؟
شاه توماس برنده هستند
میشه لطف من رو بپذیرید, مری, ملکه اسکاتلند؟
آیا من به کسی توهینی کردم ؟
نه اصلا
خواهش میکنم
ممنونم, توماس
من مفتخر شدم
معذرت میخوام این بی فکری اون بود
که لطفش رو در معرض عموم نشون داد ... من نمیدونم
من فکر میکنم خیلی هم حساب شده بود
ولی من منظورشو نگرفتم؟
اون همین الانم جواب بله تو رو گرفته, مگه نگرفته ؟
پیمان داره تقریبا کامی میشه
پس تو از اینجا میری ؟
... فرانسیس, من میخواستم بهت بگم که
اگه منظورت اینه که میخوای بهم بگی که
نمیخوای بری, خواهش میکنم این کار رو نکن
این کمکی نمیکنه
من هر کاریو که میتونستم انجام دادم
که به اسکاتلند کمک کنم که تو بتونی بمونی
اون تقریبا کافی بود
اگه بخاطره اون جاسوسه نبود
جاسوسی که شاید همین الانم اینجا باهامون باشه
من واقعا معذرت میخوام
اونا دارن چی به شاه هنری میگن ؟
خبرایه خوبی نیست
امیدوارم راجبه بش نباشه
جریان چیه ؟ دستتو بکش
من شاهزاده سیمون وستبروک هستم من فرستاده انگلستان هستم
شما یه قاتل و یه جاسوس هستی
تو سریع رفتی پیش هموطنات و
بهشون گفتی که ارتش فرانسه داره
میره به اسکاتلند
تو باعث یه قتل عام شدی,نزدیک که پسره منو بکشی
اینا همش چرنده من یه دیپلمات هستم
من اینجام که همچنان صلح رو نگه دارم
پس تو ماموریتت شکست خوردی
پس و.اسه ملکتون مهم نیست
وقتیکه من سرت رو براش بفرستم
ببریدش سرورم شما , شما اشتباه میکنید
ولم کنید! من همچین کاری انجام ندادم
چرا باید اینکار رو بکنم؟ شما منو اشتباهی گرفتید
مری بیچاره
شما احساس میکنی که شاه هیچوقت شما رو نمیبینه
و تو یه ملکه هستی
من خوشحالم که ناراحتی من
واسه شما یه لذتی رو به ارمغان داشته
ناراحتی تو به من هیچ لذتی نمیده
...اما غیبتت
چرا اینقدر ازم متنفری ؟
اگه من دارم میرم به پرتغال ع چرا نگم ؟
من وقتی جوان بودم خیلی باهام مهربون بودی
وقتیکه بهت نگاه میکنم, مرگ رو میبینم
من میبینم که کشورت سر پسرم رو به باد میده
من میبینم که مرداش
در حاله دفاع از کشوره تو میمیرن
خوب, اگه من یه بار اضافیم واسه شما
یه کاری کنین که شاه منو آزاد کنه
که من به ازاش بشم بار اضافی پرتغال
آرزو میکردم که میتونستم
ولی هنری حس میکنه که از اسکاتلند سوء استفاده کرده
چه جوری میتونم یه کاری کنم که
شاه نظرشو عوض کنه ؟
خوب... یه چیزکوچیکی هست
و چه جوری میتونم به فرانسه کمک کنم, سرورم ؟
این انگلیسیها
ما اونا رو تو دربار نگه داشتیم که صلحمون رو حفظ کنیم
ولی به نظر میرسه که اونا این صلح رو نمیخوان
فرستاده اونها , سیمون
وقتیکه داشته راجب نقشش تو این کمین اخیر
تو یه میخانه محلی لاف میزده,همه صحبتاش رو شنیدن
که چه جوری به
هموطناش راجبه حرکت سربازها هشدار داده
مشکل اینجاست که برای محکوم کردن یه دیپلمات
ما به مدرکی احتیاج داریم که سوالی واسه ملتی توش باقی نمونه شاهدی که حرفش جایه بحثی باقی نزاره
به ازاش, ما اونو داریم
No comments yet. Be the first to leave one.