The first 200 lines.
دانلود فیلم و سریالهای روز دنیا، بدون سانسور و حذفیات، بههمراه زیرنویس چسبیدهی اختصاصی، تنها در رسانهی اینترنتی نایتمووی
« ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید »
.یه تازهوارد داریم
.آره، بعد از یه همچین پروازی
اسم و فامیل؟
.مور، جزمین
...خیلیخب، تو توی اتاق
.رفقا
.اون اتاقو گرفت
بهش بگیم؟ - چی شده؟ -
.به انکستر خوش اومدی
شرکت تعمیرات تاسیسات و زمین؟
.گیل بیشاپ هستم
.آره، درِ خونهم... قفلش خراب شده
...البته که امتحان کردم. مشخصه که
.لعنتی
.ترسوندیم - .ببخشید -
.تو باید جزمین باشی - .آره -
.اسم من امیلیاـه
.هی
.از تیپت خوشم میاد
.ممنون
میشه یکی لطفا تمیزش کنه؟
.اسطوره
.دانشگاه انکستر پر از اسطورهست
وقتی وارد دانشگاهی میشین ،که تقریبا همزمان با کشور تاسیس شده
.میتونین انتظار چندتا اسطوره رو داشته باشین
شاید شنیده باشین که فرانکلین روزولت نتونست توی انکستر قبول شه
...و مجبور شد بره یه دانشگاه دیگه
.دانشگاه هاروارد
،با اینکه نمیتونم این موضوعو تائید کنم
میتونم بگم دوتا از رئیسجمهورای آمریکا و یه عالمه سناتور
این دانشگاهو به عنوان محل تحصیلشون .به حساب میارن
حتما راجع به افسانهی ،مارگارت میلت شنیدین
زنی که به جرم جادوگری
.همین نزدیکیا به دار آویخته شد
.این داستان حقیقت داره
اما حرفمو باور کنین
که تنها چیزی که امسال روحتونو تسخیر میکنه
.یه تیکه پیتزاست
برای من افتخار خیلی بزرگیه
که امسال در مقام رئیس دانشکدهی بلویل
.برای اولین بار حضور دارم
.به عنوان رئیس، من چیزی بیشتر از یه استادم
،منو یه محرم اسرار
.یه دوست، یه رفیق در نظر بگیرین
،و اگه چیزی لازم داشتین ،خونهی من همین نزدیکیاست
.برای همین راحت میتونین پیدام کنین
ما هر ترمو با یه چیزی به نام فریاد ابتدایی .شروع و تموم میکنیم
.ریههاتونو از همین الان آماده کنین
...و آخرین نکته
.هیچوقت دیگه بر نمیگردین خونه
،وقتی موقع تعطیلات به شهرای خودتون برگردین
.به عنوان مهمان میرین اونجا
.هیچ بازگشتی به چیزای گذشته وجود نداره
...پس فقط میتونم بگم
.به خونه خوش اومدین
.میخوایم این بازیو انجام بدیم؟ اوه، لعنتی
میشه لطفا یکی تمیزش کنه؟
.دستمال حولهای اونجاست
بیا. تمیزش میکنی؟
آا، شما از کجا همو میشناسین؟
اوه، خیلیخب، ما با هم ،میرفتیم مدرسه
.بعدش لیبی رفت مدرسهی دالتون
آو! چرا؟ - .من رفتم دوایت -
.خیلیخب. ببخشید
.لیبی دوستم از اردوگاهه
.اردوگاه چاپاکوییدیک
.دوایت. نمیدونستم اونجا میرفتی
.احمقای خل و چل سفیدپوست که با هم دیگه مواد میزنن
میشه ادامه بدیم؟
.چشم، خانوم
...من تا حالا
.توی هواپیما سکس نداشتم...
...تو همین الان - .اوه -
.حقیقت نداره .تو که اینطوری نبودی
.توی برثرایت این اتفاق افتاد
.خیلیخب، منم یکی دارم
.من تاحالا تو شلوارم نشاشیدم
.امشبم برای شروع دیر نیست
اوه؟
.آا، میتونم توضیح بدم
،اومم، داستانش مفصله .اما... بعضی وقتا تو خواب راه میرم
.اوه، خدای من تا حالا تو خواب چیزی خوردی؟
.فکر نکنم - چی؟ -
،اومم، به هر حال، بهار پارسال
بعد از مهمونی رقص ...شبو با چند نفر توی خونهی دوستم موندیم
.باحالترین جشن بعد مهمونی رو داشتیم
.اماگانست
بعدش فقط یادم میاد ،مامانش منو بیدار کرد
و من روی یه ماشین لباسشویی .نشسته بودم و داشتم میشاشیدم
.خیلی شدید... اصلا میپاشید - !نه -
...بسه. خیلیخب - .شدید -
.خیلی شدید
.پس نه تنها تو شلوار خودم شاشیدم
.بلکه رو شلوار بقیه هم شاشیدم
این دختره رو از کجا آوردین؟
.خیلی خوب بود
.شونههاتونو بگیرین عقب
من نقاشی دین مرونی رو کشیدم .وقتی تازه به عنوان رئیس دانشکدهی پیبادی منصوب شده بود
.اوه، واو. عالی
.قدم بزرگیه
.اون صدا
اگه میخواین الان زمان خوبیه که .کارو موقتا تموم کنیم
.میتونیم هفتهی دیگه دوباره ادامه بدیم - .آره، باشه -
.ممنون، جاش
.بروکلی هم گذاشتم تا قوت بگیری
.ممنون - یه خرده ماکارونی و پنیر میخوای، عزیزم؟ -
.بله، لطفا
سلام عزیزم. حالت چهطوره؟
.امروز خیلی خوشگل شدی
.خیلیخب، جیکوب چه خبر، عزیزم؟
.آره. خوشحالم میبینمت
.نوش جان - .اوه، ممنون -
سلام. حالتون چهطوره؟
.یالا، لبخند بزنین - .سلام -
.امروز روز قشنگیه - .اوهوم -
درسا در چه حاله؟
.عالی - خوب؟ -
.خیلیخب، حرفت یه خرده توهینآمیز بود
.خیلی بیادبانه بود
.اوه، نگران نباش .کاری نمیکنه
تو دیگه کی هستی؟
.حدس بزن
...باشه. اومم
.بیانسه
.یکی از خواهرای ویلیامز
.سرینا، شایدم وینس
.نیکی میناژ
لیزو؟
.نه، نه و نه
.خدای من، اشتباه گفتین .هماتاقیمه
.از آشنایی باهات خوشحالم
.اسم من تایلره. سلام
.سلام، تایلر - .سلام -
لعنتی، توـم اینجا زندگی میکنی؟
.آره - .آره -
.آره - .این اتاق جنزدهست -
.تو دههی 50 یه دختره اینجا مُرد
.آره. اتاق 302
.آره. حواست جمع باشه
.تمام مدرسه نفرین شده
.توسط جادوگر
ماجرای مارگارت میلت و مجازاتای جادوگرا رو نشنیدی؟
.بیخیال
خیلیخب، باید بیشتر از اینا سعی کنین
.تا بخواین منو بترسونین
.جدی میگم، واقعیه
جادوگر هر سال .یه سال اولی رو انتخاب میکنه
.ممکنه یکی از شماها باشین
...دخترهی توی ورودی ما، ترژر
.اوه، لعنتی، کلا ترژر رو فراموش کرده بودم
.اون کلا عقلشو از دست داد
.از پنجره پرید بیرون
همین پنجره؟ - .آره -
مـ-مگه چی شد؟
.جادوگر خودشو به یه سال اولی نشون میده
،و بعدش یه شب
،راس ساعت 3 و 33 دقیقه
.با خودش میبرهشون
کجا؟
.جهنم
.تو خیلی... اوه، خدای من
.اما حقیقت داره. تمامش حقیقت داره
.حقیقت داره، البته، بیشترش - .عوض کن -
!ترژر
.خفه شو
.تو دردسر میندازیمونا
،هاثورن کلا روانی بود .فکر کنم همهمون موافق باشیم
.آخه پرل رو ببینین
،این دختر کوچولو 90 درصد نمادگراست .10درصد هم حرفای قلنبه سلنبه
چه نتیجهای میگیرین؟
استاد بکمن؟
.لیو صدام کن
.و نیازی نیست دستتو بلند کنی
.دست بلند کردن برای دبیرستانه
.ببخشید
فکر میکنم یه خرده طعنهآمیزه که هستر .اسمشو گذاشته پرل
چهطور؟
،مرواریدا رنگشون سفیده
برای همین ذهن آدمو میبره سمت .پاک بودن، بیگناه بودن و این چیزا
پرل به دلیل اینکه اسمش به معنی .مرواریده بیگناهه
کی موافقه؟
...خب، اومم، استاد بکمن
.لیو
فکر میکنم اون زمان رنگ سفید .به معنی پاکی بود
.از لحاظ نمادین
ولی یه جای داستان
.داشت سر بچههای روستایی داد میزد
...برای همین
مشخصا بعضی رفتاراش .مخالف بیگناه بودنشه
یا اینکه نکته دقیقا همینه
و پرل همون زن سفیدپوستیه
.که اومده تا هستر رو بکُشه
.هستر نماد تمام زنای خودرایه
.عالی بود، کرسیدا
.بیاین بیشتر راجع بهش بحث کنیم
.میزبانمون اومد
.سلام - .سلام -
.خوش اومدین، خوش اومدین
No comments yet. Be the first to leave one.