The first 200 lines.
خانم تولاسی؟!
خانم تولاسی اینجا کیه ؟
دکتر منتظر شماست
آقای کریشنا
اقای کریشنا شمایید ؟
چند سالته ؟؟
19سال
این سن مناسبیه برای این کار ؟
شماره ی باباتو بده چی شده دکتر؟-
اون حامله اس
تو چیکار کردی ؟
تو آبروی این خانواده رو بردی
ما به تو اعتماد کردیم بعد تو اینکارو میکنی؟
بخاطر اینه که برادر من داره هزینه تحصیلتو میده؟
اگر مادرت بفهمه میکشتت
تو نمیدونی که باید از این ادمای سطح پایین دوری کنی؟
کی پسته ؟
تو دخترتو درست تربییت نکردی
سعی میکنی بندازی گردن پسر من
شنیدی اون چی گفت؟
گوش کن! مواظب حرفات باش منظورت چیه مواظب حرفام باشم ؟-
ما فرستادیم بره تحصیل کنه ببین چیکار کردی ؟
این شهر ما بود,همین
چیکار میتونی بکنی ؟
فقط تقصیر پسر من بود؟ بله تقصیر اونه-
دعواتون رو برای خونه نگه دارید اینجا بیمارستانه
"دیا" Mary.b : مترجم
بهترین های سینمای هند در بالیوود وان
کی بود ؟
کی تورو بوجود آورد ؟
کی بود ؟
کی تورو نابود کرد ؟
کی بود ؟
کی سرنوشت تورو نوشت ؟
کی بود ؟
کی تورو پاک کرد ؟
ای اتش
کی خاموشت کرد ؟
ای گل
کی لهت کرد ؟
کی تورو کشت قبل اینکه حتی به دنیا بیای؟
ای کودک زاده نشده
غم و اندوه بی پایان
چرخه ی زندگیه
ای عشق من
برای همینه که دور شدی ؟
این دنیای محکوم شده جهنمه جوشانه
ای زیبای من
بخاطر همینه که دور شدی ؟
نابود شدی تو آتش رحم مادرت
بچه عزیزم
پنج سال بعد
لطفا بیا
این اولین ازدواج توو خانواده ی توست چرا جشن به این سادگی ؟
هدف عروسیه با شکوه چیه ؟
با اون پول براشون خونه خریدیم
داره آماده میشه
همتون اسباب کشی میکنین اونجا ؟ نه جناب-
برای کوچکتر هاست
برای جشن ورود به خونه مارو دعوت میکنید ؟
یه مسئله جزئی دادرسی هست پرونده تو دادگاهه
من منتظر اونام که خونه رو تحویل بدن
اول بیاین تو لطفا سوال زیاد پرسیدیم
زندایی,بالشا کجان؟ داخلن-
هیشکی این دورو ور نیست
دنبالت میگشتم چیکار میکنی؟-
سلام کریشنا
مامانی
همیشه تو عجله ای
غیر از این حالت کسی نمیبینتت منو ببینین؟-
لپاش گل انداخت
هنوز نخوابیدی؟ نه الان میخوابم-
داره زوزه میکشه بدون اینکه وضع منو بدونه
مامان چیه پسرم؟-
اینجا خیلی شلوغه
فکر بابات بود که همه بجای هتل تو خونه بمونن
پس من چی ؟
برو بالا و بخواب
شب اول ؟
امشب شب اولتونه ؟
تو این ساری واقعا جذاب بود اره عالی بود-
پسرم
بیا اینجا بخواب
بیا پسرم
با شما ؟ اره-
اره عزیزم بیا تو
کارت عالی بود
عجله واسه چیه ؟ چند روز بیشتر بمونین
دو روز دیگه ؟
دایی بیشتر بمونید
فردا میرم سنگاپور
یکی باید کارارو اداره کنه
میدونم که میدونی
برمیگردیم
داره دیر میشه بریم
دایی بیا بریم دیر میشه ها چرا انقدر عجله داری؟-
مامان مواظب باش
چقدر آدم کی میخوان برن ؟
هی من جایی نمیرم
بابات هر صد سال یه بار مارو دعوت میکنه
من چهار روز میمونم برا تماشای چنای
کریشنا بیا اینجا
این برای توئه چیه بابا؟-
بلیط پرواز برای تو و تولاسی تمام رزروی های ماه عسلتون انجام شده
این چهار روزخوش بگذره
فقط 4 روز؟
چهار روزا
شیملا
چی شدی تو ؟ چی شده مگه؟-
خوشحال نیستی کی گفته؟-
نیازی نیست کسی بگه
خیلی واضحه
انگاری که مجبورت کردن به این ازدواج
نه همچین چیزی نیس
پنج سال نه میتونستم ببینمت نه باهات حرف بزنم
و کلی مشکلای دیگه
منتظر این روز بودم
ناراحت و عصبانی به نظر میای انگار این یک عروسی هماهنگ شده بوده
انگار همه چیز رو فراموش کردی
ولی من نمیتونم
هیچ چیزو نمیتونم فراموش کنم
تا الان باید بچه دار میشدیم
الان باید 5 سالش میبود
پاندیان ، نمیریم خونه ؟
بابات بهم گفت که ببرمت اپارتمان جدید
کریشنا رسیدی ؟
اره بابا
خبرای خوبی دارم چیشده بابا ؟-
پرونده رو برنده شدیم به اضافه ی اپارتمان
کلید هارو دادن بهمون
واقعا ؟ عالیه
تو و تولاسی میتونید برید خونه ی جدید
تمام چیز ها رو هماهنگ کردیم چیزایی که جفتتون لازم دارید
شما چی ؟ من و مامان این اخر هفته میایم-
بیاید
مراقبت کنید
همه چیز رو چیدن خیلی قشنگه
این عالی نیست ؟
باباس دیگه
کم کم پول جمع کرد تا این خونه رو برای ما بسازه
خیلی ناراحت بودم که عروسیمون رو انقدر ساده گرفت
برای خوبیه خودمون بود مگه نه ؟
به به چه دیدی داره
از دست کی عصبانی ؟ من یا بابام ؟
این تصمیم من نبود خودتم میدونی
اونروز خیلی حالم بد بود
خیلی برام سخت بود
ولی فکر کردن راجب به گذشته هیچ کمکی نمیکنه
تولاسی من میخوام خوشحال باشی
حاظرم براش هر کاری کنم
خدا بهمون میبخشه نه یکی بلکه 2 تا بچه مثل دیا
زندگیمون شلوغ میشه حتی وقت برای حرف زدن نخواهیم داشت
الان زمان ماست
من حاظر نیستم تلفش کنم
اونا میخوان ما خوشبخت باشیم
ما باید اینجا خوشحال باشیم پس شاد باش
اینجا خونه ی ارزوهامونه دیا بزودی اینجا بدنیا میاد
قراره بدوئه و راه بره دور خونه
یه لالایی آرامش بخش
اون دبالشه یادت رفت بخونی
اونی مه نوازشش نکردی بع عنوان نور چشمت
اون هنوز یه قسمت زیبای توئه'
یه لالایی آرامش بخش
اون دبالشه یادت رفت بخونی
حتی بدون اینکه کلمه ای بگی
هر لحظه تورو مامان صدا میکنه
این لبخند ملایم که تو دور ریختی
هر جا بری دنبالته
تو قلبش یه سوال همراه داره
پیش تو دنبال جوابشه
از عشقش بهت برات بگه
به زندگی نیاز نداره
فقط منتظره ، فقط نگاه میکنه
عشقشو اعلام میکنه
برای جذب نگاهت
برای گرفتن دستات
تا بوسه بارانت کنه
دور میشه
ولی راهی نیست
حرفی نیست
ایا درد فراموش شده تبدیل به خار شده ؟
سکوت الان یه حرفه ؟
پسرم
برو به بابات بگو
موورتی با وثیقه ازاد شده
بهش بگو زندگیش دیگه ارامش نداره
اون سازنده ی اینجاست
پولی که میخواست رو بهش دادم
ولی میگه ارزش زمین بالا رفته و پول زیادی خرج کرده
بیست و پنج لاخ دیگه میخواد برای قرارداد
سعی کردم حلش کنم ، بی فایده بود
با پلیس یه شکایت نامه نوشتم و ازش شکایت کردم
ولش کن نگران این نباش
به دستیار کیسر راجب بهش میگم. اون حلش میکنه
چرا باز درگیر این بشیم پولی که میخواد رو بهش بده
بعدش چی ؟
اگر همه ازش بترسن چیزی که میخواد رو بهش بدن
به کلاه برداری ادامه میده و پولدار میشه
من حلش میکنم
چرا باز درگیرش بشیم -مشکلی نیست
No comments yet. Be the first to leave one.