The Guest

The Guest

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Guest 2025 S01E04 720p iP WEB-DL AAC2 0 H 264-RAWR
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 4 The Guest 2025 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-28
Downloads: 19
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

اون کیه؟ - خواهرمه. - ریا، باید باهات حرف بزنم.

یکی از دوستام بهم پیشنهاد داده دستیارت بشم.

نظافتچی قدیمی فرن رو می‌شناختی؟ - کدومشون؟

تو خونه‌شون، یه اتاق عجیب غریب داشتن.

همه اینا به یه ایستگاه قطار تو آنتورپ ربط داره.

هیچ‌کس ازش خبری نداره، ندیده‌ش.

تا می‌تونی از اون زن دور شو.

اون آناست و اون مایک.

بعد پشتش رو نگاه کن.

این یه کلید رمزنگاریه. - میای یه لیوان شراب با ما بخوری؟

خیلی وقته که از اینجا دورم.

حقیقت رو بهم بگو.

تو شیفته من شدی؛ زندگیم، هر چیزی که دارم.

دروغ نگو!

نفس نفس زدن

نفس‌های بریده بریده

فرن؟

اونجایی؟

فرن؟

سایمون؟

چرا هنوز اینجاست؟

سایمون؟

ماشینش هنوز اینجاست.

خدای من، چیکار کردی؟

من کاری نکردم.

چیکار کردی؟

نمی‌دونم.

اوه، خدایا. اوه، خدایا.

چیکار کردی؟!

چیکار کردی؟

خدای من.

باهاش چیکار کردی؟!

وایسا!

نفس‌های بریده بریده

یالا.

موتور لکنت می‌کند

یالا!

از ماشین بیا بیرون! از ماشین بیا بیرون!

از ماشین بیا بیرون!

نفس نفس زدن شدید

صدای آژیر

لعنتی! لعنتی! لعنتی!

نفس‌های بریده بریده

شارل؟

کیه؟ - چه بلایی سرت اومده؟

تو اینجا چیکار می‌کنی؟

ریا، چی شده؟ - شارل، شوهر فرن مرده.

مامانت اینجاست؟

آخرین چیزی که یادمه من و فرن بودیم...

...داشتیم دعوا می‌کردیم.

و بعد بیدار شدم و خب، اونجا بود.

این رو دارم...

...این چکش تو دستم.

این قبلاً هم با ناپدریم اتفاق افتاده بود.

وقتی بی‌هوش شدم. نمی‌دونم، اگه دوباره اتفاق افتاده باشه چی؟

اگه من کشته باشمش چی؟ - ریا...

تو سر کسی رو با چکش له نکردی که.

این قتله. تو که قاتل نیستی، مگه نه؟

معلومه که نیستی.

فکر کنم فرن همون کسیه که به شورای شهر در مورد آپارتمان خبر داد.

بهت گفتم کار من نبود.

و آنا، اون... نظافتچی قدیمی - گم شده. و من...

فقط اینکه، اون بهم دروغ گفته. - آنا دروغ گفت؟

نه، فرن.

اون، ام... نمی‌دونم.

نمی‌دونم چیکار کنم، نمی‌دونم.

واقعاً نمی‌دونم چیکار کنم. - باید بری پیش پلیس.

نمی‌تونم، نه. - یه نفر مرده.

می‌دونم، می‌دونم. خب، چطوری به نظر میاد، شارل؟

ولی اگه تو انجامش ندادی...؟ - نه.

اون مایک رو هم که تو نکشتی، مگه نه؟

نه. نه، من نکشتم. - باشه، باشه.

من انجامش ندادم. - نه.

آنا مایک رو می‌شناخت.

ببین، اونا اساساً یه زوج بودن. اصلاً چرا با هم بودن؟

جما. اوه خدای من - جما. جما.

خواهرم. شمارش رو دارم...

شماره‌شو دارم. اون گفت... - باید خاموشش کنی.

...باید باهام حرف می‌زد. - جدی می‌گم، اونا ردیابیت می‌کنن.

نمی‌تونم بدون گوشی باشم، شارل.

مامانم یه گوشی اعتباری قدیمی یه جایی اینجا داره.

شاید خواهرم، اون یه چیزی بدونه.

آره، اون می‌تونه کمک کنه.

گمش نکن. اون رکورد بازی مار رو روش داره.

و گوشیت رو خاموش کن.

بوق‌های صفحه کلید

صدای زنگ

سلام، منم. لطفاً پیام بذارید. - جواب نمیده.

خدایا، من فقط... من فقط باید برم جما رو پیدا کنم.

صدای خش‌خش بیسیم پلیس

سلام، ریچارد هستم. پیام بگذارید.

ریچارد، دوباره منم. اِه...

اونا، اِه...

اونا تازه بردنش،

پس لطفاً وقتی اینو شنیدی بهم زنگ بزن.

واقعاً، شارل؟ - مال مامانمه.

این رو بنداز رو خودت.

واقعاً با هم نخوابیدین؟

اون حالم رو بد می‌کنه.

باشه، شارل، آروم باش.

رفتم لی رو ببینم چون نگران تو بودم.

موندم اونجا و چون مست بودیم، توی یه تخت خوابیدیم.

ولی، ریا، هیچ اتفاقی نیفتاد.

خب، پس بیا اینجا.

خواهر مایک رو پیدا کردم.

اسمش توی شرکت لوله‌کشی اونه –

جما رایس، منشی شرکت.

و یه آدرس هم اونجاست.

باشه، برام می‌فرستی؟ - آره.

بستنی چوبی شکلاتی نداشتن.

ولی ویِنِتا رو با یک‌سوم تخفیف داشتن، گفتم بی‌خیال بابا.

یه کم زندگی کن. این چیه - جلسه ماماناست؟

هوم. - ریا؟ - آره.

تو چرا لباسای منو پوشیدی؟

دوش حموم ریا خراب شده.

آره، فقط می‌خواستم دوش بگیرم، اگه مشکلی نیست؟

راحت باش، عزیزم.

باشه.

فقط می‌خواست دوش بگیره، نه؟ - آره.

پس چرا لباسای ریا توی اون کیف اونجاست؟

پوشیده از چیزی که خیلی امیدوارم خون نباشه.

دوباره نه!

داری سر کارم می‌ذاری؟ - مامان. - به من نگو "مامان".

و اصلا این سایمون کیه؟

شوهر فرانه.

واقعا؟ خب، حالا دیگه دو تا مرد مرده.

اون این کارو نکرده. - مهم نیست که اون کرده یا نه.

در رو باز کن!

پلیس!

همین الان در رو باز کن!

دستاتونو نشون بدید. تکون نخورید!

الان پخش زنده از واحد پهپادی داریم.

لطفا وقتی مظنون رو دیدید، اطلاع بدید.

گروهبان. - فیلم آیفون خونه بریستول رو چک کردیم.

همونجایی که گفت شب رو اونجا گذرونده؟ - آره.

آپارتمان موکل مشکلی نداره.

این دومین باره که ما بازجویی می‌کنیم...

...از این زن در مورد یه مرد مرده تو خونش طی همین چند ماه.

می‌خوای باهاش چیکار کنی؟

ریا پاول فراریه.

و هنوز مدرکی نداریم که نشون بده زن دروغ می‌گه. صبر می‌کنیم.

مطمئنید کسی نیست که بخواید براش تماس بگیرم؟

اوه، نه، ممنون. - می‌تونم ترتیب بدم که یکی از افسرای من...

...اگه می‌خواید یه کیف واسه یه شب آماده کنید، همراهیتون کنه.

چند تا فرم هم اینجاست که می‌خوام امضا کنید.

ما می‌خوایم به سوابق تلفنتون دسترسی داشته باشیم،

جزئیات بانکی - تحقیقات معمولیه.

مجبورم امضاشون کنم؟

نه، مجبور نیستید.

ولی برام جالبه بدونم دلایلتون چیه که نمی‌خواید؟

نمی‌فهمم.

من هیچ کاری نکردم.

قبلاً بهتون گفتم که اون مست و بی‌ثبات بود.

منو می‌ترسوند.

ازش خواستم بره.

رفتم دنبال سایمون. - و بعدش رفتید؟

بله، رفتم، یه چیزایی رو تو کیفم ریختم...

...و رفتم بریستول.

من فقط شوهرمو می‌خواستم...

فقط می‌خواستم شوهرم رسیدگی کنه، به اون رسیدگی کنه.

و امروز صبح برگشتم و اون اونجا بود، و اون (ریا) هم اونجا بود.

و اون یه چکش تو دستش داشت و اون...

متاسفم، متاسفم.

می‌تونم امضا کنم، ولی شما برای پیدا کردن ریا چیکار می‌کنید؟

اوه، فران.

فران، عزیزم، بیا اینجا.

خیلی متاسفم.

باورم نمیشه داره این اتفاق می‌افته.

بیا تو.

بیا تو.

خب، بیا تو.

دارم چایی درست می‌کنم، ولی...

شراب یا جین یا هر چی بخوای هست.

اِ، ساندویچ؟ از اون ژامبون خوشمزه‌ها داریم.

چایی خوبه.

خدا رو شکر که اونجا نبودی.

می‌تونست...

ارزش فکر کردن بهش رو نداره.

زیاد طول نمیکشه تا پیداش کنن.

نمیتونه تا ابد قایم بشه.

میدونی، میدونستم یه چیزیش هست.

تو می‌دونستی؟ - هوم.

چون هیچوقت چیزی نگفتی.

چرا؟ چرا باید این کارو کنه؟

هلن، نمی‌خوام راجع بهش حرف بزنم.

قبلاً هزار بار با پلیس در موردش حرف زدم.

مامان، با این همه پول چقدر لوازم آرایش می‌تونم بخرم؟

عزیزم، اینو از کجا آوردی؟

کیف خاله فرنی.

اونو بده اینجا، دختر احمق! - هی!

هی! نباید بری تو وسایل مردم.

فرن، چه مرگته؟ اون نه سالشه.

اصلاً این همه پول همراهت چیکار می‌کنی؟

برو کنار. - بگو چه خبره.

برو کنار! - فرن!

چرا نمیتونی فقط باهام حرف بزنی؟ فرن، خواهش می‌کنم.

من خیلی بهت اهمیت می‌دم. - اوه، واقعاً؟

چون تمام کاری که کردی این بوده که بهم بگی من به درد نمی‌خورم.

نه، اونطور نیست... این درست نیست.

و از بچه‌هات استفاده می‌کنی که منو بکوبی.

The Guest subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The Guest

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left