The first 200 lines.
کجا داری میری؟ باید برم سر کار
امشب یه پارتی تو بلامزبری ه
یه نمایشگاه کتاب یا شایدم جشن تولدی باشه
اصلا نمیدونم در باره چیه ولی همه بچه ها میرن اونجا من قرار کاری دارم
البته ..اصلاً فکرشم نکن
میتونی با من بیای
جدی میگی؟
ولی من چیز برا پوشیدن ندارم همینطور که هستی عالیه
مهمون من باش هووم
صبح بخیر....قهوه داریم؟
همین الان تازه شو آوردن بفرمایین
اونجایی که دیشب رو گذروندی قهوه نداشتن؟ هر جا که بوده
ویولت داشت میگفت هنوز برای نوشته روی سنگ قبر مادر بزرگ تصمیمی نگرفتیم و مدیر مراسم هم میخواد
بدونه چه نوع سنگی انتخاب کردیم
من وقت برا این چیزا ندارم یه هفته از مراسم گذشته
تو نباید شونه خالی کنی من شونه خالی نکردم
بابا هر شب بیرونی و ستون شایعات پر از داستانای جور واجوره
بابت نگرانیت تشکر میکنم ولی من روبراهم نه نیستی بابا
دوست ندارم بچه هام بهم بگن چطور رفتار کنم
عجله کن مریل نباید دیر کنی برای کار سنگین انبار
اووه پس شما هم شنیدین اووم
تقصیر من نبود فقط حقیقت رو گفتم
اوه ...کی میدونه شاید بعداً روبراه شی گفته بودی میخوای از صفر شروع کنی
میشه...با خانم تالر صحبت کنی
اگه فکر میکنه باید تو انبار کار کنی من کی هستم که باهاش مخالفت کنم؟
ببینم کلاهم کجاست؟ طبقه بالا جا گذاشتی
معنی پدری توی راس کار داشتن چیه پس؟ اگه نخواد کمترین لطفی بکنه
ببین مشکل نسل جدید همینه هیچ احترامی برا بزرگترها قایل نیستین
!!آخ
میبخشین..... آسیب دیدین فقط شأن و منزلتم
خوب نگاه کن عالیه عالی کافی نیست باید بی نقص باشم
خیلی زیبا یی اوه چرا از تو بپرسم
ایشون الیزابت آردن هستن من فقط یه شانس برا حرف زدن دارم
خب حالا اون کی هست مگه؟ اون مخترع شیر پاک کنه , فرانک
بدون اون ما هنوز صورتمونو با صابون میشستیم منم صورتمو با صابون میشورم
!!بالاخره متوجه شدی
چی شده آقای گروو؟ کمی با پله ها اختلاف داشتم
چه خبره؟ ...هیچی
چیزی نشده که فکرتو درگیرش کنی آقای کراپ آقای گروو انگار درد داری
آقای سلفریج و خانم آردن منتظرتون هستن
خانم ادواردز صبح بخیر میخوام شما رو به دوست خوبم خانم آردن معرفی کنم
شما از اول اینجا بودین خانم ادواردز , مگه نه؟
شما بودین که لوازم آرایشی رو جلوی دست مردم گذاشتین
بله ولی فک نمیکنم کار خاصی بوده درسته چون من اول اینکارو کردم
بحرحال سلفریجز اولین بار اینکار رو در اروپا انجام داد و برای همین کارت عالی بود...میشه شروع کنیم؟
اووه ..از همین حالا ما فقط 3 روز برا ارتقاع و بهره وری بیشتر زمان داریم
شما رو به خانم ادواردز میسپرم عجله کن خانم ادواردز
تو جداً بایداین مشکل کند بودنت رو حل کنی
ویولت پرسید اگه برای ناهار قراری ندارین بیاد اینجا
بهش بگو من در دسترس نیستم بله چشم اقای سلفریج
این رنگ مناسب نیست
خب..رنگ صورتیه دقیقاً همون که خواسته بودین
درست بنظر نمیاد بهتر از این نمیتونم
قبلش تلگرامی به دفتر شما در نیویورک زدم و کاملاً توضیح دادم
ولی بمن اطلاع دادند که این رنگ محصولات الیزابت آردن ه
آقای لیونز , این رنگ مورد توجه مردم قرار نمیگیره و باید عوض شه
موافق نیستی خانم ادواردز؟ خانم ادواردز
خب بنظرم یه جورایی نچسبه
فروشگاه تا 20 دقیقه دیگه باز میشه امکان تعویضش وجود نداره
اگه 2 دقیقه هم وقت داشتی بازم مجبورت میکردم اینکار رو بکنی
حقیقتا نمیتونم نوزده دقیقه
داری زمان رو از دست میدی آقای لیونز
آقای جونز بله قربان
هرگز برای کمتر از بهترین تلاش نکن
بریم صبحانه صرف کنیم
من صبحانه خوردم نه مثل این نخوردی
دارین تهمت میزنین من کاملاً خوبم تو حتی نمیتونی بایستی
حالم خوبه اگه کمک بخوام حتماً درخواست میکنم
بفرمایین مشکل چیه؟ پاهاش ...اون زمین خورده
خودم زبون دارم من فقط میخوام کمکت کنم
بهترین کار اینه که مریض در اختیار من باشه
خب حالا بزار یه نگاهی به پات بندازم
بدجور به خودت آسیب زدی
باید عکس برداری کنیم برا اینکار وقت ندارم
اجالتاً نباید رو پات راه بری
با بیمارستان هماهنگ میکنم و میگم که داری میری اونجا نمیتونم برم خیلی کار دارم
میتونی با ماشین بری یا خودم با ویلچر میبرمت کاملاً به خودت مربوطه
الیزابت آردن فقط برای فروش محصولات تلاش نمیکنه بلکه کمکتون میکنه که همسری ایده آل
برای شوهرتون باشین
لوازم الیزابت آردن برای نمایش ساخته نشده بلکه نیاز بانوانه که هر عصر ازش استفاده کنن
تا به همسرشون بعد از یه روز تلاش زیبایی اهدا کنن
خب الان از ساعت 6 گذشته میخوام بدونم شما چرا خونه و در انتظار همسرتون نیستین
هر وقت بتونم خونه میمونم , بحر حال من همیشه حاضرم خودم رو فدای دیگران کنم
خیلی حرف راجع به اینکه چطور زنها میبایست خود را فدای همسرشون کنند
میزنی ولی خودت شوهرتو اونطرف اقیانوس گذاشتی
و تصمیم گرفتی هرگز بچه دار نشی
میتونم سوال کنم از کدوم مجله زیبایی آمدین؟ از مجله کریستن هرالدم
که در باره لوازم آرایشی تبلیغ میکنه
تو درست میگی
من ازدواج کردم ولی کماکان کار میکنم اصلاً هم احساس شرمندگی ندارم
.....من کار میکنم چون
بچه ها هدیه خداوند هستن , ولی به ما عطا نکرد
بحرحال شوهرم هم در تلاشه تا کار مارو در تمام دنیا بشناسونه
منم سعی میکنم تا بانوان را در این راه یاری کنم
ممنونم ...ممنونم برای تمام سوالهاتون
متشکرم
این عجوزه رو برا چی راه دادین؟ ما عادت نداریم جلوی خبرنگارن رو بگیریم
اگه نتونی اونارو کنترل کنی همین اتفاق میافته
میبخشین باید به چند کار دیگه قبل پایان روز رسیدگی کنم
خانمها و آقایون از تشریف فرمایی تون تشکر میکنم اون حق نداشت این سوالهارو بپرسه
اوه من اون داستانو سرهم کردم
من هرگز بچه نخواستم
ولی اینو تو یه اتاق پر از خانم بگی آتیشت میزنن
من این احساس رو کاملا میشناسم خوش بحالت
واحد کمبریج سال بعد عاری از بدهی میشه واحد شفیلد 1/5 درصد سودش بیشتر شده
اوه فقط 1.5 درصد
همه سخت کار کردند ولی نه به اندازه گوردون
من از صمیم قلب متشکرم
بعداز ازدیاد شعب همیشه یه دوره رکود هست پدر
از کلمه رکود بخوبی استفاده میکنی
سرمایه گذاری مون رو به رشده , باید کمی تامل کنی
بی خیال, باید ببینم جیمی دلون میخواد چی به سرمایه گذاراش بگه
جای باشکوهی رو انتخاب کرده
جیمی آه باعث افتخاره که اومدی
از دست نمیدادم می از دیدنت خوشحالم
خیلی وقته ندیدمت
میبینم اوضاع بخوبی پیشرفته اینم دلیل دیگه برای شادی
ببینم از بعد تشییع جنازه چطور بودی؟ امشب مناسب این حرفها نیست
میشه بریم تو؟
امشب خیلی خوشگل شدی
عصر بخیر خانمها و آقایون یا واضح تر بگم سهامداران
خبرهای بسیار خوبی از بورس لندن براتون دارم
سهام تیاتر تازه تاسیس کویینزوی 57 درصد افزایش داشته
حال نه تنها تیاتری از آن خود دارید بلکه سرمایه شما نیز سه برابر شده
هیجان انگیزه..مگه نه؟ بله
میبخشی آقای من بار منتظر ماست
از همه شما متشکرم که به این تیاتر اعتماد کردین
مردان بزرگ آینده سازن و روزگار ویزیتورها به پایان رسیده
جان لوییس دیگه در قید حیات نیست چه احساسی داره که یه دایناسوری هری؟
تو باید بدونی که خودت گنده همه دایناسورایی
تا زمانی که خبر وجود داره روزنامه هم هست روزنامه ابدیه
امشب با توجه به اعتماد و شور و شوق شما و این فرصت هیجان انگیز ....جشن میگیریم
و همچنین برای تیاتر کویینزوی به شما تبریک میگویم
حدس بزن هری ستاره اینجا شدم
آقای دیلون همسرم داشت درباره اعتماد شما برام توضیح میداد
ولی نتونست توجیهم کنه این کاملاً واضحه خانم سلفریج
سهام تیاتر که مورد اعتماد هست فروخته میشه ولی با افزایش سهام , هر سهم به قیمت قبلی فروخته میشه
پس مجدداً سهام جدید واگذار میشه با همان قیمت قبلی
بنظر شما اینکار اخلاقیه؟ کاملاً قانونیه
کاملاً زیرکانه است این چیزیه که مهمه متشکرم
باید برا ما هم همینکار رو بکنی اونوقت چیرو بفروشیم
فروشگاه های وابسته مون خب صبر.....صبر کن ببینم
کلی نقدینگی برای ما برمیگردونه من..من ده سال عمرمو گذاشتم
خب الان موقع شه که مزد زحماتت رو بگیری نظرت چیه؟
تا بحال در این حجم برنامه ریزی نکردم خب حالا علاقه مندی؟
معلومه که علاقه مندم
سهامی که قابل انتقاله تقریباً دو میلیون ه که تقسیم میشه به یک میلیون سهم متراکم
به ارزش هر سهم 1 پوند و مابقی هم به همون ارزش
چه مقدار در اختیار سلفریج میمونه؟ نهصد هزار تا برای گوردون و هری
خب؟
این پیشنهاد غیر منطقی ایه و مطمیناً اون چیزی نیست که بنظر میرسه
در واقع ما قانون رو دور میزنیم عالیه.... پس همینکارو میکنیم
صبر کنین اگه این غیر قانونی باشه ارزش سهام ما پایین میاد و یا اختیار فروشگاهمون رو از دست میدیم
صحبت از 15 فروشگاه و 5000 کارمند ه که بیشترشون بیش از 10 سال سابقه کار دارند
ما داریم با زندگی اونها قمار میکنیم خودت دیدی که تیاتر چطور موفقیت آمیز بود
اگه ما نکنیم دیگران اینکارو میکنن پدر باید کمی صبر کنیم تا شما بیشتر فکر کنین
این تصمیم نهایی منه ما تازه مادر بزرگ رو دفن کردیم
دیگه داری حوصله مو سر میبری پدر لطفاً
این هم برای فروشگاه خوبه و هم ما سریعاً دست بکار شو
آقای دیلون پدرم تازه بهبود پیدا کرده
مادرش براش همه چیز بود درک میکنم
با توجه به شرایط پدرم ممنون میشم از پیشنهادتون دست بکشین
من نمیتونم
ببین آقای دیلون این سو استفاده از کسی هست که مریضه
این ربطی بمن نداره پدرم شاید میلیون ها از دست بده
اگه مخالفتی داری باید با پدرت صحبت کنی نه من
مهمون دارین سلام
آرتور اتتظار دیدنت رو نداشتم
نمیتونم زیاد بمونم ....اینو
برا تو آوردم آه متشکرم
پات چطوره؟ درد داره
این بیکاری اجباری داره منو میکشه
ما مرد کاریم...همیشه بودیم
ازم عکس برداری و کلی تست تو بیمارستان گرفتن
تا چند روز دیگه دکترمو میبینم و امیدوارم قانع بشه که اجازه برگشت بکار رو بهم بده
بازش کن هووم
رادیوی خودتون رو بسازید
ولی من یه رادیو دارم اینو برا ارنست خریدم
بله درسته البته
خودت هم میتونی کمکش کنی
ایده خوبیه
اجازه هست؟ البته
نمیدونستم شما از اعضاع این کلیسا هستین
نه داشتم رد میشدم گفتم یه شمع برا مادربزرگم روشن کنم
تسلیت میگم
خیلی ناگهانی بود هنوز باور نداریم
لرد ویناستی , سالی میخواد از طرف بچه ها چیزی به شما بگه
ممنونم
برا چی ازتون تشکر میکنن؟ لرد ویناستی حامی بچه ها هستند
برای گروه کر نه برای یتیمان
بدون کمک ایشون بچه ها سر پناه ندارن
من دیگه باید برم..میبخشین
ممنون که آمدین لرد ویناستی صبر کنین
امیدوارم بزودی شمارو ببینم
متشکرم ...خداحافظ
پسرم رو در جنگ از دست دادم بنابراین به این یتیم ها کمک میکنم
اینطوری غم از دست دادن رو کمتر حس میکنم چیزی برای خجالت نیست در اصل بر عکسشه
خانم دبلاتف اصلاً دوست ندارم در باره ام شایعه ساخته بشه
البته راز شما پیش من خواهد بود ...در یه صورت و اون چیه اجازه بدی کاری برا بچه ها انجام بدم
!مثلاً یه جشن نیکوکاری در فروشگاه؟
No comments yet. Be the first to leave one.