The first 200 lines.
متـرجم : فـرهاد امـین
اولین سایت پیش بینی ورزشی با آپشن های بی نظیر bpersia.win | بی پرشیا
الان ميام
نميخوام
چي شده؟
ها؟
ايزيدورا، چي شده؟ - هيچي -
منظورت چيه؟
آخه يهو يه چيز عجيب گفتي
چه چيز عجيبي گفتم؟ داشتم خواب ميديدم خب
..اين گربهها همش داد ميزنن
برو ببين چي ميخوان ديگه - باشه ميرم، بذار يه کم منتظر بمونن -
نکنه خبر مرگ دومينگا رو ميخوان بدن
بردار ديگه
بله؟ - انريکو، مادرم اونجاست؟ -
الو؟ - صبح شما بخير -
صبحبخير، مامانم اونجاست؟ - آره -
مُرده؟ - بدتر -
دخترته
الو - سلام مامان، چي شده؟ -
چيزي نشده، تازه بيدار شديم هنوز کسليم
آره - تو چطوري؟ -
خوبم، تازه از پرو برگشتم
چطور بود؟ - خيلي خوب بود -
بيام عکساشو نشونت بدم واست تعريف کنم؟
امروز؟ - آره ديگه مامان -
آخه يهويي گفتي، غافلگيرم کردي که - بهونه نيار ديگه مامان -
خيلي وقته همديگه رو نديديم، من ساعت 6 با يه سوپرايز ميام پيشت
روزاريو، ميدوني که من از سوپرايز خوشم نمياد - من ساعت 6 ميام -
اگه چايي دم بذاري، يه کم شيريني هم بگيري خيلي خوب ميشه
باشه - به انريکو سلام برسون، خداحافظ -
روزاريو بهت سلام رسوند
داره واسمون سوپرايز مياره؟ به نظر چيز ترسناکي مياد
..خودت ميدوني دنبال چيه
بالاخره سفر هم رفته بودم شايد واقعا دلش برات تنگ شده
بس کن انريکو، خودتم ميدوني که اون هميشه يه چيزي از من ميخواد
باشه بابا اومدم، اومدم
بيا ببينم
بيا، ليبان بيا
گربه خر
..اولش هي ميوميو ميکني، الانم که
ايزي
غذاي گربه يادت رفته بخري
اي بابا
اين بيچارهها گشنشونه آخه
من ميرم براشون يه کم غذا بگيرم
کنار چايي چي بذارم؟ - مهم نيست بابا -
خيلي پول خرج نکن
من زود برميگردم
آسانسور لامصب که باز خرابه
چي لازم داريم؟
..پنير، نون
..آواکادو، ازين چيزا ديگه
روزاريو تنها داره مياد يا هيوگو رو هم مياره؟ - واي خداکنه نياره -
توروخدا هيوگو صداش نزن
قرصاتو خوردي؟
نه
ايزي تقصير تو که نيست، مشکل لگنته ديگه نميتوني از پلهها استفاده کني
يه زنگ به مگيلتو بزن ببين کي ميخوان آسانسور رو درست کنن. باهاش تند برخورد کن
ويرجينيا قرار نبود امروز بياد يه چيزي بياره؟
بهش بگو نياد، اون که خيلي پيره
من زود برميگردم
انريکو، گربهها رو يادت نره
انريکو، غذاي گربه يادت نره
مگيلتو، من خانوم ايزيدورا هستم
اين آسانسور باز چش شده؟
کي؟ يه تاريخي رو بهم بگو منو توي خونه خودم اسير کردين
ويرجينيا، امروز نيا اينجا
اين آسانسوره باز خراب شده
آسانسور بابا
خودشون خبر ميدن
نه بابا مهم نيست، بعدا واسم بيارش
عزيزم ميگم آسانسور
اي بابا، خداحافظ
نه، نميشه
نه ميگم نميشه
نه بابا خطرناکه
دارم ميگم خطرناکه
يه بار بهش گفتم ديگه من که نبايد هي واسش تکرار کنم
همه چي رو بايد دو بار بگم؟
اصلا خودت بهش بگو
اين دوتا هيچوقت هيچي نميفهمن هيچي نميدونن
گوشت يادم رفت
چي شده؟ - گيج شده بودم -
گيج شده بودم، خونه زندگي رو آب برداشت همه جا پر از آب شده
..بيا ببين، ببين
نميدونم آب از کي باز بوده همه جا پر از آب شده
آروم باش ايزي
نگاه کن آخه
نميدونم حواسم کجا پرت بود نميدونم از کي آب باز مونده بود
نميدونم.. انريکو، کجا داري ميري؟
نکنه باز قرصي يادت رفته؟ - نه بابا، نميدونم -
اينطوري نکن ديگه، اولين بار که نيست
ولي ايندفعه خيلي بدتر بود
صدا ميشنيدم، صداي سولي رو ميشنيدم
من زنگ ميزنم دخترت، نياد اينجا بهتره - بهش چيزي نگيها -
چيزي بهش نميگم، فقط ميگم از قبل وقت دکتر داشتي
تو زنگ بزني شک ميکنه - خب پس خودت بزن -
ميگم قراره برم با دوستام چايي بخوريم
خوبه
جواب نميده - دوباره بگير -
حالا که حالم اينطوري شده جواب نميده
حالا پاميشه مياد - اونقدر بگيرش تا جواب بده -
اگه بياد چي؟
من اينجام ديگه
يه لحظه هم تنهات نميذارم
اصلا مگه چقدر ميخواد بمونه؟ بيشتر از 2 ساعت که نميشينه
ميتوني 2 ساعت طاقت بياري؟
از کجا بدونم؟
..تو اون روحت
کل کار يه روزم پريد
بي زحمت خوکاتون رو بندازين تو اتاق
انريکو بيا گربهها رو بکن تو اتاق - باشه، ميدونم -
!مامان
نذاري در برن
کرديم تو اتاق، روزاريو - در اتاقم بستين؟ -
نميتونن بيان بيرون؟ - کرديم بابا، بيا تو ديگه -
خب من حساسيت دارم، شوخي که نيست پنجره رو هم باز کنين
پنجره هم خودت وا کن
من هوايي که اين گربهها توش هستن تنفس کنم فوري حساسيتم عود ميکنه
تازه کلي هم اين پلهها رو اومدم بالا چون آسانسورتون خرابه
مامان تو که نميتوني تو اين خونه زندگي کني اينجا داره از فرط غصه متلاشي ميشه
انريکو سلام، کتابت چطور پيش ميره؟ همه چي خوبه؟
خوبه فقط کامپيوترم مشکل پيدا کرده
من قبلا به مامانم گفتم يه کامپيوتر جديد ميگيرم
اين يکي واسه عصر حجره
تنها اومدي؟ - آره -
تنها اومدم
واي مامان، چه چايي خوبي دم کردي
چه کيکي و آواکادوي خوشمزهاي - يه چاييه ديگه -
شلوغش نکن الکي
اينقدر تند حرف ميزني به نفسنفس افتادي - آره والله -
دارم از خستگي ميميرم
بخدا توي پرو داشتم از خوشي ميمردم
آسمون قشنگ، مردم فوقالعاده مهربون
غذاهاش اينقدر ارزون بود، خودمون رو خفه کرديم
هزارتا عکس گرفتيم، الان نشونت ميدم
ببين، اينا يه سري باربر بودن که تا 3 روز با ما سفر ميکردن
واست نوشيدني بيارم يا بازم کسي قراره بياد؟
آره، هيوگو داره مياد
اشکالي که نداره؟
نه بابا چه اشکالي؟ فقط کي داره مياد؟ که واسه اونم يه چيزي بذاريم کنار
يا کلا واستيم تا اون بياد بعد بخوريم؟ - نه، زود مياد -
مامان تو عکسا رو ببين
اين راهنمامون بود، سرخپوست بود يه سرخپوست قشنگ واقعي
من ميرم دستشويي، دل تو دلم نيست که سوپرايزم رو ببينين، عاشقش ميشين يعني
يعني چي ميتونه باشه؟ - الان ميفهميم -
چه آبميوه خوشمزهاي چه پذيرايي خوبي
سوپرايزم رو ببيني ميميري بخدا
ببين چه چيز خفنيه فقط
ببين چي پيدا کردم
مامان بو کن اينا رو
انريکو بيا اينو بو کن بوي علف تازه ميده
چه جالبه - نه موضوع فقط جالب بودنش که نيست -
صد در صد طبيعيه، تازه خواص پزشکي هم داره
خيلي خوبه ولي گمونم بايد يکيش رو بخرم تا بتونم تاثيرش رو ببينم
نه مامان جان، اين هديهست
يکيشون رو خودت انتخاب کن انريکو، تو هم يکي واسه خودت انتخاب کن
واسه پوستتون هم خوبه اگه بمالينش خراش هم نميندازه رو پوستتون
از يه چيز عجيبي ساختنش، نميدونم چيه
نوشته اين گِل کثيفي و ناخالصي منافذ پوستي رو گرفته
و به از بين بردن سلولهاي مُرده پوست و جوانسازي کمک ميکند
انريکو واسه تو خيلي خوبه، سلولهاي مُرده رو از بين ميبره، مثل اونجاي گوشت
خيلي چيز حرفهايه، کلي روش تحقيق شده من همه بروشورش رو خوندم
حالا بعدا نشونتون ميدم، شما عکسا رو ببينين من براتون ميخونم
صابونهاي سلامت، صابون معمولي نيستند
اين صابونهاي شفابخش بطور سنتي در شهر ماچو پيچو ساخته ميشوند
..تا از چربي و روغن حيوانات..
ور ور ور..ولش کن! در کل مهم اينه که همچين چيزي توي شيلي پيدا نميشه
من خودم کشفش کردم مامان، حواست هست؟
مامان کجايي؟ الو؟ - ايزي، تو کدومشون رو ميخواي؟ -
..فکر کنم من اينو بردارم، آخه خيلي چيزه - نه، هنوز انتخاب نکنين -
هنوز 25 تا ديگه مونده، هيوگو داره باقيشون رو مياره
اينقدر بهش نگو هيوگو، اون يه زنه، اسمشم بيتريسه - خودش اينطوري خواسته، ختم کلوم -
هيوگو که اسم زنونه نيست - گفتم ختم کلوم -
من باز ميکنم
ويرجينياست
ويرجينيا واستا، ميام واست در رو باز ميکنم
مامان مگه قرار نبود فقط خودمون بشينيم دور هم چايي بخوريم؟
مگه بهش نگفتي آسانسور خرابه؟
نميدونم - اي بابا تو هم که همهچي يادت ميره -
بهش زنگ زدم - بالاخره بهش زنگ زدي يا نزدي؟ -
ساکت باش ببينم
ويرجينيا، آسانسور خرابه - برو خونهتون -
نميتوني بياي بالا، آسانسور خرابه
برگرد برو خونه! انريکو برو پايين خودت بهش بگو بره - نه، نه -
چي پس؟ نکنه ميخواي من برم؟
برو خودت
عجب آدم لجبازي هستي مامان - چي داري ميگي باز واسه خودت؟ -
آخه تو اين شرايط که نميشه زندگي کرد با اين آسانسور حتي مهمونم نميتونه بياد واست
اگه اتفاق بدي بيفته چي؟ اين محله روز به روز داره خطرناکتر ميشه
ميخواستم يه چيز مهم بهت بگم چرا نميشيني؟ آبميوه بريزم برات؟
مامان من واقعا نگران سلامتيتم بايد به فکر آيندت باشي
ديگه چه آيندهاي، عزيزم؟ - عه مامان، ازين حرفا نزن ديگه -
يه چيزي ازت ميخواستم، قبل ازينکه بگي نه گوش بده
بذار من بگردم يه خونه راحتتر واست پيدا کنم
طبقه اول که واسه گربههاتم باغچه داشته باشه تو يه محله خلوت
من بهتر از خوزه مانوئل ميتونم کمکت کنم چون اون درگير خانواده خودشه
..ولي اگه بخواي من کمکت کنم مامان، منو ببين
اگه بخواي کمکت کنم بايد خونه رو به اسم من بکني
No comments yet. Be the first to leave one.