Release info

A New Leaf E08 2014
A Commentary by N@aNa@
(نغمه)N@aNa@:ترجمه و زيرنويس

Tags

other
Published on: 2014-05-29
Downloads: 39
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

وکيل کيم

تبريک مي گم .حتما خيلي خوشحاليد

فک کنم هسم

- ميرم دادستان لي سون هي ُ ببينم - بعدش مي توني بري خونه

- امشب براتون مرغ سوخاري مي خرم - باشه

روزنامه هان جو؟

آه، سلام

شرکت ما معمولا پرونده هاي بلاعوض و رايگان قبول مي کنه

ولي انقدر مشهور نبودن که در انظار مطرح بشن

يجورايي داوطلبانه قبولشون مي کرديم

هر وقت وکيل کيم سئوک جو برگشتن بهشون مي گم شما تماس گرفتيد

حتما ممنونم. خداحافظ

زندگي همينه ديگه

چي دارين بر عليه گروه سانگ هوا يه طرح دعوي آماده مي کنيد؟

بخاطر چي؟

.:::کليه حقوق مادي و معنوي آثار تيم ترجمه متعلق :::. .:::ميباشيد انتشار فايل هاي ترجمه بدون"sub-opus"به تيم ترجمه :::. .:::تگ هاي اختصاصي مجاز نميباشد:::.

...شروع همچين جنگي از اولش اشتباه بود

ولي بهترين نتيجرو گرفتي

از اينکه باعث نگرانيتون شدم متاسفم

اسمش يو جونگ سون ِ نوه مديرعامل وون ِ

نامزده اته

خيلي وقته همديگرو نديديم چي باعث شده بياين اينجا؟

قرار بود پدربزرگتون بيان بديدنمون

چند بار بهش زنگ زدم ولي گوشيش ُ برنداشت. خاموش بود

گفتم اتفاقي افتاده

که اينطور. گوشيت ُ چک کن

امروز دادگاه داشته

از اينکه هي بهش زنگ مي زنن اعصابش خُرد شده

تبريک مي گم

آه، ممنون

همه از جريان محاکمه خبر دارن

- ميرم دستشوي - باشه. خودم به دفترت راهنماييشون مي کنم

برامون چايي بيار

اولين بارتونه که ميان دفتر وکالت؟

اولين بارم که ميام طبقه 36 ام

اينجا دفتر کار وکيل کيم سئوک وو ِ

با وکيل پارک خيلي راحتيت، مگه نه؟

وکيل پارک، لطفا سر مهمونمون ُ گرم کن

بله، قربان

بفرماييد بشينيد

خيلي وقته نديدمتون، وکيل پارک

همين طوره. شنيدم کره نبوديد

حالا که فکرش ُ مي کنم مي بينم حدودا 2 ماهه که نديدمتون

بله. آمريکا و اروپا بودم

شوکه شدي؟

بله

نامزد دارم؟

از عميق بودن اين رابطه خبر نداشتم

مي دونستم با هم قرار مي ذاريد

ولي همين چند وقت پيش از آقاي وون شنيدم که قراره با هم ازدواج کنيد

اين جريان ُ جدي نمي گرفتم براي اينکه نامزدت خيلي پيداش نمي شد

گيج شدم

دارم با زني که اصلا نمي شناسم و تازه ديدم ازدواج مي کنم

وقتي به هوش اومدي فراموشي گرفته بودي

موقعيت الانت خيلي بهتر از اين بود که با فراموشي به هوش مي يومدي در حالي که با يه زن زشت ازدواج کرده بودي

اطلاعات خاصي درباره اش مي خواي؟

نه

مي خوام راستشو بهش بگم

درست نيست فراموشيم ُ از زني که بهش قول ازدواج دادم پنهون کنم

از شنيدنش شوکه نمي شه؟

خانواده اشم با اين جريان مشکل پيدا ميکنن

شوکه شدن بهتر از فريب خوردنه

موقعيتم ُ براش توضيح ميدم و ازش ميخوام اين راز ُ پيش خودش نگه داره

ممکنه مشکلي پيش بياد

شايد باعث کنسل شدن ازدواجمون بشه

تا وقتي حافظه ام برنگرده نمي تونم تن به اين ازدواج بدم

قاضي

سلام

بهم چيزي نگفتيدا

- دارين ميرين خونه؟ - بله

دادگاه امروز عالي بود همچين رفتاري ازش بعيد بود

وکيل کيم سئوک جو رو مي گيد؟

منم شوکه شده بودم

شما ها که توي يه تيم هستيد تو ديگه چرا شوکه شده بودي؟

دارم با تمام وجود به اين حقيقت مي رسم که اينکه اشتياق داشته باشي کافي نيست بايد مهارت هم کسب کني

توي همچين تيمي خيلي سريع پيشرفت مي کني

غير از اين دادگاه محاکمه هاي ديگه ايم ديديد؟

منظورت دادگاه هاي وکيل کيم ِ؟

بله، دو تا از دادگاه هاشو رفتم

اون موقعي که يکي از اعضاي ديوان عالي کشور بودم، بايد به چنتا پرونده مهم رسيدگي مي کردم

وکيل کيم هم يکي از وکلاي برجسته اون پرونده ها بود

فهميدم

قدرت قانع کنندگيش، مهارتي که در تحليل کردن داره و بيانش عاليش

مهم تر از همه اينا، از يک روش خلاقانه براي حل کردن پرونده هاش استفاده مي کنه

از قانون به يک شکل جديدي استفاده ميکنه

در ضمن خيلي خوب ميدونه چطوري از قانون توي پرونده هاش استفاده کنه

بدون شک، اين پرونده موردي بود که دفتر وکالت چا يون وو هيچ وقت قبولش نميکرد

خيلي برام تعجب آور بود

منم خيلي تعجب کردم چطور مي تونيد انقدر پيگير و مشتاق باشيد؟

چون يکي از قاصي هاي اصلي بودم سعي کردم هيچ موردي از چشمم پنهان نمونه

راسي، داري مي ري خونه؟

بله

.منم مي خواي برسونمت؟

...خب ...چيزه

راستش، بخاطر کارم از اونجا اسباب کشي کردم

پس واسه همينه که چند وقته تو محل نديدمت

پس هيچي. ديگه بهتره برم بعدا مي بينمت

خداحافظ

خيلي بامزه اي

جونگ سون، ظاهرا براي کاري اومده بودي اينجا. بعدا مي بينمت

باشه

از ديدنت خوشحالم

تبريک ميگم

پرونده هاي جنايي هم قبول مي کني؟

بله، پيش اومد ديگه

چون فکر مي کردم موکلم بي گناهه ازش دفاع کردم

آه، پدرت هي ملاقات با خونواده امو به تعويق مينداخت

اول فکر ميکردم بخاطر تصادفيه که تو کردي ولي بعدش فهيمدم بخاطر اينه که خودش توي بيمارستانه

وقتي داشت ملاقاتمون ُ به تعويق مي نداخت خيلي محترمانه و با ادب برخورد کرد

واسه همين هم خونواده ام موقعيت ُ درک کردن

که اينطور

چون پدربزرگم براي اين قرار وقت گذاشتن دلشون مي خواد مهموني شام برگذار بشه

ولي تو گوشيت جواب نمي دادي

...ملاقات با والدين

....راستش ....درباره اون

جو...جونگ سون؟

بله

اُه، خبردار شدم که تصادف کرده بودي

حالت خوبه؟

قبل از اينکه به ديدن والدينت بيام، يه موضوعي درباره اون تصادف هست که بياد بهت بگم

خيلي ناجور صدمه ديدي؟

بيا بريم بيرون با هم صحبت کنيم

احترام پسر فوت شده شما مهمه ولي پيدا کردن مجرم واقعي مهم تره

اگه نتونيم مجرم واقعي ُ پيدا کنيم روح پسرتون در عذابه

بله. همچين اتفاقايي افتاده

خداحافظ

پس، شرکتتون اين پرونده رو برنده شد

حال مي خواي با کيم سئوک جو چيکار کني؟

بايد فکر يه چاره جديد باشم

...:::(نغمه)N@aNa@:ترجمه و زيرنويس:::...

بنظرم مشکلت جدي باشه

درسته

شنيدم يه مريضي لاعلاج گرفتي. راسته؟

مي خواي با من عروسي کني؟

تو نمي خواي بکني؟

اين مدتي که نبودم يه دوست دختر جديد پيدا کردي؟

راستش نمي دونم چجوري و از کجا شروع کنم

شوکه نشو

چند وقت پيش تصادف کردم

خبر دارم. نگران بودم ولي خوشحالم که مي بينم حالت خوبه

بايد مراقب اثرات احتمالي بعد از تصادف باشي

جسمي حالم خوبه

....ولي مشکل حافظه پيدا کردم

مشکل حافظه؟

.حافظم ُ از دست دادم فراموشي بر اثر فشار استرس

شنيدم يه برهه زماني خاص از حافظت ُ از دست مي دي

حالا چقدش ُ از دست دادي؟

تقريبا هيچي يادم نمي ياد

پس واسه همين شايعه شده که ديگه پرونده جديد قبول نمي کني؟

از اون چيزي که فکر ميکردم جدي تره

يعني منم يادت نمي ياد؟

نه

انگار که دارم با يه غريبه صحبت ميکنم

شرمنده ام

...چجوري آشنا شديم و کي قراره با هم ازدواج کنيم

پس تلفنت هم واسه اين خاموش بود که از قرار فردا چيزي نمي دونستي؟

درسته

حالا چيکار کنم؟

همه خونواده ام امروز دور هم جمع شدن و منتظر تو هستن

متاسفم

صادقانه بهشون بگو همش بخاطر اون تصادفه

اگه تو تصادف دست و پام قطع شده بود، الان بدون هيچ مشکلي بهشون گفته بودي

چرا الان داري اين موضوع ُ بهم مي گي؟

آه، اصلا از نامزديمون خبر نداشتي

آخه...چطور همچين چيزي ممکنه؟

چرا پدربزرگ من از اين موضوع چيزي نمي دونه؟

چون ممکنه بود به ضرر شرکت باشه مخفي نگهش داشته بودم

شرمنده ام که مشکلاتم ُ ريختم سر تو

...ولي.... با اينکه چيزي يادم نمي ياد

باتوجه به چيزايي که تا حالا ديدم

اينو وظيفه خودم مي دونم که حقيقت ُ بهت بگم

...چه حافظه ام برگرده و چه ازدواجون کنسل بشه

در هر حال، فکر نمي کنم درست باشه فراموشيمو از تو پنهان کنم

مديرعامل هم از قضيه خبر داره؟

بله

.همينجا منتظر باش بايد از اين موضوع مطمئن شم

از اونجايي که بيشتر حافظه اش پاک شده يه مدتي طول ميکشه تا برگرده

پس چجوري تونست اون پرونده رو برنده شه؟

دليل اينکه اکثرا متوجه فراموشيش نمي شن همينه

خوشبختانه، مشکلي براي کارش بوجود نياورده

مي دونم نگران چي هستيد، ولي مطمئن باشيد داره تمام تلاشش ُبراي برگشتن حافظه اش مي کنه

.حتي کارش هم سبک کرده مطمئنم حافظه اش به همين زوديا بر مي گرده

پدربزرگمه

.پدر ِ مادرم

اون داييمه. اونم برا شام مياد

خونواده دايي دوميم هم هستن

والدينت چطور؟

مامانم 8 سال پيش فوت کرده

پدرم خارج از شهر زندگي مي کنه ولي نصفه سال ُ تو فيليپينه

آدم معروفي نيست واسه همينم نمي توني توي نت چيزي درباره اش پيدا کني

...در نتيجه نمي تونه توي مراسماي خونوادگيمون شرکت کنه

هيچ وقت فکر نمي کردم مجبور بشم يبار ديگه اين چيزا رو برات تعريف کنم

ولي واسه جشن عروسيم مياد

که اينطور

- چيه؟ - از پدرت عکسي چيزي نداري؟

فقط کنجکاوم

نه، ندارم. بابام آدم معروف و مهمي نيست

فعلا بيا به شام امشب فکر کنيم

واسمون کلي وقت گذاشتن وانگهي توضيح دادن اين موضوع براي تک تکشون خسته کننده ست

مي تونيم بعدا دنبال يه چاره اي بگرديم

A New Leaf (Repentance / Gaegwachunsun / 개과천선) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for A New Leaf (Repentance / Gaegwachunsun / 개과천선)

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left