The first 200 lines.
..جدا ..خدا
نقطه رو اينجا بزنيم؟ !خدا -
اگر اينجا بزنيم چي؟ "جدا" -
"همه از يه جاي يکسان اومديم و يکجا ساکن شديم"
وسط کار چه معضلي رخ داد" " که 12 قسمت شدي؟
کشور
"درياب از کجا آمدي و به کجا ميري؟"
"يه گوروي خوب پيدا کن که راهنمات بشه"
"تا دروازه به روحت رو باز کنه"
"و باعث بشه اختلافات رو فراموش کني"
"مسلمان و هندو فريب خوردن"
"همش با هم دعوا ميکنند"
"مسلمان و هندو فريب خوردن"
"همش با هم دعوا ميکنند"
"ميخواد پولدار باشه يا فقير"
"همه غرق در حرص و طمع شدن"
"همه غرق طمع شدن"
"درياب از کجا آمدي و به کجا ميري؟"
"يه گوروي خوب پيدا کن که راهنمات بشه"
"تا دروازه به روحت رو باز کنه"
"و باعث بشه اختلافات رو فراموش کني"
بيا اينجا.. اجناس رو ارزون بخر
برادر، همه اينا متهم به مسلمان بودن هستن
افسوس که اينا مسلمان نيستن
با پوشيدن شلوار و قميص
..و يه کلاه 12روپيهاي برسر
و هر جمعه مثل گوسفند .. تو خيابان نماز خوندن
!کسي مسلمان نميشه
پدرو مادرها، بچهها رو مجبور ميکنن آيات قرآن رو به عربي حفظ کنن
!اما اونا نميدونن معنيش چيه
اگه ميدونستن حال و روز مسلمانها اين نبود
با مبارزه جايگاه خودشون رو بدست مياوردن
..و بدست مياريم
انشالله با مبارزه جايگاه خودمون !رو بدست مياريم
انشالله
"اين غايت حقيقت است"
"نام او حقيقت است"
"اين غايت حقيقت است"
"نام او حقيقت است"
"اين غايت حقيقت است"
"نام او حقيقت است"
"اين غايت حقيقت است"
"نام او حقيقت است"
"اين غايت حقيقت است"
"نام او حقيقت است"
"اين غايت حقيقت است"
"نام او حقيقت است"
"اين غايت حقيقت است"
"نام او حقيقت است"
سلام و رحمت خداوند بر شما باد
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجمين: بينگسا و هژير
همونجا وايسا
صبح بخير بنارس، من گوينده راديوي محبوب شما بررنا هستم
پس بياييد اولين ترانه رو شروع کنيم
تو کوچههاي بنارس شو " "تا من در تو تا غروب گم شم
حرفهات تند و تيزه " "و چشمات مثل گنگ، من در ساحلت بخوابم
اين عادت جديدت که تا نصف شب ..براي مراسم مذهبي بيرون ميچرخي
،رو تعطيل کن و بچسب به مغازه وگرنه ول کن و برو
من نميخوام پان بفروشم
پس چي ميخواي؟ طلا بفروشي؟
يارو رو تو ده راه نميدادن !سراغ کدخدا رو ميگرفت
سلام سلام-
چکار ميکني؟
هند رو ميخوايم پاکسازي کنيم
به مادرم ميگم من رو زديد
پسرم به مادرت نگو
هي، جريان چيه؟
قيافه پسر چوبه بيشتر از اون شبيه توئه
قيافه تو هم شبيه منه، للن
!امروز دير داري باز ميکني
بفرما جناب وکيل هم اومدن
..اوي چوتکان من اومدم جناب کنهيا سلام
سلام جناب وکيل عليک سلام -
برات داروي نفخ آوردم
ميدوني چکار کني روزي 4بار بايد بخوري
گرفتي؟ 4بار؟ -
آفرين بفرماييد چاي -
وکيل 100روپيه شرط بستم
سرچي؟
استراليا فردا هند رو لوله ميکته
هند اصلا نميتونه ببازه
جناب وکيل بيا چوبه -
با اين سق سياه شرط نبندي هميشه شرطها رو ميبره
سلام عليکم کيه داداش؟-
عه فرهاد سرصبح اين همه نان براي چي آوردي؟
مهموني که امشبه .. راستش-
اول پان رو تف کن
گفت که عمه فوري ميخواستش پان بزنيد -
براي شب، قبل از مهموني مياريم داغ داغ
آيت
آيت
راشد نان رو بذار تو آشپزخونه
بله چشم
راشد؟ بله -
روزنامه رو بذار اونجا
يه چيزي بگم؟ بله -
وقتي ميرقصي يه آدم ديگه ميشي
عه؟ تو همون يکي ديگه رو دوست داري يا اينو؟
خب من از همسايهتون ترنم هم خوشم مياد
يه چيزي بگم؟ آيت -
شوهر عمهست
راستي اون لباس صورتي بود تو جشن بپوشش، خيلي قشنگه
!آيت
راشد سلام -
راشد به مادرت بگو امشب تنبک رو با خودش بياره
آيت مادرت کجاست؟
حالا بايد براش دعوتنامه بفرستم تا بياد پايين؟
شما اومدين؟ بله-
ساعت رو ديدين؟ چطور؟ -
بعد نماز مستقيم اومدم اينجا
آره داماد بابام رفته بود !پيش کنهيا چاي بخوره
سلام بابا
سلام اينم بذار داخل داداش سليم عجله کن ديگه -
چهار دوست با هم ميشينن چاي ميخورن و گپ ميزنن
اينو هم شما تحمل نميکني؟
اگه تحمل نميکردم تا حالا زندگي شما رو جهنم کرده بودم
اوه اوه اينجوري نگو تبسم خانم
..دوباره ازدواج ميکنما... با شما
هو...فردا 65سالت ميشه
!و ميخواي ازدواج کني چيه مگه؟ -
تبسم رفت اومدم زن داداش-
شما فقط اينجا به پرندهها دون بده
امشب مهمونيه، کلي تدارکات بايد انجام شه
پول اين همه گوشت از کجا مياد؟
بابا نگران پول نباش
يعني چي؟
وقتي پولي نيست نگراني بابت چي بايد باشه؟
اومدم داشتم ليست مينوشتم
شاهد کجاست؟ اينجا چراغوني ميخواد
اون که تمام ديشب تلوزيون داداش رو درست ميکرد
از صبح هم رفته بيرون
باشه، چند نفر شدن؟ 72-
سلام عليکم من 72شنيدم؟
اين همه آدم تو عقد ما نيومده بودن
سلام زن داداش
عليک سلام !اوف! اين پيازا چقدر بزرگ بزرگ خرد شدن-
!حتما تو خرد کردي خانم
زن داداش، چند کيلو گوشت بيارم؟
بهش بگو سي کيلو
داداش بچهها رو نشمردم، اميدوارم کم نياد
غذاي دستپخت ايشون هميشه کم مياد
پس 40کيلو ميکنيم کم نياد
!سي کيلو
اضافي هم نبايد بياد، سي زياده
باشه سي کيلو ميگيرم
سي خوبه
بگير
نه قبول کنيد بعدا ميتونيد پس بديد
سلام عليک سلام-
ديشب آفتاب زنگ زد و گفت برو فرودگاه
زن داداش آرتي داره از لندن مياد که غافلگيرمون کنه
آرتي؟ ببين کي اومده -
سلام چطوري؟ خدا عمرت بده -
..هي زنده باشي -
آفتاب کجاست؟ آفتاب آلمانه -
من تنهايي برنامه ريختم و اومدم
ميتونستي خبر بدي سورپرايزمون کردي -
سورپرايز چطور بود؟ ..وقتي ديدمت-
دلم خواست کلي دعوات کنم !که چرا پاشدي اومدي
ولي وقتي جلوم رسيدي دلم خوش شد، بيا تو بغلم
!واو
تولد65سالگي شماست
چطور دعوام ميکنيد؟ براتون هديه آوردم
..و من؟
براي شما ادکلن آوردم
شب بزنش
سلام عليکم عليک سلام-
!انگار خيلي لاغر شدي
منم که لاغر شدم
آره موهاتون هم ريخته
!ببينش ها
فکر کنم لاغر شده برو چاي درست کن -
چايها رو سه تا کنيد
چرا سه تا؟ پس گوشت کي مياره؟
شب همه گرسنه ميمونن آره باشه -
برو چهل کيلو؟ -
30!
!انگار گوشاي همه سنگين شده
30!
..عمو بلال
هان بياييد
..عمو بلال
ما رو تا چهارراه برسون ميريم مدرسه
درس که نميخونيد چرا مدرسه ميريد؟
بشمار عمو
اينا هم جمع ميشن
ببر تو قصابي ردشون کن برام
مامان انقدر ميدووي منم لاغر ميشما
چي دارم ميشنوم؟ چي شنيدي مامان کوچک؟ -
آفتاب تماس گرفته بود
اومدم همين رو به شماها بگم
من و آفتاب تصميم گرفتيم يکي دوماه جدا زندگي کنيم
تا زمان مرگ هم نميتونم شکر چيزايي که تو اين خونه به من رسيده رو ادا کنم
خونه مادرم که چيزي نديدم
ولي شما همه خواستههام رو برآورده کردي
فقط يه حسرتم موند
وقتي ازدواج کرديم و اومديم ..مادرت ميگفت
زندگي مسالمت آميز اين دو تا برادر مسئوليت توئه
نتونستم انجامش بدم
چرا؟ دوتا باهم که هستيم، نه؟
No comments yet. Be the first to leave one.