The first 200 lines.
جاده شماره 3، هنگ کنگ
تقديم به تمام پارسي زبانان جهان
رئيس. داريم بر ميگرديم
! بدو، بدو، بدو اسب خوب
!لعنتي. تو ميتوني. گندش بزنن
!(توي ميتوني، ترميناتور(اشاره به فيلمي از آرنولد !برو
!زود باش
!گندش بزنن
!خداي من
کمک. زنگ بزن ... آمبولانس
خداي من! يعني اين خودِ ترميناتوره؟
! خدايا لعنت
! تعقيب کنندهها دارن ميان
هي ينگ" فرمان امپراطور رو قبول کن"
من در تمام زندگيم صادق و درستکار بودم
چطور ميتونم اين کار رو انجام داده باشم؟
" مرد يخي "
هند، سال 1621 ميلادي
چرخ طلايي زمان" يک شي مقدسه که از برنئو اومده"
... در کتاب حماسي "رامايانا" نوشته شده
"پنج هزار سال قبل، شاهزاده برنئو "راجو ... کشورش رو ترک کرد تا با ديوها مبارزه کنه
... قبل از رفتن به شاهزاده "سامه" قول داد
که وقتي 5 ستاره در يک راستا قرار بگيرند ... .سالم برگرده
اما جنگ ادامه و ادامه پيدا کرد و .راجو" اون روز رو فراموش کرد"
سامه" فکر کرد "راجو" مرده و خودش رو کشت"
"راجو" ميدونست که الهه "شيوا" گلهاي رنگينکماني "داتورا" رو دوست داره
راجو" از گياه خيلي خوب مواظبت کرد" و "شيوا" تحت تاثير قرار گرفت
شيوا" به "راجو" "چرخ طلايي زمان" رو داد"
يه وسيله سفر در زمان
تا که بتونه در زمان به عقب برگرده
و جلوي خودکشي "سامه" رو بگيره
چرخ طلايي زمان" از اون زمان بين انسانها" نسل به نسل منتقل شد
... چرخ طلايي زمان" شخص رو ميبره به"
.زماني که 5 ستاره در يک راستا قرار دارند ...
هم راستايي 5 ستاره گذشته رو به آينده متصل ميکنه
چرخ طلايي" رو سه بار بچرخوني نابود ميشه"
اين ابزار فقط سه بار کار ميکنه
"شايعات ميگن که شخصي به جز "راجو يکبار ازش استفاده کرده
...پس لطفا به امپراطور "مينگ" گوشزد کنيد
.که اين آخرين فرصت رو به درستي استفاده کنه ...
اين چيه؟
"به سانسکريت بهش ميگن "لينگا
ميگن که آلت ذکور "شيوا"ــست
!!چه آلت بزرگي
"براي فعال کردن "چرخ طلايي ... بايد "لينگا" رو درش قرار بدي و
.مانتراي سري رو بخوني...
يان کوئي فونگ"- هنگ کنگ" نيمه شب
!کله گاوميش! صورت اسبي
!حرومزادهها
به خداي مرگ بگيد هنوز نوبت من نشده
ميخوايد منو زنداني کنيد؟
!اينقدرام آسون نيس صورت اسبي
چته؟ من فقط داشتم رشته فرنگي ميخوردم
!"اونجا نرو "مي
مزاحمش نشو
آره
!گارد سلطنتي
"خيابان "وينگ لي"-"شنگ وان نيمه شب
!زودباش مرد، عجله کن
من دارم سعيم رو ميکنم چرا خودت انجامش نميدي؟
من رئيسم
فقط کاري رو که بهت ميگم انجام بده
.هي، جوجه با کاري! خوشمزه است
!چاي و شير، بزن به بدن
!ندو
!اون دريچهها رو ول کن
!فرار کن
!به افراد حمله شده
چرا مردم اين روزا اينقدر ضعيف شدند؟
يعني هنرهاي رزمي پيشرفتي نکرده؟
!جوجه با کاري من رو برگردون
!تکون نخور
!تکون نخوريد
!اين اسلحه قويه
"منتظرت بودم "نيهو
اين همه مدت کجا بودي؟
گشنهم بود
چه پستونهاي مشتي داره
هي، هنوز خودم نخوندمش
بذار من اول بخونم
دوباره اول نوبت توئه؟
تو بايد به جوونا حق تقدم بدي
هي ينگ" رو چيکار کنيم؟"
.فردا پيداش ميکنيم
!واو! اين دختره خيلي بهتره !شلوارم پاش نيس
!کمک
!کمک
.هي، از اين طرف. اونجا بشين
! آقاي گارد
.برات رشتهفرنگي گرفتم .الانم برات نوشيدني ميگيرم
!همه نويدنيها رو امشب من حساب ميکنم
!عاليه! ممنون
!هي قهرمان
.دمت گرم حال اون دو نفر رو گرفتي - !نه؟ -
.اون آشغال هيچوقت پول نوشيدنيش رو نميداد حقش بود
...داداش
!بعدا
...هي
مردم اينجا خيلي بي بند و بارن
همشون رو بايد تو آب خفه کرد
ببخشيد، ما الان کجاييم؟
"يان کوئي فونگ"
چه ساليه اونوقت؟
امپراطور کيه؟
اين دريوريا چيه ميپرسي؟ امپراطوري ديگه وجود نداره
الانم سال 2013 است
... بذار روشنت کنم
...گفتي که از زمان سلسله "مينگ" هستي
... "بعد از سلسله "مينگ
سلسله "مينگ" سقوط کرد؟
و من 400 ساله که خوابيدم؟
امپراطور جوان هيچوقت به اندازه کافي کاري نکرد و فساد بيداد ميکرد
.مالياتهاي سنگين. ظلم وستم
فقط يه مدت زمان لازم بود تا شورشيها دولت رو از درون نابود کنند
آخرين امپراطور با من مهربون بود
.من نتونستم از کشورم محافظت کنم .من گناهکارم
.من نتونستم از کشورم محافظت کنم .خيلي گناهکارم
"شائو کي وان" صبح خيلي زود
آب اين چاه هم شوره هم بو ميده
بيدار شو. دزد اومده
!بيدار شو
قيافهش آشناست
!صبحانه اومده اونجا چيکار ميکنيد بچهها؟
!بالا رو نگاه کن! اونجا رو
ينگ"؟ چرا رفتي اون بالا؟"
!ينگ" بس کن"
من اون آدم چاقه که در موردش حرف ميزدي نيستم
!لعنتت کنند
مرز هند و چين، سال 1621 ميلادي (زمستان (اولين سال سلطنت تيانچي
هي ينگ" فرمان امپراطور رو قبول کن"
.صبر کن. بذار موضوع رو روشن کنيم
.هي ينگ"، تو با راهزنهاي ژاپني همکاري کردي" چطور تونستي به ما خيانت کني؟
کي من با راهزنهاي ژاپني همکاري کردم؟
تو به من شمشيرزني رو ياد دادي حالا منم لطفت رو جبران ميکنم
چيکار ميکني؟
ينگ" برادري ما اينجا و همين حالا تموم ميشه"
ينگ" تو نميتوني با فرمان امپراطور مخالفت کني"
من از آدمايي که با راهزنهاي ژاپني همکاري ميکنند متنفرم
هي ينگ" فرمان امپراطور رو قبول کن"
با اختياري که از جانب خدا به :امپراطور اعطا شده فرمان داده ميشود
هي ينگ" ژنرال درجه 4 گارد سلطنتي" ... انتظارات من را برآورده نکرده
.و با راهزنان ژاپني همکاري کرده است ...
با بيرحمي تمام ... در وزارت دادگستري 76 نفر را کشته که
اعضاي خانواده استاد "دو" بودند ...
.هم اينک من او را از قدرت و مقامش خلع ميکنم .و براي بازجويي زنداني ميشود
هر کسي که در برابر اين حکم مقاومت کند کشته ميشود
تاييد شده توسط شخص امپراطور
.من در تمام زندگيم صادق و درستکار بودم چطور ميتونم اين کار رو انجام داده باشم؟
!حرف بزن
تو منو مجبور کردي با راهزنهاي .ژاپني همکاري کنم
!لعنتت کنند! مشخصه داريد به من انگ خيانت ميزنيد
... من بايد اعليحضرت رو ببينم
.و خودم از اتهامات تبرئه کنم ...
خيانت باعث ميشه تمام نزديکان و اقوامت اعدام بشند
... اعليحضرت يک يگان سرباز اعزام کرده
.تا به روستاي "تائو يوان" برند و حکم اعدام رو اجرا کنند ...
ها ها ها ها
ها ها ها ها
...امپراطور قبلي که توي آسموني شاهدي که
من، "هي ينگ" هيچوقت نميتونم بذارم... .مردم بيگناه کشته بشند
.من رو به خاطر بي احتراميم ببخش
و اينجوري بود که اونا در برف دفن شدند
چيزي رو جا ننداختم "ينگ" ؟
"درست مثل "برگشت به آينده
!چاقالو
"به من بگو "اسلندر
... آقاي "اسلندر"، من يکمي گيج شده بودم
و بيشتر از اون چيزي که ... لازم بود خشونت به خرج دادم
ميبخشمت
!"ليو بنگ"
."برات زنگ ميزنم به "ليو بنگ اون حتما ميتونه کمک کنه
منم به پسرش "ليو بي" زنگ ميزنم
من به کي بايد زنگ بزنم؟
به "اندي لائو" زنگ بزن
دخترا داريد منو تنها ميذاريد؟
همينجوري ميذاريد و ميريد؟
... واقعا گناه داره
و تو هم اين همه جا رو نميتوني ... تنهايي استفاده کني
چرا نميذاري بمونه؟
حالت خوبه؟
سرت به جايي خورده؟
يه مرده. چطور ميتونم بذارم بمونه؟
... "آقاي "اسلندر
...صميمانه از مهموننوازيتون تشکر ميکنم...
... ولي داره دير ميشه و ...
.و منم نميخوام وقتتون رو بگيرم ...
...دوشيزه "مي" هميشه
مهربونيتون و شام خوشمزهتون ... .توي خاطرم باقي ميمونه
بدرود
ينگ" همينجوري داري ميري؟"
چطور ميتوني اين تيپي بيرون بري؟
چه تيپي؟
لباسات منظورمه
"کناره بزرگراه" بعد از ظهر
خونتون آيينه نداري؟
سياهي لشگراي احمق
برو به دفتر تلويزيون و دنبال "اپرا" بگرد اگه دنبال کاري
.همم
مرد جوان، يه لحظه بذار باهات صحبت کنم
چي ميخواي؟
No comments yet. Be the first to leave one.