The first 200 lines.
یک نفوذی هست
.در طبقهی سومشون - .برنامه ریزی -
.میگن چندساله که داره به پاپ اطلاعات میده
به اطلاعات این مرد اعتماد داری؟
.تاحالا اشتباه نکرده
اگه سایه واقعی باشه
!همهچیز در خطرـه
،اونا یک پست ساختن
،یک پست مهم
.در حد مدیریت
.بستهت رو پیدا کردم
.ممنون برای اطلاعات
.ما میتونیم به همدیگه کمک کنیم
.اداره منو تحت نظر داره
!اما تورو نه
ایان چی؟
.ازش فاصله بگیر
.متاسفم
.بابت اتفاقی که برای اونیکیت افتاد
برام مهمی
و هیچقوت اجازه نمیدم .کسی بهت صدمه بزنه
برای لمبرت بسته جابجا میکنی؟
به مکانهای مشخص؟
.آدرس رو میخوام، ادگار
.یک عمارت در پاتسدم
.سلام
میشه از ما عکس بگیری؟
..خب
این دکمه سفید رو نگهدار .تا چندتا عکس پشت هم بگیره
باشه؟ - !سردمه -
.خوبه. خوبه
.خوابم نمیبرد
اگه شناسایی میشدی چی؟
.فقط میخواستم ببینم
و؟
نظرت چیه؟
.کثافتـه
.همهشون لایق مرگ هستن
ترجمه و زیرنویس از سـجاد مـارول
.گمرکـیها
چرا همیشه گمرک به انحراف کشیده میشه؟
"بهترین اثر "پرینس
اما میدونین که اونطرف دیگه زنده نیست؟
حالا فکرمیکنید اگه این آلبوم
میرفت اونطرف چه اتفاقی میافتاد؟
...ایان، لطفاَ
ما مسئول حراست
از مهمترین راز
.در تاریخ بشریت هستیم
.من ورشکسته شدم
.بچهم مریضـه
.جوی
فکرمیکنی خانوادهی تو برام مهمه؟
.دستورالعمل اینطوریه
!نه! توروخدا
،دستورالعمل رو زیرپا بذاری !زیرپا گذاشته میشی
..سلام، بله
.بله، اینجاست
.مکسـه
بله؟
ادگار برنت رو یادته؟
کارمند سفارت که مکالماتشو شنود میکردیم؟
زیاد با دوستدخترش حرف میزد؟
آره، چی شده؟
.امشب با یکی تماس گرفت
ناله میکرد که امیلی .برای گرفتن یک آدرس خفتش کرده
آدرس؟ - .با هاوارد سیلک بوده -
میخوای باهاشون چیکارکنیم؟
.اتاق سیاه. سه ماه
!نه! ایان !لطفا اینکارو نکن
.هاوارد، باشد که همیشه راهت به خانه را پیدا کنی تولدت مبارک. 1993 .با عشق، امیلی
پیداش نشد..
.نمیتونم اینطوری کارکنم
.هرطوری دلش بخواد میاد و میره
.قابل قبول نیست
جناب مدیر، گوشتون با منه؟
!چند روزه که نیومده
کی؟ - .هاوارد سیلک -
بخاطر اینکه
.کار من سبکتر بشه یکی رو کمک فرستادین
باید شکایت کنم؟ - چی؟ -
باید بابت هاوارد سیلک شکایت کنم؟
!نه! نه! نکن
.خودم بهش رسیدگی میکنم
.ممنون
.میرم بیرون - قرار ساعت دو چی میشه؟ -
!زندهای !ببخشید، اما مطمئن نبودم
.سرم شلوغ بود
جستجوی داخلی چطور پیش میره؟
!خیلی عالی
،توی قسمت برنامه ریزی یک نفوذی هست .صد درصد
.با یک منبع صحبت کردیم
!نه بابا میدونی کدوم قسمت؟
،نه، آلدریچ فعلا دنبالشـه
و اگه همینطور نیای سرکار
.سراغ تو هم میاد
همینرو میخوای؟
این چیه؟
.چیزی که امیلی روش کار میکرد
،اسناد داخلی دزدیده شده از قسمت شما
.رفته به اونطرف
.این کد بخش منه - .بله، همینطوره -
این اسناد از بخش من دزدیده شده؟
.آره، همونطور که گفتم نفوذی دارین
و کی میخواستی اینارو به من نشون بدی؟
الان چطوره؟
بالدوین چی؟
،بالدوین رو پیدا میکنیم .این مهمتره
تو بفهم اینا از طرف کی فرستاده شده
.منم بقیه رو میگردم
.من توی هتل ولکات هستم
.دیگه یک دقیقه هم توی اون اداره نمیمونم
میدونی امروز تولدمه؟
.امشب قراره شام مهمونی باشه
..دوستان، همکاران
.کی میدونه؟ شاید این نفوذی هم دعوت باشه
.آره
.به اون نوشتهها هم یک نگاهی بنداز
نگران نباش .من کار خودم رو انجام میدم
.تو کار خودت رو بکن
حالت چطوره دوست من؟
خوبم. تو چطوری؟
.همه چیز خوبه
.بله - .بشین -
.ممنون
.قهوه
همیشگی؟ - .بله -
.قهوه تلخ لطفاَ
هنوز پودینگ فندق سرو میکنید؟
.اجازه بدین ببینم امروز داریم
بهترین پودینگ برلین رو داره اینطور فکرنمیکنی؟
.خودشون فندق رو بو میدن
.همیشه توجه به جزئیات مهمه
..کمی عجیبه
.ایندفعه چرت و پرت نمیگه
.شاید مرخصی گرفته
اخبار خوب رو شنیدی، هاوارد؟
.لیبر
.دکتر میگه زانوش نیاز به پلاتین نداره
تاآخر عمرش باید شل بزنه .اما دیگه عمل نمیخواد
هیچوقت ازش عذرخواهی نکردی، درسته؟
.فکرنکنم هاوارد برای کاری که کرده متاسف باشه
.اما شخصی برداشت نکن
!برای همه دیوسبازی درمیاره
تا اینجا دنبالم کردی که روی سرم خراب بشی؟
.میخوام راجب ادگاربرنت، پیکـه صحبت کنم
پشت تلفن ناله میکرده که تو و امیلی
.برای یک آدرس خفتش کردین
شما دوتا دنبال چی هستین؟
.شاید باید با امیلی حرف بزنی
.نه، هاوارد
بالاخره من و تو یک گفتگو .درست و حسابی خواهیم داشت
میشه ببریم؟
.ایان گفت میخوای برگردی سرکار
!میدونی که چه بیمار حرف گوشنکنی هستم
.بدون شکر، ممنون
از کی اینطور میخوری؟ - .تحقیقات جدیدی انجام شده -
کلسترول بالای خون
.تقصیر شکرـه
.از پدر به ارث بردم
این تنها چیزیه که
.قراره از پدرت به ارث ببری
اخیراَ باهات عجیب نشده؟
..خب
..اخیرا کمی
.احساس نگرانی از خودش نشون داده
.لعنتی! مامان
وقتی بالاخره تصمیم گزفتی ترکش کنی
انگار هرمسئولیتی که
برای نگرانی بابت پدرم داشتم .از روی دوشم برداشته شد
،الان هم باورم نمیشه که میخوام اینو بگم
!اما نگرانش هستم
.دیروز رفتم دیدنش
از چی حرف زدین؟
.همهچی
من درد دل کردم .اونم گوش داد
!انگار واقعاَ زندگیم براش مهم بود
شاید واقعاَ میخواد جبران مافات کنه؟
.نباید زیاد بهش دل خوش کنی
مامان، خیلی وقت پیش به خودم قول دادم
.دیگه بهش فرصتی ندم که ناامیدم کنه
.آره. پای قولت بمون
.دیر یا زود، برمیگرده به حالت قبلیش
جسد فرد غریبهای در مسافر خانهای
.در خیابان کارل مارکس پیدا شده
.قربانی تعداد زیادی چاقو خورده
،هنوز مظنونی دستگیر نشده
اما شاهدین ادعا میکنند که زنی سفید پوست
.و بیست ساله محل جرم رو ترک کرده
پلیس در جستجوی محل حادثه است
و میخواهند انگیزهای .برای قتل این مرد پیدا کنند
با مرگ مرموز نادیا
.میدونم سوالات زیادی هست
شک دارم که بفهمیم
.نادیا در همچین صحنهی خشنی چیکار میکرده
.اما برای فهمیدن جزئیات مرگش اینجا نیستیم
.بلکه برای احترام به اوست که اینجاییم
در این لحظه میخوام دعوت کنم از هرکسی که
.میخواد خاطراتش با مرحومه رو تعریف کنه
هیچکس نیست؟
No comments yet. Be the first to leave one.