The first 200 lines.
شب بخیر
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
ما قبلا این گفتگو رو داشتیم ...این فقط
می فهمی؟ نه
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
شب بخیر
8-9-2-1-8
سلام جان
لوسی؟
میدونم نه تولده نه سالگرده
من یک کمک بزرگ ازت میخوام
چقدر بزرگ؟
خیلی بزرگ که باعث میشه ...خونه رو ترک کنی
و سوار تاکسی بشی که برات فرستادم
تاکسی؟
تاکسی بیرون خونه منه
لوسی ؛ چرا یه تاکسی بیرون خونه منه؟
چون من تو رو از شش سالگی می شناسم
پنج و چهار ماه
یعنی خیلی خوب میدونم که این تنها راهیه که تو رو بدست بیارم
اگه بخوای مسافت ۱۴۰ مایلی تا کمبریج رو طی کنی باید یک تاکسی برات بفرستم
و بعد به طرز آزاردهنده ای از گفتن دلیلش پشت تلفن اجتناب می کنم
...چی؟ نه
این مسخره است ...لوسی ؛ من نمی تونم
من هر چی که داری برای شام آماده می کنی خودم برات میارم
...با توجه به اینکه یکشنبه است ؛ فکر کنم
داری پاستا درست می کنی
کربنارا
جان...نه
...لوسی ؛ من نمی تونم
لطفا
به زودی می بینمت
جان تیلور؟
بله
سلام من کریس هستم
کمبریج بودی ؛ آره؟
رانندگی طولانی در پیش داریم
تو از اون آدمایی هستی که دوست داری حرف بزنی؟
یا میخوای فقط به رادیو گوش کنی؟
رادیو روشنه
میتونی لطفا خاموشش کنی؟
روی ماشین جدید بابات گل نریز
بابا کجاست؟
بهش گفتند به دفتر بیاد
دوباره
اما بعد از اون برای کریسمس و سال نو مرخصی گرفته
چرا اینقدر کثیف شدی؟
پینتبال
خب پس چرا جیمز کثیف نیست
چون اون عمدا به خودش فشاری نیاورد
سلام
من الویس پرسلی هستم از طراحان پازل
دیدی؟ تو از یک سفر با تاکسی جون سالم به در بردی ؛ آفرین
هنری
اتاق خواب یدکی کاملا آماده است
سه تا بالش داره ؛ همونطور که دوست داشتی
خدای من ؛ تو سبک سفر می کنی
آره ؛ خب زمان جمع آوری وسایلم یجورایی محدود بود
واقعا خوشحالم که می بینمت جان
سلام عمو جان
هنری
تو بزرگتر شدی
آره خب نوجوونا تو یک سال هم رشد می کنند
شام ده دقیقه دیگه آماده است
یا پنج دقیقه دیگه اگه تو چیدن میز کمک کنید
تو برو
درسته ؛ حالا کیفت رو انداختی شاید قدم بعدی این باشه
که کتت رو دربیاری
جیمز کجاست؟
بابا رفته داره روی یک پرونده کار می کنه
لوسی ؛ این کارها برای چیه؟
شاید بعد از شام حرف بزنیم
من فکر می کنم بهتره الان بدونم
بیخیال جان ؛ پس کی میخوای احساس راحتی کنی؟
و قبل از اینکه بپرسی باید بگم هیچ کدوم اونا رو نفروختم
و آره ؛ هنوز هم تو کار عروسی های بی پایان و بچه ها هستم
و نه ؛ من قطعا از نظر هنری راضی نیستم
درواقع قرار نبود هیچکدوم از اینا رو ازت بپرسم
...جان ؛ من به کمکت نیاز دارم
هنری درباره اینجا چرا اینجا هستی چیزی نمی دونه
من بهش گفتم که برای یک کار به همایش رفتی
پس ماجرا یک کنوانسیون پازله؟
آره ؛ نه ؛ نمی دونم باید بهش چیزی می گفتم
...شاید
شاید باید بشینی
نگران نباش ؛ کزاز نمی گیری
پس ؛ از چندماه پیش شروع شد
جیمز تو این پرونده یا پرونده های دیگه بود واقعا نمی دونم
من نپرسیدم هرگز نپرسیدم
مثل یک قانون نانوشته بود
میدونی ؛ برادرت همینطوری روزش رو می گذروند
در یک صحنه قتل وحشتناک یا صحنه های دیگه بود
...اما وقتی به خونه پیش ما اومد
دیگه خبری از بازرس تیلور نبود
و اون فقط جیمز بود
جیمز ما
لوسی ؛ چرا داری درباره گذشته ها حرف میزنی؟
متوجه نشدم داشتم درباره گذشته حرف میزدم
...خب شاید برای اینه که
...در دو ماه گذشته
جیمز اون آدم همیشگی که به خونه میومد نبود
منظورت چیه؟
یعنی عوض شد یا نظرش رو درباره چیزی تغییر داد
به سختی ارتباط برقرار می کرد و بیشتر تو خودش بود
تا وقتی بالا میومد من خواب بودم
و زمانی که از خواب بیدار می شدم اون رفته بود
...تا سه شب پیش
وقتی که اصلا به خونه نیومد
...و روز بعد ؛ من
اینو دریافت کردم ؛ از اونه
B-A-R
بعد از خوندن بسوزونش
قشنگه مگه نه؟ یادته وقتی بچه بودیم
ما سه نفری اون یادداشت ها رو از حصار رد می کردیم؟
سربازرس شاو؟
رئیس اونه این استعفانامه است
جان مامبلز
اینا چه معنایی دارند؟
خب دقیقا همون چیزیه که میگه
فهرستی از دستورالعمل هاست
پس نامه استعفا رو پست کن و بعد با هنری تماس بگیر و فقط برو
منظورم اینه همونطور که می بینی اون نیازی به گفتن دلیلش به من احساس نمی کنه
یا جایی که قراره بریم فقط باید کاری رو انجام بدیم
و اینکه اگه کسی از دپارتمانش
...سعی کرد باهام تماس بگیره ؛ بعد من
باهاشون حرف نزنی و باهاشون ملاقات نکنی
حرفشون رو باور نکنی
همینه
حالا ؛ چیزی درباره این نامه برات عجیب به نظر میرسه؟
بله
همه چیز
این ترسناک ترین چیزیه که تو تمام عمرم خوندم
نه جان ؛ منظورم این نیست
یعنی...ببین جان ؛ تو منو می شناسی
درواقع تنها کسی هستی که منو بهتر از اون می شناسی
هر کدوم از شما انتظار دارید که من این نامه رو بخونم و بعد برم
میدونم ؛ کاری رو که بهم گفته شده باید انجام بدم و دیگه بهش فکر نکنم
الکی دارم وقت تلف می کنم؟
حتی از راه دور شبیه من نیست؟
الان نه ؛ اینطور نیست و اون ماجرا رو میدونه
که کمک بزرگی بهم می کنه
...لوسی ؛ مطمئن نیستم
...فقط
باشه ؛ بعد من به دفتر اون رفتم و سراغ سرنخ بودم تا چیزی پیدا کنم
اون ممکنه مشغول کار بوده باشه و هیچ چیزی اونجا نبود
اون به مدت دوماهه که اونجا مخفی شده چیزی برای نشون دادن نداره
حالا یا پرونده یا دفترچه نارنجی رنگش رو با خودش برده
یا تو اون یکی دفترشه
اونی که تو کلانتری بود
حالا من نمی تونم بهش دسترسی داشته باشم
درواقع تنها کسی که بهش دسترسی داره جیمزه
...یا
کسی که خیلی شبیه اونه
نه
جان استامرز
چیزی نیست ؛ آسونه فقط میری داخل و میای بیرون
...تو؟
نه ؛ البته که نه
من اونجا بودم ؛ نقشه رو میدونم
تو مجبور نیستی با کسی صحبت کنی ؛ واقعا؟
و اگه باهام صحبت کنند چی؟ خب ؛ فقط حرفای معمولی بزن
فقط به راه رفتن ادامه بده منظورت از حرف معمولی چیه؟
صحبت های معمولی منو شنیدی
در حال حاضر تقریبا به همون خوبیه که هست
ببین ؛ من اکثر همکاراش رو می شناسم
منظورم اینه که میتونم شرایط تو رو به اندازه کافی به اونا توضیح بدم
تا بتونی یک بازدید کوتاه از دفتر اون داشته باشی
فقط بری و برگردی
لوسی ؛ تمومش کن
این غیرقانونیه
جیمز بدون دلیل خانواده اش رو رها نمی کنه
اون میدونه چه حسی داره
اگه اون همه چیز رو بهت نمیگه
برای اینه که اون سعی می کنه تو رو در امان نگه داره
واقعا؟
تو نمی فهمی
این نامه ای نیست که یک شوهر بیست ساله برای همسرش بفرسته
مهم نیست چقدر سعی داره ازم محافظت کنه
هیچ موضوع شخصی اونجا نیست
هیچ آسایشی نیست
هیچ احساسی نیست
...بیشتر شبیه حرفیه که
درسته
شاید من نباید تو رو درگیر می کردم
...نمی دونم ؛ باید
دوستت دارم
همیشه دارم
من دوستت دارم
آکروستیکه
همون رمزی که تو بچگی ازش استفاده می کردیم
پس این همون چیزیه که هر بچه ای یاد می گیره
درسته
درسته ؛ آره ؛ چی؟
حرف اول هر جمله
فقط میرم داخل و میام بیرون ؛ درسته؟
ممنونم
ممنون جان
ممنونم
این چطوره؟
آره ؛ تو شبیهش شدی
No comments yet. Be the first to leave one.