The first 200 lines.
!هي
شما بچه ها چيکار ميکنين؟
چيه؟
موري-رين
اينا بچه هايِ کيـَن؟
اين بچه هاي لوس کار خيلي زشتي کردن
بچه لوس؟
همه اينا بچه هاي تو هستن,موري-رين؟
!کاتسوزو!ران مارو!بومارو !ريکيمارو!سِنمارو
!معذرت ميخوام
اون خيلي شبيه"ماروس"نيست؟
اين يکي اسمش چيه موري-کان؟
اين بوماروئه
!من کيماروـَم
او-اون ريکيماروـست
!وايسين!ساکت
موري-رين,تو يه پدر بزرگ تو دوره جنگ هاي ايالتي هستي
کار خيلي سختيه,مگه نه؟
اين سروصدا براي چيه؟
ببخشيد
الان شبيه مَردا شدي,کله خر
واقعا؟
هاا؟؟؟
سرورم
مراسم تجليل شما براي اتحاد با ماتسودايرا موتوياسو-دونو در حال شروع شدنه
لطفا آماده بشين
بايد بازم اون لباسُ بپوشم؟
نوبوناگا-ساما,من صميمانه بخاطر همکاريم با ايماگاوا
تو جنگ اخير ازتون عذرخواهي ميکنم
از اين به بعد,توکوگاوا ايه ياسو
در تمام شرايط در خدمت شماست,نوبوناگا-ساما
توکوگاوا ايه ياسو؟
اووم,من کلمه "موتو" رو از ماتسودايارا موتوياسوِ اهل
ايماگاوا يوشيموتو-دونو حذف کردم
ميخوام از اين فرصت استفاده کنمُ اسممُ به توکوگاوا ايه ياسو عوض کنم
واقعا؟
تو توکوگاوا ايه ياسو هستي؟
!محشره
محشره؟
همگي
اين پسر تاريخُ زيرُ رو ميکنه چشم ازش برندارين
اووم,شما خيلي تحويلم ميگيرين
من و پيت واير هردومون خوب ميشناسيمت
تو در آينده کاري ميکني که همه تو اين کشور
ميشناسنت
جديداً,من خيلي درگير مسائل زنها شدم
... پاهاشون
... گردنشون
... سينه هاشون
اين روزا خيلي دارم به زنها فک ميکنم
از اين ميترسم که به يه زن تبديل بشم
حتي نميتونم شبا بخوابم
فکراي احمقانه
!به هر حال
چته؟
اگه شما نوبوناگا-ساما همچين نظری راجب من
توکوگاوا ايه ياسو دارين
يه برگ جديد تو زندگيم رقم ميخوره تا اوني که شما ميخواين بشم
خوبه
!موفق باشي
تو حتما تو تاریخ آدم مشهوری میشی
شما خیلی ازم تعریف میکنین
!تا آخر عمرم بهتون خدمت میکنم
...نمیدونم اون چیکار میکنه
ایه یاسو-کان چیکار میکنه؟
ها؟؟؟
کتاب راهنمام گم شده
خیلی وقته ندیدمت,داداش
دا..داداش؟
سرورم,قرارداد اتحادمون بسته شد
...اوییچی-ساما
کِی رسیدین؟
همين الان
آهان
اين دختره کيه؟
خواهر کوچیکترتون,اوییچی-ساما که تو قلعه شوباتو زندگی میکنه
خواهر کوچیکتر؟
!جان من؟
!همیشه دلم میخواست خواهر کوچیکتر داشته باشم
"هی,یه بار دیگه بهم بگو "داداش
داداش
عاشقم
باورم نمیشه
خیلی خوشحال شدی
آره,خوب,یکم تغییر کردم
ولی من این مدل خوشحالتُ ترجیح میدم
خوشحالم اینُ میشنوم
داداش,این چیه؟
حالا نوبت منه
به نظر میاد تو خواستی اون بیاد اینجا,تسونیوکی
بله
فک کردم اوییچی-ساما خوشحال میشه سرورمونُ تو این شرایط ببینه
تو اوییچی رو خوب میشناسی
!بله
نه,خیلی خوب
من فقط میخوام
!بگیر
اوییچی-ساما همیشه لبخند رو لبش باشه
همش همینه
!بگیرش
خیلی خوبه.بالاتر بنداز
میفهمم
!داداش,معذرت میخوام
اشکال نداره.میرم میارمش
بفرمائید
اون محشر بود
مث میمون هستی
من کارگر اصطبل,کینوشیتا توکیچیرو هستم
آفرین میمون خوب مراقب اسبها باش
بخاطر توپ ممنون
نوبوناگا-ساما
این اولین بارمه
ولی شما اولین جنگُ یادتون میاد نوبوناگا-ساما؟
اولین جنگ؟
اولین بار که جنگیدم؟
اولین بار شما سربازاتونُ برای یه حمله سراسری به یه روستا هدایت کردین؟
یادتونه
بعدش چیکار کردین
نوبوناگا-ساما؟
من چیکار کردم؟
یادم نمیاد
هیچی یادم نمیاد
بخاطر توپ ممنون
...آخه من که اون نیستم
یادت نمیاد؟
!دِنجیرو!فرار کن
!زود باش فرار کن
چطور جرات میکنی؟
هی,اولین بار کِی رفتم جنگ؟
وقتی 13 سالتون بود
!13سال؟
اون اولین سال دبیرستانه
!هنوز بچه بودم
ما تو 13 سالگی مَرد شدیم
شما یه آدم بالغُ فهمیده بودین
...یعنی که
بعضی از بچه های تو الان تقریبا... آماده رفتن به جنگَن,موری-رین؟
البته
رفتن به میدون جنگ برای بچه ها خطرناکه
واقعا باید کنترل کشورُ بدست بگیرمُ این جنگها رو تموم کنم
اینجوری دیگه بچه ها نمیرن بجنگن
بله,درک میکنم
ولی
ولی چطوری باید کنترل کشورُ بدست بگیرم؟
اول باید برین به پایتخت امپراطوری
کیوتو" منظورته؟"
خُب بیاین بریم
ولی برای اینکار باید از خاک دشمن عبور کنیم
برای شروع,از مینو باید بریم
مینو,ها؟؟؟
...یعنی یوشیتاتسو-سان
تو حاضری بذاری مردم اُدا نابود بشن؟
سایتو یوشیتاتسو مُرده
!یوشیتاتسو-سان مُرده؟
الان جانشین یوشیتاتسو,سایتو تاتسوکی حاکم مینو شده
پس بیاین از تاتسوکی-کان خواهش کنیم بذاره از خاکشون رد بشیم
غیر ممکنه
تاتسوکی هم مثل برادر بزرگترش تند مزاجه
ارتباط برقرار کردن با اون کار ساده ای نیست
و با وجود اون مَرد تو مینو این غیر ممکنه
اون مرد؟
بله
یه متخصص فنون جنگی,تاکِناکا هانبِیی
هانبِیی
!ایست
تو کی هستی؟
درخواست ملاقات با اُدا نوبوناگا-ساما رو دارم
تاکِناکا هانبِیی که استراتژیست نابغه ـَست
کسی که میگن به اندازه یه لشگر 100 هزار نفری قدرتمنده
اونا میگن مینو بخاطر داشتن همچین متخصص جنگی شکست ناپذیر شده
نمیتونین خیلی مراقبش باشین
واقعا مرد باهوشیه
من واقعا حریف یه همچین آدمی هستم؟
واقعا که؟
...شاید مثل فوتبالِ
فوتبال"؟"
بیاین اونُ بیاریم تو تیم خودمون
باید هر کاری بکنیم تا هانبِیی-سان یکی از ما بشه,درسته؟
به نظرم غیر ممکنه
شدنیه
ما چیزی برای از دست دادن نداری پس بیاین ازش خواهش کنیم
هانِیی همیشه حس وظیفه شناسی بالایی داشته
هیچ راهی وجود نداره که اون سمت شما بیاد
همیشه؟
تو میشناسیش؟
وقتی مینو زندگی میکردم اکثراً با هم بازی میکردیم
ولی اگه ازش خواهش کنیم شاید یهویی نظرش عوض بشه
!"نظرش عوض بشه"
خیلی آدم ساده ای هستی؟
به کی میگی ساده؟
چرا برای یه بار هم که شده کَله ـتُ به کار نمیندازی؟
تو همیشه به حرفای من ایراد !میگیریُ هیچ وقت ازم تعریف نمیکنی
چیکار کردی که ازت تعریف کنم؟
ببخشید
یکی اومده اینجا و درخواست ملاقات با شما رو داره,سرورم
!کیه؟
راستش
تاکِناکا هانبِیی-دونو
هانبِیی؟
باعث افتخاره که اجازه شرفیابی پیدا کردم
No comments yet. Be the first to leave one.